اصرار مرگ را بپذیرم چه میکنی؟
در حسرت وصال بمیرم چه میکنی؟
عاشق که نیستی تو، اقلا غیور باش!
از مرگ اگر که بوسه بگیرم چه میکنی؟
بیرون این قفس خبری نیست، سر مکوب
آرام باش مرغ اسیرم! چه میکنی؟!
در شعلههای عشق عظیمم نسوختی
با کینههای قلب حقیرم چه میکنی؟
دارم غرور ریخته را جمع میکنم...
اینبار من تو را نپذیرم چه میکنی؟
رباب کلامی