هدایت شده از تبلیغات انصار💛
#ایشون_آقا_فرهانن👆👆👆
- میتونم #بغلت کنم؟!
خودش از جملهایکه #کنار #گوشم ساعت دوازده شب گفت متعجب شد، چه برسه به من خوابآلودی که لحظاتی رو تو شوک، خیرهاش بودم_تو حالت خوبه فرهان؟ الان مگه نباید با#عروست باشی؟ نگاهش بند همین چند تار موی فر فراری از شالم شدو#بی#طاقت برگشت و با دو قدم بلند خودش رو به من رسونده و تن نحیفم رو طوری میون #بازوهاش گرفت که نفس هر دومون، برای چند لحظه حبس شد#لبهاشوبه#سرم چسبوند و با چشم بسته،نفس عمیق کشید._زخم نزن لیلی#شب #عروسیش تو خونه ی من بود- فرهان...- هیشششش.... فقط چند لحظه تنم میلرزید #بوسهای به #شانهی #دردناکم زد و حلقهی دستای قدرتمندش رو #تنگترکرد که باصدای داد#عروس..
https://eitaa.com/joinchat/3259629617Cf3bf270daa