✅همنشينى خدا با انسان
🔶استاد علی صفایی حائری:
«انا جليس من ذكرنى»،«يا جليس الذاكرين»،«يا انيس الذاكرين» . گاهى مىخواهيد با كسى حرف بزنيد، مىبينيد مىرود و محل نمىگذارد. من خودم هم زياد مبتلا شدهام و هم مبتلا كردهام؛ يعنى طرف مىخواهد حرفش را بزند، فرصتى مىخواهد، اما تو نمىايستى! حتى او توقف مىكند، مىبيند رفتهاى، در حالى كه خدا مىنشيند. خدا جليس است.با تو مىايستد.
«يا جليس الذاكرين» . همين كه تو او را به ياد مىآورى و مىفهمى خدايى هم هست و مىفهمى منهاى همۀ اين درهايى كه زدهاى و بنبستهايى كه ديدهاى و باختهايى كه دادهاى، منهاى همه اينها، او هم هست. همين كه او رابه ياد مىآورى ، او با دل تو مىنشيند. جليس الذاكرين است. اين كلمه خيلى شيرين است!وحشتها، ترسها، ضعفها، تنهايىها زياد و سنگين است، ولى وقتى حس كردى و به هر دليلى به ياد او افتادى؛ به خاطر گرفتارىهايت يا به خاطر ضربههايى كه خوردى يا تعقلى كه كردى و يا شبى تجربهاى كردى و عبرتى گرفتى، سنجيدى و به دليل هر كدام از عوامل معرفتى يا تجربه و عبرت تو، از تجربۀ ديگران بهرهبردارى كردن تو، تعقل تو، سنجيدنت، جمع بندى كردن از موجوديت، اگر او را به هر طريقى به ياد آورى، او با تو مىنشيند، رها نمىكند و تو را تنها نمىگذارد. انيس است.
📚 #خط_انتقال_معارف ص۱۳۶
🌿 @einsad
✅کسانی که راه آيندهى خود را از اين و آن و از دهانهاى باز و چشمهاى بسته مىگيرند...
🔶استاد علی صفایی حائری:
دختر خوبم💚! خيال نكن كه اين همه لطافت و خبرگى، آسان به دست بيايد؛ كه در اين دنياى درد و رنج،برداشتن يك مشت گندم از زمين، كاويدن و كاشتن و برداشتن و سرما و گرما چشيدن مىخواهد.
⁉️ پس چگونه مىتوان بدون رنج و دقت،به اين همه برداشت و اين همه لطافت رسيد.❓
❌كسانى كه در بند حرفها هستند و شغل آينده و همسر آينده و راه آيندهى خود را از اين و آن و از دهانهاى باز و چشمهاى بسته مىگيرند، چگونه مىخواهند به حسنات و صالحات دست بيابند! و چگونه مىخواهند بدون علم و عقل و حلم ،به حاصلى چشمگير نايل شوند! ⁉️
🔍علم به آنچه كه شده و آنچه كه انجام نشده و بايد انجام بشود.
🔍علم به نقطه ضعفهاى خود و دقّت و بيدارى دشمن، كه تا چه حد به اين ضعفها آگاه شده.
🔍علم به طرحها و كارهاى دشمن و نقطه ضعفهاى او.
❎اين علم و آگاهى،براى هر كارى كه مىخواهى انجام بدهى، لازم است. تو مىتوانى بدون اين وسعت نظر و بدون اين طرح و بدون اين آگاهى و بصيرت، رشتهاى را انتخاب كنى و به خياطى و گلدوزى و يا خانهدارى و همسردارى و يا پزشكى و مهندسى و يا معلّمى و تربيت مشغول شوى و در هر چه كه پيش آمد و اتفاق افتاد، آرام بگيرى.
👈ولى گاهى حساب مىكنى كه تو در جامعهاى هستى، در كشورى هستى و اين كشور نيازها دارد و منافع و امكانات چشمگير و وسوسهانگيز دارد. و اين امكانات، قدرتها و ابرقدرتها را وسوسه مىكند و به دوستى و دشمنى مىكشاند.
📛دوستى آنها بهخاطر دست يافتن است و دشمنى آنها بهخاطر شكستن موانع. پس تو نمىتوانى در اين جامعهى مرتبط و كشتى بزرگ،بىحساب و كتاب از دوستىها و دشمنىها و نقطه ضعفهاى خود و دشمن خود اقدام كنى؛ چون كسى كه بىحساب به آب مىزند، غرق مىشود و نصيب گردابها مىگردد؛ چون خوبىهايش در جاى خود نمىنشيند.
🔥درست مثل اينكه تو يك انبار بنزين را، همينطور آتش بزنى، كه انفجار و حرارت دارد، امّا حركت و حاصلى ندارد. ولى چند قطره بنزين، اگر در جاى خود سوخت، كارساز و مفيد خواهد بود.
📚 #نامه_های_بلوغ ص۱۶۶
🌿 @einsad
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
استاد رنجبر: بی تعلقی به دنیا ، از ویژگی های اصلی مرحوم #علی_صفایی
@einsad
صوت مراسم امشب به محض اینکه به دستمان برسد در کانال بارگزاری می شود...
استاد علی صفایی حائری
سخنرانی استاد سید مهدی میراحمدی از شاگردان مرحوم استاد علی صفایی حائری با موضوع شیوهی تحلیل و موضع
توصیه ی استاد میراحمدی در پایان سخنرانی:
بیانیه ی گام دوم انقلاب را بخوانید و
نوشته ی استاد صفایی با عنوان "پاسخ به نهضت آزادی" را هم بخوانید.
در مقایسه ی این دو نوشته، متوجه میزان انقلابی بودن مرحوم استاد خواهید شد...
@einsad
📚 خرید نسخه الکترونیک کتب استاد علی صفایی حائری از فراکتاب 👇
http://www.faraketab.ir/person/1551/علی-صفائی-حائری-عص
✅ از خاطرات زيارت امام #رضا علیهالسلام
📚 مشهور آسمان(خاطراتی از استاد علی صفایی حائری)
بخش زيبايى از حيات طيبه او به سفرهاى #مشهد تعلق دارد. چرا كه پايان ماه و اول ماه بعد خود را به مشهد مىرساند.
مىگفت: اگر جسم با دو روز حمام نرفتن بو مىگيرد، روح با يك نيت بد سياه و كدر مىشود. به همين خاطر به امام رضا(ع) پناه مىبرد. كه در زيارت يكشنبه حضرت زهرا(ع) آمده است: «انا قد طهرنا بولايتهم»؛ ما با ولايت آنان تطهير مىشويم.
مىگفت: زيارت امام رضا(ع) مثل حمام است. و با اين نياز به درگاه امام(ع) مىشتافت.
روزى يكى از مريدان مشهدى گفته بود: بياييد منزل ما خالى است. ايشان از آدرس خانه آن جوان پرسيد و پاسخ شنيد كه مثلا: نخ ريسى! فرمود: دور است. من جايى دور و بر حرم مىخواهم. پرسيدند: چرا اينقدر نزديك؟ فرمود: آخر آلودهها لب حوض مىنشينند!
آن قدر يقين به رافت و دست گشايشگر آقا داشت كه وقتى گدايى در نزديكى حرم امام رضا(ع) از او چيزى خواست، با آن همه دست و دلبازى محل نگذاشت و اعتنايى به او نكرد.. و وقتى اصرار فقير را ديد، فرمود: بىسليقهاى! آدم در كنار دريا از يك پيت حلبى آب نمىخواهد!
🌿 @einsad