و اگر من زنده نماندم
و به خانه ی پشتِ آبیِ آسمانرفتم
تو به جای من زندگی کن
آبی باش و پروانه
برقص و بچرخ
و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی
که روز های بی درد را زیستی
بنویس،
از خودت و لبخندهای زیبایت
عزیزکم،
برای من گریه نکن
که من برای خودم فراوان گریسته ام
قهوه ات را به اندازه بنوش
و به یاد من پایِ سیب های گرمِ معروف ات را بپز
و بدان
که مرگ مرا از رنجی عظیم رهانید
و بدان
که جانشینِ تو در این سینه، خداوند نشد.
-ف.
هدایت شده از - 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿𝗶
در همین کیهانِ هیچ و پوچ زندگی میکنیم و بزرگ میشویم.
عاشق میشویم و صدای قلبمان که گرومپ گرومپ میزند را میشنویم.
در همین جا ..
در همین جایی که "هیچ" صدایش میزنی.
اشک میریزیم
در آغوش میگیریم
میبوسیم و لمس میکنیم؛
این جا آنقدر ها هم هیچنیست.
_ف
#صندوقپستی
#پارت۱