☫
📪 پیام جدید https://eitaa.com/empty_note/222 رنگ و بوی این پیام با همه پیام ها و متن ها متفاوت بود،
حقیقت این است در واقع، کمی خجالت زده شدم!
تمامنوشته های منرنگ و بوی چیزی از تجمع گلایه ها ، دلتنگی ها ، ناراحتی ها و غم های من است، اما چه کنم؟ دلِ آدمیست دیگر ، ننویسم می ترکد، ننویسم دق میدهد ، خفه میکند، از لطف شماست که میخوانید وگرنه من حتی تصورش را همنمیکنم کسی متنهای بلندِ جنگزده مرا بخواند. صرفا دلخوشیست و تبادر های ذهنی. امید که واقعا هر آنچه از دل بر آید ، لا جرم بر دل نشیند.
یک پستی در تلگرامخواندم در باب سوشال مدیا یا همان رسانهی اجتمایی.
مدارِ محتوا به دور کتاب بود ، یعنی اصلِ صحبت :کتاب خواندن و نیاز انسان به کتاب.
یک جملهای بسیار ذهنمرا مشغول کرد: •جهان امروزه به سوی دیدن به جای خواندن میل کرده•
چرا که چه بسیار در تلاشند که کتاب ها -منبع اطلاعات، قدرت تخیل، نورِ حقیقت- از انسانها سلب کنند؛ چگونه؟ با گسترش اطلاعات بی فایده سحطی بیش از اندازه در رسانه ها ، که انگار جای "تفکر" را با "تسلی لحظه ای" پر میکند ، و انسان های بسیار قابل توجهی را وادار به وابستگی ، دلبستگی و از آن طرف پوچی کند.
از طرف دیگر کتاب هایی وارد جامعه میشوند سیاه و بدتر از تمامِ کشتار های تن به تن، چرا که روحِ انسان را به تباهی میکشاند.
کتاب فارغ از موضوع ، سبک و نوع ، میتواند به انسان جان ببخشد - که البته اگر کتابِ سالمی باشد- .
کتاب جانیست برای این جانِ خسته از جهانِ عجیب، که انسانهای امروزی نه از روی دلزدگی بلکه از روی ناآگاهی و فرار از منبعی به منبعی که فکر میکند آسان تر و مسیرِ هموار تر است ، راه خود را کج میکند.
درحالی که تنها کتاب ، جوابِ اینجهانِ عجیب است که اگر زندگی عجیب نبود، نیازی هم به خواندن نبود!