سلام سلام👋🏻
خوش اومدی به اینجا😄
من و رفیقم قراره اینجا رو اداره کنیم🤫
من و دوستم هر دو یه دهه نودی باحال هستیم😊
اینجا قراره کلی کارهای باحال انجام بدیم😎
امیدوارم که خوشتون بیاد😘
این لینکو برای هرکی میخوای بفرست که اونم بتونه عضوی از ما باشه😌
https://eitaa.com/emamioon
راستی یادت نره😉
اسم خانواده ی ما {امامیون}هست🤗
پس اگه دوست داری عضو خانواده ی ما بشی😐
بزن رو پیوستن🤭
آ باریکلا🙃
حالا اگه نظری داشتی😇
یا از یه چیزی خوشت اومد که ما بیشتر انجام بدیم😶
یا یه سوالی داشتی🤔
به این دوتا آیدی هر کدومو دوست داریپیام بده🥰
آیدی من @ZM_www
آیدی رفیقم @MARYAM_ooo
خاطرات♥️ #پارت۱
روز های اول جنگ بود .🍀
~ برای خوردن سحـــــری بیدار شدم ☕️
بعد از سحری ،
خواستم به صحبت های حاج آقایی که هر صبح سحر صحبت میکنه گوش کنم .
میدونید چرا؟💁🏻♀
چون به نظرم اون مرد صحبت های جالبی میکنه ، 🍓
من هم خیلی از صحبت هاش لذت میبردم 💗. . .
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات♥️ #پارت۲
تلوزیون را روشن کردم🌱
یه پرچم مشکی رنگ بالاش بود🤨
یکم دلشوره گرفتم😬
بعدش به خودم گفتم : ﴿ چیز خاصی نیست ، به خاطر جنگه دیگه . .﴾
ولی این دلشوره هنوز بود😕
مجری داشت گریه میکرد🙂
انگار داشت یه چیزایی میگفت . .
کنجکاو شدم ببینم چی شده، ؟ ؟
کنترلو برداشتم رفتم شبکهی بعدی .
عکس آقا بود ❤️🩹
دلشوره ای که داشتم خیلی بیش از حد شد🥀
یه کم ترسیده بودم😓 . . .
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات♥️ #پارت۳
به زیرنویس دقت کردم💔
اون موقع بود که فهمیدم . . آقا . . شهید شده🥲
_چرا ؟
_غیر ممکنه
توو شوک بودم😪
باورم نمیشد
شک داشتم که راسته یا دروغ ، رفتم شبکه بعدی . .
_ ای وای ، شایعه نیست . حقیقت داره😓
نمیدونستم چه کار کنم
میخواستم دااااااد بزنم🪔
ولی نشد . .
میخواستم یه کاری کنم .
ولی نتونستم . .
دیگه کار از کار گذشته بود🖤
خلی میترسیدم😓
میدونید از چی⁉️
از ایران بدون خامنه ای میترسیدم
حسابی خودمو باخته بودم . . .
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات♥️ #پارت۴
حس میکردم دنیای بدون اون یعنی . . .
فکر میکردم واقعا دیگه ایران باخته😖
خواب و خوراک نداشتم . .
ترس کل وجودمو گرفته بود😕
نمیدونسم باید چه کار کنم!
اصلا باورم نمیشد . .
خدا خدا میکردم این خبر دروغ باشه . .
خدا خدا میکردم آقا داخل بیت نباشه . . .
_خدایا ، یعنی میشه کذب باشه؟💔
اونجا بود که از ته دل ، تموم کسایی که نون و نمک ایرانو خوردند ، ولی خبرچیــــنِ جای دیگه بودنو نفرین کردم❤️🩹🙄
اونجا بود که کسی که با آقا حرف زده بود ولی مکان بیت رهبری اش به دشمنان آقا داده بود را نفرین کردم . .
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات♥️ #پارت۵
خیلی میترسیدم 😬
میترسیدم تموم کسایی که مخالف ما بودن ،
میخوان چی به ما بگن ؟،
چطوری میخوان ما رو موردِ تمسخر خودشون قرار بدن ؟ ،
چطوری توو چشم اونا نگا کنم و درمورد ایران بدون خامنه ای صحبت کنم!❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹
دست و پاهایم میلرزید!...🙂
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات ♥️ #پارت۶
چند شب بعد ، میخواستم تا صبح بیدار باشم 🌿
چون اون شب ، شب قدر بود🍃
میخواستم تا ته دعای جوشن کبیرو بخونم 😓
بعد از اینکه تموم شد ،
اون شب به آقا فکر میکردم . کل شبو .🥀🌕
مجری برنامه ، میخواست یه چیزی بگه . یه خبری .
من که هنوز ناراحت بودم ، به حرف های مجری گوش میدادم .😕
انگار میخواست رهبر جدید را معرفی کنه ،🥲
آره میخواست رهبر جدید را معرفی کنه .
من با خود میگفتم { نچ،هیچ کس مثل آقا نمیشه } . . .
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات ♥️ #پارت۷
خسته و کوفته به صحبت های مجری گوش میدادم ،
یهویی گفت : (رهبر ما آقا سید مجتبی خامنه ای شد!)🥲🤍
از خوشحالی دست و پامو کرده بودم،
نمیدونستم چی کار کنم!💛
خیلی خوب شد .
انگار هنوز این کشور یه رهبر داره💗
انگار باز کشور یه خامنه ای داره💗
اونجا بود که شعاری که تلوزیون میدادو بلند فریاد زدم
{دست خدا عیان شد خامنه ای جوان شد}
واقعا هرچه خستگی بود از تنم در آمد .😗
از شدت خوشحالی چشمانم برق میزد . . .🥹🫶🏻
https://eitaa.com/emamioon
خاطرات ♥️ #پارت۸
درست بود که خامنه ای از دست داده بودیم 🌱
ولی یک خامنه ای دیگه رهبرمون شد 🤍
این موقع فکر میکردم یک معجزه رخ داده!
درست حس میکردم شبیه پدرشه . .
اینجا بود که معنی این شعار را درک کردم🍇³¹³
{ما همه خون خواه پدر گوش به فرمان پسر}
من دیگه هر روز دنبال نماهنگ های آقای طاهری و رسولی هستم!😎
https://eitaa.com/emamioon
فرق بین خانواده و آقای ما و خانواده و پهلوی اونا😒
https://eitaa.com/emamioon
بفرســــ🪐ـــت برای هرکی میدونی,ߊܩߊܩیوܔ🌖