𝕴𝖐𝖎𝖌𝖆𝖎 |ایکیگاے
بدنیا امدیم که اشرف مخلوقات باشیم؛
حالا تمام دارایی مان یک تلفن همراه است و یك اتاق نیمه تاریك و بهم ریخته و ذهنی لبریز از افکار شلوغ.
𝕴𝖐𝖎𝖌𝖆𝖎 |ایکیگاے
دَر جَهانی کِه پُر اَز هَمهَمِه یِ اَحمَق هاست
تو فَقَط خیرِه بِمان بَر رَهِ خود هیچ مَگو! ...
𝕴𝖐𝖎𝖌𝖆𝖎 |ایکیگاے
هر وقت اومدم یه درسی رو خلاصه نویسی کنم،
خلاصه نویسی هام از خود درس بیشتر شد.