.
#شب_سوم_محرم
سروده استاد #حاج_مرتضی_طاهری
آن طائرم که بال و پرم درد می کند
قلبم ز دوری پدرم درد می کند
بابا ز طعنه های فراوان دلم گرفت
زخم زبان زدند سرم درد می کند
چون من شبیه مادر تو بودم ای پدر
سیلی زدند چشم ترم درد می کند
اکنون شبیه ترشده ام من به مادرت
پهلو و سینه و کمرم درد می کند
دیدم به خواب بر لب تو چوب می زنند
از آن به بعد این جگرم درد می کند
شرمنده ام که بر اثر دردهای من
قلب تمام اهل حرم درد می کند
.........
استاد تاری👇
در مرثیت حضرت رقیه بنت الحسین (ع)
.......
تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر
در گلستان ولایت شجری کوچکتر
+ طایری عرش نشین بوده و هستی ای گل
داری اما تو فقط بال و پری کوچکتر
فاطمه گوهر والاست به بحر هستی
تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر
می دهی نور نه مانند کواکب بلکه
می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر
ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ
ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر
همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست
نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر
تو مگر چند بهار از نفست می گذرد
که چنین رو به خزان رخ به بری ، کوچکتر
غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو
نیست این قافله را همسفری کوچکتر
جگر فاطمه خون بود نمی دانستم
داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر
پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت
داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر
قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید
که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر
حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند
داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر
نه فقط قامت زینب بشکست از محنت
خم شد از بار مصایب کمری کوچکتر
صورت کوچک تو داشت اثر از سیلی
مانده بر گوشه ی چشمت اثری کوچکتر
فاطمه دست سپر کرد شکست اما تو
داشتی بهر دفاعت سپری کوچکتر
مرثیت خوان تو باشند بزرگان اینجا
"یاسر" آمد ز غمت نوحه گری کوچکتر
**
محمود تاری «یاسر»
صوت الرضیع-5727104122930716928_237250488175301.mp3
زمان:
حجم:
12.5M
حاج مرتضی طاهری-شب شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
#روضه_حضرت_رقیه
#امام_حسین
#گریه
آتش گرفته از پرِ پروانهایم ما
ز آن رو چون شمع، گرمى هر خانهایم ما
پروانهی قبولى پروانه، بال اوست
در سوختن، مقلّد پروانهایم ما
مُحرم همیشه وقت به احرام گریهایم
تا در طواف کعبهی جانانهایم ما
از درگه حسین خدایا! کجا رویم
چون حلقه، چشم بر در این خانهایم ما
خوش کردهایم دل به نسیم محبّتش
در آن حریم وصل چو بیگانهایم ما
دُرّ یتیم در صدف کائنات، اوست
با آبروى ز آن دُر یکدانهایم ما
دیوانگان عشق، جهان را به هم زدند
داریم افتخار که دیوانهایم ما
چون برگ خشک، منتظر یک جرقهایم
روشن کنید شمع که پروانهایم ما
بر درگهى که هست «مؤیّد»! بهشت عشق
صورت به خاکِ سجدهی شکرانهایم ما
#سیدرضا_موید
....
تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر
در گلستان ولایت شجری کوچکتر
فاطمه گوهر والاست به بحر هستی
تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر
می دهی نور نه مانند کواکب بلکه
می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر
ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ
ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر
همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست
نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر
غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو
نیست این قافله را همسفری کوچکتر
جگر فاطمه خون بود نمی دانستم
داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر
پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت
داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر
قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید
که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر
حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند
داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر
نه فقط قامت زینب بشکست از محنت
خم شد از بار مصایب کمری
مداح حاج مرتضی طاهری.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
#فایل_صوتی
✅ نماز جمعه ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵
🔸 حاج مرتضی طاهری
🎙 مداح
🔰با نماز جمعه همراه باشید...
کانال نماز جمعه تهران
.
#شور_امام_حسین
نمیدونم چی اومد سر چشمام که اشکام مثل اون قدیم نمیشه میشینم توی روضه اما حالم مثل روزای بچگیم نمیشه نمیدونم چی اومد سرِ این دل که عطرِ حرمت کم شده واسم یه کاری کن یکم آروم بگیرم بلخش اقا اگه پرته حواسم من بیوفا اما با این گدا سر کن باز چشمامو تَر کن، حالم رو بهتر کن **** یه وقتا اینقده حالم خرابه که میگم نکنه دوسم نداری من از پیش تو هیچجایی نمیرم چه تو محل بذاری چه نذاری یه وقتا خیلی یادتم بگو کی درست دقتی عطش میگیرم آقا تو رو با لبِ تشنه سر بریدن الهی که برات بمیرم آقا زخمیترین بودی، تشنهترین هستی روی نیزهها خوبه که چشماتو بستی خیلی بدهکارم، خیلی گنهکارم حرفی ندارم چون خیلی دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم ارباب دوست دارم... **** یه وقتا خوبه خلوت دوتایی میخوام چند لحظه وقتتو بگیرم بذارم مثل حُر سر روی زانوت بغلم کنی و برات بمیرم خیلی بدهکارم، خیلی گنهکارم حرفی ندارم جز خیلی دوست دارم دوست دارم دوست دارم... * حواست هست به موهای سفید سرم چقدر امسال از گذشته شکستهترم حواست هست نوکرت داره پیر میشه بخرم ببرم به حرم داره دیر میشه دوست دارم دوست دارم...
صوت علیمی👉
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 به انتقام تو شمشیرها درآمدهاند؛
به دست شیر یلان، از نیام ایرانی
بترس قاتل خونخوارِ رهبرم زین پس
بلرز تا به ابد زین پیام ایرانی
بگوش میرسد از دور مژده های فرج
نشانه های ظهور، این پیام ایرانی
شعرخوانی حاج مرتضی طاهری در مراسم بزرگداشت #چهلم «آقای شهید ایران»، از سوی رهبر معظم انقلاب در مصلی امام خمینی(ره) تهران. ۱۴۰۵/۰۵/۲۷
#شهید_رمضان
▪️ #با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور
.
#امام_زمان
نبوده شعر من در بندِ دیدن
ندیده صورتم لبخندِ دیدن
شنیدم عدل مولا را می آری
(شنیدن کی بود مانندِ دیدن )
........
نگفته حاجت ما را بخوانی
دوبیتی های تنها را بخوانی
نباشد در توان ما عزیزم
تو باید مدح مولا را بخوانی
#حسین_رحمانی ✍
.
هدایت شده از امام حسین
.
#امام_زمان
سلام آقای خوبی ها ، سلام ای مرد دوران ها
سلام ای ذکر تسبیحِ ، همه گلها و باران ها
سلام ای نور بی پایان ، که پشت ابری و تنها
هزار و یکصد و اندی ، قرین صبری و تنها
سلام ای لطف بی منت ، کریما ، دست بخشنده
سلام ای که به تو گردد ، زمین از عدل آکنده
سلام ای زاده ی نرگس ، عزیزا، جمع آل الله
سلام ای وارث مولا ، پناه ما ، امین الله
سلام ای شبه پیغمبر ، تویی ختم کلام ما
چه توفیق و چه رزقی که ، شما هستی امام ما
سلامم بر نماز تو ، به ورد و ختم قرآنت
به یارب یارب و ذکر ِ، حسن جان و حسین جانت
نوشتم نامه ای بعدش ، سپردم دست آب آمد...
همینکه اشک من آمد ، یقین دارم جواب آمد
تو پیدایی تو هرجایی ، منم کورم ، منم غائب
منم عبد و منم سائل ، تویی آقا تویی صاحب
منم ظلمت ، منم حیرت ، تو ذاتاً نوری و نوری
اگر از عشق می خوانم ، مرا تنها تو منظوری
اجازه داده ای تا که ، به شعرم از شما گفتم
اگر گفتم منم شیعه ، ببخشم که خطا گفتم
خطا گفتم که من عبدم ، غلام خانه زاد هستم
من آن خار بیابانم ، که در تقدیر باد هستم
الهی که گذار من ، بیفتد بر سر کویت
الهی بر مشام دل ، رسد عطری ز گیسویت
به آن خال سیاهی که ، شبیه کعبه نوارنیست
به آن چشمی که صبح وشب،همیشه خیس وبارانیست
عطایی کن گدایت را ، که محتاجم به احسانت
نگاهی کن شوم آقا ، منم از جمع یارانت
یقین دارم بدون شک ، نگاهت معجزه دارد
نگاهی کن که از رویم ، دمادم عجز می بارد
تو آن فیض دمادم که ، به خلقت رنگ و بو داده
تو آن آب حیاتی که ، به عالم آبرو داده
به یمن تو خدا داده ، همیشه روزی ما را
به امداد شما دیده ، جهان پیروزی ما را
خورم غبطه به حال هر ، شهید سربدار تو
به آن عاشق که صبحش را ، به شب برده کنار تو
نوشتم شعر خود را از ، سر سیری و امنیت
اگر از غزه لب بندم ، خطابم کن تو بی غیرت
چه می خواهی تو از ماها ، که ما آن نیستیم آقاجان
به حکم یاری مظلوم ، مسلمان نیستیم آقاجان
دو دستم کوته از چاره ، دعایم بر زبان جاری
به مظلومان بود ظلم ، ستمگر همچنان جاری
بگو که با ظهور تو ، دمد در صور اسرافیل
مقدر کن به دست ما ، شود نابود اسراییل
#حسین_رحمانی✍
#استغاثه
.
.
#ازدواج_رسول_الله #ازدواج_نبوی
#سرود جشن ازدواج
#ازدواج_پیامبر و #حضرت_خدیجه
موسم وصل دل و دلبر مبارک
شادی ِ دلهای غمپرور مبارک
جشن دامادی پیغمبر مبارک
به تمام خلق دو عالم
وقت شوق و شور و شادی/بهر هر دل آگاه است
ازداوج نورانی/حضرت رسول الله است
یا خدیجه یا محمد...
همسر حق الیقین گشته خدیجه
مادر اسلام و دین گشته خدیجه
دیگر ام المؤمنین گشته خدیجه
تهنیت میگوییم دمادم
بر روی نبی مرعاتی/اشفعی لنا فی الجنة
یا خدیجه یا مولاتی/اشفعی لنا فی الجنة
یا خدیجه یا محمد...
حق ّ این پیوند نورانی خدایا
ده به ما رزق سعادت در دو دنیا
عاقبت بر خیرمان کن جان مولا
وَ به حق ّ رسول خاتم
کن عنایتی که ما هم/پیرو ِ پیمبر باشیم
تا ظهور فرزند او/در رکاب رهبر باشیم
یا خدیجه یا محمد
یا ارحم الرّاحِمین.
.
.
#پندیات
ای عاشقان دنیا ؛ دنیا وفا ندارد
مرگ است آخر کار چون وچرا ندارد
بنگر به چشم حسرت بر این عروس دنیا
زیراکه در نهادش غیر از جفا ندارد
گر بنگری به دقت بینی که در حقیقت
در کاخ زرنگارش یک بوریا ندارد
هردرد را دوائیست جز مرگ خانمانسوز
این درد ناگهانی هرگز دوا ندارد
داری هزار خانه بنگر به خانه قبر
این خانهٔ من وتوست ما وشما ندارد
یک روز امیر بودن یک روز اسیر بودن
پیک اجل که آید شاه وگدا ندارد
تیر اجل به هر شکل روزی سراغت آید
این تیر سرنوشت است دیدش خطا ندارد
هرکس ستم نماید بیند سزای کارش
چوب خدا بهرشکل هرگز صدا ندارد
شادی مجو زدنیا ،دار غم است واینجا
جز قصّهٔ غم انگیز این غم سرا ندارد
هرجا گل است وگلزار غرق صفاست آنجا
باغی که گل ندارد هرگز صفا ندارد
بنگر که با بزرگان دنیا چه کرده ای دوست
این دشمن سیه رو شرم وحیا ندارد
بر شادی دو روز دنیا مبند دل را
دنیا به جز بلا و جور وجفا ندارد
گیرم که مثل بلبل اینجا سخن بگویی
در دادگاه خالق این لب صدا ندارد
اَلْیوم نخْتِِمُ عَلَی اَفْواهِهِم وَتُکَلّمُنا اَیْدیهِم وَ تَشْهَدو اَرْجُلُهُم بِما کانو یَکْسِبون
آن روز برلب شما مهر میزنند ودستها وپا ها علیه شما به کارهای زشت گواهی میدهند
.