eitaa logo
دانلود
حالا تا خوده قم گریه میکنم تو جاده
هدایت شده از ریحانه
هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 به نازکی تار موهایت 🌷 یادواره‌ی «شهیده اسرا ذاکری»، که در حمله آمریکایی_اسرائیلی به مدرسه‌ای در میناب به شهادت رسید. 🔹 چه چشمانی داری تو دختر. آدم را حل می‌کند درون خودش. مادرت یک چیزی در آن‌ها دید که اسمت را گذاشت «اسرا». می‌گویند اسمت پاک و معصوم است. درست مثل نگاه مهربانت. می‌توانم ساعت‌ها به آن چشم‌ها خیره شوم. درون‌شان امید لانه کرده. زیبایی زندگی را می‌پاشد در صورتم. اما چیزی که مرا می‌کشد چشم‌هایت نیست. لبخندت است. اصلا لازم نیست حرفی بزنی! لبخندت تیرخلاصی است به جان آدم. 🔸 پدرت چندبار قربان صدقه‌ی خنده‌هایت رفته؟ مادرت چندبار تو را بوسیده؟ به یاد داری آخرین خداحافظی را؟ مادرت حتماً فراموش نکرده. تا آخر عمرش آن صحنه جلوی چشمانش رژه می‌رود. من اینطور تصورتان می‌کنم: تو دویدی سمت در مدرسه و برایش دست تکان دادی. با لبخند بدرقه‌ات کرد و رفت خانه تا به کارهایش برسد. ناهار عدسی درست کرد. می‌دانست تو دوست داری. با خودش گفت بیاید خانه خوشحال می‌شود. به خواهرش تلفن زد. گرم صحبت بودند با هم. دم ظهر بود و یکی دو ساعت دیگر تو تعطیل می‌شدی. به یکباره صدای انفجار خانه را لرزاند. نه یک بار؛ دوبار. شیشه‌ها ترک برداشتند. تلفن از دست مادرت افتاد. دوید در خیابان. فراموش کرد لباس‌هایش را عوض کند. در ذهنش فقط یک اسم می‌چرخید: «اسرا». 🔹 تا به مدرسه برسد چندبار زمین خورد. سر زانوانش زخم شده بود؛ نمی‌فهمید. فقط می‌خواست پیدایت کند. کاش اما هیچ مادری دخترکش را اینطور پیدا نکند! به قدری خون بدنت را پوشانده بود، که آدم فکر می‌کرد مانتویت قرمز است. موهایت، موهای قهوه‌ای رنگت، خاکی شده بود. پدر همیشه آن‌ها را شانه می‌کرد و برایت می‌بست. اما می‌دانی چه چیزی مرا کشت؟ دیگر لبخند به لب نداشتی‌. چطور می‌شد تو را بدون لبخند دید؟ خوابیده بودی؟ منتظر بودم چشمانت را باز کنی تا زل بزنم به آن‌ها. پس چرا تکان نمی‌خوردی؟ بدنت درد می‌کرد؟ آخ اسرا! چندبار باید آخرین روزت را تصور کنم؟ چندبار باید داستانی به‌هم ببافم تا درد امانم را نبُرد؟ فکر می‌کنی تا کجا باید ادامه دهم؟ 🔸 مرزی وجود دارد میان خیال و واقعیت. به نازکی تار موهایت. خطرناک؛ مثل راه رفتن روی طناب پوسیده. اما تو خیال نیستی. تو محکم قدم برمی‌داری. می‌توانم تصورش کنم. تو دستت را دراز می‌کنی و دستم را می‌گیری. به رویم لبخند می‌زنی و من هزار بار برایت می‌میرم. تو تنها نیستی اسرا. فراموش نمی‌شوی. ما اسمت را فریاد می‌زنیم. ادامه می‌دهیم. با اشک. با زانوهای زخمی. اما تمام نمی‌شویم. روزی از راه می‌رسد که لبخند تو، زیبایی زندگی را می‌پاشد در دل تمام مردم جهان. به تو قول می‌دهم اسرا. ✍🏻 حنانه گلی رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تا یک ساعت دیگه قراره تجمع رو بزنن!! پارسال یه عده تصمیــم گرفتند همراه کانال ما بشن؛ می‌دونید نتیـجــه‌اش چـــــی شـد؟ امســـال خیلی از همـــــون افراد، افتخــــار خادمی بیت رهبری رو در دیدار بانوان با رهبر شهیدمون پیدا کردند. این جمع پرانگیزه قراره اتفاقات بسیار خوبی رو تو کشور رقم بزنه. برای اینکه تو این مسیر زیبا جا نمونی و همدیگه رو گم نکنیم 👇 همین الان پیوستن رو بزن و عضو کانال شو ✅ •
واقعا دیگه کاخ سفید هم حسینیه بشه تعجب نمیکنیم☕😌 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴جهاد ادامه دارد اما به شکل 👇 🇮🇷 eitaa.com/joinchat/3093102592Cc9d364a057
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا