.
#زمینه_حضرت_رقیه
#شب_سوم_محرم
#پنجم_صفر
#در_گوشه_ی_خرابه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🔘بند اول
درگوشه ی خرابه،رقیه شده محزون
با صورت کبود و با پیکری لاله گون
دارد از حضرت زهرا نشانه
خورده منزل به منزل تازیانه
▪️واویلا(٢)آه و واویلا▪️
⬛️
🔘بند دوم
بعد از پدرش دیده رنج و غم جسارت
گوشواره های اورا برده عدو به غارت
دندان شیری او را شکستند
با طناب دستان او را ببستند
▪️واویلا(٢)آه و واویلا ▪️
⬛️
🔘بند سوم
در شام بلا خورده خاکستر و سنگ از بام
از مرد و زن این شهر بشنیده چقدر دشنام
آواره در بین کوچه و بازار
در اسارت رفته میان انظار
▪️واویلا(٢)آه و واویلا▪️
⬛️
🔘بند چهارم
دربزم یزیدپست،شدکینه وظلم بسیار
ناموس خدا رفته ، مجلس مِی اَغیار
لبهای بابا و چوب خیزران
زینب کبری و ناله و افغان
▪️واویلا(٢)آه و واویلا▪️
✏️:#الیاس_محمدشاهی
#سبک_زینب_زینب_زینب
.👇
.
#شور_حضرت_رقیه سلام_الله_علیها
#هروله #طوفانی
#به_نام_خدا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
☑️بند اول
به نام خدا
با اذن علمداره کربلا
میخونم از عشق همه نوکرا
(یارقیه2)
تو وارث صبره زینب کبرایی
دارای صفات عالی و اعلایی
در شجاعتت شبیه مولا حیدر
چادرکه به سرکُنی خوده زهرایی
معدن جود و احسان،نور مبینی
مظهره عفت حق،شور آفرینی
کنیز خونه زادت،مریم و حوا
بانوی والا مقام و بی قرینی
◾️یا رقیه◾️
⏹⏹
☑️بند دوم
بی حد و عدد
میگیرم از نام رقیه مدد
میبرم ذکرش رو تا زیره لحد
(یارقیه2)
داده نوکریش به زندگیمون برکت
تا نفس داریم میایم بی بی به روضت
شد شعاره کل سینه زنهای حسین
بر منکرین وجود پاکش لعنت
آروم جون اکبر ، محبوب بابا
فاطمی خصلت وخو،ازسرتا به پا
توی آغوش عمه ، دانشگاهته
پادشاهی میکنی روی دوش سقا
◾️یارقیه◾️
#الیاس_محمدشاهی ✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
✅ گاهی وقتا خوندن شعرای تکراری...
▶️ #زمینه
💢 #امام_حسین علیه_السلام
✴️ کربلایی مجتبی رمضانی
🔸🔹🔸🔹
گاهی وقتا خوندن شعرای تکراری
حالتو خوب میکنه توو خواب و بیداری
خودتو نشون بده به مادرش زهرا
اگه شعرای امام حسین و دوست داری
همه دنیا رو به من دادی
به من اذن اومدن دادی
با رفیقام این دفعه میگم
که تو شوق پر زدن دادی
"تو شوق پر زدن دادی
تو هیأتت وطن دادی
تو آبرو به من دادی
من آبرو بُردم
ولی دوباره این ننگُ
دل سیاه ولی تنگُ
سری که خورده به سنگُ
پیش تو آوردم
پیش تو آوردم
دستای خالیمُ
مرهم بذار آقا
شکسته بالیمُ
من بی کَس و تنهام
تو تکیه گاهم باش
مثه قدیم آقا
پشت و پناهم باش
من بد کردم میدونم
آقای مهربونم
حال و روزم رو دیدی ردم نکردی
بی دست و پا مثه من
ذاتا آقا مثه تو
سایهت رو از سر من تو کم نکردی
اربابم حسین"
گاهی وقتا خوندن شعرای تکراری
حرفایی داره که اشکُ میکنه جاری
رمز و رازی داره همه نمیدونن
باید این رازو توی سینه نگه داری
این دفعه با چشمِ خیسِ بارون
نوکری کن که نشی پشیمون
بیا امشب دوباره بخونیم
شعر به علی بگو آقاجون
"به علی بگو آقا جون
حواست به منم باشه
آخه دلخوشیه عرب و عجمی
به علی بگو دلتنگم
حرمم داره دیر میشه
خیلی وقته که ما رو نمیطلبی
چشماتو ببند، خیال کن
یه زائری زیر بارون
که توو نجف شدی مهمون
با چشمای گریون
خیال کن
میون زائرا باشی
سحر قراره که پاشی
راهیه کربلا شی
اللهم رزقنا حرم حرم حرم حرم "
گاهی وقتا خوندن شعرای تکراری
مثه ابری میشه وقتایی که میباری
وقتایی که خسته از تموم دنیایی
دل آشوبتو میده روضه دلداری
گره کور منو میدونی
با یه نیم نگاه تو میشه باز
من میخونم تو مثه همیشه
کار این نوکرو راه بیانداز
"کار همه رو راه انداختی
کار منم راه بنداز
به منم یه نگاه بنداز
من ته چاه گیر افتادم
یه طنابی توو چاه بنداز
یا حسین"
.👇
4_5805590393030448083.mp3
17.16M
زمینه:گاهی وقتا خوندن شعرای تکراری...
کربلایی مجتبی رمضانی
شب ششم محرم ۱۴۰۳
پنجشنبه ۲۱ تیر ماه 1403
.
#زبانحال_حضرت_زینب
#حضرت_رقیه
خروج از شام
زبانحال عمه سادات با حضرت رقیه (س)
بعد این فتح و ظفر، رنج و بلایی سخت است
دخترم! بی تو شوم کرببلایی سخت است
از تو دل کندن و اینگونه جدایی سخت است
بین ویرانه بمانی و نیایی سخت است
مضطرم! بین تو و رفتن و ماندن، چه کنم؟
تو که راحت شدی از درد، ولی من چه کنم؟
آنکه بی جنگ، ز خولی و سنان بُرده تویی
آنکه از غربت بابای خودش مُرده تویی
من علی هستم و زهرای لگد خورده تویی
صورتت سوخته، حوری دل آزرده تویی
گل رخسار ترا قرمزی لاله نشست
تن مجروح ترا آن زن غساله نشست
کاش با ما، تو هم از شام سفر می کردی
باز هم ناله از آن درد کمر می کردی
دختران را ز سر کوچه خبر می کردی
معجرت را سر بازار، به سر می کردی
چقدر نُقل زبانِ همه زن ها شده ای
به غرورِ همه بَرخورده که تنها شده ای
ما که رفتیم ولی بر موی ما، چنگ نخورد
به سر و صورت ما مُشت هماهنگ نخورد
از روی بام، به پیشانی ما سنگ نخورد
وقت افتادن سرها، دُهُل جنگ نخورد
خاطرات بدم از شام، فقط این ها نیست
دیگر آن دخترِ بی چاک و دهان، اینجا نیست
آن همه دوری و هجران! چقدر سخت گذشت
غم موهای پریشان! چقدر سخت گذشت
سکّوی بَرده فروشان! چقدر سخت گذشت
تشت و چوب و لب و دندان! چقدر سخت گذشت
وقت برگشت، به ما طعنه ی تیزی نزدند
بی حیاها به زنی حرف کنیزی نزدند
#اربعین
#شام
#رضا_دین_پرور ✍
.
.
#واحد
#بیست_و_هشت_صفر
#واحد_حماسی
#امام_حسن (ع)
امام حسن ماه هر انجمنی
امام حسن عشق هرسینه زنی
فاطمه را توگل یاسمنی
امام حسن توغریب وطنی
شمیم خاک بقیعت می وزه همچو نسیم
تو ازهمه دل میبری ازمسیحی وکلیم
شیرجمل حسن ابن علی
ای بی بدل حسن ابن علی
نشسته ایم سرخوان کرمت
نوکرتیم خاک زیر قدمت
گرچه نداری مزار و حرمی
از ازله توو دل ما حرمت
جلوه ی ذات کبریا مظهرصبرخدا
کمترنبوده صلح تو زقیام کربلا
شیرجمل حسن ابن علی
ای بی بدل حسن ابن علی
امام حسن من گداتم ازقدیم
امام حسن سفره ی لطفت عظیم
دوست دارم مهر و مهتاب منی
امام حسن یاکریم ابن کریم
ای همه ی کاروکسم جان وجانان منی
یه نیم نگاه توبسم دین ودنیای منی
شیرجمل حسن ابن علی
ای بی بدل حسن ابن علی
ابوذر رییس میرزایی (بهار)✍
#بیست_و_هشتم_صفر
#شهادت_امام_حسن
👇
.
#نوحه
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه (س)
#شب_سوم_محرم
درخرابه غوغاشد
عقده ز دلم واشد
امشب با راس خونین
مهمون من بابا شد
بابایی.ویرانه مهمونی شده
بابایی.وقت پریشونی شده
بابایی.چرا لبت خونی شده
ابتا.من الذی ایتمنی
تنم پراز کبودی
بابایی تو نبودی
بردخترت طعنه زد
دخترک یهودی
با دستش.میکرد منو اشاره ام
میخندید.براین لباس پاره ام
درگوشش.دیدم دوتا گوشواره ام
ابتا.من الذی ایتمنی
بچه های شهرشام
میدادن به من دشنام
سوخته موهای من از
آتیشای روی بام
واویلا.یتیمی اینجا گناهه
واویلا.دختر تو بی پناهه
واویلا.تنم کبود و سیاهه
ابتا.من الذی ایتمنی
رمق نداره پاهام
لگد خورده پهلوهام
دستاشون سنگین بود و
سویی نداره چشمام
بابایی.بد دردیه دربه دری
بابایی.منو توباید ببری
بابایی.برام عروسک بخری
ابتا.من الذی ایتمنی
#ابوذر_رئیس_میرزایی (بهار)✍
.............
#نوحه #واحد
#بیست_و_هشت_صفر
#شهادت_امام_حسن
سفره ی لطفت عظیم
من گداتم ازقدیم
ای گل باغ زهرا
یاکریم ابن کریم
مولاجان.ای همه ی کار و کسم
یک لحظه.نیمه نگاه تو بسم
مولاجان.بی تو اسیر قفسم
یاحسن کریم آل مصطفی
امام بی قرینه
کشته ی زهرکینه
یاحسن ابن علی
ای غریب مدینه
آخرشد.زهرستم حاصل تو
واویلا.یاور تو قاتل تو
آقاجان.امان امان از دل تو
یاحسن کریم آل مصطفی
بسته شد چشم ترم
فکر دیوار و درم
بین کوچه ها شدم
من عصای مادرم
غرورم.شکست میان کوچه ها
دیدم که.یه مرد پست بی حیا
سیلی زد.به روی مادر بی هوا
یاحسن کریم آل مصطفی
ابوذر رییس میرزایی(بهار)✍
#بیست_و_هشتم_صفر
👇