eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
یه مسیری هست بین "کوبیده شدن حقیقت توی صورتت" و "درک کردن اینکه چی بهت گذشت" و این مسیر یکم درد داره وقتی ببینی کجای راه بودی و چیشد که حالا لبه‌ی پرتگاهی.
امحا
a shot glass of tears.
امحا
a shot glass of tears.
می‌نوشم و می‌نوشم و می‌زنم به سلامتیت
نشستم لبِ پشت بومِ خیس، صدای بابا میون قطره‌های بارون، داره پوسته‌ی قلبمو خراش می‌ده میون گوشم صفحه‌ها رو ورق می‌زنه: (آره دکتر؛ این همه دل دادیم ما، نگرفت دلمونو کسی. هی چرخید بین دستا، هی چرخید بین مسافرا و رسید به کسی که نوبتش نبود، از راه اومد و زرتی از هوا قاپیدش. زمان اشتباهی قلبمونو گرفت و دِ بیا... بازی بلد نبود که... هی فشار داد، هی فشار داد، خب مچاله میشد اگر گُلم بود... هی زد زخمش کرد با حرفاش، هی چاقوی کلماتشو کرد توش و خونین بیرون کشید و لبخند زد. اما بگما، لبخندش مثل شما درمون نبود. آخرم که کار دست هم من هم خودش داد و وقتی بازی تموم شد، من موندم و یه قلب بند‌نزده و شکسته؛ من موندم و گشتن دنبال آدرس چینی‌بند‌زن که آقا یه قلب شکسته دارم، تو بند‌ می‌زنی؟ تپشش کمه، رنگ به جسمش نداره و آخرای زندگیشه. آخه خیال می‌کردم جنس قلبم پارچه‌ایه می‌تونم هی بدوزمش به هم ولی دریغا نگارا، که شیشه درون سینه‌م داشتم و وقتی شکست و هر تیکه‌ش وارد سینه‌م شد، تازه فهمیدم چقدر خطرناکه که...) صدای خفه‌شده‌ی بغض تو گلومو که می‌شنوه، سرمو میزاره رو شونه‌اش و می‌گه: _می‌شنوی بابا؟ خطرناکه قلب داشتنا، تو مثل من گول این خالقو نخوری نگهش‌داری، بنداز دور. به گلوم اشاره ‌می‌کنم و می‌گم: همین‌جاست بابا؛ رد‌ نمی‌شه. شونه‌امو میون دستای یخ‌زده‌اش فشار می‌ده و میگه می‌دونم بابا‌، ماهم آدمیم دیگه باید تحمل کنیم.. باید عادت کنیم چاقو رو بزنن توی قلبمون و زنده بمونیم. تیر بخوریم و نفس بکشیم. آدم کارش همینه دیگه. دغدغه‌هایی که نباید داشته باشه، سرش بیاد و با خورد شدن استخوناش بزرگ شدن‌و بچشه. _ولی بابا، کاش من آدم نبودم! هرچی میشدم جز این آدمیزاد. آدمیزاد بودن کار من نیست، ازم برنمیاد دیگه.
حالا شاید خیلی خوشحال نباشم، ولی منِ غیر خوشحال با موهای آبیِ کوتاه خیلی خوشگل‌تر از منِ غیر خوشحال با موهای بلندِ قهوه‌ایشه🕶
امشب چقدر لبخند زدم.