🔸 باید به خودمون سخت بگیریم یا با خودمون همدل باشیم؟
🔹احتمالاً بارها شنیدید که "باید منضبط باشید و سختگیر" و از اونطرف هم شنیدید که "با خودتون مهربون باشید و شفقت داشته باشید". اما بالاخره کدومش درسته؟
🔸واقعیت اینه که هیچکدوم بهتنهایی کامل نیست. اگر فقط به خودمون سخت بگیریم، ممکنه دچار اضطراب بشیم، از اشتباهاتمون بترسیم و ارزش خودمون رو فقط به عملکردمون گره بزنیم.
🔹اما اگه هیچ نظمی برای خودمون نذاریم و فقط با خودمون نرم برخورد کنیم، احتمال داره درجا بزنیم، پیشرفت نکنیم و بیانگیزه بشیم.
🔸جایی که رشد واقعی اتفاق میافته، بین این دوتاست. اونجایی که تلاش میکنیم، منضبط هستیم، اما در عین حال، خودمون رو بابت اشتباهاتمون میبخشیم و با خودمون مهربونیم و خودمون رو درک میکنیم.
https://eitaa.com/entekhabiino
🦏 شیوه پرواز کردن کرگدنهای شهری!
✍️ احسان محمدی
🦏 برای اینکه یک #کرگدن پرواز کند فقط یک راه وجود دارد، اینکه بیهوشش کنند و با هلیکوپتر او را ببرند دل آسمان. هیچ راه دیگری نیست، هر چقدر برود کتاب «کرگدنها هم میتوانند پرواز کنند» بخواند، سمینار انگیزشی شرکت کند، چشمهایش را ببندد و رویا ببافد و امیدوار باشد که «هرچی تصور کنی برات رخ میده!» و … هیچ فایدهای ندارد.
هر کرگدنِ خیالبافی بالاخره باید یک روز با این واقعیت کنار بیاید که نمیتواند پرواز کند.
🦏 این واقعیت در مورد آدمیزاد که نوعی کرگدن شهری است هم وجود دارد. با همه ارادتی که به تلاش، سختکوشی، قدرت ذهن، امید و … دارم اما الان در این سن و سال معتقدم که آدم هر چقدر زودتر با حقایقی که چون انتهای خیارهای قدیمی تلخ هستند کنار بیاید، زودتر میتواند حالش خوب شود! اینکه باور کنیم:
🦏 هر چقدر دلمان بخواهد بعضی از آدمها توی زندگی سهم ما نمیشوند!
🦏 هر چقدر تلاش کنیم به بعضی موقعیتهای کاری نمیرسیم!
🦏 هر چقدر جان بکنیم صاحب یکسری از امکانات در زندگی نمیشویم! و …
🦏 این نوشته در انکار تلاش نیست، در پذیرش بعضی از واقعیتهاست که در عصر جدید، نان آدمهایی در آن است که بگویند اگر این دوره را شرکت کنی، اگر این اپلیکیشن را نصب کنی، اگر این مدرک را بگیری و … «به هر چی که میخوای میرسی!» نه! نمیشود، کرگدنها پرواز نمیکنند.
🦏 من عمری دویدهام و تقلا کردهام. زندگی لذتهایی به من داده که حتی فکرش را نمیکردم و البته رنجهایی که ابداً تصورش را نمیکردم! برای همین در عین حالی که رویاهای شخصیام را دنبال میکنم در تلاش هستم که واقعیتها را بپذیرم که گاهی با هزار تلاش و دعا نمیشود و گاهی هم وقتی اصلاً فکرش را نمیکنی خدا/کائنات/ آفرینش یا هر چیزی که فکر میکنید آدم را ناغافل بغل میکند، سفت به سینهاش میچسباند، گونهاش را میبوسد و حتی در مواردی عین «شراره» موهاشو عروسکی شانه میکند! 👧
🦏 خلاصه اینکه آدم عاقل گول آن گاهی «شدن» را نباید بخورد، اتفاقاً زندگی واقعی پر است از شکست، رنج، ناکامی، زیرآبزنی، ناجوانمردی، قدرنشناسی و …
آدم خوب است با بعضی واقعیتها کنار بیاید، اینطور شاید مقداری رنگینکمان از زندگی کم بشود اما راحتتر ادامه میدهد!
🦏 با این همه برای رویاهایتان تلاش کنید، اگر رسیدید به آرزویتان رسیدهاید اگر هم نرسیدید پیش خودتان شرمنده نیستید که کاش آن زمان برایش میجنگیدم اما … اما یک جایی را ته وجودتان برای «نمیشود» هم کنار بگذارید، اینطور وقتی «نشد» دردش کمتر است!
https://eitaa.com/entekhabiino
سلامت پایدار ، زندگی پایدار
ویژه آموزش های کلینیک سلامت پایدار
https://eitaa.com/honarezendegiforyou
☘️اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه ای باش
ولی بهترین بوته ای باش
که در کناره راه می روید
☘️اگر نمی توانی درخت باشی بوته باش
☘️اگر نمی توانی بوته ای باشی
علف کوچکی باش
و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن
☘️اگر نمی توانی نهنگ باشی
فقط یک ماهی کوچک باش
ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!
همه ما را که ناخدا نمی کنند
ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ما کاری هست
کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر
و آنچه که وظیفه ماست
چندان دور از دسترس نیست
☘️اگر نمی توانی شاهراه باشی کوره راه باش.!!!
☘️اگر نمی توانی خورشید باشی ستاره باش..!!!
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند
👈هر آنچه که هستی بهترینش باش...!
شاید فردا نباشیم!
❌اگه دیدی هرچی میدوی به هیچ جا نمیرسی به این کلام مولانا دقت کن: 👇
#مولانا گفت:
در ایندنیا، اگر همهچیز را فراموش کنی، باکی نیست. تنها یکچیز را نباید از یاد برد. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن را به انجام نرسانی، هیچکاری نکردهای! از آدمی کاری بر میآید که آنکار نه از آسمان برمیآید و نه از زمین و نه از کوهها!
اما تو میگویی کارهای زیادی از من برمیآید.
این حرف تو به این میماند که شمشیر گرانبهای شاهانهای را ساطور گوشت کنی و بگویی آن شمشیر را بیکار نگذاشتهام؛ یا اینکه در دیگی زرین، شلغم بار کنی؛ یا کارد جواهرنشانی را به دیوار فرو ببری و کدوی شکستهای را به آن آویزان کنی.
ای نادان اینکار از میخی چوبین نیز بر میآید! خود را اینقدر ارزان مفروش که بسیار گرانبهایی. بهانه میآوری که من با انجام دادن کارهای سودمند روزگار میگذرانم؛ دانش میآموزم، فلسفه، فقه، منطق، ستارهشناسی و علم طب میخوانم؛ اما اینها همه برای تو است و تو برای آنها نیستی. تو نمیدانی که چه شگفتیها و چه جهانهای بیکرانی در تو موج میزند!
https://eitaa.com/entekhabiino
#کارگاه داریم چه کارگاهی😍
مختص انتخاب رشته کنکور سراسری
حتما ثبت نام کن و اگه سوالی داری بپرس✨
@moshavere_atu
شهریار، کلینیک سلامت پایدار
دفترچه تجربی.pdf
حجم:
21.8M
📌دفترچه راهنمای انتخاب رشته گروه آزمایشی تجربی
👈رزرو نوبت مشاوره حضوری و غیرحضوری:
@moshavere_atu
دفترچه انسانی.pdf
حجم:
17.2M
📌دفترچه راهنمای انتخاب رشته گروه آزمایشی انسانی
👈رزرو نوبت مشاوره حضوری و غیرحضوری:
@moshavere_atu
دفترچه ریاضی.pdf
حجم:
18.7M
📌دفترچه راهنمای انتخاب رشته گروه آزمایشی ریاضی
👈رزرو نوبت مشاوره حضوری و غیرحضوری:
@moshavere_atu
دفترچه هنر.pdf
حجم:
15.2M
📌دفترچه راهنمای انتخاب رشته گروه آزمایشی هنر
👈رزرو نوبت مشاوره حضوری و غیرحضوری:
@moshavere_atu
دفترچه زبان.pdf
حجم:
15M
📌دفترچه راهنمای انتخاب رشته گروه آزمایشی زبان
@moshavere_atu
کنکور؛ یک آزمون یا یک زندان جمعی؟
شاید بهترین آرزو برای هر انسانی این باشد که پیش از رسیدن به هر موفقیتی، ظرفیت پذیرش آن را هم پیدا کند. امروز ویدیویی دیدم از نفر اول کنکور تجربی که همزمان برای چندین مؤسسه آموزشی بزرگ تبلیغ میکرد. همزمان.
اما چیزی که در پسِ این تصویر پنهان میماند، ساختاری بیمار است. بسیاری از رتبههای برتر خیلی زود خود را از جمعیتی که در همان شرایط بودهاند جدا میکنند و فراموش میکنند که بخشی از چرخهی معیوب همین مؤسسات آموزشیاند. مؤسساتی که بهجای آموزش واقعی، نوجوانان را غرق در رقابت میکنند و به آنها القا میکنند: «تو موفق شدی چون ما بودیم.» نتیجه؟ جوانی که شاید به رتبهای هم رسیده باشد، اعتمادبهنفس اصیل خود را از دست میدهد. موسساتی که یکی از دلایل اصلاح نشدن سیستم آموزشی هستند. موسساتی که اکثرا تفاوت های فردی داوطلبان را نادیده میگیرند.
فراموش میکنیم که خیلیها به خاطر همین سیستم، مهاجرت میکنند تا در خارج از کشور چیزی را بخوانند که واقعاً دوست دارند و لایقش هستند.
فراموش میکنیم که بیشترِ پذیرفتهشدگان دانشگاهها از دهکهای بالاتر اقتصادی یا از میان کسانی با تواناییهای شناختی ویژهاند. فراموش میکنیم که بیش از ۲۰ نوع سهمیه مسیر رقابت را برای بسیاری مسدود کرده است. فراموش میکنیم که هزاران جوان، بهترین سالهای زندگیشان را در دالان تاریک کنکور میگذرانند و بهای آن را با افسردگی تا میانسالی میپردازند. فراموش میکنیم که برای پسران، سربازی اجباری نیز به مانعی دیگر بدل میشود. و از همه مهمتر، فراموش میکنیم که کنکور در ذات خود نه یک «ارزیابی علمی»، که ابزاری برای آموزش درماندگی آموختهشده به یک نسل است.
تصور کنید: در کشوری که بسیاری از خانوادهها توان پرداخت هزینههای سنگین کلاسها و آزمونهای آزمایشی را ندارند، چطور فرزندانشان باید امید واقعی به موفقیت داشته باشند؟ کافی است کسی نتواند در این رقابت مالی وارد شود؛ نهتنها فرصت یادگیریاش را از دست میدهد، بلکه در حسرتی فرساینده میسوزد. تبلیغ رتبههای برتر، مثل این است که جلوی جمعیتی گرسنه از مزهی مرغ بریانیِ در دستت تعریف کنی.بزرگترین آسیبی که این تبلیغات ایجاد میکنند، حسرت و سرخوردگی است. برای کسی که تازه کنکور داده و از نتیجهاش راضی نیست، این پیامها امید واهی میسازند. او فکر میکند اگر دوباره یک سال دیگر از عمرش را بگذارد، حتما رتبهی بهتری میگیرد؛ در حالی که واقعیت این است که بسیاری از بچهها تمام توانشان در حد همان رتبهای است که آوردهاند. این امید الکی باعث میشود برخی دوباره پشت کنکور بمانند و حتی نتیجهی ضعیفتری بگیرند. از طرف دیگر، آنهایی که توان یا شرایط یک سال پشت کنکور ماندن را ندارند، پر از حسرت میشوند؛ حسرتی که میتواند تا سالها با آنها بماند.
نمایش پررنگ رتبههای برتر در رسانهها نیز زخمی دیگر است. نوجوانی که یکباره به قهرمان ملی تبدیل میشود، زیر ذرهبین جامعه قرار میگیرد؛ و چنین توجهی در آن سن کم، آیندهی روانی او را بهشدت تهدید میکند. همسنوسالهایش هم دچار توهم عقبماندگی میشوند و وارد مسابقهای میشوند که از اساس اشتباه طراحی شده است. خانوادهها نیز بهجای اعتراض به این نظام بیمار، خودشان را در مسیر فرسایشی کنکور قربانی میکنند، شاید به امید آنکه روزی نام فرزندشان هم از تلویزیون شنیده شود.
اما بیاییم کمی صادق باشیم: در بسیاری از کشورهای پیشرفته، کنکور تنها یک آزمون در کنار دیگر آزمونهای زندگی است. شما میخوانید، امتحان میدهید و بر اساس رتبه، وارد دانشگاه میشوید؛ همین. نه رسانهای شما را قهرمان میکند، نه خانوادهای هستیاش را میفروشد. معیارها هم صرفاً یک عدد رتبه نیستند؛ بلکه ترکیبیاند از نمرات دبیرستان، آزمونهای استاندارد چندباره مثل SAT یا ACT، توصیهنامهها، فعالیتهای فوقبرنامه و حتی مقالهی شخصی.
در ایران اما، نتیجه اغلب این است: کسانی وارد حساسترین رشتهها میشوند که الزاما هیچ تناسب شخصیتی با آن ندارند. مثلا پزشکی؛ رشتهای که اولین شرط آن صداقت و شخصیت انسانی است، نه توانایی تستزنی. با این سیستم، هم فرد نابود میشود، هم جامعهای که قرار است روزی زیر تیغ جراحی یا نسخهی او زندگی کند.
شاید این نقد از بیرون شبیه به حسادت به رتبههای برتر باشد، اما حتی اگر چنین باشد، دستکم «والایش» یافته است؛ یعنی به جای فروخوردن، به صورت تحلیلی بیان شده.
در نهایت، باید بپذیریم که کنکور در ایران نه یک آزمون علمی، که بازتولیدکنندهی نابرابری، افسردگی و درماندگی است. و تا زمانی که این ساختار تغییر نکند، هر سال نسل تازهای از جوانان، آیندهشان را پای بازیای خواهند گذاشت که از همان ابتدا، قاعدههایش بیمار است.
"آموزش یا ابزاری است برای رهایی، یا ابزاری برای سلطه."
✍ میرحسین نواده
@entekhabiino