انزوا
به دام زلف بلندت دچار و سرگرمم مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم 「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
فاضل نظری..
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
عاشق شدن پسرای مذهبی اینجوریه که:
سجاده نشین با وقاری بودم؛
ای بر پدر کرشمه هایت صلوات :)))
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
انزوا
عاشق شدن پسرای مذهبی اینجوریه که: سجاده نشین با وقاری بودم؛ ای بر پدر کرشمه هایت صلوات :))) 「 𝐄𝐍𝐙
همهی قافیه ها تابع زلفش بودند؛
چادرش را که بر سر کرد،غزلم ریخت به هم :))
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
ای که رویَت چو گُل و زلفِ تو چون شِمشاد است
جانَم آن لحظه که غمگین تو باشم شاد است
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」