eitaa logo
امتداد『توسل به شهدا』
1.5هزار دنبال‌کننده
12.7هزار عکس
14.4هزار ویدیو
50 فایل
نوکری خادمین کانال امتداد معرفی هر روزه یک شهید تا چهل روز به قصد توسل به نیت ترک گناهان و رفع حاجات بوده و هدیه روحشان با انتخاب یک [صلوات،توسل،عاشورا،جزخوانی‌قرآن‌و..] ◇ شروع چله چهارم 19فروردین ◇ @KhademoShohadd @AmoAkbarr
مشاهده در ایتا
دانلود
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺داستان یکی از بانوان شهید جنگ دوازده روزه که شنونده را تکان می‌دهد💔🕊🥀 @emtedade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«داستان من از زمانی شروع می‌شود که برای پرسیدن درس دخترم به مدرسه رفتم. در حال صحبت با معلم دخترم بودم که ناظم مدرسه آمد و به مادرها پیشنهاد مسابقه کتابخوانی شهید ابراهیم ‌هادی را داد. چون حافظه خوبی دارم با اعتماد به نفس بالا گفتم جایزه‌ام را آماده کنید، اول می‌شم! از همان روز اولی که کتاب را گرفتم شروع کردم به خواندن. برای اولین بار زندگینامه یک شهید، آن هم شهید گمنام را می‌خواندم. هرجا می‌رفتم کتاب را با خودم می‌بردم. در تاکسی، در مطب، حتی مهمانی. همه‌جا. شب‌ها آهسته با نور گوشی، کتاب را می‌خواندم. باید اول می‌شدم. کتاب را می خواندم و واسم جالب شده بود؛ یک آدم چقدر فداکار، چقدر مهربان و نمازخوان بود. روز امتحان، کتاب را دستم گرفتم و شروع کردم حرف زدن با شهید ابراهیم ‌هادی. گفتم مگر نمی‌گویند شهیدان زنده‌اند؟ خب تو کاری کن من اول بشوم و جایزه بگیرم، بهت قول می‌دهم نمازم را شروع کنم و بخوانم. قول میدم اول وقت بخونم، قول می‌دهم راه تو را بروم. قول می‌دهم. چند دقیقه بعد با خودم گفتم؛ وای یعنی این من بودم!؟ من که نماز نمی‌خونم، به هیچ چی اعتقاد ندارم، من دارم با شهید حرف می‌زنم و قول می‌دهم؟ اما واقعا از درون حرف می زدم. از شهید خواستم شفاعتم را پیش خدا بکند. خلاصه مسابقه اجرا شد. شبها خواب‌هایی می‌دیدم؛ انگار یکی در خواب ازم میخواست نماز بخوانم. در خواب بهم می‌گفت: الوعده وفا، من به قولم عمل می‌کنم، تو هم قول داده بودی باید عمل کنی. بعد از مسابقه قرار شد یادواره باشکوهی در مسجد جامع شهر ما برگزار و در آن نتایج اعلام و جوایز اهدا گردد. صبح روز برگزاری یادواره از خواب پریدم. دستهایم می‌لرزید. همه‌اش فکر می‌کردم یک خبری است. فکرم پیش خواب دیشبم بود. من چادر پوشیدم و رفتم مسجد! من و چادر؟! وارد مسجد شدم. چه مراسم قشنگی. واسه اولین‌بار بود می‌رفتم مسجد، اون هم واسه یادواره شهید. مراسم شروع شد. یک آقایی درباره شهید صحبت می‌کرد. بعد از سخنرانی یک کلیپ گذاشتند. عکس ابراهیم ‌هادی روی مانیتور بود. من یک گوشه نشسته بودم و گوش می‌کردم. نگاهم افتاد به عکس، داشت به من نگاه می‌کرد. من یهو زدم زیر‌گریه. از شدت ‌گریه نفسم بالا نمی‌آمد. به دوستم که کنارم نشسته بود گفتم آقا ابراهیم دارد به من نگاه می‌کند. قلبم از جا داشت کنده میشد. در پایان مراسم نوبت دادن جوایز شد. نفر اول مسابقه شدم. خیلی خوشحال شدم. البته نه به خاطر جایزه. به خاطر این الگویی که در زندگی پیدا کرده بودم. یاد قولم افتادم، نماز بخوانم. شهید ابراهیم‌ هادی به قولش عمل کرد. حالا نوبت منه، نباید بزنم زیر قولم. شروع کردم به نمازخواندن. آن هم اول وقت. من چادری شدم. چند روز بعد دوباره در مسابقه ای بهم جایزه دادند. دیگر جایزه مهم نبود واسم. من هدیه بزرگ‌تری گرفتم: آن هم خواندن نماز اول وقت بود. من که نماز نمی‌خواندم، الان نماز صبح را اول وقت می‌خوانم. روضه می‌روم. نماز امام زمان(عج) می‌خوانم. قول دادم و با عنایت خدا زیر قولم نزدم. حالا می‌فهمم چرا می‌گویند شهیدان زنده‌اند. از شهید ابراهیم خواستم شفاعتم را پیش خدا کند تا بنده گنهکارش را ببخشد. توبه کردم. از اینکه راه درست را از طریق این شهید گمنام پیدا کردم خیلی خوشحالم. خیلی دلم می‌خواهد به مزار یادبود شهید ابراهیم‌ هادی بروم، به دیدار رهبر بروم. من خیلی خوشحالم که این شهید وارد زندگی‌ام شد. خوشحالم به‌واسطه این شهید بزرگوار نمازم را می‌خوانم و ارتباطم با خدا برقرار شد. روزی خیلی ناراحت بودم و عصبی. نمی‌دانستم چه کار کنم. رفتم نماز خواندم. بعد از نماز از شهید ابراهیم خواستم مشکلم را برطرف کند، قسم دادمش. ازش خواستم پیش خدا شفاعتم را کند. شاید باورتان نشود اما بعد از چند ساعت مشکلم برطرف شد و ایمان آوردم که شهیدان زنده‌اند. شهید ابراهیم ‌هادی به من لطف کرده و وارد زندگی‌ام شده. یک جور خاص آرام شدم. از وقتی او آمد و نماز اول وقت به خانواده ما هدیه شد، محیط خانه‌مان خیلی آرام شد. دیگه از بحث و جدال خبری نیست. سعی می‌کنم آرام باشم. دیگر برای آرامش سراغ موسیقی و... نمی روم، با یاد خدا و صلوات و تسبیحات فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و قرآن خواندن آرام‌ می‌شوم. همه این اتفاق‌ها به برکت شهید ابراهیم ‌هادی در زندگی من بود. الحمدلله برگرفته از کتاب نمایش نیاز. در دست اقدام. @emtedade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ابراهیم افشارینقش سالمندان در فرایند ظهور.mp3
زمان: حجم: 621.4K
⁉️در فرایند ظهور نقش سالمندان چیست ؟و چگونه می‌توانند امام را یاری کنند ؟ @emtedade
ابراهیم افشاریاصل و نسب حضرت نرجس خاتون.mp3
زمان: حجم: 563.6K
⁉️اصل و نسب حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها به چه کسی می‌رسد؟ @emtedade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شما می توانید با ثبت نام در این سایت به خادمیاران طرح زیارتی نیابتی درکربلا، نیابت داده تا از جانب خود و یا بستگان چه آنان که در قید حیاتند چه آنان که به رحمت خدا پیوستند زیارت نمایند* https://nayebalziareh.ir @nayebalziareh_ir @emtedade
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 کسی که وقتی رهبر را توی تلویزیون میدیده توهین میکرده، به آیت الله بهجت فحش میداده، مرقد امام (ره) را می‌دیده می‌گفته اینجا خراب بشه دیسکو بشه ، تجربه نزدیک به مرگ داشته، بیا ببین چی میگه از آقا و امام (ره) نشر حداکثری ، شاید یک نفر به خاطر شنیدن این مطالب عاقبت به خیر شد و شما زمینه سازش شدی . حتما ببینید... 🇮🇷 @emtedade
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قصه صحن حضرت زهرا (س) در نجف چیست؟ با دقت کلیپ را تماشا کنید... خیلی جالبه...ایت الله سیستانی خواب حضرت زهرا رو میبینن و در مورد حاج قاسم صحبت میکنن😭 @emtedade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا