☫
#نامه #نامه_پانزدهم ۲۹شهریور ۱۴۰۴ \ ۳ بعدازظهر. از اونجایی که نشد نوشته قبلیم رو ادامه بدم پس بیخ
#نامه
#نامه_شانزدهم
۳۰مهر-چهارصدوسه.
بعد از اینکه فهمیدم مو خاطرات را در خودشان ذخیره میکنند گریه ام گرفت.
طلاییِ موهایم رو بوسیدم،
شکستگیِ موهایم را به چشم هایم مالیدم و تا آخرین ذرات اکسیژنِ توی ششهایم، بو کردم و بو کردم.
حالا میفهمم نسبت من به این گیسوانِ طلاییگون، همانند نسبت عشق است به تو...
دراز میشوند و دور؛ اما هنوز ردِ بوسهها و آغوشها را همانند کتابی مقدس ثبت میکنند.
برای جانِ خستهی تو، که قوتِ جان من است.