هدایت شده از حــ ـیا
امروز داشتم به دوستم که از سادات عزیز هست میگفتم که گاهی تو در روابطتت تمام تلاشت رو میکنی و صدتو میذاری اما وقتی تو نیازمندی این نیاز تامین نمیشه. این خلا عاطفی با وجود آدمهای اطرافت پر نمیشه چون طرف مقابل اصلا متوجه نیست، علتش میتونه بی توجهی و در اولویت نبودن باشه، میتونه نداشتن مهارتهای لازم برای یک رابطه باشه و... . بنظر از یک جایی به بعد باید بپذیری که تنها هستی. درک نخواهی شد. به وقت درد و رنج کسی کنارت نخواهد بود هرچند تو برای بقیه این خلا رو پر بکنی. گاهی میگم خوشبحال همه کسانی که برخلاف من تنها نیستند. وقتی این تنهایی رو بپذیری اونوقت دلت رو بند میزنی به خدا و اهل بیت. مانوس با خودشون میشی و بحقیقت هم خود خدا تنها کسیه که میتونه به بهترین نحو خلا های مارو پر بکنه و زخمهامونو درمان. مشکل اینجاست که ما سراغ کسانی میریم که خودشون مثل ما نیازمند هستند. این ابدا به این معنا نیست که از آدمها ببریم نه بلکه باید اون محبت و عشقی که از دیگران دریافت میکنیم رو از خدا ببینیم نه از خود اون شخص.
هدایت شده از . خورشیدگردون .
من جان ناقابلی دارم، حالا وقت چاییه، حنانه خانوم میخواد شعر بخونه، چرا گریه میکنید؟، آرام باشید این چیزهایی که شما میبینید حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قله است، آقا جون کی بهت گفت اینو بگی؟، دعا خوندم دیگه، این انگشتر 55 سال با منه مال روز عقد منه، چی میخواد این بچه؟ پفک حالا خیلی چیز تعریفی نیست یه بيسکوئيتی چیزی به بچه ها بدید اقلا به بزرگ تر ها که نمیرسید. بغلم کنی؟ پاشو بیا اینجا بغلم، حالا چه مردم بدونن چه ندونن من تک تک مردم رو دوست میدارم. یعنی همه رو دوست میدارم برا همه دعا میکنم من،
اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً ...