انزوا
عاشق شدن پسرای مذهبی اینجوریه که: سجاده نشین با وقاری بودم؛ ای بر پدر کرشمه هایت صلوات :))) 「 𝐄𝐍𝐙
همهی قافیه ها تابع زلفش بودند؛
چادرش را که بر سر کرد،غزلم ریخت به هم :))
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
ای که رویَت چو گُل و زلفِ تو چون شِمشاد است
جانَم آن لحظه که غمگین تو باشم شاد است
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」