eitaa logo
امامزادگان عشق 🌷
4.9هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
2.6هزار ویدیو
2 فایل
رزقت‌روازشهدابگیر😍شمابه‌مهمانی‌لاله‌هادعوت شدی ازقافله‌ی‌شهداجانمونی‌رفیق🙂اینجادورهمیم برای شهیدانه زیستن ادمین @Sadat_Yas کپی مطالب فقط برای کسانی که عضوکانال هستندجایزاست اونم باصلوات برای سلامتی امام زمان عج‌ ودعای خیر کپی بنروریپ ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💚 دلبرم يوسف زهراست خدا ميداند يادش آرامش دلهاست خدا ميداند علت غيبت او هست گناه من و تو خون جگر از گنه ماست خدا ميداند ╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷🕊 آنچه روشن کند روزهای مرا،لبخندزیبای شماست. ✋سلام برشما همسنگران و دوستداران شهـــــداء 🍃 روزمان راباسلام وتوسل به شهدابیمه کنیم. سلام برشهدایی‌که مردانه جنگیدندتاما امروز در آرامش وامنیت کامل زندگی کنیم. امروزهرچی کارخیراز دستت برمیاد ازطرف رفیق شهیدمون ﴿ ﴾ برای امام زمانت انجام بده، باشه؟؟ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌷🕊 شهیدعزت الله اوضح 🌷ولادت: ۱۳۴۵/۳/۲ | همدان –ملایر 🕊شهادت: ۱۳۶۷/۲/۲۳ | شهادت: ارتفاعات شیخ محمد- عملیات بیت المقدس ۶ در سال ۵۹ با شروع حمله تجاوزکارانه بعث به میهن اسلامی ایران تصمیم بر رفتن به جبهه گرفت لیکن بدلیل نقش بسزائی که در واحد بسیج سپاه شهر ری داشت به وی اجازه رفتن داده نمی شد. ولی بهر صورت موفق شد برای اولین بار به یکی از جبهه های جنوب برود، و مدت شش ماه در جبهه باشد. وی تالحظه شهادت خودش راوقف جبهه وجنگ کردو بارها مجروح شد. سرانجام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۷، پس از انجام عملیات بیت المقدی۶ در حین بازگشت از منطقه عملیاتی به قرارگاه تاکتیکی لشکر در حالیکه به اتفاق یکی از همرزمانش بر موتور سوار بود، از ناحیه گردن، پا و دست مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت رسید. 🔹️ سردار شهید عزت الله اوضح ، معاون اطلاعات و عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع)در قسمتی از وضیت نامه اش به پدر و مادرش می گوید: ◇ اگر فرزندتان شهید شد، وقتی به کربلای اباعبدالله الحسین می رسید در حرم آقا ابا عبدالله با خود آقا درد دل می کنید و من با یک حالت دیگر به شما بگویم من از سنگرهای جبهه، خاک پای شما عزیزان را می بوسم. 🔻 مناجات های شهید «عزت الله اوضح»: ◇ خدایا من آنکسم که از تو حیا نکرده ام و بیشرمانه عصیان تو روا داشته ام ◇ پروردگارا مسئلت من مسئلت موجود درمانده است که سخت محتاج و پریشان است نیرویش کاهش گرفته و گناهان اش افزایش یافته است ◇ خدایا درویش تهی دست اومده بدرگاهت که جز تو توانگری نمی شناسد. ◇ خدایا اگر دستم رو بگیری و بلندم داری آن کیست که تواند فرودم بیاورد. 🍃یادش گرامی ونامش جاودان 🍃دسته گلی از صلوات به نیابت از این شهیدوالامقام هدیه می کنیم به حضرت ولیعصرارواحنا فداه به امید نگاهی از جانب پُر مهرشان 🤲 دعای این شهید عزیز بدرقه امروزتان ان شاء الله ╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
19.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷🕊 فیلم ماجرای انگشتر اهدایی رهبری که خرج آزادی زنان زندانی شد. 🔹 خیرین و خانواده شهید مدافع حرم سعید انصاری در پنجمین پویش آزادی زنان و مادران زندانی جرایم غیر عمد در برج آزادی جمع شده بودند تا مقدمات انس این‌ مادران زندانی با همسر و فرزندانشان را فراهم کنند. ◇ همسر شهید انگشتری را به‌سمت جمعیت گرفت و گفت: انگشتر اهدایی رهبر معظم انقلاب است. اگر طالبی داشته باشد که می‌دانم دارد، این انگشتر را بخرد و پولش را به آزادی زنان زندانی اختصاص بدهد.‌ ◇ از گوشه و کنار سالن صداهایی بلند شد. هر یک برای خرید انگشتر و اهدا آن برای آزادی زنان زندانی جرایم غیرعمد قیمتی را پیشنهاد می‌داد. نفر اول ۵۰ میلیون، نفر دوم ۶۰ میلیون، نفر سوم ۱۰۰ میلیون، نفر چهارم ۲۰۰ میلیون و نفر پنجم ۵۵۰ میلیون تومان پیشنهاد دادند. ◇‌ به این‌ترتیب با پیشنهاد نفر پنجم، ۵۵۰ میلیون تومان برای آزادی زنان زندانی جرایم غیرعمد تعلق گرفت. مردم مااینجورین🥺 ╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
🌷🕊 شاسی‌بلند را کِی به ما می‌دهید؟ ✨به روایت همسر شهید: مهدی خیلی شوخ بود. دفعه اول که رفته بود، من خانه‌ی مادر شوهرم بودم که تماس گرفت. شماره‌اش معلوم بود اما من توجه نکردم. تلفن را برداشتم، دیدم آقایی سلام‌علیک کرد و گفت: «شما خانم موحدنیا هستید؟»، گفتم: «بله!» مِن‌مِن‌کُنان گفت: «همسرتان...». با حالِ بدی گفتم:«آقا همسرم چی؟!» گفت:«همسرتان به درجه رفیع شهادت رسیدند.» من بغض کردم. یک‌لحظه خواهر شوهرم فهمید و به من اشاره کرد که این شماره‌ی مهدی است و اذیّتت می‌کند. منم خنده‌ام گرفت اما خودم را کنترل کردم. با لحن شوخی-جدی گفتم:«آقا ولش کن! این شاسی‌بلند را کِی به ما می‌دهید؟» با این جمله، مهدی فهمید دستش برایم رو شده و زد زیر خنده، گفت:«تو چقدر نامردی! منو به شاسی‌بلند فروختی؟» گفتم:«تا تو باشی مرا اذیّت نکنی!» 🌷 ‍‌╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
🌷🕊 فراموش نمیکنم یکبار زمستون خیلی سردی بود و در حال برگشت به سمت خونه بودیم. پیرمردی مشغول گدایی بود و از سرما میلرزید. تا دیدش فورا کاپشن گرون قیمتشو درآورد و به اون پیرمرد داد ! بعدم یه دسته اسکناس بهش داد! پیرمرد که از خوشحالی نمیدونست چی بگه ، مرتب می‌گفت: جوون خدا عاقبتت رو بخیر کنه. آخرم عاقبت بخیرشد🥺 ‍‌ ╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯
‍ 🌷🕊 کاش در راه انقلاب همه مثل او فکر و عمل میکردیم ✨صبحانه‌ای كه به خلبان‌ها می‌دادم، كره، مربا و پنیر بود. یك روز شهید كشوری مرا صدا زد گفت: فلانی! گفتم: بله. گفت: شما در یك منطقه‌ی جنگی در مهمان‌سرا كار می‌كنید. پس باید بدانید مملكت ما در حال جنگ است و در تحریم اقتصادی به سر می‌برد. شما نباید كره، مربا و پنیر را با هم به ما بدهید درست است كه ما باید با توپ و تانك‌های دشمن بجنگیم ولی این دلیل نمی‌شود ما این گونه غذا بخوریم. شما باید یك روز به ما كره، روز دیگر پنیر و روز سوم به ما مربا بدهید. در سه روز باید از این‌ها استفاده كنیم وگرنه این اسراف است. من از شما خواهش می‌كنم كه این كار را نكنید. من گفتم: چشم. ╭🌷🕊 ┅────────┅╮ @emamzadeganeshgh ╰ ┅ ───────── ┅ ┅ ╯