.
#نوحه
#زمینه
#حضرت_زهرا
سلامٌ علی سیده النسا
مدافع علی مادر کربلا
سوره ی کوثر بأی ذنبٍ قتلت
مادر مادر بأی ذنبٍ قتلت
عصمت داوری پاک و مطهری
نه سال ، هل اتی نه سال ، کوثری
ای گل پرپر چرا شکسته سینه ات
تا روز محشر دل ها بود مدینه ات
میان شعله بود میان خون و دود
نیلوفر بهشت نیلوفر کبود
آتش گرفته بال ملائک در سما
قرآن بِگرید شد آیه از سوره جدا
**
ای حاصل علی وای از دل علی
عجل وفاتی ات شد قاتل علی
خزان شکسته شاخه گل بهاری ام
گریم و گویم وای از امانت داری ام
شاعر : میثم مومنی✍
https://eitaa.com/emame3vom/54518
👇
.
#روضه_حضرت_زهرا
#روضه_حضرت_سیدالشهدا
السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُالزَّهرَاءَ
یک نگاه کرد دید علی اگه گریه نکنه دق میکنه
صدا زد ابکنی یا ابالحسن
اما مگه فاطمه میتونه اشک علی رو ببینه
تا اشک علی جاری شد
دست شکسته شو و بالا آورد
اشک مظلوم و گرفت
مبادا به زمین بریزه
اخ يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ دَمُهُ،
کربلا رو با خونش سیراب کردن
أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ
.
.
📌 #محمود_کریمی #حسین_طاهری
🔖 عزاداری روز پنجم فاطمیّه اوّل ۱٤٤٣
🗓 شنبه بیست و هفتم آذرماه سال ۱٤٠٠
📍چیذر هیئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
🎙 بانوای: #حاج_محمود_کریمی
#حاج_محمد_کریمی
#محمدحسین_پویانفر
#کربلایی_حسین_طاهری
🔉 #روضه | تاب رفتن نداشت پای علی
🔉 #روضه | میخواهم از مدینه خداحافظی
🔉 #روضه | هرشب جمعه صدای مادر
🔉 #زمینه | دستمــو رها نکنیا به علی
🔉 #زمینه | غــــــــروب تلخــــی داری
👇👇👇👇
روضه (میخواهم از مدینه خداحافظی کنم) - حاج محمود کریمی.mp3
19.28M
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳
🎙 با مــدّاحی: #حاج_محمود_کریمی
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
روضه (هر شب جمعه، صدای مادر آید از حرم) - حاج محمّد کریمی.mp3
8.01M
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳
🎙 با مــدّاحی: #حاج_محمد_کریمی
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
زمینه (دستمو رها نکنیا) - کربلایی محمدحسین پویانفر.mp3
20.05M
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳
🎙 با مــدّاحی: #محمدحسین_پویانفر
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
روضه (تاب رفتن نداشت، پای علی) - حاج محمود کریمی.mp3
44.02M
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳
🎙 با مــدّاحی: #حاج_محمود_کریمی
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
زمینه (غروب تلخی داری) - کربلایی حسین طاهری.mp3
7.41M
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳
🎙 با مدّاحی: #کربلایی_حسین_طاهری
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
.
#روضه_حضرت_زهرا
#حاج_محمود_کریمی
#خبر_شهادت #حضرت_زهرا
تاب رفتن نداشت پای علی
شاهد ماجرا خدای علی
جامه در پای مرتضی پیچید
کوچه، افتادن علی را دید
راز چشمش به آستین میگفت
کوچه با خانهها چنین میگفت:
راه مسجد به خانه طولانیست
یا علی را توان رفتن نیست؟
راه میرفت و بال در بالش
مردم و جبرئیل دنبالش
تا به درگاه خانه رفت، ولی
ماند در نیمهراه جانِ علی
کسی اینگونه مبتلا نشود
مردی از همسرش جدا نشود
گر رود همسری چنین از دست
ماندن مرد خانه دشوار است
گاه اشکی به چشم میآورد
گاه زانوی غم بغل میکرد
مرتضی بود و باوری خاموش
بستری بود و همسری خاموش
قفل صندوق راز خود وا کرد
زیر لب قطعه قطعه نجوا کرد:
فاطمه، همسرم، ببین که منم
همسر خستهات، ابوالحسنم
منم آن قهرمانِ بدر و احد
که سر افکنده نزد همسر شد
نه اسیر غمم اسیر تو ام
شاه مردانم و فقیر تو ام
ای که تاب و توان من بودی
گرمیِ آشیانِمن بودی
حسرت من نگاه دیگر توست
چشم تو قفل بخت همسر توست
ای که تنها سفر نمیکردی
کاش میشد دوباره برگردی
چشم خیسش پر از نگاه و دریغ
حیدر از پا نشست، آه و دریغ
همه نجوا کنان، علی خاموش
آب میشد علی، ولی خاموش
مردم شهر بیوفا رفتند
همگی سوی خانهها رفتند
ماند در شامگاه سرد و سیاه
تن بی جان و اهل خانه و ماه
هقهق بیامانِ عزرائیل...!
بال در بال ناله جبرائیل
تاب رفتن نداشت، آمد از دور و خیمه زد بر شهر
باز پیچید بوی غم در شهر
باز گسترده بود دامان شب
گفت با لحن فاطمی زینب
گفت ای که ناخواسته امیر شدی
شهریاری و گوشهگیر شدی
پدر ای افتخار خانهی ما
یاور تو نشد زمانهی ما
مادر ما اگر که دیگر نیست
خانهی چشمهای ما ابریست
باز بخت تو یار خواهد شد
عشقتان ماندگار خواهد شد
ماند بر لوح خاطر دنیا
شوخی ریسمان و دست خدا
قصهی ظهر گرم و کوچهی سرد
قصهی حیدر و چهل نامرد
قصهی مردمان فتنهپرست
فصل تارِ کتابِ تاریخ است
صبر اگر صبر مرتضی، سر کَش
خشم اگر خشم حیدری، آتش
ای حضور تو، عدل پاینده
قاضی عادلیست آینده
اشک چشم تو، روشنایی ماست
تو فقط نیستی، خدا تنهاست
گرچه این رسم شهریاری نیست
چارهای جز سوگواری نیست...
از غمی عاشقانه لبریزی
باید اما دوباره برخیزی
شمع را مخفیانه دفن کنید
بدنش را شبانه دفن کنید
ماه از پشت ابر پیدا شد
نیمهشب گاه غسل زهرا شد
مرتضی بود و غرق خون دل او
قامتی منحنی، مقابل او
روحی آزرده، قامتی بیروح
پیروهن پوش و لاغر و مجروح
شعله با آب شست و شو میشد
زخمهاب نهفته، رو میشد
لحظهی تلخ عمر مولا شد
غنچهی زخم پهلویش وا شد
قلب او طاقت ادامه نداشت
دست از غسل فاطمه برداشت
روی زانو نشست تلخ گریست
جز خدا با خبر ز حالش نیست
بغض گرم امیر خانه شکفت
نرم و آرام به زهرا گفت:
مهربانم چرا چنان کردی !؟
از من این زخم را نهان کردی؟
بعد از این سالهای صبر و تلاش
بیم از صبر من نداشته باش
مانده بغض تو در گلوی علی
پیش تو رفت، آبروی علی
باید اما که صبر پیشه کنم
فکر غنچه نه، فکر ریشه کنم
که حبیبم، وصیتم کردهست
میرود دین مصطفی از دست
عطر او در کفن نمیگنجد
غنچه در پیروهن نمیگنجد
تن سبک بود و روح او سرشار
عمر او کم، جراحتش بسیار
شعلهی آهِ آستانهی وحی
سر از بام شمع خانهی وحی
مردمان را که وقت خواب رسید
وقت تشییع آفتاب رسید...
کاروانی شکسته و کوچک
آمدند آسمانیان تک تک
یار مجروح مرتضی میرفت
همرهش روح مرتضی میرفت
بخت شب را سیاه میکردن
قصد تدفین ماه میکردن
چهرهای پشتِ اشک پنهان بود
پسری آستین به دندان بود...
آسمان دل ز فاطمه برداشت
خاک اما نشاط دیگر داشت
خاک میزبانوار و ساکت و مغرور
کاروان را نگاه کرد از دور
گرد ابروی خویش را میرُفت
با دل سرد خود چنین میگفت:
در دلم قبر مادری دارم
یادگار از پیمبری دارم
در دل خاک ابوتراب نشست
سر تکان داد و چشمها را بست
گفت: ای مهربان ترین بستر
این تو و این امانت حیدر
زندگی گرچه رنج او افزود
خانهی من که بود میآسود
میتوانی به رسم غمخواری
تکیهگاهِ مرا نگهداری؟
آه را خاک میکنم امّا:
باز هم شعله میکشد فردا
خواست تا شمع خویش خاک کند
ختمِ تشییع سوزناک کند
ناگهان بین هالههای سپید
دستهای پیامبر را دید
از دل شامگاه قیر اندود
از کجا؟ کیِ؟ چگونه آمده بود؟
میشنید از هوا صدای نبی!
ای که تنهای نیمههای شبی
جانشین منی و خانهنشین
که گناه تو عدل توست، همین
این همان نو عروس خانهی توست
یادگارش ز آشیانهی توست
غم نخور از برادر جانی
غافل از تو نبودهام آنی
سایهی لالهی چمن بودی
باغبانِ نهال من بودی
ای که از رنج تنگ حوصلهای
از تو هرگز نمیکنم گلهای
آمدم تا که یاورت باشم
یاور دفن همسرت باشم
بیرق مهر او خدا افراخت
غیر من و او کسی تو را نشناخت
.👇
روضه (تاب رفتن نداشت، پای علی) - حاج محمود کریمی.mp3
44.02M
📌 عزاداری روزپنجم #فاطمیه اوّل ١٤٤۳
🎙 با مــدّاحی: #حاج_محمود_کریمی
🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالسّلام)
امام حسین ع
📌 عزاداری روزپنجمفاطمیهاوّل ١٤٤۳ 🎙 با مــدّاحی: #حاج_محمد_کریمی 🕌 هیـــــئت رایةالعبّاس (علیهالس
.
#شب_جمعه
#حضرت_زهرا
هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم
من تمام عمر دنبال صدای مادرم
میزند ناله بُنَیَّ کو لباس کهنه ات ؟
کو سرت کو حنجرت کو یاورت کو دخترم ؟
بشکند دست کسی که دست بر مویت زده
گیسویت خاکی شد و من خاک میریزم سرم
هرچه میگردم چرا ترکیب جسمت جور نیست
سالها دنبال آن انگشت بی انگشترم
مثل من پیشانیت با تیزی سنگی شکست
درد میگیرد کنار تو دوباره پیکرم
پیش چشمانم تو را با حوصله سر می برند
پیکر تو زیر و رو شد پیش چشمان ترم
قاسم نعمتی✍
.