eitaa logo
𓏲 ִֶָ𝐄𝐥𝐨𝐫𝐚𓍯˖ֹ
778 دنبال‌کننده
110 عکس
10 ویدیو
0 فایل
‌بـــیــا کـلاس آنـلایــنـو بــپــیــچــونـیـم؛ ریــلــز بـبـــنیــم🌴𔘓‌ کــپــی؟ واســه خـــودت زیـبــآ 🎀⭑ᯓ مـن @anahitakb91 ⤹🌱 ˘◡˘ 𔗫 ᮫࣭𝗧𝖺𝖻︎𝗹𝗂𝗀︎𝗵𝖺𝗍 : @info_Darya
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده 4ساعته 💚🌱
﹃این چنل اینقدر کاراهاش ناز و کیوته که مشتری ثابتشون شدم ﹄💗🤌🤡 Joins:))), https://eitaa.com/joinchat/3776906044C8267ec4584 ︴نشد یه بار معرفی هاش قشنگ نباشه😔🎀 _ولی قیمتای اقتصادیشون>>>>>> +پس جا نمونییییییی🥲✨
هدایت شده از گسترده 4ساعته 💚🌱
بنرساعت 3صبح پاک شه. گسترده 4 ساعته ✨💚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
_میخوام برم خاستگاری!! با ذوق پلک زدم و گفتم +عه زود نیست به نظرت؟ من لباس ندارممم!! متعجب ابرو بالا انداخت گفت _ خب نداشته باشی؛ چه ربطی به خاستگاری رفتن من داره؟ حیرت زده گفتم +مگه...مگه خاستگاری من نمیای؟ بیخیال ابرو بالا انداخت گفت _ نوچ، مگه مغز خر خوردم بیام تورو بگیرم؟ عصبی موهاشو گرفتم و...😩😂🚷 https://eitaa.com/joinchat/2985886411C232335fbe7
ستاره: دیگه پیانو نزن فهمیدیم بلدی.... بگو چرا منو اوردی اینجا اکثرا نیاوردی پیانو زدن تو بهم نشون بدی بگو من چرا اینجام بگو دیگه.... عرشیا: نه فقط اوردم بهت نشون بدم که امیر تورو دوست نداره ستاره: دوسم داره عرشیا: جالبه اگه دوست داره خانم مغرور چرا هنوز با آیدا ست که حتی آیدا منو هم دور زد ستاره: شوخیت گرفته تو بخاطر حرص دادن من دست آیدا رو گرفتی آوردی عرشیا: اره ولی اون منو دوست داره و حتی اینو بهم گفت که نمیدونست بخاطر حرص تو بود. ستاره: نه اینطور نیست.... نه تو میخوای ذهن منو بهم بزنی...اره عرشیا: گول زدن تو به چه درد من میخوره ستاره: اره تو چرا بخوای این کارو بکنی http://eitaa.com/Romannnnnandfan بقیه ی این رمان جنــجالی رو حتما بخون🎀✨🌱
هنوز تو شوک بودم که یکی به شیشیه ماشینم ضربه ای زد. سرمو بالا آوردم دیدم امیره امیر: میشه بیام تو ماشینت ستاره: باشه بیا.... امیر: چطوری خوبی ستاره: به لطف شما خیر خوب نیستم امیر: مگه من چیکارکردم ستاره: من به تو اعتماد کردم بعد تو چیکار کردی با اون آیدا عوضی رفتی مسافرت بخاطر همینم منو می پیچوندی که جلسه دارمو اینا امیر: ستاره کی این چرتارو به تو گفته اون عرشیا مگه نه حالا وایسا به حسابش میرسم ستاره: چه فرقی داره کی گفته..امیر ببین من دیگه خسته شدم...... از دست کارات خسته شدم از دست اون آیدا با اون تهنه هاش خسته شدم که ناگهان...... 🥴🤯 https://eitaa.com/joinchat/4211410330C02fbd65fba این رمان محشرو تو این چنل ببین
هدایت شده از گسترده 4ساعته 💚🌱
اینجا، کلماتِ پراکنده با اشک‌هایِ نم‌نمِ چشم گرفته شده‌اند، تا شاید، در هم تنیده شوند و به متنی گرم بدل گردند، و زمزمه‌هایِ ناگفته‌ی دل‌هایِ شکسته‌مان را، 𝑳𝒊𝒏𝒌:https://eitaa.com/nagofte1321/5