eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
یک سقوط نرم؛ در اعماقِ خیالت خیال کن پروازیست؛ بدونِ بال‌
بهارِ ما گذشته انگار؛ برو نمان.
تو؛ خیلی دوری
در میان پیچ‌و‌‌تاب‌ قطره‌های سرخ لغزیده از چشمانم؛ به تو نگریسته‌ام، که بخوانی بخوان داستانِ من‌را زمزمه کن برایم؛ که در انتهایش چه بر سر نقشِ من آمد؟
[می‌دونی توی این دنیا، بیشتر از عنوانِ مطرود بودن از چی حالم بهم می‌خوره؟ از زندگی کردنش؛ و تو هیچ‌وقت من رو توی رهاکردنم درون این حس ناامید نمی‌کنی.] -بازمانده
هدایت شده از - ستاره‌ی‌اَکلیلِ‌شمالی
شادی بزرگترین مخفیگاه ناامیدیه:)
امحا
تو؛ خیلی دوری
صدات داره می‌پیچه تو گوشم که داری فریاد می‌کشی: "خیلییی دوور:)
کاش یه حرف جدید داشتم
دارم ایده‌آل های منِ نوجوونِ سال‌های قبل رو زندگی می‌کنم ولی چرا احساس ایده‌آل بودن بهم نمی‌ده؟
ولی منکر این نمی‌شم که چقدر تموم سال‌هایی که فقط نفس می‌کشیدم، حالا احساس زندگی کردن دارم.
با دستایی که آخرای جون‌شونه، دارم قفل قفس دورمو می‌شکنم زندگی کردن شیرین نیست؛ در اصل با درد معنا می‌پذیره ولی؛ دردش مثل بدن درد بعد باشگاس همون بدن دردی که به خاطرش گاهی وقفه میندازی بین کلاسات که وقتی دوباره می‌ری بدنت مثل روز اول درد بگیره دردِ زندگی دردِ خواستنی‌ایه اما هر آدمی نمی‌تونه این فکرو راجبش داشته باشه هر دیدی بهش داشته باشی همون دید رو بهت نشون می‌ده؛ حالا سخت یا آسون دیدنش باخودته