گویا هفت "سین" همه اش #تُ ست...
"سینه ای" مملو از دوست داشتنت،
"سرزمین قلبم" که شده تسخیرِ زلفِ خمَت،
"سراپا" ایستاده ام برایِ بوسه ای آرام بر پیشانی ات،
"ساغرِ" لبانت به مثالِ باده ای ناب در طعم،
"سودایِ "به سر داشتنت که خیالِ همه کس را ز سرم می رانَد،
"سیمایِ" پر مهرت که هنگامه ی لبخند، به دلبرانه ترین قاب بَدل خواهد شد
و سینِ آخر خلاصه ی یک عمر...
آن هم روزگار قبل از #تُ که لحظه لحظه ی زندگانیام
"سوخت،سوخت،سوخت..."
#عماد_شجاعت
┅┄✶........❤........✶┄┅
💞.............ℒℴνℯ...........💞