.
#مناجات #امام_زمان عج الله تعالی فرجه الشریف
#مناجات_فاطمی
🔻سعید نسیمی
امشب دلم گرفته از آن گریه می کنم
هم ناله با امام زمان گریه می کنم
یا رب رسیده شام غریبان یاس و من
رنگ غروب فصل خزان گریه می کنم
با اشک غسل نیمه شب و گریهٔ کفن
با تربتی که مانده نهان گریه می کنم
با راز سر گشودهٔ یک جسم پر گریز
با طفل آستین به دهان گریه می کنم
همراه کوه صبر که امر سکوت کرد
اما گریست مویه کنان گریه می کنم
هنگام باز کردن بند کفن چو شمع
بر بی کسی مرد جوان گریه می کنم
با بغض غرق غربت ایتام فاطمه
بر زخم های مادرشان گریه می کنم
زهرا میان خانهٔ قبر است یا علی
بر مرتضی چو ابر روان گریه می کنم
وقتی حسین سر روی زانوی غم گذاشت
من یاد رأس روی سنان گریه می کنم
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#فاطمیه
هدایت شده از (طور عشق)رضا یعقوبیان
.
#نوحه
#شام_غریبان
#سبک_زینب_زینب_زینب
#حاج_رضا_یعقوبیان
ای نور دل حیدر (بودی تو همه هستم)۲
داغت به دلم مانده (رفتی ز چه ازدستم)۲
یارو همسنگرم فاطمه جانم
ای گل پرپرم فاطمه جانم
یا زهرا یا زهرا فاطمه جانم(۲)
آمد گل یاس من جان از غم تو بر لب
با اشک حسین تو نالد ز غمت زینب
خانه بی تو شده بیت الاحزانم
با سوز حسنت دیده گریانم
یا زهرا یا زهرا فاطمه جانم
ای هستی پیغمبر بودی تو مرا یاور
در غربتم و تنها بی تو چه کند حیدر
رفتی و از داغت من بی شکیبم
در مدینه زهرا بی تو غریبم
یا زهرا یا زهرا فاطمه جانم
بی تو گل پیغمبر بشکسته پر و بالم
هر لحظه به یاد تو میسوزم و می نالم
خانه ماتم سرا شد از غم تو
میسوزد حیدر بر عمرکم تو
یا زهرا یا زهرا فاطمه جانم
خم شد کمرم حیدر تا رفتی از این خانه
در شام غریبانت سوزم چه غریبانه
در غربت یاد تو با اشک چشمان
گرفته ام بهرت شام غریبان
یا زهرا یا زهرا فاطمه جانم
#فاطمیه
#نوحه_شام_غریبان
#مشهد_مقدس
.
.
#زمزمه #واحد
#فاطمیه
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ▪️
چرا پر کشیدی گل یاس پرپر
علی رو به زانو در آوردی آخر
نگفتی که یارت بی تو سر بزیره
نگفتی علی از جدائی میمیره
ببین زانوهای علی لرزه داره
ببین چشمام از غم داره خون میباره
واکن باز چشاتُ به دردام دوا شو
یه باره دیگه با علی هم صدا شو
مرو فاطمه جان
پاشو باز با دستات بگیر اشک من رو
بخوابون حسینُ آروم کن حسن رو
پاشو زندگیمو بازم رو براه کن
پاشو مادرونه به زینب نگاه کن
حالا که تو رفتی غم من یه چیزه
چطوری علی رو تنت خاک بریزه
میترسم تو غسلُ تو تشییع جنازه
بازم از رو پهلوت بیاد خونِ تازه
مرو فاطمه جان
بیا زهرا با هم بزاریم قراری
باهم روبرو شیم یه گوشه کناری
بازم وعدهء ما یه روز سیاهه
پیش جسم بی سر توی قتلگاهه
بیا فاطمه جان پیش نور عینت
بیا توی مقتل کنار حُسینت
بیا روضه خون شیم بی هم توی گودال
با هر ضربهء شمر می ره زینب از حال
حاج مجتبی صمدی شهاب ✍
👇
.
#سبک_حسین_جان_ای_آبروی_دوعالم
#فاطمیه
#زمزمه
#حاج_رضا_یعقوبیان
خداحافظ ای صفای مدینه
خداحافظ ای گل بی قرینه
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ نور دیده حیدر
خداحافظ غم رسیده حیدر
ز داغ تو خون شده دل زینب
نگر بر قد خمیده حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ نور چشم پیمبر
که بودی عمری تو یاور حیدر
چه سازم بی تو امید دو عالم
به حال من فاطمه جان تو بنگر
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ همنشین ولایت
خداحافظ کوه صبر و شهامت
منم شرمنده ز روی تو زهرا
که کردی حمایت زجان امامت
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ ای فدایی مکتب
که روز تو شد از ستم ها چنان شب
بدون تو خانه بیت الحزن شد
بسوزاند ،داغ تو سینه زینب
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ ای پرستوی خسته
خداحافظ یار پهلو شکسته
کجا رفتی ای صفای دل من
علی بی تو در غم تو نشسته
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
خداحافظ یار خوب و حبیبم
به درد من بوده ای تو طبیبم
کجا رفتی ای ضیاء دو عینم
که بی تو کم شد توان و شکیبم
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
حسن گرید از برای تو زهرا
حسین نالد در عزای تو زهرا
کنار قبرت غمینم و گریان
مگر گردم جان فدای تو زهرا
خداحافظ هستی حیدر
خداحافظ ای گل پرپر
#وداع_با_زهرای_مرضیه_سلام_الله_علیها
#مشهد_مقدس
.👇
📋 آب غسل و کفن ختم رسل خشک نگردیده
✔️ #بحر_طویل
✔️ #فاطمیه
✔️ #بحرطویل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آب غسل و کفن ختم رسل خشک نگردیده که قران شده پا مال و
فراموش شده حرمت پیغمبر و دین علی و ال
گروهی که شده بنده دجال
ستادند در بیت خداوند تبارک و تعالی
به درون کینه مولا نه حیایی و نه شرمی
ز رسول و علی و حضرت زهرا
عوض دسته گل شاخه هیزم به سر شانه نهادند
در خانه ستادند ز بیداد زبان را به جسارت بگشادند
که هان یا علی از چیست که در خانه نشستی
در از قهر به روی همه بستی
اگر این لحظه در خانه خود را نگشایی
و نیایی به سوی مسجد و بیعت ننمایی
همه اتش به فروزیم در خانه بسوزیم
بسوزیم حسین و حسن و فاطمه ات را
که از این شورش و تهدید تن زینب و کلثوم و حسین و حسن فاطمه لرزید
کشیدند ز دل ناله که ای ختم رسل سر به در اور ز دل خاک و ببین غربت ما را
در ان حادثه شوم به اذن علی ان رهبر مظلوم
که مظلومه او تا ابد الدهر بود بر همه معلوم
مه برج حیا فاطمه امد پس در گفت که ای قوم ستمکار
به جرات شده با ذات خدا احد قادر دادار
پس از رحلت پیغمبرش اماده پیکار
چه خواهید ز ال نبی و شیر خدا حیدر کرار
ندیدید که ما در غم پیغمبر اکرم همه هستیم عزادار
دریغا که همان عهد شکن های دو روی همه قدار
عوض شرم و حیا پاسخشان شد شرر نار
ز بیت الحرم وحی بر امد شرر و دود سوی گنبد دوار
خدا داند و زهرا که چه رخداد میان در و دیوار
چه با فاطمه از ان لگد و ضربت و در شد
به هواداریه او محسن شش ماهه سپر شد
به خدا زود تر از مادر مظلومه خود گشت فدا شیر خدا
نفس فاطمه از درد درون قفس سینه افروخته پیچید
که می خواست شود زیر و رو از ناله او شهر مدینه
که به هم ریخت نظام فلک از ناله یک یا ابتایش
چه بگویم که سخن در جگرم لخته خون گشته و
انگار که بازوم شکستست و با درد کنم در دل و در سینه و در پهلویم احساس
و یا مانده به رویم اثر سیلی و انگار که پشت در ان خانه ز شلاق ستم گشته تنم
یک سره مجروح نه اخر مگر از اب و گل فاطمه کردند مرا خلق
نباشم به خدا شیعه اگر حس نکنم ان همه دردی که فرو ریخت به جانت زهرا
به تن پاک و شریفی که محمد زده گل بوسه چو ایات خدا بر همه اعضاش
به قران بود این بدن درون تن ما
تا پسرش مهدی موعود بیاید
شرر اتش جان دل کل محبان علی را
بنشاند ز عدو داد دل مادر مظلومه خود را بستاند
بگشایید ز تعجیل ظهورش همه شب دست دعا را
به خدایی خداوند در این صحنه ایجاد
علی دوست تر از فاطمه نبود
زیر این چرخ علی دوست تر از فاطمه نبود
سند مستندم بازوی خون الود است
https://eitaa.com/emame3vom/35425
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
#بحر_طویل
#روز_آخر
#حضرت_زهرا (س)
صبح زود است و رها از همه غم ها شده زهرا
و آماده ی رفتن شده است ام ابیها...
بنشینید ، ببینید
که این آخر روزی ، نشسته است کمی نان ، بپزد بهر یتیمان
شده است دست به زانو ، به این سو و به آن سو ، زده جارو همه ی خانه ی خود را
و عوض کرده لباس های حسین و حسنش را ، گل پر محنش را ،
و می داد به زینب کفنش را ، همان پیروهنش را ، که با زحمت بسیار به اتمام رسانده
صدا کرده کنون دختر خود را ، همان زینب کبری ، همان زینت بابا ، همان ثانی زهرا ، خدا ختم به خیرش کند این قصه ی اورا
عزیزم ، امیدم ، ببین دختر من ، دلبر من
مادر تو بار سفر بسته و حالا اگر اینجا بنشسته ، بدان امر مهمی است
بدان مادر تو ، مادر غمزده ی خونجگر پرپر تو آخر راه است ، بدان مارد تو رفتنی است لیک
تو می مانی و بابا ، تو می مانی و غم های علی شیر خدا ، حضرت مولا
تو می مانی و حیدر ، تو ای مونس مادر ، تو ای دختر مضطر ،
حواست به علی باشد هرگز نکنی گریه کنارش ، که بس باشد و بابای تو را آن دل زارش
که از دست بداده همه دارو ندارش ، همه باغ و بهارش ، و سعی کن که نیفتد گذارش ،به آن کوچه ای که مادرت افتاد .
تو می مانی بغض حسن و چشم پر از اشک و ستاره ، همان چشم که بسیار ، شده خیره به دیوار ، به دیوار و در و کوچه و مسمار
عزیز دل من آه...
تو می مانی و آن تشنه لب خانه ی ما ، پسر کوچک کاشانه ی ما ، آه
تو می مانی و غم های حسینم
برسان هر شب بی مادریش آب به لبهای حسینم
مادری کن پسرم را و اگر رفت حسین کرببلا همره او باش
در آن وادی غم بار ، در آن عرصه ی خون بار ، در آنجا که حسین بی کس و بی یار ، گرفتار گرفتار ، میان همه اغیار ، همه کافر و اشرار
تویی تو فقط ای زینب من یار و مددکار
تو هم مادر و هم خواهر و هم دلبر و هم لشگر اویی
در آن موقع که شد عازم میدان
اگر آب نداری ، به اشک پشت سرش آب ، به بالای سرش آیه ی قرآن ، به زیر گلویش بوسه بکاری ، نگذاری
نگذاری برود تا به تن او کنی این پیرهن بافته ام را
تو در بالای آن تل ، حسینت هم به مقتل ، نگه کن به گودال ، شده بی پر و بی بال ، به زیر چکمه ی پست ترینی ، تنش آه چه پامال ، تنش آه شده چال ، تنش پخش به صحرا ... سرش بر روی نی ها .... خدا یا... خدایا...?
*
و آنگاه صدا می رسد از عرش، زنی ناله کنان ، مویه کنان ، موی کنان ، دل نگران ، ناله زد ای وای
بنی قتلوک ، بنی قتلوک بنی قتلوک ....
#بحرطویل
https://eitaa.com/emame3vom/35426
.