.
#امام_حسین
ما و عنایت دوست
بین خوبان جهان خون خدا ما را بس
در مسیر غم او تیغ بلا ما را بس
ما بجز کرب و بلا هیچ نخواهیم ای دوست
یعنی از کُل جهان کرب و بلا ما را بس
تشنه ی آب فراتیم و بدان محتاجیم
جامی از جوشش آن آب بقا ما را بس
هر که آمد بگرفت از در او حاجت را
بودن در حرمش همچو گدا ما را بس
قدمی رنجه کند کاش که بیمارانیم
گردی از جانب او بهر شفا ما را بس
هر که دل داده به جایی و کند فریادی
در حریم حرمش شور و نوا ما را بس
سائلان کرم زاده ی زهرا مائیم
گر کند نیم نگاهی ز وفا ما را بس
دل به آئينه ی ایوان طلایش بستیم
نگه روشن آن آینه ها ما را بس
ذَره در پرتو خورشید شود پیدا تر
تابش آن مَه خورشید لقا ما را بس
این که ما را ز خودش دور نسازد مولا
این که ما را بخَرد روز جزا ما را بس
چارده قرن اگر سوخته ایم از داغش
باز از ماتم او اشک عزا ما را بس
گریه جز در غم او نیست کسی را جایز
گریه بر ماتم شاه شهدا ما را بس
گریه از داغ شهیدان ، ره آنان رفتن
سخن نافذ آن روح خدا ما را بس
یا حسین ای که سرت گشت جدا از پیکر
گریه بر ماتم عظمای شما ما را بس
«یاسر» اینجا همه دل خسته پناه آوردیم
یک نظر از طرف اهل ولا ما را بس
**
محمود تاری «یاسر»
۱۴٠١ / ۵ / ٩
.
.
#نوحه
#شب_چهارم_محرم
#سبک_همه_جا_کربلاست
آزاده ی کربلا / حر بن یزید ریاحی / نوحه
------------
از خزان می رسد بوی عطر و بهار
آمده حر کند جان خود را نثار
می کند جان نثار در قدم های یار
آمده تا شود
جانفدا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
مرد آزاده ای دل رهانَد ز بند
آمده سر بزیر تا شود سر بلند
در حریم ولا کس نبیند گزند
شد رها نزد تو
از خطا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
مرد میدان غم آمده بی قرار
شعله زد بر دلش جذبه ی روی یار
قلب بی تاب او سوزد از این شرار
شامل حال او
شد عطا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
کس ندارد چو او این چنین سرنوشت
از جحیم آمد و می رود در بهشت
زد به تیغش چنان دشمن پست و زشت
او گرفته مدال
از شما یا حسین
یا حسین یا حسین .....
عبد مولا که شد با رخ لاله گون
بندگی کرده او در دل خاک و خون
شد به دریای خون جان ز جسمش جدا
گفت و از من دلت
شد رضا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
**
محمود تاری «یاسر»
٠١ /۵ /١٠
.
.
#شب_سوم_محرم
#سبک_همه_جا_کربلاست
غمخانه ی ویرانه / نوحه ی شب سوم
---------------
ناله ای زد شرر بال پروانه را
کرده کرب و بلا کنج ویرانه را
دختری خون جگر
شد فدا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
دختری در عزا بهر جانانه شد
شعله ی آه او شمع ویرانه شد
گشته با او فَلک
همنوا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
بار دیگر دلی گشته غرق محن
در طبق آمده رأس دور از بدن
شد رقیه غمین
زد صدا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
کنج ویران رسید تشنه ای از سفر
اشک دختر چکد بر لبان پدر
ناله ها از جگر
شد رها یا حسین
یا حسین یا حسین .....
رأس غرقه به خون شد عیان پیش او
تا رود با پدر داده جان پیش او
شیون و اشک و آه
شد بپا یا حسین
یا حسین یا حسین .....
**
محمود تاری «یاسر»
٠١ / ۵ / ٩
.
.
#زمینه
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه
منی که از تولدم
رو پای تو بزرگ شدم
حالا تویی رو پای من
بابای زیبای خودم
ابتا حبک دینی۴
منی که از تولدم
تو بغلت بزرگ شدم
حالا پاهام پر آبله ست
می بینی بابای خودم
ابتا حبک دینی
.👇
.
#نوحه
#زمزمه
#شب_چهارم_محرم
#طفلان_حضرت_زینب
#سبک_بسمت_گودال_از_خیمه_دویدم
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
ســـلام بر قلب صبــور تو زینب !
بر اون دو طفلان غیور تو زینب !
اگرچه طفـل اما وارث مــولاینــد
طفـــل دبستــان زینب کبـــراینــد
اگرچه طفـــل اما فاتـحِ میـــدانند
یـار وفـــادار شـــاه شهیــــدانند
دو اختــر تابان دو مـــاه نــورانی
هــدیهٔ زینــب بود ، برای قـــربانی
*وای از دل زینب(۴)*
واسطه شد زینب به محضر مولا
تا اذن جــانبـــازی بگیــرن از آقـا
اجازهٔ میدون به اون دو مَه سیما
گرفتــه شد آخــر با قســـم زهـــرا
که اسم زهرا هست کلید هر مشکل
پرچـــم "یا زهـرا" زینت هر محفـل
*مدد مدد زهرا(۴)*
می گفت برادر جان این دو گل پرپر
فــدای زخمـــای تنِ علـــی اکبــــر
لباس جنگی رو هر دو به تن کردن
قــرار زینـب بود شهیــــد برگــردن
دو شیــر میدان با جنگ تماشـــایی
نشون دادن از خود، غیرت زهرایی
*وای از دل زینب(۴)*
نشسته تو خیمه زینب خونین دل
دیدن احــوال حسین شده مشــکل
به سمت میدان از خیمه نگا می کرد
به جان مولایش همه ش دعا میکرد
*غریب خواهر وای(۴)*
وقتی که آوردن دو طفل خونین بال
نیــومد از خیمـــه برای استـقبــــال
دیدن داره زینب ، خیمه رو می بنده
تا که حسینــش رو نبیــنه شــرمنــده
*غریب خواهر وای(۴)*
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
رقیه سعیدی(کیمیا)✍
۱۴۰۱/۵/۱۰
─═༅࿇༅❖ ༅࿇༅═─
.
.
✅ #شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله (ع)
🔻 مرحوم حاج اکبر ناظم
1️⃣ بند اول
صدای هل من ناصرت شنيدم
تورا به زير تيغ خصم ديدم
به سوی مقتل از حرم دويدم
يتيم مجتبی/ آمده از وفا
عمو كنم از تو حمايت
جان و سروتنم فدايت
2️⃣ بند دوم
ای نازنين چشم حسن به راهت
كشته عدو بیجرم و بیگناهت
آغوش من گرديده قتلگاهت
ای عزيز حسن/ فتادی در محن
عبدالله ای آرام جانم
جان داده پيش ديدگانم
#حضرت_عبدالله علیه السلام
#حاج_اکبر_ناظم
#نوحه
✅ شب ششم: حضرت قاسم (ع)
🔻 مرحوم حاج اکبر ناظم
1️⃣ بند اول
ای گل نورسته باغ حسن
تازه جوان قاسم گل پيرهن
لب بگشا بگو تو با من سخن
يادگارحسن/ ای مه انجمن
چون نِگرم جسم تو بر خاك
از دم شمشير و سنان چاك
2️⃣ بند دوم
بعد علیاكبرم آن مهجبين
چشم حسين بر تو بُد ای نازنين
پا مكشی پيش رُخم بر زمين
ای گل ياسمن/ ای عقيق يمن
تو هم كه رفتی زِ بَر من
زغصه سوزد جگر من.
#حضرت_قاسم علیه السلام
#سبک_حاج_اکبر_ناظم
.
.
#شور
#حضرت_عباس
#شب_نهم_محرم
میشکنه سکوت رو تا فریاد باشه
خونه ی آل علی آباد باشه
علت رزم ابوالفضل همینه
تو مدینه دل صغری شاد باشه
ای قمر آل حیدر، میندازی پیکرهارو به روی پیکر
تامیندازی سرروی سر، میپیچه تکبیر الله اکبر
الله اکبر این شیر حیدره
الله اکبر تکبیر حیدره
این شیوه ی جنگ، تدبیر حیدره
درچهره ی او، تصویر حیدره
روز مرگ دشمن رزله، چونکه فرمانده ابوالفضله
تو زمین دوباره زلزله میوفته
دشمن از شادی و هلهله میوفته
چرا زرده چهره های خیلی هاشون
فشار خولی و حرمله میوفته
تسخیر میشه کل میدون
رگ غیرت ابوالفضل زده بیرون
استادانه رد میشه، میگه یاعلی و جنگ آغاز میشه
الله اکبرپشت امامته
الله اکبر کوه شجاعته
الله اکبر آقای غیرته
الله اکبر چشمهاش قیامته
قرعه بر نام ابوالفضله،شیر دردام ابوالفضله
میره راه پدرش حیدررو عباس
میشکنه اُبهت کافررو عباس
کوری اونکه فدک رو پاره کردش
پاره میکنه امان نامه رو عباس
سقا سقا بی همتا
روز خوش ندادی به قاتل زهرا
بین میدون قوم کافر
یکی از تو یکی از زمین میخوردش
الله اکبر دست خدا قمر
الله اکبر مشکل گشا قمر
باب الحسینی یا قاهرالعدو
الله اکبر رب الوفا قمر
شیعه روی قبله حساسه
قبله مون ابروی عباسه
شعروسبک کربلائی محسن داداشی
👇
4_5962933530622167759.mp3
9.06M
✅ #کربلایی_محسن_داداشی
میشکنه سکوت رو تا فریاد باشه
.
#شور_احساسی
#زمزمه
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
#پنجم_صفر
#شب_سوم_محرم
رقیه مولاتی
مدد می گیرم از تویی که دلداری
هر وقت که می افتم توی گرفتاری
زندگی مو بی بی به تو بدهکارم
حسینی بودن رو من از شما دارم
منی که از طفلی گریه کنت هستم
زلف دلم رو من به روضه هات بستم
عزت گرفتم با رقیه گفتن هام
از نوکریه تو عوض شده دنیام
گدای دریای سخاوتت هستم
همیشه تشنه ی زیارتت هستم
بگیر از اخلاقم تو بی وفایی رو
ازم نگیر حال خوش گدایی رو
احسانت و هیچ وقت نمی برم از یاد
خدا رو شکر کارم به دست تو افتاد
تو خیمه ها افتاد آتیش روی دستات
از بس دویدی شد پر آبله پاهات
دست کدوم ظالم به گوشوارت خورده
همونکه باباتو رو نیزه ها برده
نگاهت افتاده هر وقت سوی نیزه
اشکت رو درآورد سر روی نیزه
هر بار که چشم عمو افتاد به تو از نی
خون گریه کرده بر حال تو پی در پی
به اسم خارجی تو رو صدا کردن
قد کوچیکتو چه جوری تا کردن
صورت کبودی از دست کدوم نامرد
سیلی زجر آور چه کار با چشمت کرد
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#اثر_جدید
#حسن_کردی
#زمزمه
#شور
.👇