☫
امروز کسی آمد و همصحبت شدیم. لحظات کوتاهی سپری شد، و موضوع بر سر نوشتن بود. به راستی که چه کسی میتواند بنویسد؟ چه کسی میخواهد؟ و چه میشود که این خواستن و اراده شکل میگیرد؟
جوابها یکسان نیست لذا که دیدگاهها یکسان نیست.
کسانی نوشتن را استعداد میدانند، دغدغهشان رفته رفته چاپ کتاب و نشرِ نوشته ها میشود، کسانی هم مینویسند از روی لذت، اما کسانی هستند که در کلماتِ نوشته هایشان، احساساتشان را میشود یافت، مینویسند شاید که بتوان چیزی را به ادراک رساند، نه برای نشر بلکه برای رو در رو شدن با خود؛
آمدم "من" را گزاشتم جلوی خودم و همین ها را پرسیدم، گزاشتمنوشته ها در ذهنم تداعی شود، احساسات از کلمات برافروخته شدند و به سلول سلولم تزریق شدند، شبیه به کسی که ساختهی نور است و تجمع ذراتِ نور او را تشکیل میدهند.
کامل شدم.
پی بردم که مندر کلمات جا گذاشته میشوم ، تکه تکه میشوم و جا میمانم. نوشته ها جان میگیرند و گسستنها ، دلیل و علتی دردناک پیدا میکنند، ناگهان به حقیقتی غیرقابل انکار تبدیل میشوند و ممکنات با علتی سوزناک واجب الوجود میشوند. آن هااحساس میکنند و مخاطبان خود را مییابند.
چه کسی میداند چه میگویم؟ ، چه کسی میفهمد؟، چه کسی سوز این واقعه را لمس میکند؟ آیا صدای کلمات را میشنوی؟ یا مجنون خطابم کرده به ریش من میخندی؟
بگذریم، همه چیز مخاطب خود را می یابد، من نیز یافته ام.
آیا میخوانی؟
هدایت شده از 📜 ☕︎
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/empty_note/222 رنگ و بوی این پیام با همه پیام ها و متن ها متفاوت بود، چرا که در ضمیر و زمینه آن ادراکی عمیق و روشنیی از جنس آگاهی وجود داشت. انسانها متفاوت اند چه در نوشتن چه در خواندن چه در ساختن و در سرودن... و مسئله اصلی، نه ، داشتن مخاطب همسو است، نه دلیل و انگیزه برای نوشتن. مسئله اصلی درک درست و صحیح تفاوت ها است که گاهی به نزدیکی قلوب انسانها و گاه به فاصله های ژرف می انجامد. در هر حالت آدمی با نوشتن اثری از خود به جای میگذارد، نفیس!!! که از روح و تفکر و جهان بینی او نشات میگیرد و ثمره آن صداقت بیشتر و پاکی روح است. خداوند به قلمتان برکتی عظیم و اثری مطلوب عطا کند . ان شاءالله
#دایگو
☫
📪 پیام جدید https://eitaa.com/empty_note/222 رنگ و بوی این پیام با همه پیام ها و متن ها متفاوت بود،
سخنینمیماند، تامل برانگیز بود.
و دعایی زیبا... تشکر.
☫
📪 پیام جدید https://eitaa.com/empty_note/222 رنگ و بوی این پیام با همه پیام ها و متن ها متفاوت بود،
حقیقت این است در واقع، کمی خجالت زده شدم!
تمامنوشته های منرنگ و بوی چیزی از تجمع گلایه ها ، دلتنگی ها ، ناراحتی ها و غم های من است، اما چه کنم؟ دلِ آدمیست دیگر ، ننویسم می ترکد، ننویسم دق میدهد ، خفه میکند، از لطف شماست که میخوانید وگرنه من حتی تصورش را همنمیکنم کسی متنهای بلندِ جنگزده مرا بخواند. صرفا دلخوشیست و تبادر های ذهنی. امید که واقعا هر آنچه از دل بر آید ، لا جرم بر دل نشیند.