eitaa logo
Emamezamaan
3.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
516 فایل
اشعار و سرودها و نوحه های امام زمانی @Yaghoubian1349
مشاهده در ایتا
دانلود
. علیه السلام دلم بهار حیدره،مست تبار حیدره تازنده ام روقلب من،عکس مزارحیدره ایوون طلای تو قلب زمین گشتم ازعشق تو زاروغمین زائر نجفم کن آقا جون حاجت نوکرت گشته همین عمریه دربه درت من خاک پای قدمت من زیر رقص علم تو همدم درد وغمت من یاحیدر،مددی یاحیدر(3) ###### سرم به پای حیدره،نذر چشای حیدره اون که طریق جنّته، حبّ ولای حیدره نام تو ،رافع درد و بلا هست تو،محورارض وسما حاجت می گیریم ازناد علی یاعلی،ذکر هرشور ونوا نام تو برده ز هوشم باده عشق تو نوشم کلب درگاه توهستم تاابد حلقه به گوشم یاحیدر،مددی یاحیدر(3) #### بندسوم برای ابوالفضلیها حقّا که ابن الحیدره،یک لشکردلاوره عباسه ونام آوره،درکربلا آب آوره سردار زیبای حصن حصین مبهوت ادبش روح الامین نوراو برعالم گشته طنین ماه عالم تاب امّ بنین یاابوالفضل ذکر اعظم خالق هرشور وهردم روی قبرم بنویسید کشته علقمه در دم یاعباس،مددی یاعباس(3) .👇
. و -اجمعین در هفدهِ ربیع، بفرمانِ سرمدی ناگه رسید، فجرِ تجلّیِ ایزدی آن خالقی که روز ازل، وعده داده بود اینک رسید، موعِد و میعادِ سرمدی باید شهِ جهان و جنان، جلوه می‌نمود دیگر مَشیَّتِ ازلی، گشت بایدی دنیا اسیر شیوه‌ی نابخردان چو بود باید که جلوه‌ای ‌شود از، عقل احمدی آن عقلِ کُل، که از سوی حق، عقلِ اوّل است آمد کِشَد بزیر، همه جهلِ مَعبَدی کعبه دگر ز بتکده بودن، غریب ماند مکه نیاز داشت، به سِیری سرامدی قوم و قبیله، اَرزشِ بیجا گرفته بود هر کس نشسته بود، به کُرسی و مَسندی وقتِ فرو نشستنِ لات و هُبَل رسید جای قبیله، قبله نشست و مُوحدی دخترکُشی به حدِّ جنونَش رسیده بود پُر بود هر، گذرگه و تالاب و مَرقدی از ظلم و جور، خسته و مشتاقِ عدل و داد هر ناامید داشت، امیدِ مُرَدّدی تنها کسی که قدرتِ یک، انقلاب داشت خُلقی عظیم بود و جمالی محمدی عالَم اگر تجلّیِ توحیدِ سرمد است از پرتوِ محمد و آل محمد است نوری که بود، عهدِ اَلَست، عشق آفرین نزدیکِ کعبه کرد، تجلّی سوی زمین آن نور از کُرات، گذر کرد، یک به یک تا دامنی، که آمنه دیدَش، چه مَه جبین سجده بخاک بُرد و عبادت بنا گذاشت از ابتداء، بندگی آموخت این‌چنین در سجده بود که، همه بت‌ها بخاک ریخت کسرا بخاک ریخت و دریا شد آتشین شد سِحرِ ساحران همه باطل، ز مَقدمش آتشکده خَموش شد از روشنای دین از نور او سراسر عالم، سپید شد شام سیاه رفت و سحر شد به جان، قرین ابلیسِ پَست، مَنع شد از آسمان دگر تاجِ شهَنشَهان، همه افتاد بر زمین بیچاره شد یهود،،، نصارا شکست خورد لعنت شدند، جبهه‌ی کفار و مشرکین امروز هم یهود و نصارا، فراری‌اَند از خشمِ مؤمنین و ز طوفانِ مسلمین شک نیست پای کار پیمبر، علَم بدست... اِستاده‌ایم تا برسد، حجتِ مبین این افتخارِ ماست، که با نایب الامام دادیم دستِ بیعت و، سر در رهِ امین عالَم اگر تجلّیِ توحیدِ سرمد است از پرتوِ محمد و آل محمد است هر عاشقی، براستی عاشق نمی‌شود هر نوکری که نوکر لایق نمی‌شود ما پیروان صادق آل محمدیم هر بنده‌ای که بنده‌ی صادق نمی‌شود ما را چه خوب، شیعه‌ی صادق نوشته‌اند با دشمنان که شیعه، موافق نمی‌شود لابُد به هر چه گفته، عمل می‌کنیم، ما بی‌طاعتَش، غلام که لاحِق نمی‌شود باید شهید بود، که روزی شهید شد هر گُل رُخی که، رنگِ شقایق نمی‌شود هر کس شود، شناخته با هم‌نشینِ خویش مؤمن که هم‌نشینِ منافق نمی‌شود درمان کنیم، دردِ بشر را، به هم‌دلی بی‌همدِلی، طبیب که حاذق نمی‌شود گاهی هم از امام زمان، یک خبر بگیر وَرنه زبان، سفیرِ حقایق نمی‌شود خدمت کنیم و عشق بِوَرزیم، یار را بی‌خدمتَش که یار، موافق نمی‌شود لب تشنه و گرسنه اگر، بی‌پناه ماند بی‌یاری‌اَش، رضایتِ خالق نمی‌شود □ □ □ بی‌ روضه‌ی حسین، کلام است بی نمک بی کربلا، امیدِ تو واثق نمی‌شود کودک فقط، به مادرش آرام می‌شود شش‌ماهه با، سه‌شعبه مطابق نمی‌شود لب تشنه را که نیزه به حلقَش نمی‌زنند نیزه به کامِ قاریِ ناطق نمی‌شود ای وای از اسیری زینب، پس از حسین نورِ خدا، که همرهِ فاسق نمی‌شود عالَم اگر تجلّیِ توحیدِ سرمد است از پرتوِ محمد و آل محمد است ✍ .
. آقای من؛ چقدر ببینم ملال تو؟ کیِ می‌شود زِ خدمتِ من، خوش به‌حال تو؟ جایی که، آلِ فاطمه خدمتگزارِ توست نوکر چه قابل است، که کافی‌ست آل تو وقتی سپاهی از ملَک آید، به یاری‌اَت دیگر چه حاجت است، فلَک در قبال تو باشد بهشت، منتظرِ رونمائی‌اَت طاووسِ جنتی و جنان، زیرِ بال تو تا قرن‌ها شهید، بپای تو داده جان... رانِ ملخ کجا و شکوه و جلال تو ما ناامید، از کرَمِ یار نيستيم ای خونِ پاکِ شیعه‌ی حیدر، حلال تو روزیکه روی ماهِ تو رؤیت شود، به چشم دیگر نیاز نیست، به خواب و خیال تو ایوان طلای شاه نجف، طالب شماست کرب و بلاست، عاشقِ شمسِ جمال تو صدهاهزار پرده، به دیوار کعبه است مستِ عبا عمامه و مجنونِ شال تو بازآ، که تخت و تاجِ خلافت، تُرا سزاست ای شرق و غرب، خیره‌ی حسنِ کمال تو روزی بساطِ ظلم و ستم، جمع می‌کنی حکمِ تو نافذ است و عدالت روال تو آری غلاف و قبضه‌ی شمشیرِ ذوالفقار در انتظارِ صحنه‌ی روز قتال تو مادر تُرا صدا زنَد از پشتِ در، بیا مانده مدینه، منتظرِ شور و حال تو جدّ غریبِ توست، به مقتل در انتظار تا هر چه حرمله‌ ست، شود پایمال تو دارد هنوز عمه ی مضروبه درد و داغ آه از غمِ اسیریِ اهل و عیال تو ✍ .
دوخورشید درماه ربیع دل مصفا شده است گنجینۀ نور وعلم پیدا شده است سیمای محمد و امام صادق بهتر ز دو خورشید هویدا شده است
. صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم صلوات‌الله‌علیه صلوات‌الله‌علیه کیست به خلقت جز او کز همگان سر تر است؟ جلوه‌ی رحمانی و مرحمتِ داور است شورِ دمادم از او، عقلِ مجسّم از او دخترِ دلبندِ او، انسیه‌یِ اطهر است در وجناتش همین، نکته کفایت کند محمدِ مصطفی ، معلّمِ حیدر است هستیِ ربُّ العالمین حضرتِ ختم المرسلین جز رسولِ خاتم کیه؟ جانِ امیرالمومنین ۲ آخرِ ادبه پیغمبرِ منتخبه پدرِ فاطمه، فخرِ عجم و عربه حرفِ مهربونیش تا همیشه رویِ لبه دنیا از این همه مهربونی در عجبه یا اباالزهرا مدد بر همگان مقتدا، بر غمِ دل خاتمه شده به نفس هایِ او، عرشِ خدا قائمه هرکه به دنیا کند، پیروی از مکتبش نیست به روزِ جزا، در دلِ او واهمه شیخ الائمه لقب، بردنِ نامش رطب کیست چو او در نسب؟،مادرِ او فاطمه‌ جلوه‌یِ نورِ ناطقه همه‌یِ حرفِ خالقه حرفی که صدقِ مطلقه حدیثِ قالَ الصّادقه ۲ روحِ سبزِ دعا جلوه‌یِ شکوهِ خدا خاکِ زیرِ پایِ جابرش همه علما اومد و با نگاش دنیامون گرفته صفا صادقِ آلِ علی رئیسِ مذهبِ ما صادق آل علی رکنِ رکینِ اذان، شأنِ نزولِ کتاب طبقِ روایت علیست، مالکِ یومُ الحساب رزقِ همه عالم است ، در کنفِ قنبرش ما همگی بنده، اوست، حضرتِ عالیجناب آدم و ادریس و هود، نوح و مسیح و کلیم جملگیِ انبیا، خاکِ درِ بوتراب مطلوبِ کلّ طالبه به رسول الله نائبه مظهر العجائبه و اسدالله الغالبه ۲ نورِ مطلق علی مقتدایِ بر حق علی زندگیِ ما ها رو کی داده رونق؟ علی یلِ خیبره و پهلوونِ خندق علی ذکری که همیشه می‌مونه رو بیرق علی یا امیرالمومنین ✍ 👇
. طلوع کردی و بعد از هزار و پانصد سال رسیده جاده نزدیک ایستگاه وصال و ایستاده به شوق دوباره دیدن تو هزار سرو تنومند از زمان نهال... که تو شدی گل سرسبز گنبد خضرا و میزنند به دورت کبوتران پر و بال از آن زمان تو شدی شمع و خلق پروانه به دور نور تو گشتند فارغ از احوال خدا که دید دل مکه تنگ عشق خداست به جلوه‌ی تو نزولی نمود با اجلال یتیم بودی و روزی رسان ام قُرا رسید خیرکثیر تو‌بر نساء و رجال خدیجه آمد و پایت فروخت دنیا را فروخت مال و منال و شد از تو مالامال شبیه نیست محمد به هیچ چیز اما نسیم چون تو ملایم ، و چشمه چون تو زلال علی و فاطمه یا ذالجلال و الاکرام تویی تو معدن اصل کرم تویی تو جلال به روی دوش تو وقتی علی گذارد پای دگر شکستن بتها نمیشوند محال هنوز بانگ علی یا علی ت میپیچد به گوش دنیا بعد از هزار و پانصد سال
9ramezan 1447_Track 15.mp3
زمان: حجم: 15.1M
✅ مرگ قشنگه پای ایوون طلا - شور حاج حسن عطایی مرگ قشنگه پای ایوون طلا (۲) کشته من‌و شبای ایوون طلا مال و مَنال دنیا رو نمی‌خوام می‌خوام بشم گدای ایوون طلا هر کی یه جای دنیا رو دوست داره ما می‌میرم برای ایوون طلا علت شک سجده‌های منی بس که ذهنم کنار ایوونه درک عشق تو رو مگه آقا نطفه‌ی نابکار می‌تونه؟(۲) شاه جهان و محبوب رعیت ایوون طلا شد مصداق جنت دستی بالای دستت نداریم حیدر امیره خَلَّص و تَمَّت علی علی علی... دعا می‌گیره پای ایوون طلا (۲) نوکرتم آقای ایوون طلا هر کی نجف رفته فقط می‌فهمه ابهت نمای ایوون طلا کار مسیح می‌کنه غبار پاهای زائرای ایوون طلا شیعه یعنی نگین دُرِّ نجف بی‌علی سهممونه دربه‌دری ما بابامون ابوترابه و بس غیر این می‌شه رسم چند پدری (۲) رمز سعادت، معمار خلقت حبّ تو واسه محشر کفایت هم به تولّا هم با برائت حیدر امیره خَلَّص و تَمَّت حیدر حیدر حیدر...
. 🏴 شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و توسل به (عج) 🏴بند اول یا ابالمهدی یک نگاهم کن یک نگاهی به این روی سیاهم کن یا ابالمهدی رو به راهم کن یک نگاهی به این ناله و آهم کن به فدای ناله های پسرت به فدای پاره های جگرت به فدای لحظه های آخرت میگفتی پسرم نور چشم ترم مهدی تاج سرم بیا نور دو عین ای جان عالمین منتقم حسین 《یا ابالمهدی_امام عسکری》 🏴بند دوم یا ابالمهدی سامراییم کن بعد سامرا بیا و کربلاییم کن یا ابالمهدی دل به تو دادم ای مسیحا دم بیا حاجت رواییم کن به فدای قلب زهراییِ تو به فدای خُلق مولاییِ تو به فدای دم عیساییِ تو تو شاهه کرمی کریم عالمی واسم محترمی حجت داوری گل پیغمبری سیدی عسکری 《یا ابالمهدی_امام عسکری》 🏴بند سوم حضرت مهدی تسلیت آقا به فدای شال مشکیِ تو یا مولا بقیت الله آجرک الله فی مصیبت اَبوکَ یوسف زهرا به فدای قلب محزونِ شما به فدای دل پرخونِ شما منقلب حال دگرگونِ شما ای ماهِ شب تار بی تو قلبمه زار با تو میشه بهار بیا صاحب ما سرده بی تو هوا سخته دوریت آقا 《العجل مولا_عزیز فاطمه》 🙏التماس دعای فرج ✍🎵کربلایی امیرحسین سلطانی .👇
. اشعار مرتبط با علیه السلام 1⃣ یک جمعه توعاقبت عیان خواهی شد ازپرده برون دراین جهان خواهی شد آن روز تو با پرچم یا ثار ا لله ازکعبه به کربلا روان خواهی شد 2⃣ هرچند آرزوست مرا تا ببینمت آماده نیست دیده که حالا ببینمت دل از خجالتِ کَرَمَت آب میشود گر قسمتم شود که به دنیا ببینمت ارزش ندارد اینکه بمانم بدونِ تو ای کاش یا فدات شوم ، یا ببینمت خیلی امید بسته ام آقا که آخرش در روضه های حضرت سقا ببینمت خواهم به کربلا بروم ، شاید عاقبت پایینِ قبرِ لاله ی لیلا ببینمت این منتهای آرزویِ قلبِ (راضی) است روزی کنارِ تربتِ زهرا ببینمت اشعار مرتبط با محرم : 1⃣ مرغ دربندم وفریادرسی میخواهم مُردّم ازدستِ هواونفسی میخواهم چشمِ امید به ایام محرم دارم اشک ،اندازه ی بال مگسی میخواهم 2⃣ بَکَتِ السَّماواتِ وَ الاَرض مصرعم یک هجا کم آورده چاره ای نیست این حدیث شریف با خودش در دلم غم آورده مادر عشق ، محرمان را جمع در کسای محرم آورده بانگ چاووش فاطمه از عرش کربلا را به یادم آورده دست خالی نیامده زهرا کهنه پیراهنی هم آورده کهنه پیراهنی که خونین است و به عنوان پرچم آورده دعوتم کرده تا بریزم اشک پای این روضه ها بریزم اشک اشک، باید که مستمر باشد ناله همراهش از جگر باشد فکر کن یک پدر ببیند که اربا اربا تن پسر باشد فکر کن قد نوجوانی با سم اسبان کشیده تر باشد فکر کن در برابر خورشید قطعه قطعه تن قمر باشد فکر کن خون طفل شش ماهه جمع در مشت یک پدر باشد فکرکن آمده برای عمو پسری نوجوان سپر باشد روضه ها را که میکنم دنبال آخرش میرسم به آن گودال آتشی که بر آن در افتاده باز بر جان مادر افتاده پسرش پاره ی تنش عشقش ته گودال پرپر افتاده غرق در خون مُقَطَّعُ الاَعضا تن فرزند حیدر افتاده خنجری با دوازده ضربه گذرش سوی حنجر افتاده تازه بعد از قتال هم نقش نعل تازه به پیکر افتاده گفت زینب که یارسول الله این حسین است بی سر افتاده؟ غارت از سر شروع شد بعدا رفت انگشت رفت پیراهن بَکَتِ السَّماواتِ وَ الاَرض روضه در کربلا تمام نشد کاروان سوی شام میرفت و گریه ها ناله ها تمام نشد آسمانها به گریه افتادند ضجه ی بی صدا تمام نشد این سفر با حضور هجده سر لحظه ایی بی عزا تمام نشد زخمها مانده بود بی مرهم دردها بادوا تمام نشد بوی ظلم سقیفه می آمد آتش این بلا تمام نشد وای از شام از شام از شام وای از طعنه خنده و دشنام آن سری را که نیزه پایش بود این سفر اوج رو ضه هایش بود گاه، بزم شراب و تشت طلا گاه ،کنج تنور جایش بود زخم به پیشانی و لب و دندان زخم، حتی به پلکهایش بود دیدنش آمدند مردم شام آتش و سنگ، رونمایش بود سوره کهف را قرائت کرد چقدر سوز، در نوایش بود شام، تفسیر غربتش بود و شام، تکثیر کربلایش بود دخترش در خرابه غوغا کرد حق این روضه را به جا آورد سروده شاعر دلسوخته اهلبیت علیهم السلام ، زنده یاد (راضی) .