eitaa logo
Emamezamaan
3.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
516 فایل
اشعار و سرودها و نوحه های امام زمانی @Yaghoubian1349
مشاهده در ایتا
دانلود
. به مناسبت روز و به قصد لبخندهای رحمةٌ للعالمین قصیده ای هدیه محضر رسول اللّه (ص) وقفه ای ایستاده بین بیان  لُکنتم می رود دهان به دهان  حرف از کیست؟ از ابوالسبطین  دهنم بازمانده و حیران  گردن افراشتم به دیدن حق  یقه ام را گرفت وهم و گمان  رو به روی حقیقتی مدنی  پشت یک کوه واژه ام پنهان  واژه زانو زده به محضر شعر  نام احمد(ص) که آمده به میان  قلمم نام از او اگر که نوشت  فخر خواهد نمود بر دو جهان  دهنم نام از او اگر آورد  می کند عطر و نور از آن فوران  دهن بی زبان و مدحت او؟  چه تناسب میان خرد و کلان؟  هیچ باید چه گوید از هستی؟  بد به حال حباب در طوفان  نوح با نام خانواده او  ساخت کشتی و گشت کشتی بان  رد شد انا لمدرکون از نیل  نامِ نامیش بود در جریان  نام او در دهان من قند است  مزه اش می کنم اذان به اذان  مرتفع تر شدند مأذنه ها  تا به نامش شدند آویزان  میم او حلقه در کعبه است  کعبه بر گرد اوست در دوران  با محمد(ص) محمد(ص) است قلم  نامش الهام بخش خوش هنران  طرحی از میم روی میم کشید  شد ضریحی که ساخت فرشچیان  پس به نامش دخیل می بندیم  چیست جز آن جناب حاجتمان؟  او که لبخند مهربان خداست  او که بر حال خلق گریه کنان  او که حال کویر را جویاست  آفرین گفته گاه بر باران  او اگر چه یتیم مکه ولی  پدری می کند به کون و مکان  هر که این چرخ را بنا فرمود  داده دست یتیم مکه عنان  کُن به ارکان آفرینش گفت  شد بنا بر دو نقطه آن ارکان  نقطه ی تحت باء بسم اللّه  نقطه ی فوق نون الرحمن  قول لولاک را ببین که فقط  در، بر این پاشنه بگردد هان  پس در دیگری نخواهم زد  که علی هم در است و هم دربان   پس اگر اقرئی به غار حراست  با توجه به هر دو گفته بخوان  (که یکی هست و هیچ نیست جز او)  دو نفر در دو تن ولی یک جان  که علی (ع) جان مصطفی باشد  بیت بیتت دهم نشان به نشان  آن زمانی که مصطفی می رفت  پا به پای علی به کوهستان  شانه به شانه خودش برگشت  وحی بر دوش رو به خانه روان  و خودش را به خویش دعوت کرد  به خود آورد با خودش ایمان  به خودش نیز اقتدا می کرد  در نماز جماعتی پنهان  شبِ یا ایها المزمل القم  نیمه شب های رتل القرآن  بستر از نفس خویش خالی کرد  و علی شد به بسترش مهمان  می نشست و به خویش می بالید  خویش جنگنده در دل میدان  دست در دست نفس خود می رفت  سمت بی دست و پایی نجران  همه دیدند نفس احمد کیست  غیر قومی غریبه و نادان  گفت این حَجت الوداع من است  این شمایید و حجت یزدان  گفت کاغذ بیاورید که من  بنویسم برایتان برهان  دهنش خرد باد هرکس بست  به دهان پیمبرم هذیان  پانزده قرن رد شد از این ظلم  همچنان امتی است سرگردان یک نفر ظلم کرد و یک امت  پانزده قرن می دهد تاوان  من چه شاهد بیاورم؟ پیداست  سنی غزه شیعه لبنان   کودکان گرسنه در آوار   شهرهایی که گشته گورستان  گر مسلمان شیوخ بی جنم اند  کافرم من به مکتب ایشان  آی لبخند مهربان خدا  زخم تا کی به ما دهد جولان   مرهما زخم های کهنه ما  نیستی و نمی شود درمان  بین یک حَجت السلام بیا  مستطیع تو اند پیر و جوان  قصدم از گفتن قصیده چه بود ؟ من چه باید بخواهم از سلطان ؟ برسم رو به روی لبخندش  و بگوید به من که شعر بخوان مهربان است و دوستش داریم  همه حتی الورید و الشریان ✍ 16 شهریور 1404 .
. در ولادت حضرت محمّد ( ص ) و امام جعفر صادق ( ع ) . ----------- جلوه گرگشتند، احمدوصادق، شدجهان گلشن مکّه و یثرب، از رخ آنان، گردیده روشن عالم هستی غرقِ در نور است امّت اسلام شاد و مسرور است در جهان پیچید عطر مهر و ماه یا رسول الله ، یا رسول الله مکّه از احمد،یثرب از صادق، غرقِ در نور است بنگرید اکنون، مکّه و یثرب، وادی طور است زین ولادت ها کعبه گلپوش است خانه ی ظلمت سرد و خاموش است دل به حق داده هر دل آگاه یا رسول الله ، یا رسول الله حضرت احمد، حضرت صادق، در تجلّایند آن یکی مهر و، این یکی ماه و، نور دلهایند هر یکی زیبا هر یکی والا هر یکی سرو و هر یکی طوبا هر یکی دلبر هر یکی دلخواه یا رسول الله ، یا رسول الله قدسیان همچون، اهل عرش امشب، مژده ها دارند از قدم های، احمد و صادق، ابر و بارانند از گلاب حق جمله سرشارند همنفس آری با بهارانند با خدا هر دل می شود همراه يا رسول الله ، یا رسول الله **** محمود تاری «یاسر»✍ .
. ((امام حسین علیه السلام)) در دلم کاشانه کرده ماتم عظمای تو سینه ام شد معدن اندوه غم افزای تو گوشه شش گوشه ات جائی بده بر آنکه هست خانه قلب حزین و شعله دارش جای تو نی فقط من عاشق و آواره هستم حسین عالمی دیوانه و دلداده و شیدای تو آنکه عمرش رفت در راه هوس بدبخت شد منکه دلشادم از آنکه رفت عمرم پای تو گو خماران تا بیایند بر در میخانه ات می‌برد هوش از سر عالم می مینای تو کعبه ای که خلق تعظیمش کند از جان و دل سر فرود آرد به سوی گنبد زیبای تو خضر گر عمر دراز از چشمه حیوان گرفت باطنا نوشید از پیمانه ی دریای تو از هزاران ماتمت یک غصه را مجنون شنید کز غمت آواره شد در پهنه ی صحرای تو تا ابد هم خون بگرید کربلا باشد روا از غم تنهائی و سوز دل و آوای تو بر زمین علقمه افتاد تا آب اورت آب شد بیتاب و خم شد قامت رعنای تو ✍ .
(( غزل مناجاتی )) از بار معصیت کمرم خم شده حسین رزق مدامم ازهمه سوکم شده حسین بنشسته ام زبسکه به خوان هوای نفس سهم دلم ز خوان فلک غم شده حسین پیدا بود که قدر من از روسیاهی ام در بین کاروان غمت،گم شده حسین جایی نمانده در دلم از شوق بندگی حالم عجین غصه و ماتم شده حسین با گریه های روز و شب ازبهربخت خویش اشک روان زدیده چو زمزم شده حسین کاری نموده بامن درمانده کرده هام آگه ز شرم روی من عالم شده حسین با آنکه روسیاهم و زخمی ز تیغ نفس شادم که روضه های تومرهم شده حسین چشمم اگر چه قابل و لایق به گریه نیست اما به یاد داغ تو پرنم شده حسین تنها نه من که گریه کنان عزای تو نوح وکلیم وعیسی وخاتم شده حسین خورشید روز،تیره ومهتاب شب خموش از داغ زخمهای چوانجم شده حسین درهم بخر، اگر چه بدم،خوب میشوم آقا قسم به آن تن درهم شده حسین ✍ .
((مناجات_امام حسین علیه السلام)) به کجا می‌کشد این عاقبت کار حسین تو و این عبد گرفتار و گنهکار حسین چه کنم، دست خودم نیست گرفتارشدم گرچه از اینهمه عصیان شده ام زارحسین چقدر بد شده ام، قلب تو را بشکستم چقدر داده تو را کار من آزار حسین دست من گیر، که غیر از تو ندارم یاری رو مگیر از من بیچاره ی غمدار حسین تو علی را پسری، تاج سر مولایی بگذر از من، پسر حیدر کرار حسین غم ندارم به خدا لحظه جان دادن خود تا تو هستی به کنار من خونبارحسین ای فدای دل پرخون شده ات آقاجان ز غم اکبر و عباس علمدار حسین چه کشیدی تو ز اندوه علی اصغرخود آتشی زد به دلت غصه شیرخوار حسین تو که خود بر سر نی دیدی و خونبارشدی خواهر غمزده ات را سر بازار حسین نوگلانت همه از جور خزان پژمردند آتش انداخت خزان بر دل گلزار حسین ✍ .
(( امام زمان عج الله)) ماه من پرده برافکن که تماشات کنم یک نشانی بده تا آیم و پیدات کنم دل غمدیده نشد فارغ از این هجرانت جلوه ای کن که دل غمزده شیدات کنم اگر از کوی توآید خبری، تا همه عمر دل محنت زده را طعمه صحرات کنم ای به قربان تو و خال تماشایی تو کی شود جان به فدای رخ زیبات کنم از کدامین گذری می گذری تا دل را فرش خاک قدم و خاک کف پات کنم نرگس مست تو بیتاب کند عالم را نگهی کن، که نگه بر تب چشمات کنم حسرتی مانده به دل از غم نادیدن تو تو بیا تا که علاج از پی هیهات کنم صدف چشم من ازهجرتوگوهربار است گوهرخون شده ازاشک، به دریات کنم ✍ .
((امام زمان عجل الله فرجه)) درد هجران دارم و اما دوایم وصل توست من مریض درد هجرانم شفایم وصل توست از فراقت زار و افسرده ببین حال مرا بی صفایم ای گل زهرا،صفایم وصل توست کار تو احسان و کار ما گدایان خواستن من گدایم از تو خواهان عطایم،وصل توست در هوای هجر تو آتش گرفتم سوختم همچو مرغی بیقرار اما هوایم وصل توست تا به کی باید ببینم جمعه های انتظار؟ غرق اشک و ناله ام،شور و نوایم وصل توست تا فراقت هست اندوه و بلا و درد هست از سفر بازا که درمان بلایم وصل توست خو گرفتم با غمت ، مانوس هجران توام!! از سفر بازا که رفع ابتلایم وصل توست جز غم و غصه نخورده عاشق از خوان فراق ای سفر کرده بیا، نان و نوایم وصل توست در میان گریه بر خون خدا خواهم تورا حاجتم از خامس آل ابایم وصل توست ✍ .
مادرم گفت برو روضه،جلا می گیری چایِ روضه بخوری، جامِ بلا می گیری پدرم گفت اگر نوکرِ خوبی باشی عاقبت تذکره ی کرببلا می گیری ........ کربلایی میرزا حجتی، دوست و رفیق هیئتی، روحت شاد و مهمان مولا باشی...
. یا صاحب الزمان... بگو که می گذرد جمعه های تکراری بگو چه چاره کنم از نوای تکراری؟ دوباره نغمه ی" عجل فرج" به لب دارم دوباره زمزمه ام شد دعای تکراری نشسته ام سرِ کوچه که بنْگَرَم رویت ببین چه خسته ام از رد پای تکراری.. مریض روی تو هستم، شفا بده من را بپیچ نسخه ی من با دوای تکراری هوای خطه ما بی تو تار و آلوده ست نفس بده به دَمَم در هوای تکراری اذان مأذنه صوت تورا طلب دارد.. ..دگر زده شده ام از صدای تکراری نه سفره بوی تو دارد ،نه بَرْکَت و رزقی نخورده سیر شدم از غذای تکراری بیا و هفته ی مارا به جمعه مژده بده.. بگو که می گذرد جمعه های تکراری ✍ عج .
. 🎼 ♻️♻️♻️ ✅بنداول پیغمبر اکرم(ص) میزنم باده باده ازاده هفدهم ربیع شدو دله من شاده چی از این بهتر حضرت داور به ما داده عشق تو رو ای دل و دلبر تویی توی آخرین نبی تویی تو آخرین رسول عشق خدیجه وعلی بابای زهرای بتول صل علی سیدنا یا ابالزهرا (س) ♻️:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️ ✅بنددوم پیغمبر اکرم(ص) ای گل سرمد حضرت احمد (ص) دوست دارم(2)بی عدد بی حد قبله ی دریا عشق مافیها صل علی سیدنا یا ابالزهرا(س) ♻️ سرم فدای قدمت تو دله ماهست حرمت به نوکرا و عاشقا خیلی رسیده کرمت صل علی سیدنا یا ابالزهرا (س) ♻️:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️ ✅بندسوم (ع) شددله عاشق از غما فارغ توی شب ولادته حضرته صادق رییس مکتب امیرمذهب خوش اومدی (2)به جهان امشب دوای دردای منی سرود لبهای منی خودت می دونی آقاجون تمومه دنیای منی صل علی سیدنا حضرت صادق (ع) ♻️:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️ ✅بندچهارم علوی عین و لام و یاء عَلیُ الاعلا ابالحسینُ زینبین یاعلی مولا شاه لافرّار یا اباالاحرار یا اسدالله العَلی. حیدرِ کرار محبوب رب ازلی عشقمی والی الولی تو همه مشکلا میگم حضرت مرتضی علی صل علی سیدنا یا باالحسن (س) ♻️:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️ ✅بندپنجم عباسی با دله حساس میخونم از یاس عالم فدای نام تو حضرت عباس(ع) ای همه حاصل جون ناقابل فدای جود و کرمت یا ابوفاضل ذکره تو روی لبمه همیشه بی مقدمه تویی امیر قلب من لبیک شاه علقمه ♻️ صل علی سیدنا یا ابوفاضل (ع) ♻️::::::::::::::::::::::::::::::::::::::♻️ ✍ 👇
. مناجات مهدوی خاص هفدهم ربیع الاول ولادت دو معصوم علیهماالسلام ایّام ِغم ِدشمن حیدر گشته با شادی ما، دو چشمشان تر گشته حالا که ولادت دو معصوم رسید لبخند به لعل ِشیعه زیور گشته هم روز ولادت امام ِصادق هم روز ولادت پیمبر گشته در هفدهم ماه ربیع الاول عالم ز دو خورشید، منوّر گشته از بوی دو لاله ی بهشت زهرا هر گوشه ی این جهان معطّر گشته ای کاش دگر به حقّ این دو مولود اعلام شود صاحب ما برگشته از کعبه ندا رسد که اهل عالم این شام سیاه ظلم، آخر گشته بیرون بکشد آن دو نفر را از قبر هنگام عذاب آن دو کافر گشته با سوختن قاتل محسن، بینیم خشنود؛ دل حضرت مادر گشته ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .