eitaa logo
اخبات
176 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
996 ویدیو
46 فایل
راه ارتباطی: @m_karimi_sh مرور بیانات حضرت الله، انبیاء، ائمه، اولیاء و صد البته ولایت فقیه
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم! 📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر) تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم. ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. - خب برو ببین خدا کیه! - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد. - حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. - میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم. مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!». پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم». شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد. پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم». نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد. تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟» حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است. 📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر) @haerishirazi
♨️ رهبر معظم انقلاب: «جهاد تبیین» یک فریضۀ و است و هر کسی که میتواند [باید اقدام کند]. 🟩 مجموعۀ دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله حائری شیرازی (ره) مرتبط با هیچگونه بودجۀ دولتی نیست و فعالیت‌های آن (اعم از تدوین کتب، فعالیت‌های مجازی و ...)، وابستگی زیادی به کمک‌های مردم و خیّرین دارد. کمک‌های مالی شما عزیزان، چراغ نشر معارف و حکمت‌های دینی را روشن نگه داشته و ان شاء الله در ثواب عظیم آن هم شریک خواهید بود. شماره کارت: (روی شماره بزنید کپی می‌شود): 📎
6037997750003379
📎
6037997750013642
شمارۀ شبا: 📎
IR490170000000110624235009
📌 اگر مشکلی در واریز داشتید به ادمین (@haeri1395) پیام بدهید. 📌 شرکت در طرح انفاق مستمر فرهنگی (توضیحات طرح) @haerishirazi
. 🔸 شهید حاج قاسم سلیمانی 🔸 💎 بعید است صد سال دیگر هم کسی مثل آیت الله حائری شیرازی بیاید! 💎 این آیت‌الله حائری شیرازی، من فکر نمی‌کنم حوزه علمیه صد سال دیگر هم بتواند مثل این [شخص] را متولد کند. یک دانه است! یک وقت یکی از محافظان ایشان تعریف می‌کرد که ایشان به ما گفت: «سه تا لباس کارگری بگیر و بیار و به کسی هم نگو». سه تا لباس کارگری گرفتیم و آمدیم و با آیت الله حائری و یک نفر دیگر رفتیم سرِ میدان! یک ماشین آمد و گفت: «من شما دو تا جوان را می‌خواهم، اما این پیرمرد به درد من نمیخورد». گفت: «ما هرسه تایمان باهم هستیم. ما سه تا را بُرد و با هم کارگری کردیم». ایشان (آیت‌الله حائری) اینطور خودشان را شکستند. آدم هرچی بالاتر می‌رود، باید بیشتر خودش را بشکند. هرقدر خودش را شکست، بالاتر می‌رود. اگر باد کرد، می‌ماند. خیلی باید مراقبت کرد. اگر انسان مقام معنوی پیدا کند، باید کاملا از آن مراقبت کند. ✨ (بیانات شهید سلیمانی در منزل شهید لنگری‌زاده؛ کرمان | آذر ۱۳۹۶ ) ✅ اگر بدنبال حکمت‌های ناب هستید، هم‌اکنون عضو کانال آیت الله حائری شیرازی شوید: eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
«در قرون متوالی، دسته‌های مختلف از علما، تفاسیر به سبک‌های گوناگونی از قرآن کرده‌اند. مثلا فقها تفسیر قرآن را از لحاظ فقهی مورد توجه قرار داده‌اند و آیاتی را که به احکام فقهی اشاره دارد تفسیر کرده‌اند. مثلا ذهن فلاسفه در تفسیر قرآن بیشتر رفته است به مطالب حکمی و فلسفی، سعی کرده‌اند معارف حکمی و فلسفی را در قرآن جستجو و پیدا کنند. عرفا مثلا حقایق عرفانی و ریزه‌کاری‌های عرفانی را در قرآن جستجو کردند و سعی کردند آیاتی را که مناسبتی با این مطالب دارد را پیدا کنند و از آن چیزهایی را به‌دست بیاورند؛ و همین‌طور دسته‌های مختلف. منتهی گاهی این بزرگان -بسیاری از این‌هایی که اشاره کردیم جزو بزرگانند- دچار شدند به یک خطایی در فهم قرآن و معامله با قرآن؛ و آن خطا این است که به‌جای این‌که از قرآن استفاده کنند و مطلب را از قرآن به‌دست بیاورند، آنچه در ذهن‌شان بوده به‌عنوان پیش‌داوری بر قرآن تحمیل کردند. یک چیزی ازطریق فلسفه یا عرفان یا فقه یا حدیث یا کلام فهمیده‌اند و در درک خودشان به یک نتیجه‌ای رسیده‌اند و سعی کرده‌اند این نتیجه را از قرآن به هر قیمتی است به‌دست بیاورند. گاهی مجبور شده‌اند آیات قرآن را حتی از ظواهرش منصرف کنند که به این می‌گویند تفسیر به رأی و چیز بسیار خطرناکی است.» امام خامنه‌ای کتاب تفسیر سوره حمد، ص ۲۲ و ۲۳
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَ تَسْلِيمًا: و چون مؤمنان دسته ‌هاى دشمن را ديدند گفتند اين همان است كه خدا و فرستاده‌‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌‌اش راست گفتند و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود. احزاب/۲۲
هویت شیعه چیست که این‌قدر مقاوم است؟! پاسخش در فرازی زیبا از وصیت‌نامه شهید بهشتی است که متناسب با حال‌وهوای این‌روزهاست: «ما بی‌شناسنامه نیستیم! اهل قنوتیم، ساکن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم. کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده‌ایم و عمری بر شاخه‌ها، مرثیه‌خوان ذبح بنی‌آدم... ما از امتزاج دو ایمان بَدوی روستایی، از تصادم دو عدم ساده به‌وجود آمده‌ایم. با هیچ‌کس هیچ فرقی نداریم و نمازمان را اول وقت می‌خوانیم. ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس، خیمه‌ی دعایی برافراشته‌اند؛ ما ساده‌نشینان کاخ ویرانه فقر و فناییم. پنجره‌هایی که رو به‌سوی افق سبز توکل باز می‌شوند. مثل کتابی در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می‌شویم و دیگران را از خود باخبر می‌کنیم. ما مثل وضو ساده و پاکیم، عین افطار بی‌آلایش و معصومیم، ما را می‌شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد. در هر جنسی جست‌وجو نمود، با هر دردی دریافت! ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر حالت خنجر داریم، و دوستان ما شیران روز و پارسایان شبند، از نوح به بعد تا کربلا و تا هویزه حضور داریم؛ پشت هر سنگی روییده‌ایم، با هر بوته‌ای رسیده‌ایم، بر هر شاخی بر داده‌ایم، ما در این آب و خاک سبز می‌شویم؛ ما بی‌شناسنامه نیستیم!»
وَإِيَّاكَ وَالْاِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ، وَالتَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ؛ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ، وَقَلِيلٌ مَا تَنْقَشِعُ عَنْكَ غِطَاؤُهُ، فَتُجْلَى عَنْكَ غِشَاوَتُهُ، وَتُنْتَصَفُ مِنْكَ لِمَنْ ظُلِمْتَهُ از چپاول و احتکار اموال عمومی بپرهیز و خودت را به غفلت نزن؛ اگر حق مردم را بازنگردانی، چه در دنیا به دست حاکم عادل و قیام مردم و چه در آخرت در دادگاه الهی، از تو پس گرفته خواهد شد نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
آن چهره‌ی مظلوم بیصدای سربه‌زیرِ منفعلی که از امام سجاد درست کردند به کلی برخلاف واقع است؛ چهره‌ی حقیقی امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ی یک مبارزِ قهرمانِ خستگیناپذیرِ آشتیناپذیرِ پیگیری است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را میشناسد و انتخاب میکند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را میپیماید، خودش خسته نمیشود و دشمن را خسته میکند. امام خامنه ای ۱۳۶۵/۷/۴
«اَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا اَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ ، وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ ، وَ ضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ . اَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ ، اَوِ ٱسْتَسْلَمَ فَاَرَاحَ» «ای مردم! امواج فتنه‌ها را با کشتی‌های نجات درهم بشکنید، و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید، و تاج‌های فخر و برتری جویی را بر زمین نهید. رستگار شد آن کس که با یاران به پاخاست، یا کناره‌گیری نمود و مردم را آسوده گذاشت.» خطبه‌ی ۵ نهج‌البلاغه
«وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا» «و هرگز خداوند مرگ كسى را كه اجلش فرارسيده، به تأخير نمى‌اندازد.» سوره‌ی مبارکه‌ منافقون _ آیه‌‌ی۱۱
التَوحیدُ إسقاطُ الإضافاتِ...