هدایت شده از عَمـار .
در نامهای برایش نوشت:
«سکوت من از عصبانیت نیست، آنگاه که دلم بشکند، زبانم لال میشود و خودخوری میکنم. قدری با من مهربان باش؛ من یک دل دارم.»
☫
در نامهای برایش نوشت: «سکوت من از عصبانیت نیست، آنگاه که دلم بشکند، زبانم لال میشود و خودخوری میک
وقتی عزیزانم تلخی میکنن با من:
☫
یچیزی هست که خیلی دلم میخواد بهت بگم. اما فقط اجازه میدم زندگی کنی.
وقتی عزیزانم تلخ حرف میزنن اما دلم نمیاد دلشون رو بشکنم یا تلخ جواب بدم:
☫
میخواستم بگویم کاش یه جا بود واسه فرار منو تو. اما دیدم تمایلی نیست، انگار کافی بود کسی بیاید و بگوی
اینو برای کسی نوشتم که حتی فکرش رو هم نمیکنه، یحتمل حتی نیم نگاهی به اینجا هم نمیندازه.