گوشه ای دنج وتو،یک جامِ مِی وقدری گناه
از خدا چیزِ زیادی را مگر می خواستم؟
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
مرغ باغ ملکوتم، نیام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم
- مولانا
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
انزوا
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم که هر چه زهر به خود می دهم نمیمیرم ..💔 ..ادامه دارد.. 「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
من و تو، آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
..ادامه دارد..
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
مثل دستی که به داغی سماور بخورد ؛
لحظهای یاد تو اُفتادم و بَد سوخت دلم .
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
انزوا
من و تو، آتش و اشکیم در دل یک شمع به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم ..ادامه دارد.. 「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
به دام زلف بلندت دچار و سرگرمم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
گر اغیار توانِ رام کردنش را دارند، مفت چنگشان!
ما بر سر قلبی چنین بی حصار و چَشمی چنین لغزان، رغیب کسی نمیشویم!
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」