eitaa logo
منِ‌او
56 دنبال‌کننده
1 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
37.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخر، قرار کل جهان می‌شود «نجف» آخر، شعار کل جهان می‌شود «علی» 🎨منِ‌او 🌱@ennilellah
36.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرز ما عشق است و هر جا اوست، آن‌جا خاک ماست... وَارْزُقْنا الشهادةَ فی سبیلک یا مولای... 🎨منِ‌او 🌱@ennilellah
از قناتْ‌ملک تا ملکوت در دامن فاطمه‌بانوی قنات‌ْملک، از تبار آفتاب، چشم به جهان گشود. خداوند لبخندی زد و صدای زندگی بر نبض طبیعت کوبید و در سراسر ایران بهار شد. در سادگی و بی‌آلایشیِ خانه‌ی حسن‌آقا قد کشید. ایمانی به تبلور نور و طراوت یقین و خلوصی به زلالی آب، بر آینه‌ی خدانمای ما تابید و بازتابش سراسر جهان را دربر گرفت. بزرگ‌مرد کوچکِ پدر، خود پدری شد برای تمام جهان اسلام که تا آخرین نفس‌های در اسارتِ خاکش، برای امنیت فرزندانش جان‌ها سوزاند و نگاه آرام و نافذش، تسکینی برای دل آن آقایی که فرمود: «او را عزیزِ جان‌ها بدارید.» در سایه‌ی وفاداری‌ وجودش، مالک‌اشتر شد برای علی و در ظلّ شجاعتش، “فرمانده‌ی بی‌سایه” برای دشمنانِ علی. از شجاعت و رشادتش همین بس که یزیدِ زمانه با شنیدن تنها نامِ این بزرگ‌مرد تاریخ، لرزه بر اندامش می‌افتاد و جرئتِ رویارویی با او را نداشت. و چنین شد که در خفقانِ زمستان سردی، در تاریک‌روشنِ شبِ زیارتی اباعبدالله‌الحسین(علیه السلام)، آن‌گاه که ما در بسترِ امنیتی که سردار برایمان گستردانده بود، آسوده خفته بودیم، دستی جداشده از بدن، بر شرمندگی خاکِ عراق افتاد. همان دستی که رئوفانه بر سر دختران سرزمینش می‌کشید؛ بسان نوازشی بود از جنس امنیت، تکیه‌گاهی پولادین و در عین صلابت، به لطافت آن شاخه‌گل میان ربنای نمازش که به جان پذیرفت و لبخند بر لبانِ آن دردانه‌ی شهید نشاند. خنجری که از پشت‌سر کشیده شد، ناجوانمردانه پروازِ آسمانی جوانمردِ ما را از راه دور بی فرود گذاشت و همان آسمانِ بی‌فرود، شد آزادیِ روح بلندپروازی که همواره شهید زیسته بود. سردار بی‌ریای ما قبل از نبردش رجزخوانی نکرد، اما تمام جهان رجزخوانِ رشادت‌های او شدند. و امّا فتنه‌های تو، ای یزید! با شعارِ آزادی، علیهِ آزادی و علیهِ آزادگی، از خشم و دردی آشناست… از فاطمه‌های عفیفه و رشیده و نجیبه و عقیله و غیوری که دامانشان مهد پرورش حاج‌قاسم‌هاست. و تو خوانده‌ای فردای فریادِ زنان سرزمینم را که زینب‌وار، الغوثِ حسینِ زمانشان را لبیک گفته‌اند؛ و خوانده‌ای که از قطره‌قطره‌ی وجودشان، حاج‌قاسم‌ها خواهند پروراند. و بدان که بی‌تردید می‌پرورانند سردارانِ جهان اسلام را؛ که از ازل تا ابدشان، از ملک تا ملکوتشان، فریادِ آزادی و آزادگی است؛ سردارانی که سراپای وجودشان را فدای آن لحظه‌ای می‌کنند که بر سنگ مزارشان بنویسند: «سربازِ آقا». آری! عَلَم اسلام در دستانِ زنان غیوری است که زندگی‌شان را آزادانه فدای آزادگانِ اسلام نابِ محمدی کرده‌اند و از دامانشان حاج‌قاسم‌ها به معراج می‌روند؛ معراجی که امامِ زمانمان، مهدیِ موعود را برایمان به ارمغان می‌ آورد! امروز، فرزندان همان زنان، گل‌های محمدی را با قطره‌قطره‌ی خونشان آبیاری کرده‌اند. و فردا، به قطع یقین، جمهوریِ گل‌های محمدی است! ✍ زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
فرزندانِ ایران عزیز ذات لاشخور این است که بوی خون که به مشامش برسد، بال‌هایش قوت می‌گیرد. چند مدتی است که شاهد پرواز لاشخور‌هایی در آسمان کشورمان هستیم که بیصبرانه منتظر فرصتی جهت بلعیدن ایران عزیزمان هستند. غافل از آنکه این خون‌های ریخته‌شده در کف کوچه و خیابان‌ها‌ی ایران، جنسش با هر خون دیگری فرق دارد؛ سرشار از غیرت است و ایمان و از جنس عشق به وطن که هر قطره‌اش که می‌ریزد، نه تنها نمی‌میراند بلکه زنده‌تر می‌کند، حیات می‌بخشد؛ با افتادن لاله‌ای، لاله‌زار‌ها می‌روید. حضرت آقا با اشاره به فتنه‌های اخیرِ لاشخورهای آسمان ایران فرمودند: «یکی از مهمترین امتیازات ما جوانهایمانند». و ویژگی‌های جوانان برجسته و پرافتخار و آینده‌ساز ایران را برشمردند و در مقابل از کسانی نام بردند که تخریبگرند و فرمودند: «شما هر کسی می‌خواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود می‌داند، نظام اسلامی هم تو را مردود می‌داند». (۱۹ دیماه۱۴۰۴) و نیز درباره‌ی عوامل فتنه‌ و این‌هایی که در صحنه بودند، فرمودند: «اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان می‌گویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها». «دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ نوجوان خامی است که با او حرف می‌زنند، تحت تأثیر قرارش می‌دهند، هیجان برایش به وجود می‌آورند؛ جوانها هم هیجانی‌اند، نوجوانها هیجانی‌اند، می‌آیند وارد میدان می‌شوند، کارهایی می‌کنند که نباید بکنند، شیطنت‌هایی می‌کنند که نباید بکنند. اینها پیاده‌نظامند؛ مأموریّتشان این است که بروند به یک جایی حمله کنند». «همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگیِ آن عناصر خبیث و آموزش‌دیده، کارهای بدی کردند، جنایتهای بزرگی انجام دادند». (۲۷دیماه۱۴۰۴) حال سوال پیش می‌آید چه فرقی میان آن گروه جوانان افتخار‌آفرین و آینده‌ساز ایران با جوانان تخریب‌گر که ملت و نظام اسلامی آن‌ها را مردود می‌داند، وجود دارد؟ حضرت امام(ره) نابسامانی‌ها، مشکلات تربیتی جامعه، ریشه اکثر بزهکاری‌ها و آسیب‌ها و مفاسد اجتماعی را به جدا شدن فرزند از مادر و پیدایش عقده‌های ناشی از آن نسبت می‌دهند. از دیدگاه امام خمینی(ره)، زن نه فقط با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلکه با حضور در روان و ذهن مردان و فرزندان در خانواده و در نهایت با حضور در روحیات جامعه، مسیر اصلی جامعه و تکامل انسانی را تعیین می‌کند. بنابراین، زنان در هر جامعه‌ای تعیین کننده‌ی مسیر حرکت آن جامعه‌اند. (صحیفه امام، ج۹، ص۲۹۳،۲۹۴) حال که با شروع ماه پرفضیلت و سرشار از معنویت شعبان، قدم در ترم جدید تحصیلی گذاشته‌ایم، با یاد آوری این مهم که «ایمان و علم» نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان مهم‌ترین سلاح‌های نرم در راستای رسیدن به هدف مهمِ تمدن‌سازی است، باید با در نظر گرفتن این موضوع که «تربیت»، فرایندی زمان‌بر است، رسالت مهم زمانه‌ی‌خویش را در جهت آگاه‌سازی و همراه کردن مادران با فرزندان‌ خویش و نیز همسو کردن دل‌های فرزندان ایرانِ عزیز و متوجه ساختن آنان به سمت تعالی، بیش از پیش، به پیش بَریم. باشد که تمام فرزندان ایران در مقابل فتنه‌ها و نیرنگ‌های شیطان بزرگ، سربلند بیرون آیند. ✍️زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
دل‌آرامِ جهان آرام‌آرام صدای زندگی به نبض طبیعت می‌کوبد... تولدی دوباره! از خود عبور می‌کنیم... گریه را معنای لبخند می‌بخشیم و لحظه‌لحظه‌ی آمدنت را به تماشا می‌نشینیم. تو می‌آیی! طبیعت بی‌جان و خسته را به نوازش دستانت سبز می‌آرایی! رنگ بر رخسار دشت و دمن می‌پاشی! به گرمی و روشنی، آفتاب را به آسمان می‌بخشی و لبخند و مهربانیت را نثار دل‌ها می‌کنی! بهارِمن! تو می‌آیی و ما منتظریم تا با آمدنت، سلام گرم ما را بر روح سبزت، پذیرا باشی! ✍زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
37.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز می‌شود از شب گذشت و روشن شد؛ اگر تو طالع موعود من، ظهور کنی… 🎨منِ‌او 🌱@ennilellah
نَبِّهْنی... آسمان آغوش گشوده است و می‌بارد به مهر، به رحمت؛ طبق‌طبق نور بر سقف خانه‌ها‌ می‌ریزد. ندایی در عرش پیچیده: یا عبدی! أین أنت؟ فهل تسمع‌ النداء؟ من همانم که هرگز تو را فراموش نکردم، حتی آن زمان که تو از من روی گرداندی. در هیاهوی دنیا گم شده‌ای یا در سکوت شب پنهان گشته‌ای؟ بازگرد... بازگرد که دلم به آمدنت روشن است. یک قدم از تو، هزارِ آن از من. بابُ رحمتي مفتوحٌ لك... بخوان مرا که اجابتت کنم... الهی! «یَا أَمَلِی وَ بُغْیَتِی وَ یَا سُؤْلِی وَ مُنْیَتِی فَوَعِزَّتِکَ مَا أَجِدُ لِذُنُوبِی سِوَاکَ غَافِرا» اى آرزویم و مرادم و خواسته‌‌ام و امیدم! به عزّتت سوگند براى گناهانم آمرزنده‌‌اى جز تو نمى‌یابم... «وَ لا أَرَى لِکَسْرِی غَیْرَکَ جَابِرا» براى دل‌شکستگى‌ام جبران‌ کننده‌‌اى جز تو نمى‌‌بینم... «إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً إِلَى عَفْوِکَ» [مناجات تائبین] نَبِّهْنِي… ای بیدارکننده‌ی دل‌های خفته! بیدار کن مرا... از خوابی که نامش عادت است، و از سکونی که نامش غفلت، و از روزمرگی‌ای که چون غباری بر آینه‌ی جانم نشسته است. نَبِّهْني... پیش از آن‌که فرصت بگذرد و من، تماشاگر رفتنش باشم. ای روشنای پنهان در همه‌چیز! بتابان نور حضورت را بر خوابِ تاریکم؛ آن هنگامی که دلم به سایه‌ها دل بست، و مادامی که چشمم در پی نوری غیر تو دوید، و در آن دم که حقیقت را دانستم و زیستنش را به فردا سپردم. ای بیدارگرِ جانم! تلنگری از تو کافی‌ست تا هزار پرده فرو افتد، و یک نگاه از تو بس است تا خواب‌های سنگین سالیانم بشکند. نَبِّهْني... پیش از آن‌که صبحِ اجل بدمد و من هنوز در شامِ نفْس، سرگردان باشم. نَبِّهْني... از منی که میان من و تو ایستاده است. بتاب... نور بی‌همتایم! بر تاریکی شب‌هایم بتاب... ✍زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
قَرِّبْنی... بزرگترین سعادت برای هر عاشقی، جلب رضایت معشوق است و به همین دلیل روزه‌دار مؤمن و عاشق خدا، دل در طلب همین خشنودی دارد و با تمام جان زمزمه می‌کند: «اللَّهُمَّ قَرّبْنی فیهِ إلی مَرْضاتِکَ» اگر می‌خواهی بدانی خدا از تو راضی است، بنگر که آیا تو خود از خدا راضی هستی یا نه. چنان‌که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «نشانه‌ی رضایت خداوند از بنده، رضایت بنده به تمام مقدرات خداوند است». (غررالحکم، ص۱۰۴) پس رضایت، همسویی درونی با مشیّت الهی است، چه در طلب حاجت و چه در ابتلای به درد؛ یعنی انسانی که به خدا اعتماد کامل دارد، اگر خواسته‌ای به درگاه الهی برد و برآورده نشد، دلش نلرزد و محبتش کم نشود؛ اگر جام بلایی دستش دادند، بسان آبی زلال و گوارا آن را بنوشد و از دل و جان خشنود باشد از آنچه خداوند برای او رقم زده است؛ یعنی هستی خویش و جان خویش را در قتلگاه جا گذاشته باشد و از عمق وجود ندای «ما‌ رأیتُ إلّا جمیلا» سر دهد! پس «مقام رضا» جایگاهی است که در آن اراده‌ی فردی در اراده‌ی الهی مستهلک می‌شود؛ از علم‌الیقین به عین‌الیقین می‌رسد؛ دیگر کشاکشِ خواستن و نخواستن نیست؛ اراده‌ی فردی، چون قطر‌ه‌ای آرام، در دریای اراده‌ی الهی فرو می‌رود؛ دریا می‌شود. این رضایت به معنای پذیرش انفعالی نیست که نافی تلاش و اراده انسانی باشد، بلکه کنشی فعال است که انسان عابد عاشق، با دلی آرام و مطمئن، گام در مسیر پر پیچ و خم ابتلائات نهاده و نتیجه را هر چه باشد، با اعتماد به حکمت الهی می‌پذیرد و سپاسگزار پیشامد‌هاست. «یا اَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی اِلی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی» (سوره فجر/ آیه ۳۰_۲۷) گر چه راهیست پر از بیم، ز ما تا برِ دوست رفتن آسان بُوَد اَر واقف منزل باشی (حافظ) ✍زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
تَمْویه از آن‌جا که «حق» در منطق تاریخ و سنت‌های الهی همواره پیروز و ماندگار است و موتور پیشران جوامع در مسیر رشد، عدالت و دستیابی به اهداف متعالی به شمار می‌آید، هر حرکت اجتماعی مبتنی بر حقیقت و خلوص، ظرفیت پیشرفت پایدار و کامیابی نهایی را در خود دارد. با این حال، از آن رو که غلبه‌ی حق، ساختارهای مبتنی بر باطل را به چالش می‌کشد، جریان‌های معارض، برای جلوگیری از پیروزی جبهه‌ی حق به پا می‌خیزند. یکی از مهم‌ترین ابزارهای این تقابل، «تمویه» است؛ یعنی پوشاندن باطل در پوشش حق که می‌توان آن را یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌های معرفتی و اخلاقی در حیات اجتماعی دانست، زیرا با بهره‌گیری از زبان عاطفی، گزینش هدفمند اطلاعات، حذف زمینه‌های تبیینی و برجسته‌سازی عناصر حاشیه‌ای، افکار عمومی را به‌سوی اهداف خاص سوق می‌دهد. هنگامی که حقیقت با آرایش‌های زبانی، رسانه‌ای یا ایدئولوژیک دگرگون جلوه داده شود، قدرت تشخیص در سطح فردی و جمعی به‌ تدریج مختل شده و مسیر حرکت جامعه به انحراف کشیده می‌شود. پس نخستین پیامد تمویه، اختلال در نظام شناختی جامعه است. قرآن کریم نیز به این آمیختگی هشدار داده است: «وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» (سوره‌بقره، آیه ۴۲) دلالت این آیه آن است که خطر اصلی، صرفا انکار صریح حقیقت نیست، بلکه در هم آمیختن آن با باطل و عرضه‌ی تحریف شده‌ی آن است. در پس پرده‌ی تمویه، دشمن، ممکن است گزاره‌ای درست را بپذیرد، اما با افزودن تحلیل‌های جهت‌دار یا حذف زمینه‌های اساسی، نتیجه‌ای باطل از آن بگیرد؛ با تولید پرسش‌های ظاهراً منطقی اما فاقد بنیان استوار، مرز میان یقین و تردید را مخدوش کند و باطل را در قالب ارزش‌هایی همچون آزادی، پیشرفت یا عدالت، عرضه کند، در حالی که محتوای آن با این عناوین سازگار نیست. در چنین فضایی، انحراف، چهره‌ای موجه پیدا می‌کند. جامعه به‌جای ایستادگی در برابر باطل، به تدریج آن را می‌پذیرد و در پی آن، تغییر جهت فرهنگ‌ها و نابودی ارزش‌ها‌ی‌ بنیادین، رخ می‌دهد. مقابله با این روند، در گرو تقویت بصیرت، التزام به صداقت و شفافیت، ارتقای سواد رسانه‌ای، پایبندی به معیارهای روشن حقیقت و پرهیز از پذیرش بی‌تأمل گزاره‌هایی است که ظاهر حق دارند اما در بطن خود حامل تحریف‌اند. ✍ زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah
بَاعِدْنِی... بار الهی! پناهم ده از دانشی که مرا به تو نزدیک نکند. و مگذار دیده‌ام روشنی را بنگرد، اما بصیرتم در حجاب بماند. عزیز مهربانم! دور کن مرا از آن لحظه‌ای که چراغ در دست دارم، اما راه به بیراهه می‌روم... ✍️زهرا قدیم‌پور 🌱@ennilellah