رزق لایحتسب
مولایمان علی، امیرالمومنین(علیهالسلام)، در حکمت ۳۷۹ نهجالبلاغه در مورد رزق فرمودهاند:«إنَّ الرِّزقَ رِزقانِ: رِزقٌ تَطلُبُهُ، و رِزقٌ يَطلُبُكَ، فإن أنتَ لَم تَأتِهِ أتاكَ.»
روزى دو گونه است: روزىای كه تو به دنبال آن میروی و روزىای که او به دنبال تو میآید؛ و اگر سراغش نروى او خودش نزد تو میآيد.
علامهطباطبائی در المیزانفیتفسیرالقرآن، ج۱۹، ص ۳۳۸_۳۴۰(ذیل آیه ۳ سوره طلاق) نیز به همین مضمون اشاره میکنند که: مراد از «يَرزُقهُ مِن حَيثُ لَا يَحْتَسِب» آن است که خداوند روزی را از هر راهی غیر عادی و غیر منتظره برای اهل تقوا میرساند.
حال ادب حکم میکند که در مقابل لطف و رحمت لایتناهی رَبّمان، چشمانی بصیر داشته باشیم، و رزقهای زندگیمان را دریابیم و شکرگزار رحمتش باشیم؛ این رزقها گاه مادی است(مال و نعمت) و گاه معنوی(علم، هدایت، آرامش قلب). و اینجاست که میان برگبرگ دفتر زندگیمان رد پای انسانهایی به چشم میخورد که با نگاهی، لبخندی و سخنی، نوری شده و بر قلبهایمان تابیدهاند...
مثل استادی دغدغهمند و دلسوز برای من که مصداقِ رزق لایحتسب این روزهایم شده و قلمِ در دستانم را به سمت دوباره نوشتن هدایت میکند.@salehi6
باشد که این قلم در مسیری حرکت کند که خود، نوری شود و از روزنهها عبور کرده و قلبی را روشن کند.
مخور اندوهِ فردا، که خدایِ کرم است
رزقِ پنهان زِ نهانخانهیِ دل میدمد است
✍زهرا قدیمپور
#رزق
#جهاد_تبیین
🌱@ennilellah
بخوان!
برای «اَلَّذینَ آمَنوا»، «اِسْتَعِينُوا بِالصَّبْر» بخوان!
برای آن آزادگانی که به ندای امامشان لبیک گفتهاند و در راه مکتبشان، در تحریمها و اسارتها و تقدیمِ جانِ جگرگوشههایشان، چیزی جز زیبایی نمیبینند.
بخوان که نوری به لطافت ریحانةالنّبی و شجاعتِ حیدرِ وصیّ، از عرش تابیدن گرفته و به زودی صدای حیدر کرّار به گوشها خواهد رسید که در کاخ یزیدیان، خطابه میخواند!
«وَ إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ»
✍زهرا قدیمپور
#صبر
#جهاد_تبیین
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
🌱@ennilellah
حقیقتِ عشق
کسی که واقعاً عاشق است، دلش طاقت نمیآورد حتی سایهای از غم بر دلِ معشوقش بنشیند.
انگار دردِ او را پیش از خودش حس میکند؛ انگار بغضِ معشوق در گلوی خودش مینشیند.
برای او مهم نیست چقدر خسته باشد، چقدر دلگیر باشد یا چه اندازه سختی بکشد؛ آرامشِ او در آرامشِ محبوبش معنا پیدا میکند.
میان همهی داستانهای عشق،
عشقی هست که زمین را روشن میکند و آسمان را آرام؛
عشقِ علی و فاطمه.
عشقی که بر ستونهای ایمان، پاکی، وفاداری و احترام بنا شده؛ همان عشقی که خداوند آن را گواه گرفت و رسول خدا با لبخندِ رضایت، آن دو را کنار هم نشاند.
اما تاریخ ثابت کرده که دنیای فریب و جاهطلبی، چشم دیدن حقیقت و پاکی را ندارد.
آنان که دل در گروِ دنیا دارند، با حقیقت نه به جرمِ خطا، که به جرمِ «روشنی» دشمنی میورزند؛ زیرا روشنی، خواب سنگینشان را بر هم میزند. جاهطلبان از پاکان کینه به دل میگیرند؛ به سبب قدرتی که در روحشان است؛ قدرتی که نیاز به شمشیر ندارد و با یک نگاه، یک کلام یا یک موضع، جهان تاریکشان را میلرزاند.
روزگاری نیز در گوشهای از تاریخ، دنیا خصومت همیشگیاش با حق را آشکار ساخت؛
خصمی که لگد شد و بر درِ خانهی فاطمه و علی فرود آمد؛
تازیانه شد و بر جسم نحیفِ ریحانةالرسول نشست؛
سیلی شد و چشمان زهرا را بر دنیا تار کرد.
خصمی که دستان حقیقت را بست و به این عشق جسارت کرد و بانو را شرمنده از شرمندگیِ مولایش:
«ببخش علی، اگر مرا میزنند…»
و عشق بود که میان در و دیوار میسوخت؛
عشقی که شعلههایش در امتداد تاریخ زبانه کشید؛ سوخت، اما خاموش نشد.
نورش ظلمات جهان را شکافت و چراغ هدایتی شد تا مسیر ولایت را روشنی بخشد.
اکنون نوبتِ ماست که قدم در این مسیر بگذاریم؛
مسیری که روشنیِ آن را مدیون ایثار دخترِ رسول اکرم، محبوبترین خلقتِ هستی و عشقِ سرور زنان عالم به علی هستیم؛ عشقی که علی را نه تنها به عنوان همسر، بلکه به عنوان ولیّ، امام و رهبرش میدید. ایشان با جاننثاریشان حجت را بر همگان تمام کردند، و شک در حقانیت این راه، جز از سرِ عناد نیست.
✍ زهرا قدیمپور
#فاطمیه
#جهاد_تبیین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
🌱@ennilellah
لشکری به نام مادر
چادرش را کمی جابهجا کرد، دست برد و نخستین عکس را بیرون آورد؛ تصویری از جوانی که نگاهش هنوز بوی زندگی میداد.
با صدایی آرام اما استوار گفت:
«این پسر اولم، احمد…»
عکس دیگری را روی آن گذاشت؛ چهرهای شبیه برادر، شبیه رفیق:
«این هم پسر دومم، علی… فقط سه سال از احمد کوچکتر بود.»
و بعد، عکس سوم…
اما پیش از آنکه واژهها از میان لرزش لبهایش بیرون بیاید، نگاهش رفت سمت امام.
دید شانههای مردی که تکیهگاه یک ملت است، میلرزد؛ اشک، بیصدا از چشمان امام خمینی(ره) جاری شده بود.
مادر، ناگهان همهی عکسها را جمع کرد و زیر چادرش پنهان ساخت.
اینبار صدایش نه صدای یک مادر، بلکه صدای یک تاریخ بود که با اقتدار از میان لبانش جاری شد:
«من چهار تا پسر دادم…
که گریهی شما رو نبینم، آقا.»
شهامت این مادر، امتداد جهاد آن مادری است که هر صبح، چون به بقیع میرسید، عصا را در غربتِ خاک فرو میکرد و کنار قبور شهدای احد مینشست و مرثیه میخواند؛ مرثیههایی که قلب زمان را میشکافت:
«لا تَدْعُونِي وَيْك أُمَّ الْبَنِينَ
تُذَكِّرِينِي بِلِيُوثِ العرینِ»
«مرا دیگر امالبنین صدا نزنید…
که یاد آن شیران میدان، استخوانم را میلرزاند.»
وقتی نام عباس را میآورد،
صدایش میلرزید و دستش را روی سینه میگذاشت:
«یادِ عباس…
یادِ دستهایی که پرچمِ غیرت بودند،
و حالا…
در شریعهی فرات جا ماندهاند.»
صدایش بر کوچههای بقیع، غربت و ماتم میپاشید:
«من چهار پسر دادم،
چهار سهم از جانم،
چهار تکه از روحم…
اما امروز،
برای هیچکدامشان گریه نمیکنم؛
من برای غربتی میگریم
که همدم همیشگی حسین شد؛
برای تیری
که در سینهی او خانه کرد
و دنیا را سیاه نمود؛
برای خیمههایی بیسایه،
برای دختری اسیر،
برای دلهایی که زیر پای ظلم فرو ریختند.»
«وَلَوْ أَنَّهُمْ وُجِدُوا الْيَوْمَ حَيًّا
لَفَدَّوْا حُسَيْنًا بِالسُّيُوفِ الْمَضِينِ»
«اگر امروز پسرانم زنده بودند،
باز جانشان را سپرِ حسین میکردند و با شمشیر از او دفاع مینمودند.»
و سپس ادامه میداد:
«ای چشمهایم!
اگر اشک دارید، امروز بر حسین بریزید…
نه بر عباس.»
اکنون نیز روایتِ «لشکری به نام مادر» در تاریخ جاری است.
اکنون نیز خط مقدم جبهه و مردانِ میدان، زنان و مادرانی هستند که برای امامشان سرباز میپرورند؛ زنانی که فرزند میآورند و تربیت میکنند برای فدای امام شدن؛ برای نقشآفرینی در استواری عَلَمِ حق.
زنانی که همواره از پیشتازان قافلهی جهاد هستند و میکوشند تا سهم بیشتری از جانشان و تکههای بیشتری از روحشان را تقدیم حسین(علیهالسلام) و مکتب حسین کنند.
✍زهرا قدیمپور
#مادر
#فرزند_آوری
#شهیدان_جوادنیا
#حضرت_امالبنین_سلام_الله_علیها
🌱@ennilellah
راز بابالحوائج
در صحنهی هستی، هیچ موجودی مؤثر تام و مستقل، نه در اصل هستی و نه در حوزهی اثرگذاری، جز خدای متعال وجود ندارد. تنها او یاریرسان حقیقی است و از هیچ کس غیر او نمیتوان به عنوان تکیهگاهی مستقل طلب استعانت کرد.
با این حال، این حقیقت مانع از آن نیست که انسان از اسباب و وسائطی که در نظام حکیمانهی الهی مأذوناند یاری بجوید؛ چرا که استعانت از غیر خدا، مادامی که استقلالی برای آن قائل نشویم، نه تنها ممنوع نیست، بلکه در متون دینی نیز مورد تأکید قرار گرفته است.(۱)
خداوند در آیهی ۴۵ سورهی بقره میفرماید:
«وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»
یعنی از صبر و نماز یاری بجویید. این آیه نشان میدهد که استعانت از امور وابسته به قدرت الهی نه تنها با توحید منافات ندارد، بلکه امری راهگشا و توصیهشده است.
در آیهٔ ۷۲ سورهی انفال نیز آمده است:
«وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ»
اگر در امر دین از شما یاری خواستند، بر شماست که یاریشان کنید.
ابنکثیر نیز در تفسیر خود، ذیل آیهی ۶۴ سورهی نساء، نقل میکند که خداوند بندگان خطاکار را راهنمایی میکند که هرگاه مرتکب لغزشی شدند، نزد قبر پیامبر بیایند، از خدا طلب مغفرت کنند و از پیامبر بخواهند که برایشان استغفار کند؛ و در چنین حالتی خداوند توبه را میپذیرد و رحمت خود را شامل آنان میسازد.
نکتهی قابل توجه آن است که در این آیه فعل «استغفرتَ» (تو برای آنان آمرزش میخواستی) نیامده تا این طلب استغفار تنها ویژهی شخص پیامبر در زمان حیات باشد؛ بلکه تعبیر «وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» سخن از مقام رسالت میگوید. نشان میدهد که هر صاحب شأن و منصب الهی، به اندازهی بهرهمندیاش از مقام رسالت، میتواند از خدا برای مؤمنان طلب مغفرت کند. بنابراین، در توسل، ما به «شخصِ انسانی» متوسل نمیشویم، بلکه به جایگاه و مقامی که نزد خداوند مقرب است و از مجرای همین قرب، واسطهی فیض و رحمت الهی میشود، روی میآوریم.
این حقیقت، بنیان لقبهایی چون «بابالحوائج» است؛ لقبی که به برجستگان مقرب الهی—مانند حضرت موسیبنجعفر(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع)—داده شده است، نه به سبب استقلال آنان در تأثیرگذاری، بلکه به خاطر آن که درگاههایی گشوده به رحمت خداوند هستند.
در میان این اسباب قرب، بانویی بزرگ و کمنظیر نیز جایگاهی والا دارد: بانویی که از حوائج شخصی خویش برای رضای اهلبیت گذشت و علمای بزرگ شیعه، چون آیتالله بهجت و علامه امینی، به توسل به او سفارش کردهاند؛ حضرت امّالبنین(س).
بانویی که نامش با وفاداری، معرفت و ادب در برابر ولایت گره خورده است. پیش از آنکه همسر امیرالمؤمنین(ع) باشد، ولایتشناس بود؛ علی(ع) را نه صرفاً همسر، بلکه امام هدایت میدانست. همین معرفت، مقام او را چنین والا ساخت.
او مادری بود که مهر فرزند را در مرتبهای پس از عشق به امام زمان خود مینشاند و با قلبی مطمئن، فرزندانش را در مسیر دفاع از ولایت تربیت کرد.
ثمرهی آن تربیت، شخصیتی چون عباس بن علی(ع) شد؛ همان که او را «قمر بنیهاشم» و «بابالحوائج» مینامند.
در مصیبت عاشورا، امّالبنین(س) درسی بزرگ از ایمان، معرفت و صبر به تاریخ داد. او تنها عزادار نبود؛ پیامرسان عاشورا بود. هر جا مینشست، برای مردم از مظلومیت اهلبیت میگفت، اما هنگامی که از فرزندانش یاد میکردند، پاسخ میداد:
«از عباس و دیگر پسرانم مگویید… بگویید حسین(ع) چه شد؟»
با این جمله، آموخت که مصیبت اصلی، نه داغ فرزندان من، بلکه داغ ولایت است.
روضههای امّالبنین(س) کلاس معرفت بود؛ خانهاش مأمنی شد که مردم مدینه از زبان مادری داغدار اما بصیر و آگاه، روایت تشنگی و غربت اهلبیت(ع) را میشنیدند. گفتهاند:
«صدای گریهی مردم از خانهی او بلند میشد.»
امّالبنین(س) با اشکهایش حقیقت را زنده نگاه داشت،
با داغ سوزانش پیام کربلا را احیا کرد،
و با پایداری بر معرفت و وفاداری بی مرزش نشان داد که ولایتمداری تنها در میدان جنگ نیست.
✍زهرا قدیمپور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
۱) سبحانی، آیتالله شیخ جعفر، سیمای عقاید شیعه، ترجمه محدثی، جواد، صفحه ۸۸
#توسل
#جهاد_تبیین
#حضرت_امالبنین_سلام_الله_علیها
🌱@ennilellah
آغوشِ تمدنساز
امروزه روانشناسی رشد، علوم تربیتی و حتی عصبروانشناسی به این نتیجه رسیدهاند که تجربه کودک با مادر، اولین الگوی او از «دنیا»، «امنیت» و «خود» است.
طبق نظریهی دلبستگی جان بولبی (John Bowlby)، کودکی که مادرش پاسخگو، مهربان و در دسترس باشد، معمولاً دلبستگی ایمن پیدا میکند. دلبستگی ایمن در آینده موجب میشود فرد احساس ارزشمندی کند، روابط سالمتری بسازد، اضطراب کمتر و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد. کودکانی که تحقیر، مقایسه یا طرد نمیشوند، بهطور طبیعی تبدیل به بزرگسالانی با شخصیت سالمتر میشوند. این نشان میدهد که نقش مادر در اولین سالهای زندگی، مستقیماً بر «الگوی روابط آینده» تأثیر میگذارد.
در نوجوانی نیز مادر با همراهی در بحرانهای هویت، برقراری تعادل میان آزادی و مرزبندی، شکلدهی انتخابهای سالم و ایجاد رابطه صمیمانه با فرزند، تضمینکنندهی سلامت روان در بزرگسالی است. حتی در بزرگسالی، وجود مادری آگاه، مهربان و حمایتگر میتواند اضطراب را کاهش و تابآوری را افزایش دهد و نقش مهمی در کیفیت روابط خانوادگی نسل بعدی ایفا کند.
بنابراین نقش مادر زمانمند نیست؛ بلکه «چرخهای» است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
با توجه به آنچه بیان شد، «مادر» تنها یک نقش نیست؛ او معمار اولیهی شخصیت و تعیینکنندهی هویت فرزند است. مادرانی که آگاهانه تربیت میکنند، نهتنها زندگی یک فرد، بلکه کیفیت روانی یک جامعه را تغییر میدهند.
با توجه به نقش والای جامعهساز بودن مادر، طبیعی است که دشمنان یک ملت برای تضعیف جامعه، انگشت اشارهی خود را به سمت مادران بگیرند، تلاش کنند اذهان زنان را از ارزش واقعی خود منحرف کنند و هزینههای گزافی برای تزلزل شخصیت و دور کردن مادر از تعالی خویش صرف نمایند.
از اینرو، تحریف جایگاه مادری و کاستن از اهمیت نقش تربیتی او، یکی از پیچیدهترین ابزارهای جنگ نرم است؛ زیرا هنگامی که مادر، که نخستین مربی انسان و بنیانگذار امنیت عاطفی هر نسل است، از هویت اصیل خود فاصله بگیرد، جامعه بهتدریج پیوند معنوی، اخلاقی و انسجام فکری خود را از دست میدهد. مادری که باید سرچشمهی مهر، کرامت و تربیت باشد، اگر در گرداب الگوهای ساختگی و ارزشهای تحریفشده گرفتار شود، نسل آینده نیز با سردرگمی و گسست هویتی روبهرو خواهد شد.
از همین روست که حفظ جایگاه مادر نه تنها یک ضرورت خانوادگی، بلکه یک وظیفهی فرهنگی و تمدنی است؛ زیرا هر اصلاحی از خانواده آغاز میشود و هر آسیبی از همانجا ریشه میگیرد. امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است ارزش واقعی زن و مادر بازخوانی شود؛ ارزشی که نه به معنای محدود کردن او، بلکه به معنای شناخت ظرفیتهای عظیم، توانمندیهای روحی و رسالت بیبدیل او در ساختن آیندهی یک ملت است. مادری که قدر خود را بداند، جامعهای خواهد ساخت که دشمن از درهمریختن آن عاجز است.
✍زهرا قدیمپور
#مادر
#انسان_سازی
#جهاد_تبیین
🌱@ennilellah
37.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخر، قرار کل جهان میشود «نجف»
آخر، شعار کل جهان میشود «علی»
🎨منِاو
#امیرالمؤمنین_علی_علیه_السلام
#پدر
🌱@ennilellah
36.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرز ما عشق است و هر جا اوست، آنجا خاک ماست...
وَارْزُقْنا الشهادةَ فی سبیلک یا مولای...
🎨منِاو
#حاج_قاسمِ_عزیز
#شهادت
🌱@ennilellah
از قناتْملک تا ملکوت
در دامن فاطمهبانوی قناتْملک، از تبار آفتاب، چشم به جهان گشود.
خداوند لبخندی زد و صدای زندگی بر نبض طبیعت کوبید و در سراسر ایران بهار شد.
در سادگی و بیآلایشیِ خانهی حسنآقا قد کشید. ایمانی به تبلور نور و طراوت یقین و خلوصی به زلالی آب، بر آینهی خدانمای ما تابید و بازتابش سراسر جهان را دربر گرفت.
بزرگمرد کوچکِ پدر، خود پدری شد برای تمام جهان اسلام که تا آخرین نفسهای در اسارتِ خاکش، برای امنیت فرزندانش جانها سوزاند و نگاه آرام و نافذش، تسکینی برای دل آن آقایی که فرمود: «او را عزیزِ جانها بدارید.»
در سایهی وفاداری وجودش، مالکاشتر شد برای علی و در ظلّ شجاعتش، “فرماندهی بیسایه” برای دشمنانِ علی.
از شجاعت و رشادتش همین بس که یزیدِ زمانه با شنیدن تنها نامِ این بزرگمرد تاریخ، لرزه بر اندامش میافتاد و جرئتِ رویارویی با او را نداشت.
و چنین شد که در خفقانِ زمستان سردی، در تاریکروشنِ شبِ زیارتی اباعبداللهالحسین(علیه السلام)، آنگاه که ما در بسترِ امنیتی که سردار برایمان گستردانده بود، آسوده خفته بودیم، دستی جداشده از بدن، بر شرمندگی خاکِ عراق افتاد.
همان دستی که رئوفانه بر سر دختران سرزمینش میکشید؛ بسان نوازشی بود از جنس امنیت، تکیهگاهی پولادین و در عین صلابت، به لطافت آن شاخهگل میان ربنای نمازش که به جان پذیرفت و لبخند بر لبانِ آن دردانهی شهید نشاند.
خنجری که از پشتسر کشیده شد، ناجوانمردانه پروازِ آسمانی جوانمردِ ما را از راه دور بی فرود گذاشت و همان آسمانِ بیفرود، شد آزادیِ روح بلندپروازی که همواره شهید زیسته بود.
سردار بیریای ما قبل از نبردش رجزخوانی نکرد، اما تمام جهان رجزخوانِ رشادتهای او شدند.
و امّا فتنههای تو، ای یزید!
با شعارِ آزادی، علیهِ آزادی و علیهِ آزادگی، از خشم و دردی آشناست…
از فاطمههای عفیفه و رشیده و نجیبه و عقیله و غیوری که دامانشان مهد پرورش حاجقاسمهاست.
و تو خواندهای فردای فریادِ زنان سرزمینم را که زینبوار، الغوثِ حسینِ زمانشان را لبیک گفتهاند؛
و خواندهای که از قطرهقطرهی وجودشان، حاجقاسمها خواهند پروراند.
و بدان که بیتردید میپرورانند سردارانِ جهان اسلام را؛ که از ازل تا ابدشان، از ملک تا ملکوتشان، فریادِ آزادی و آزادگی است؛ سردارانی که سراپای وجودشان را فدای آن لحظهای میکنند که بر سنگ مزارشان بنویسند:
«سربازِ آقا».
آری! عَلَم اسلام در دستانِ زنان غیوری است که زندگیشان را آزادانه فدای آزادگانِ اسلام نابِ محمدی کردهاند و از دامانشان حاجقاسمها به معراج میروند؛ معراجی که امامِ زمانمان، مهدیِ موعود را برایمان به ارمغان می آورد!
امروز، فرزندان همان زنان، گلهای محمدی را با قطرهقطرهی خونشان آبیاری کردهاند.
و فردا، به قطع یقین، جمهوریِ گلهای محمدی است!
✍ زهرا قدیمپور
#حاج_قاسمِ_عزیز
#جهاد_روایت
🌱@ennilellah
فرزندانِ ایران عزیز
ذات لاشخور این است که بوی خون که به مشامش برسد، بالهایش قوت میگیرد. چند مدتی است که شاهد پرواز لاشخورهایی در آسمان کشورمان هستیم که بیصبرانه منتظر فرصتی جهت بلعیدن ایران عزیزمان هستند. غافل از آنکه این خونهای ریختهشده در کف کوچه و خیابانهای ایران، جنسش با هر خون دیگری فرق دارد؛ سرشار از غیرت است و ایمان و از جنس عشق به وطن که هر قطرهاش که میریزد، نه تنها نمیمیراند بلکه زندهتر میکند، حیات میبخشد؛ با افتادن لالهای، لالهزارها میروید.
حضرت آقا با اشاره به فتنههای اخیرِ لاشخورهای آسمان ایران فرمودند: «یکی از مهمترین امتیازات ما جوانهایمانند». و ویژگیهای جوانان برجسته و پرافتخار و آیندهساز ایران را برشمردند و در مقابل از کسانی نام بردند که تخریبگرند و فرمودند: «شما هر کسی میخواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند». (۱۹ دیماه۱۴۰۴)
و نیز دربارهی عوامل فتنه و اینهایی که در صحنه بودند، فرمودند: «اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاههای جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضیها را هم در همینجا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که سردستهی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردستهها». «دستهی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند، هیجان برایش به وجود میآورند؛ جوانها هم هیجانیاند، نوجوانها هیجانیاند، میآیند وارد میدان میشوند، کارهایی میکنند که نباید بکنند، شیطنتهایی میکنند که نباید بکنند. اینها پیادهنظامند؛ مأموریّتشان این است که بروند به یک جایی حمله کنند». «همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگیِ آن عناصر خبیث و آموزشدیده، کارهای بدی کردند، جنایتهای بزرگی انجام دادند». (۲۷دیماه۱۴۰۴)
حال سوال پیش میآید چه فرقی میان آن گروه جوانان افتخارآفرین و آیندهساز ایران با جوانان تخریبگر که ملت و نظام اسلامی آنها را مردود میداند، وجود دارد؟
حضرت امام(ره) نابسامانیها، مشکلات تربیتی جامعه، ریشه اکثر بزهکاریها و آسیبها و مفاسد اجتماعی را به جدا شدن فرزند از مادر و پیدایش عقدههای ناشی از آن نسبت میدهند.
از دیدگاه امام خمینی(ره)، زن نه فقط با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلکه با حضور در روان و ذهن مردان و فرزندان در خانواده و در نهایت با حضور در روحیات جامعه، مسیر اصلی جامعه و تکامل انسانی را تعیین میکند. بنابراین، زنان در هر جامعهای تعیین کنندهی مسیر حرکت آن جامعهاند. (صحیفه امام، ج۹، ص۲۹۳،۲۹۴)
حال که با شروع ماه پرفضیلت و سرشار از معنویت شعبان، قدم در ترم جدید تحصیلی گذاشتهایم، با یاد آوری این مهم که «ایمان و علم» نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان مهمترین سلاحهای نرم در راستای رسیدن به هدف مهمِ تمدنسازی است، باید با در نظر گرفتن این موضوع که «تربیت»، فرایندی زمانبر است، رسالت مهم زمانهیخویش را در جهت آگاهسازی و همراه کردن مادران با فرزندان خویش و نیز همسو کردن دلهای فرزندان ایرانِ عزیز و متوجه ساختن آنان به سمت تعالی، بیش از پیش، به پیش بَریم.
باشد که تمام فرزندان ایران در مقابل فتنهها و نیرنگهای شیطان بزرگ، سربلند بیرون آیند.
#تبیین
#تحول
#تربیت_دینی
✍️زهرا قدیمپور
🌱@ennilellah
دلآرامِ جهان
آرامآرام صدای زندگی به نبض طبیعت میکوبد...
تولدی دوباره!
از خود عبور میکنیم...
گریه را معنای لبخند میبخشیم و لحظهلحظهی آمدنت را به تماشا مینشینیم.
تو میآیی!
طبیعت بیجان و خسته را به نوازش دستانت سبز میآرایی!
رنگ بر رخسار دشت و دمن میپاشی!
به گرمی و روشنی، آفتاب را به آسمان میبخشی و لبخند و مهربانیت را نثار دلها میکنی!
بهارِمن!
تو میآیی و ما منتظریم تا با آمدنت،
سلام گرم ما را بر روح سبزت،
پذیرا باشی!
✍زهرا قدیمپور
#نیمه_شعبان
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف
🌱@ennilellah
37.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز میشود از شب گذشت و روشن شد؛
اگر تو طالع موعود من، ظهور کنی…
🎨منِاو
#نیمه_شعبان
#صبح_ظهور
#اَللّهُمَّ_عَجِّلْ_لِوَلیِّکَ_الفَرَجِ
🌱@ennilellah