eitaa logo
امام نوشت🚬
556 دنبال‌کننده
281 عکس
42 ویدیو
1 فایل
https://abzarek.ir/service-p/msg/3295206 مدخل ارتباط با امام نجمی
مشاهده در ایتا
دانلود
قطعا و قطعا بسیاری از ابعاد تصمیم گیری توسط مدیران نظام بصورت طبقه بندی شده داره بررسی میشه. من نمی‌دونم برخی کانال داران چطور اینقدر قطعی در موضوعاتی که از اساس پنهان هست نظر و تحلیل ارائه میکنند و بدتر اینکه توسط مخاطبان بعنوان تحلیل دقیق و صحیح مورد توجه قرار میگیره؟ در این شرایط دشمن هم یقینا سو استفاده می‌کنه از این شرایط و راست و دروغ رو تلفیق می‌کنه برای شکل دهی ذهنیت عدم اعتماد در مردم که پشتوانه اصلی نظام هستن!اینکه از ظواهر امر در رسانه ها و توییت ها و استوری ها نمیشه به فهم عمیق میدان رسید واقعیتی هست که فراموش میکنیم. عقل سرد تصمیم گیر و استراتژیست های نظامی قطعا تحت فشار زیادی هستند و صد البته قلبشون کمتر از ما داغ نیست. ما دیگه عامل فشار به اونها نباشیم. قطع به یقین حضور رهبری اجازه هیچ انحرافی رو نمی‌ده. کافیه ما حضور میدانی و هشیاری و آمادگی مون رو حفظ کنیم و پیاده نظام جنگ شناختی و عملیات شناختی علیه کشور و نظام و مردم مون نباشیم 🌹
❌️از واکنش ها و موضع گیری های لحظه ای تو شرایط جنگی بپرهیزیم و توقع نداشته باشیم مسئولین امر و فرماندهان نظامی و سیاسی لحظه ای بیان پشت سر هم استراتژی و تصمیم و راهبردشون رو برای ما توضیح بدن که خدایی نکرده ما دچار شبهه نشیم چون هم شرایط جنگیه و مسائل امنیتی توش دخیله هم معادلات میدان لحظه ای عوض میشه و نمیشه توقع داشت تو این شرایط خاص مدام همه چیز برای ما توضیح داده بشه در لحظه ! پس کمی صبر کنیم و اعتماد! ❌️
722.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال دار های ایتا در تشویش اذهان عمومی و به ریختن جامعه کم از اینستاگرام و پیج های معاند و ضدنظامِ خارج نشین ندارن خدا شاهده!!!!
متنفر و منزجر و خسته از مهدیه رضایی ولی خب لایمکن الفرار ازش:(
درباره‌ی آتش‌بسی که حامیان و دلسوزانِ نظام را نگران کرد دیروز عصر رفتم آرایشگاه. علیرضا، آرایشگر ۲۸ ساله‌ای که مغازه‌اش کنار میدان اصلی شهر است، وسط صدای سرودها و شعارها گفت: «به خدا منم وطن‌فروش نیستم، کشورم رو دوست دارم؛ ولی آینده‌ای نمی‌بینم. ما وسط جنگ قدرت‌ها گیر کردیم». چند ساعت بعد، دوستی ۲۵ ساله و متأهل را دیدم. خانواده‌اش اصرار داشتند گاز پیک‌نیک را شارژ کند؛ خودش هم من را قانع کرد شمع و چراغ‌قوه بخرم. برای بخش بزرگی از مردم، برنامه‌ریزی روزمره یعنی آماده‌بودن برای بحران بعدی. در چنین فضایی، تصمیم حاکمیت برای پذیرش آتش‌بس ۱۴ روزه را نمی‌شود فقط با ادبیات «اقتدار» یا فقط با «فشار دشمن» توضیح داد. این تصمیم، محصول تلاقی سه واقعیت است: فشار خارجی و نااطمینانی امنیتی؛ فرسودگی روانی و اقتصادی بخشی از جامعه؛ و محدودیت‌های واقعی هر قدرتی در یک جنگ فرسایشی. ۱. توان بالا و محدودیت‌های جدی ایران نه «ضعیفِ بی‌دفاع» است، نه «ابرقدرت به معنای مصطلح»؛ یک قدرتِ بزرگ و مؤثر منطقه‌ای و حالا جهانی با ظرفیت‌ها و محدودیت‌های واقعی است. تصمیم درست، از دلِ این تصویر ترکیبی بیرون می‌آید، نه از تصویر آرمانی یا فاجعه‌محور. ۲. شکافِ خیابان و جامعه خاکستری بخشی از مردم، با ایمان و انگیزه‌ی واقعی، چهل روز در میدان‌ها بودند؛ این حقیقت را باید دید و ستود و حفظش کرد. اما در کنار آن‌ها، میلیون‌ها نفر هم مثل علیرضا وجود دارند که هم از تهدید خارجی نگرانند، و هم از تداوم فشار اقتصادی و محدودیت‌های اجتماعی خسته‌اند. برای هسته‌ی سخت، این یک هشدار جدی است: وقتی در اوج تهدید بیرونی، بخشی از نیروی میدانی به‌جای تقویت همبستگی، درگیر مسائل حاشیه‌ای می‌شود، بخش‌هایی از جامعه‌ی خاکستری را از «جبهه‌ی خودی» دور می‌کند. در شرایط جنگی، این یک خودزنی است. آتش‌بس، از این زاویه، فقط تاکتیک خارجی نیست؛ فرصتی است برای ترمیم همین شکاف در داخل. ۳. تاکتیکِ آتش‌بس برای آمریکا و متحدانش، آتش‌بس بیشتر یک ابزار تاکتیکی است: برای مدیریت افکار عمومی، آزمون خطوط قرمز ایران، و تلاش برای شکاف‌انداختن در جبهه مقاومت. اما برای ایران هم آتش‌بس، ابزار تاکتیک است، نه لزوماً عقب‌نشینی: کاهش فشار روانی و اقتصادی روی جامعه؛ جلوگیری از فرسایش حامیان نظام؛ و ایجاد فرصت برای بازچینش نیرو، تنظیم پیام‌ها و بازآرایی ابزارهای فشار. اگر جنگ را فقط «شلیک» ببینیم، آتش‌بس شبیه توقف است. اما اگر جنگ را در سه سطح ببینیم - نظامی، اقتصادی، روانی - آتش‌بس، تغییر میدان است، نه پایان نبرد. ۴. تثبیت دستاوردها در نقطه‌ی برتری تا قبل از پایان اولتیماتوم آن قاتلِ دیوانه، کفه‌ی میدانی به‌نفع ایران سنگین شده بود؛ از ناکامی‌های مهم جبهه مقابل در جنوب اصفهان و خارک، تا سقوطِ جنگنده‌ها و قدرت‌نمایی در تنگه هرمز. این‌ها فقط چند «حادثه نظامی» نبود؛ علامتی بود از اینکه ایران می‌تواند هزینه‌ی ادامه درگیری را برای ائتلاف مقابل، به طور جدی بالا ببرد. بهترین استفاده از این برتری، لزوماً «افزایش شلیک» نیست؛ گاهی تثبیتِ دستاورد است. آتش‌بس کوتاه را باید از این زاویه هم دید: فرصتی برای تبدیل دستِ برتر میدانی به موقعیت برتر در چانه‌زنی، و جلوگیری از سرریز شدن جنگ به یک فرسایش بلندمدت نظامی و اقتصادی. در همین فاصله کوتاه هم، نشانه‌های روشنی از عمیق‌تر شدن شکاف اروپا و آمریکا و هم‌زمان تقویت حمایت و همدلی بازیگرانی مثل روسیه، چین، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای مؤثر دیده شد؛ روندی که در یکی دو روز اخیر هم شفاف‌تر شده است. این همان منطق استفاده از «بی‌طرف‌های قدرتمند» است؛ بازیگرانی که نه دوست کامل‌اند و نه دشمن کامل، اما می‌توانند در توازن‌بخشی به فشار غرب نقش ایفا کنند. ۵. پیوند میدان و معیشت برای هسته‌ی سخت، پرسش جدی این است: «قدرت‌نمایی این چهل روز، چطور باید خودش را در زندگی علیرضا نشان بدهد؟» پاسخ، فقط این نیست که بگوییم: «اگر این قدرت نبود، شاید سرنوشت‌مان شبیه بعضی همسایه‌ها می‌شد». این بخشِ حقیقت مهم است، اما امروز کافی نیست. چند گام عینی لازم است: مهار رفتارهای افراطی میدانی؛ دیپلماسی فعال برای کاهش هزینه‌های غیرضروری؛ و سیاست اقتصادیِ قابل لمس برای جوان ۲۰–۳۰ ساله. می‌توان با جامعه صریح و شریکانه حرف زد: این چند هفته، بخشی از جنگ در آسمان و دریا بود؛ حالا بخش مهمی از آن به میز مذاکره، اقتصاد و روان جامعه منتقل شده. بدون همراهی و اعتماد مردم، نه میدان می‌ماند، نه میز. آتش‌بس، نه انکار جنگ است، نه الزاماً خیانت به مقاومت؛ در چنین نقطه‌ای، باید جامع دید و آینده‌نگارانه تصمیم گرفت و اقدام کرد؛ نه فقط با هیجان امروز، بلکه با تصویر پنج و ده سال آینده‌ی ایران. @siasate_no
خسته ام چشمم رو که باز میکنم تو خیابونم تا شب که برمیگردم خونه و خسته ام کارایی میکنم که با روحیه ام همخوانی نداره ولی الان وظیفمه و خسته ام همش مریضم و شل و وِل و بی حال و خسته ام احساس تنهایی عمیق دارم و خسته ام دیروز نیاز داشتم در آغوش کشیده بشم وسط خستگی مفرطم و این امکان وجود نداشت و زدم زیر گریه و خسته ام همش دارم تو خیابون آت و آشغال میخورم و خسته ام همش دارم با آدما حرف میزنم و قانعشون میکنم و خسته ام دائما سردرد دارم و خسته ام دلم میخواست دنیا جور دیگه ای باشه و نیست و خسته ام ....
خُل کُلی چیزی هستید!؟ روزی شونصدتا از این پیام ها میدید و بدوبیراه میگید ! خب چراااااااا موندید اینجا وقتی انقدر ازمن بدتون میاد ؟! با یک خداحافظی نمیخواید مارو خوشحال کنید؟
ولی واقعا تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل و اتفاقات ظرفیت روانیم خیلی رفته بالا ! یک سال پیش اگه بود سه تا از این پیام ها پشت سر هم میگرفتم ، می‌نشستم گریه و بغض بغضی شدن که وااااااای چرا با من اینجوری حرف میزنن ، بعدشم میزدم از ریشه کانال رو پاک میکردم الان تقریبا به هیچ ورم نمیگیرم هیچ کس رو و بیشتر دلم برای شما میسوزه که چقدر دارید از دست من حرصی میشید و همش با خودم میگم خب اینا اگر انقدر از من بدشون میاد چرا با ادامه ی همراهی با من خودشونو انقدر ناراحت میکنن!