eitaa logo
دانلود
خستگی جسمانی و ناخشنودی ذهنی ام، باعث شده بود از همه چیز ناراحت و متنفر باشم. صفحه۶۷‌.
من به تازگی چیزی را کشف کرده ام که انسان ها را کاملا از حیوانات متمایز می کند‌. می دانم، انسان ها حرف می‌زنند، معلومات دارند، اصول اخلاقی و قوانین اجتماعی را رعایت می‌کنند، ولی آیا غیر از این است که حیوانات هم همه ی این هارا ، در درجات مختلف، دارند؟ فکر می‌کنم‌حیوانات حتی دین هم داشته باشند. آدم‌ها به خودشان می‌بالند که اشرف مخلوقات هستند، ولی به نظر می‌رسد کوچک‌ترین تفاوتی با حیوانات ندارند. البته، من متوجه شده ام که یک تفاوت هست‌. احتمالا شما حرف مرا متوجه نمی‌شوید. این تفاوتی که من می‌گویم، نوعی استعداد در تفکر است که مطلقا منحصر به آدم‌هاست و آن "داشتن راز" است. متوجه منظورم می‌شوید؟ صفحه ۶۹.
قبلا هیچ وقت متوجه نشده بودم که چقدر مهم است رنگ یک لباس به رنگ آسمان بیاید. صفحه ۷۲.
احساس می کنم‌دارم تا سرحد مرگ می سوزم و از اینکه حتی نمی توانم عباراتی ساده مثل «درد دارم» را هم بر زبان بیاورم رنج می کشم. نباید این بدیمنی جهنمیِ بی همتا و منحصر به فرد در تاریخِ بی حد و مرز بشر را دست کم گرفت. صفحه۸۲.
می گوید لبخندِ یک دختر، از تاریخ، فلسفه، تحصیلات، مذهب، قانون، سیاست، اقتصاد، و سایر دانش ها با ارزش تر است. صفحه۸۳.
یادگیری، اسمِ دیگرِ پوچی‌ست. تلاش نوع بشر، برای بشر نبودن. صفحه ۸۳.
این هم بزرگ ترین احمق ژاپن! در مقایسه با من ، توخوبی، سلامت باشی‌. صفحه۸۴.
دلم می خواهد بدانم آیا واقعا کسی هست که تباه نشده باشد؟ فکری فرساینده. صفحه۸۴.
خنده دار نیست؟ ولی فاسد بودن، تنها راه بقاست و به همین دلیل ترجیح می دهم به جای اینکه از جانب آدم هایی که از من انتقاد می کنند،مورد ترحم قرار بگیرم، فقط بشنوم: «برو بمیر! » این طوری رو راست تر است، ولی مردم اغلب نمی‌گویند «برو بمیر! » آدم های دوروی محتاط و عوضی! صفحه۸۶.
عدالت؟ آنجایی که به نزاع طبقاتی بر می خوری، خبری از عدالت نیست! انسانیت؟ احمق نباش. می دانم. انسانیت دارد محض خوشحالیِ تو، هم‌نوعانت را از بین می‌برد. این یک کشتار است. چه معنایی می تواند‌داشته باشد، جز حکم «بمیر»؟ تقلب فایده ای ندارد. در طبقه ی ما هم آدم های شرافتمند وجود ندارند. بی شعور ها، تماشاچی ها، ناخن خشک ها، عوضی ها، لاف زن ها، آن هایی که پرطمطراق حرف می زنند، همه و همه از بالای ابرها ادرار می کنند. «بمیر» این‌لفظ خیلی بیشتر از لیاقت من است. جنگ، جنگ ژاپن از سرِ استیصال است. مردن به خاطر‌ تظاهر به استیصال... نه متشکرم. من ترجیح می دهم به دست‌خودم بمیرم. صفحه ۸۷.
وقتی تظاهر می کردم که آدم باهوشی هستم، مردم شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه من‌آدم باهوشی هستم. وقتی مثل یک آدم بی کار و بی عار رفتار می کردم، شایعه ها حول محور بی عاری من می گشت. وقتی وانمود می کردم که در نوشتن عاجزم، مردم می گفتند در نوشتن عاجزم. وقتی مثل دروغگوها رفتار می کردم، دروغگو خطابم می کردند. وقتی مثل یک آدم پولدار رفتار می کردم، شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه من آدم پولداری هستم، وقتی وانمود می کردم آدم بی تفاوتی هستم، مرا جزو آدم‌های بی تفاوت طبقه بندی می کردند، اما وقتی ناخوداگاه از درد ناله می کردم، چون واقعا درد داشتم، شروع می کردند به شایعه پراکنی در مورد اینکه دارم تمارض می کنم. دنیا بد جوری درهم و برهم است. صفحه ۸۸.
مورفین و آترومول، نارکوپون، فیلی‌پون، پانتوپون، پابینال، پانوپین، و آتروپین. (داروهای‌مخدر) صفحه۸۹.