eitaa logo
امام نوشت🚬
555 دنبال‌کننده
281 عکس
42 ویدیو
1 فایل
https://abzarek.ir/service-p/msg/3295206 مدخل ارتباط با امام نجمی
مشاهده در ایتا
دانلود
درباره‌ی آتش‌بسی که حامیان و دلسوزانِ نظام را نگران کرد دیروز عصر رفتم آرایشگاه. علیرضا، آرایشگر ۲۸ ساله‌ای که مغازه‌اش کنار میدان اصلی شهر است، وسط صدای سرودها و شعارها گفت: «به خدا منم وطن‌فروش نیستم، کشورم رو دوست دارم؛ ولی آینده‌ای نمی‌بینم. ما وسط جنگ قدرت‌ها گیر کردیم». چند ساعت بعد، دوستی ۲۵ ساله و متأهل را دیدم. خانواده‌اش اصرار داشتند گاز پیک‌نیک را شارژ کند؛ خودش هم من را قانع کرد شمع و چراغ‌قوه بخرم. برای بخش بزرگی از مردم، برنامه‌ریزی روزمره یعنی آماده‌بودن برای بحران بعدی. در چنین فضایی، تصمیم حاکمیت برای پذیرش آتش‌بس ۱۴ روزه را نمی‌شود فقط با ادبیات «اقتدار» یا فقط با «فشار دشمن» توضیح داد. این تصمیم، محصول تلاقی سه واقعیت است: فشار خارجی و نااطمینانی امنیتی؛ فرسودگی روانی و اقتصادی بخشی از جامعه؛ و محدودیت‌های واقعی هر قدرتی در یک جنگ فرسایشی. ۱. توان بالا و محدودیت‌های جدی ایران نه «ضعیفِ بی‌دفاع» است، نه «ابرقدرت به معنای مصطلح»؛ یک قدرتِ بزرگ و مؤثر منطقه‌ای و حالا جهانی با ظرفیت‌ها و محدودیت‌های واقعی است. تصمیم درست، از دلِ این تصویر ترکیبی بیرون می‌آید، نه از تصویر آرمانی یا فاجعه‌محور. ۲. شکافِ خیابان و جامعه خاکستری بخشی از مردم، با ایمان و انگیزه‌ی واقعی، چهل روز در میدان‌ها بودند؛ این حقیقت را باید دید و ستود و حفظش کرد. اما در کنار آن‌ها، میلیون‌ها نفر هم مثل علیرضا وجود دارند که هم از تهدید خارجی نگرانند، و هم از تداوم فشار اقتصادی و محدودیت‌های اجتماعی خسته‌اند. برای هسته‌ی سخت، این یک هشدار جدی است: وقتی در اوج تهدید بیرونی، بخشی از نیروی میدانی به‌جای تقویت همبستگی، درگیر مسائل حاشیه‌ای می‌شود، بخش‌هایی از جامعه‌ی خاکستری را از «جبهه‌ی خودی» دور می‌کند. در شرایط جنگی، این یک خودزنی است. آتش‌بس، از این زاویه، فقط تاکتیک خارجی نیست؛ فرصتی است برای ترمیم همین شکاف در داخل. ۳. تاکتیکِ آتش‌بس برای آمریکا و متحدانش، آتش‌بس بیشتر یک ابزار تاکتیکی است: برای مدیریت افکار عمومی، آزمون خطوط قرمز ایران، و تلاش برای شکاف‌انداختن در جبهه مقاومت. اما برای ایران هم آتش‌بس، ابزار تاکتیک است، نه لزوماً عقب‌نشینی: کاهش فشار روانی و اقتصادی روی جامعه؛ جلوگیری از فرسایش حامیان نظام؛ و ایجاد فرصت برای بازچینش نیرو، تنظیم پیام‌ها و بازآرایی ابزارهای فشار. اگر جنگ را فقط «شلیک» ببینیم، آتش‌بس شبیه توقف است. اما اگر جنگ را در سه سطح ببینیم - نظامی، اقتصادی، روانی - آتش‌بس، تغییر میدان است، نه پایان نبرد. ۴. تثبیت دستاوردها در نقطه‌ی برتری تا قبل از پایان اولتیماتوم آن قاتلِ دیوانه، کفه‌ی میدانی به‌نفع ایران سنگین شده بود؛ از ناکامی‌های مهم جبهه مقابل در جنوب اصفهان و خارک، تا سقوطِ جنگنده‌ها و قدرت‌نمایی در تنگه هرمز. این‌ها فقط چند «حادثه نظامی» نبود؛ علامتی بود از اینکه ایران می‌تواند هزینه‌ی ادامه درگیری را برای ائتلاف مقابل، به طور جدی بالا ببرد. بهترین استفاده از این برتری، لزوماً «افزایش شلیک» نیست؛ گاهی تثبیتِ دستاورد است. آتش‌بس کوتاه را باید از این زاویه هم دید: فرصتی برای تبدیل دستِ برتر میدانی به موقعیت برتر در چانه‌زنی، و جلوگیری از سرریز شدن جنگ به یک فرسایش بلندمدت نظامی و اقتصادی. در همین فاصله کوتاه هم، نشانه‌های روشنی از عمیق‌تر شدن شکاف اروپا و آمریکا و هم‌زمان تقویت حمایت و همدلی بازیگرانی مثل روسیه، چین، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای مؤثر دیده شد؛ روندی که در یکی دو روز اخیر هم شفاف‌تر شده است. این همان منطق استفاده از «بی‌طرف‌های قدرتمند» است؛ بازیگرانی که نه دوست کامل‌اند و نه دشمن کامل، اما می‌توانند در توازن‌بخشی به فشار غرب نقش ایفا کنند. ۵. پیوند میدان و معیشت برای هسته‌ی سخت، پرسش جدی این است: «قدرت‌نمایی این چهل روز، چطور باید خودش را در زندگی علیرضا نشان بدهد؟» پاسخ، فقط این نیست که بگوییم: «اگر این قدرت نبود، شاید سرنوشت‌مان شبیه بعضی همسایه‌ها می‌شد». این بخشِ حقیقت مهم است، اما امروز کافی نیست. چند گام عینی لازم است: مهار رفتارهای افراطی میدانی؛ دیپلماسی فعال برای کاهش هزینه‌های غیرضروری؛ و سیاست اقتصادیِ قابل لمس برای جوان ۲۰–۳۰ ساله. می‌توان با جامعه صریح و شریکانه حرف زد: این چند هفته، بخشی از جنگ در آسمان و دریا بود؛ حالا بخش مهمی از آن به میز مذاکره، اقتصاد و روان جامعه منتقل شده. بدون همراهی و اعتماد مردم، نه میدان می‌ماند، نه میز. آتش‌بس، نه انکار جنگ است، نه الزاماً خیانت به مقاومت؛ در چنین نقطه‌ای، باید جامع دید و آینده‌نگارانه تصمیم گرفت و اقدام کرد؛ نه فقط با هیجان امروز، بلکه با تصویر پنج و ده سال آینده‌ی ایران. @siasate_no
خسته ام چشمم رو که باز میکنم تو خیابونم تا شب که برمیگردم خونه و خسته ام کارایی میکنم که با روحیه ام همخوانی نداره ولی الان وظیفمه و خسته ام همش مریضم و شل و وِل و بی حال و خسته ام احساس تنهایی عمیق دارم و خسته ام دیروز نیاز داشتم در آغوش کشیده بشم وسط خستگی مفرطم و این امکان وجود نداشت و زدم زیر گریه و خسته ام همش دارم تو خیابون آت و آشغال میخورم و خسته ام همش دارم با آدما حرف میزنم و قانعشون میکنم و خسته ام دائما سردرد دارم و خسته ام دلم میخواست دنیا جور دیگه ای باشه و نیست و خسته ام ....
خُل کُلی چیزی هستید!؟ روزی شونصدتا از این پیام ها میدید و بدوبیراه میگید ! خب چراااااااا موندید اینجا وقتی انقدر ازمن بدتون میاد ؟! با یک خداحافظی نمیخواید مارو خوشحال کنید؟
ولی واقعا تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل و اتفاقات ظرفیت روانیم خیلی رفته بالا ! یک سال پیش اگه بود سه تا از این پیام ها پشت سر هم میگرفتم ، می‌نشستم گریه و بغض بغضی شدن که وااااااای چرا با من اینجوری حرف میزنن ، بعدشم میزدم از ریشه کانال رو پاک میکردم الان تقریبا به هیچ ورم نمیگیرم هیچ کس رو و بیشتر دلم برای شما میسوزه که چقدر دارید از دست من حرصی میشید و همش با خودم میگم خب اینا اگر انقدر از من بدشون میاد چرا با ادامه ی همراهی با من خودشونو انقدر ناراحت میکنن!
دلم به طرز عجیبی برای امام رضا جونم تنگ شده ... ولی خب بابام تا آخر جنگ نمیذاره از اراک خارج بشم تحت هیچ شرایطی
هدایت شده از پلی لیستِ محبین
کربلایی محمد اسداللهی شور_پایانی_mp3.mp3
زمان: حجم: 8.8M
کارشه از سنگ طلا درست کنه از من بنده ی خدا درست کنه حرفهای قدیمیا غنیمته کار خوبه امام رضا درست کنه🥲💔 ❤️‍🩹 @playlist_mohebin
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
یادداشت دکتر علی حریری و این عکس... قلب آدم رو میسوزونه مرحبا به استقامتت مرد مرحبا به این صبر حیدری و تسلیم خدا بودن ✍🏻از این تصویر، تنها من و پسرم حسین که در کنارم ایستاده باقی مانده‌ایم ✍🏻اما همسر عزیزم زینب و دو پسرم هادی و احمد را اسرائیل دیروز با نهایت سرکشی، تکبر و ستم به قتل رساند. رفتنشان قلبم را شکسته است، اما شکستی است که امید دارم خداوند آن را با رضایت، تسلیم و توکل جبران خواهد نماید. آنچه این مصیبت را برایم قابل تحمل می‌کند این است که خدا می بیند و اگر در محضر او نبود روح و جانم توان تحمل این فراق و جدایی را نداشت. دیروز برادر عزیزم حاج جلال و باجناقم ابو رضا، و امروز همسرم زینب و پسرانم هادی و احمد... پروردگارا، بگیر تا آنجا که راضی شوی... حتی اگر همه ما کشته شویم... این راه را ادامه خواهیم داد. دکتر علی حریری بیروت، لبنان ۹ آوریل ۲۰۲۶ @farsitweets
امام نوشت🚬
یادداشت دکتر علی حریری و این عکس... قلب آدم رو میسوزونه مرحبا به استقامتت مرد مرحبا به این صبر حیدر
《آنچه که این مصیبت را برایم قابل تحمل می‌کند این است که خدا می‌بیند و اگر محضر او نبود روح و جانم توان تحمل این فراق و جدایی را نداشت پروردگارا بگیر تا آنجا که راضی میشوی 》 این منطقیه که من در طول تمام زندگیم باهاش دوام آوردم و ادامه دادم 《خدامیبیند》
چند روز پیش یکی ازم تو ناشناس پرسیده بود چه جوری شاد باشم ؟! براش نوشتم موحد شو ! واقعا هیچ راهی جز این وجود نداره برای زنده بودن در این سیاره ی رنج ! توضیحش با کلمات برام خیلی میسر نیست چون مطمئنم مفهوم و معنا منتقل نمیشه ، توحید حالتیه که بر قلب مترتبه و دلالت بر این داره که خدا هست ، خدا میبینه و خدا میدونه و میشنوه علاوه بر اینکه این اشراف رو داره دلسوز ترین و خیرخواه ترینه بر بنده ش و در ادامه ی این اشراف،هرچه که بر ما میگذره کار خودشه و کار خودش هم چه گریه بر چشم بیاره و چه خنده بر لب به ظاهر ، جز خیر ترین حالت برای ما نیست و خب با دونستن و باور به این ها که مجموعه شون ذیل مفهومی به نام توحید تعریف میشه چه دلیلی برای شاد نبودن وجود داره ! و انسان موحد ، حالا میتونه وسط گریه هاش ، خستگی هاش ، تنهایی هاش و ... با باور به اونکه خدا هست همچنان شاد و راضی و آروم باشه و شکر بابت این نعمت
امام نوشت🚬
چند روز پیش یکی ازم تو ناشناس پرسیده بود چه جوری شاد باشم ؟! براش نوشتم موحد شو ! واقعا هیچ راهی ج
این ها تا وقتی که باور قلبی و یقینی نباشه شبیه شعار جلوه میکنه ولی وقتی باور قلبی شد ، میشه اون دلیلی که باهاش دوام میاری... که اون پیر فرزانه ی حکیم زاهد موحد چه خوب گفت : گاهی دل از غم مالامال میشود... اما عزم و اراده باید راسخ بماند. گام باید محکم برداشته بشود. غمهایی هست که کوه‌ها را میشکند(ولی‌)انسان مومن را نمیتواند بشکند.
از امروز ، مصاحبه ، کتابفروشی ،کباب گلپایگان،هفتصد کیلومتر پیاده روی ، کفش خریدن یهویی، مباحثه با یک لشکر نوجوان پر از سوال ،دورچی و ملک و رضایی و نجمی ای که وسط همه ی داستان های جهانن