🔴 اعلام موجودیت گروهک برانداز جدیدالتاسیس بنام :
« عهد ایران » ، جنگ ترکیبی و نرم خود را برعلیه انقلاب اسلامی مردم و ایران آغاز کرد
این حزب عصاره دو تشکیلات مارکسیستی _ لیبرالیستی سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت است
اولینکنگره این گروهک صبح امروز (۱۱ دی) در تالار تلاش برگزار شد.
🔻 منافقین و مفسدین بدسابقه و بدنام که در این مراسم حضور داشتند:
▪️آذر منصوری
▪️عباس آخوندی
▪️حسین مرعشی
▪️محمدعلی ابطحی
▪️الیاس حضرتی
▪️فاطمه راکعی فیضالله عربسرخی
▪️محمد عطریانفر
▪️شهاب طباطبایی
▪️حسن رسولی
▪️علی باقری
به عنوان رئیس هیات موسس حزب در این مراسم حضور داشتند.
همچنین درافتتاحیه این حزب سخنرانان عبارت بودند از :
🎙بهزاد نبوی و
🎙محمدجواد ظریف
🔻دستورکار :
ـ فتنه سازی
ـ آشوب سازی
ـ کشته سازی
ـ انحراف سازی
ـ فریب افکارعمومی
ـ دین ستیز
ـ تولید فساد
.همین یکی را کم داشتیم که آمد
@emtedade
📎 انتصاب دو محکوم امنیتی دیگر در شورای اطلاعرسانی دولت!
با حکم رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، شمس الواعظین و عطریانفر به عنوان دو عضو حقیقی جدید، شورای اطلاعرسانی دولت منصوب شدند!!
✍️ دولتی مملو از محکومان امنیتی و دوتابعیتیها و سران قوای دیگری که با این جمعیت منافق، وفاق کردن... حاصلش چیزی جز بحران معیشتی و وضعیتی که میبینیم نیست!
@emtedade
تا شب گذشته، ۵۶۸ نفر از نیروهای انتظامی و ۶۶ نفر از نیروهای بسیج زخمی شدهاند/ ۲ تَن از نیروهای حافظ امنیت با گلوله جنگی، ۱۵۲ نفر با گلوله تفنگ شکاری و ۱۱ نفر نیز با چاقو مصدوم شدهاند
@emtedade
هدایت شده از امتداد『توسل به شهدا』
💠« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »💠
🌾چله دهم توسل به شهدا آغاز شد🌾
روزبیست هشتم توسل به شهدا را شروع میکنیم با توسل به :
🌸شهید محمدرضا بقایی
🌹#امروز سه شنبه_16دی
بیست وهشتمین روز چله ی ترک گناه و برآورده شدن حاجات با دعاهای #بینظیر
🌷🕊🌷🕊🌷
دهم آذر ۱۳۴۳، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی و مادرش، بی بی نرجس نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دوم اردیبهشت ۱۳۶۶، با سمت معاون فرمانده گروهان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است
🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹
🦋✨🦋✨🦋✨🦋✨🦋
✨️برای ما ارسال کنید
۱ - عکس از زیارت شهدا
۲ - عکس از عیادت خانواده شهدا
۳ - متن از کرامات شهدا
۴ - معرفی شهید محله شما برای توسل
👈ارسال کنید به خادم الشهدا 👇
@KhademoShohadd
@emtedade
🌺امتداد (توسل به شهدا)
هدایت شده از امتداد『توسل به شهدا』
💠« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »💠
🌾چله دهم توسل به شهدا آغاز شد🌾
روزبیست نهم توسل به شهدا را شروع میکنیم با توسل به :
🌸 شهید محمدرضا شفیعی
🌹#امروز چهارشنبه_17دی
بیست ونهمین روز چله ی ترک گناه و برآورده شدن حاجات با دعاهای #بینظیر
🌷🕊🌷🕊🌷
محمدرضا شفیعی در سال 1346 در شهر مقدس قم به دنیا آمد. 14 ساله بود که عازم جبهه شد. 5 سال در جبهه های جنگ حضور فعال داشت و در 19 سالگی به شهادت رسید. او در جریان عملیات کربلای4 به اسارت دشمن درآمد. او با بدنی مجروح اسیر میشود. وضعیت جسمانی اش مناسب نبود و نیاز به عمل جراحی داشت ولی عراقیها توجهی نداشتند. چند روزی که در اردوگاه بود درد زیادی کشید و در آخر از عوارض جراحت در غربت و تنهایی به شهادت رسید. در مدت 11 روز از زمان اسارت تا شهادت بسیار شکنجه شد . صلیب سرخ که از شهادت محمدرضا آگاه میشود، مسئولان بعثی را موظف میکند برای او قبری در شهر کاظمین در نظر بگیرند. پس از 16 سال پیکر این رزمنده قمی تفحص شده و به کشور بازمیگردد. پیکر شهید شفیعی صحیح و سالم از خاک بیرون آمده بود. محمدرضا در 14دی ماه 1365 شهید شد و پیکرش در 4 مرداد ماه 1381 به کشور بازگشت.
🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹🕊️🌹
🦋✨🦋✨🦋✨🦋✨🦋
✨️برای ما ارسال کنید
۱ - عکس از زیارت شهدا
۲ - عکس از عیادت خانواده شهدا
۳ - متن از کرامات شهدا
۴ - معرفی شهید محله شما برای توسل
👈ارسال کنید به خادم الشهدا 👇
@KhademoShohadd
@emtedade
🌺امتداد (توسل به شهدا)
صدام گفته بود این جنازه نباید به این شکل به ایران برود. پیکر پاک محمدرضا را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا شناسایی نشود، ولی جسد سالم مانده بود. حتی روی جسد پودر مخصوص تخریب جسد ریختند که خاصیتش این بود که استخوانهای جسد هم از بین میرفت ولی باز هم جسد سالم مانده بود. وقتی گروه تفحص جنازه محمدرضا را دریافت میکردند، سرهنگ عراقی که در آنجا حضور داشته گریه میکرده و گفته: ما چه افرادی را کشتیم.
@emtedade
در مرخصی هم به فکر مقابله با ضدانقلاب و اشرار بود
حدوداً از سال 60 تا 65 در جبهه حضور داشت. هر بار که بر میگشت از قصههای خودش برایم تعریف میکرد. یکبار میگفت: «سوار قاطر بودم و داشتم از کمر تپه بالا میرفتم که قاطر را زدند. سرش جدا شد ولی یک ترکش ریز هم سراغ من نیامد.» میگفت: «یکبار دیگر داشتم با ماشین برای بچهها غذا میبردم، محاصره شدیم هزار تا صلوات نذر امام زمان(عج) کردم، نجات پیدا کردیم.» موج انفجار او را گرفته بود اما ناراحت بود که چرا فیض شهادت نصیبش نشده است. هر بار که مرخصی میآمد فقط به فکر مقابله با ضدانقلاب و اشرار بود. هر شب از خانه بیرون می رفت و قبل از نماز صبح می آمد.
دیگر چشم به راه من نباشید
چند روزی طول نکشید که شب در عالم خواب دیدم محمدرضا آمد داخل خانه. یک لباس سبز پر از نوشته بر تنش بود. از در که آمد یک شاخه گل سبز در دستش بود ولی جلوی من که آمد، یک بقچه سبز کوچک شد. سه مرتبه گفت: «مادر برایت هدیه آوردم.» گفتم: «چطوری پسرم! این بار چرا! اینقدر زود آمدی؟» گفت: «مادر عجله دارم، فقط آمدم بگویم دیگر چشم به راه من نباشید!» صبح که بیدار شدم از خودم پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ شاید دیشب حمله و عملیات بوده است. به دامادم تلفن زدم و قصه را گفتم. دامادم خواب را خیلی تایید نکرد. دوباره شب بعد همین خواب را دیدم. محمدرضا گفت: «دیگر چشم به راه من نباشید!» وقتی برای بار دوم به دامادم گفتم، رفت سپاه و پرس و جو کرد ولی خبری نبود. از ما خواستند که یک عکس و فتوکپی شناسنامه را برای صلیب سرخ پست کنیم که ما همین کار را کردیم.
@emtedade