یک پستی در تلگرامخواندم در باب سوشال مدیا یا همان رسانهی اجتمایی.
مدارِ محتوا به دور کتاب بود ، یعنی اصلِ صحبت :کتاب خواندن و نیاز انسان به کتاب.
یک جملهای بسیار ذهنمرا مشغول کرد: •جهان امروزه به سوی دیدن به جای خواندن میل کرده•
چرا که چه بسیار در تلاشند که کتاب ها -منبع اطلاعات، قدرت تخیل، نورِ حقیقت- از انسانها سلب کنند؛ چگونه؟ با گسترش اطلاعات بی فایده سحطی بیش از اندازه در رسانه ها ، که انگار جای "تفکر" را با "تسلی لحظه ای" پر میکند ، و انسان های بسیار قابل توجهی را وادار به وابستگی ، دلبستگی و از آن طرف پوچی کند.
از طرف دیگر کتاب هایی وارد جامعه میشوند سیاه و بدتر از تمامِ کشتار های تن به تن، چرا که روحِ انسان را به تباهی میکشاند.
کتاب فارغ از موضوع ، سبک و نوع ، میتواند به انسان جان ببخشد - که البته اگر کتابِ سالمی باشد- .
کتاب جانیست برای این جانِ خسته از جهانِ عجیب، که انسانهای امروزی نه از روی دلزدگی بلکه از روی ناآگاهی و فرار از منبعی به منبعی که فکر میکند آسان تر و مسیرِ هموار تر است ، راه خود را کج میکند.
درحالی که تنها کتاب ، جوابِ اینجهانِ عجیب است که اگر زندگی عجیب نبود، نیازی هم به خواندن نبود!
هدایت شده از 📜 ☕︎
📪 پیام جدید
منو یاد شمع توی دل شب میندازی. حس تاریکی به ادم میدی انگار که دنیایی که توش زندگی میکنی همیشه شب هست اما از طرفی اون تاریکی از تو نیست .زنده بودنت به روشن بودنت بستگی داره اما روشن بودن شمع تو روز اون نمود ومعنایی که بایده رو نداره. میتونستم بگم مثل ماه هستی اما ماه نمیتونه اون حس زنده بودنی رو که از تو دریافت میکنم داشته باشه. ماه اون بالاست ولی شمع همین پایین روی یه نلبکی و کنار یه استکان و کتاب هست.گاهی باد میزنه بهت و باعث میشه به مرز خاموشی برسی اما باز روشن میمونی تا با نور کوچیکت دنیا رو کشف کنی و به کسایی که بهت نیاز دارن کمک کنی.
#دایگو