مجله اقلیـــــــــما
🔻زن و خلق زندگی در میانۀ کویر و جنگل!
زن چطور با «ارادۀ معطوف به سرنوشت» «داستان زندگی» را میآفریند؟
مهدی تکلو، مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
انقلاب اسلامی را میتوان «انقلاب زندگی» نامید؛ به این معنا که اصلیترین کانونی که با انقلاب اسلامی منقلب شد، معنا و صورت مقولهای به نام زندگی بود. انقلاب اسلامی مدعی طرحی جدید از زندگی بود که نهتنها با کلانالگوهای مسبوق به سابقه تمایز داشت، بلکه میشد به اتکای آن به نقد الگوهای دیگر از زندگی رفت و یا اساساً آنها را «نازندگی» تلقی کرد.
همانگونه که این پایگاه معرفتی، تصویری دیگر از متافیزیک زندگی و طرحی جدید برای تحقق زندگی جمعی پیش کشید، از سوی دیگر و بهطرز جالبی، درک خاصی را از رابطۀ زن و مرد روی میز گذاشت که میشود با مطالعه و تقریر هر کدام از این دو موضوع، به نسبت مطابق و همپوشانی میان امر زنانه و حاق معنای زندگی رسید. در این زمینه ادعای این نوشتار کوتاه، این است که جنس زن و انسان مؤنث کانون حیات و برسازنده زندگی است. جایی که زن اراده میورزد، زندگی رخ میدهد. در یک صورتبندی زوجیتمند، جنس مؤنث در وضعیت متعالی خالق زندگی و جنس مذکر در وضعیت متعالی حافظ زندگی است. به عبارت دیگر، زندگی بهمعنایی که در ذیل میآید، بیش و پیش از آنکه مردانه باشد، زنانه است.
خوانش متمایز انقلاب اسلامی در مورد زندگی ناشی از نسبت خاصی بود که در این الهیات میان «دنیا و آخرت» یا «زمین و آسمان» برقرار میکرد. به تعبیر آیتالله خامنهای جوهرۀ اصلی اندیشه و مکتب امام(ره) تلفیق دین و دنیا بود. حلول دین در ساحت دنیایی انسان، دوگانۀ قدیمی و متضاد زمین یا آسمان را به چالش میکشید اما در این صورت تلفیقی و ترکیبی، دین از اعلا درجۀ آسمان خودش را تا نازلترین جنبههای ملکی و خاکی میکشاند و به آن رنگ دیگری میزند و بیآنکه خود بهمثابه امر قدسی، از آسمان تهی و اینجایی و خاکی شود، آسمان و زمین را به هم میدوزد.
➕مطالعۀ متن کامل :(https://eqlimamag.ir/asasemellat/)
📝 فصلنامه اقلیما | #ویژه_نامه
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔸 با توجه به اتمام موجودی شمارههای سابق به اطلاع میرساند، نسخۀ الکترونیک فصلنامه اقلیما به صورت کامل در کتابخوان طاقچه منتشر شده است.
شماره صفر:
https://taaghche.com/book/191290
شماره 1 و 2:
https://taaghche.com/book/202323
شماره 3 و 4:
https://taaghche.com/book/240690
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻حیات در برابر هیبت
کدام زن میتواند زندگیِ جنگ بیافریند؟
زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
«زندگیِ جنگ»، مفهومی است که ما در این جنگ دوازده روزه بهعنوان نسخۀ شفا و کلید پیروزی در یک نبرد وجودی، دال مرکزی گفتار و ادبیاتپردازی خود قرار دادیم؛ دلیل تأکید بر چنین ادبیاتی آن است که شیوۀ زندگی، بازتاب کلی و واقعی وجود ما در دنیاست. پس اگر بتوانیم صورتی جمعی از زیستن بیافرینیم که در آن، جنگ با ظالم به جزئیات زندگی گره خورده باشد، «نحوۀ وجود» خود را در مقیاس وسیع و در قلب نزاعی که ذاتاً اجتماعی و تاریخی است، در برابر دشمن به میدان آوردهایم.
برای طرف مقابل، اصطلاح جنگ موجودیتی، دستاویزی است برای روا داشتن تحمیل جنگ به کشورهای منطقه و ارتکاب هر نوع جنایت و خشونتی در مواجهه با دشمنانش تا مطلقاً هیچ التزام به رحم و خویشتنداری از او توقع نکنیم. به همین منظور با تمام توان، زور سرنیزه و گلوله و هیبت نظامیاش را به رخ میکشد و به امکان بیرونیاش تکیه میکند. اما برای ما که برخلاف او پایههایی مشروع و مبتنی بر ارادۀ عمومی داریم، این جنگ فرصتی است که تنها با آوردن خویشتن حقیقیمان به میدان، پاسداشت شیوۀ بودنمان و نمایش اقتدار درونی ملت مغتنم شمرده میشود. یعنی ما میجنگیم تا از ارادۀ خود دفاع کنیم و مانع به بازی گرفتن سرنوشت دنیا توسط دشمن شویم. وقتی پای «جنگ ارادهها» درمیان باشد که هردو نیرو قصد دارند سرنوشت بشر را رقم بزنند و امکان همزیستیشان منتفی است، ناگزیر باید ظرفیتهای ارادهساز را دقیقتر بشناسیم و برای پیروزی روی آنها حساب باز کنیم؛ از همین رو، سخن گفتن از نیروی زنانۀ تاریخساز، برای ما کاری زینتی و فرعی نیست بلکه پاسخ به پرسش از «چگونه پیروز شدن» است.
به این معنا، وجه زنانۀ جنگ را چنان بسیط توضیح نمیدهیم که از حملۀ هوایی دشمن به حریم خانهها، زنانه بودن جنگ را نتیجه بگیریم و با تقلیل نقش زن به خانه و خانواده از او کم بخواهیم. حفظ آرامش فضای خانه، الزاماً آن چیزی نیست که احتیاجات جنگ به امر زنانه را برطرف کند. وقتی کلید پیروزی ملت ما در دست زنان و در گرو زنانگیورزیدن حقیقی آنهاست، مجبور نیستیم بهگونهای آنها را در حاشیۀ روایت جنگ جا بدهیم و روایت زنانه از جنگ را نمایش تداوم روزمرگیهای ناچیز به دست آنها فهم کنیم. اینکه همچنان نقشآفرینی زن را با قلمروی اختصاصی حضورش(خانه) توضیح میدهيم، ما را از شناخت هویت واقعی زن و نهایت کاری که او میتواند برای جامعه انجام بدهد، محروم میکند.
➕مطالعۀ متن کامل :
https://eqlimamag.ir/asasemellat/
📝 فصلنامه اقلیما | #ویژه_نامه
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻زندگی با انکار جنگ، «نازندگی» است!
تعلیق در زندگی، حاصل تضعیف امر زنانه
فاطمه بهرامی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
جامعه ایرانی پس از تجربه هشت سال دفاع مقدس و زندگی آمیخته با جنگ و جهاد، با روایاتی سیاستزدا از زندگی مواجه شد که گویی قصد داشت لکۀ سیاه جنگ را از حافظه و تجربه ملت ایران پاک و از این رهگذر، زندگی را به آنها هدیه کند. این تلاش باعث شد در فاصلۀ میان دفاع مقدس تا جنگ 12 روزه، دشمن از مقابل چشمان ما محو شود و جز خاطرهای غبارآلود و غمبار از او چیزی باقی نماند. حال آنکه واقعیت امر از حضور دمادم دشمن در زندگی ما حکایت میکرد. عدهای برای التیام آلام مردم از جنگ، رو به سوی قبلۀ نفی و انکار دشمن و جنگ سجده کردند و نتیجه، زخمهایی عمیقتر بر پیکر مردم بود. از آغاز جنگ با رژیم صهیونیستی، گفتمان زندگی با انکار جنگ کار خود را شروع کرد. گمان کردند با انکار جنگ و نادیدهگرفتن او میتوان به سادگی در خنکای سایۀ زندگی، ایمن و در آرامش روزگار بگذرانند. فکر کردند وقتی چسبها را به شکل خانه و درخت روی شیشهها میچسبانند تا بچهها در خانه نترسند، جنگ در مقابل این کمتوجهی آنها سپر میاندازد و زندگی سابق را به ما بازمیگرداند. اما حقیقت این است که هر اندازه جنگ، حامل زشتی و استکبار است، زندگی بینسبت با جنگ و انکار واقعیتهای موجود، مقام و شأن زندگی را به سطحی از زیست مادی و حیوانی تقلیل میدهد. هر زمان که از زندگی سخن میگوییم، آنچه حائز اهمیت است، معنایی از زندگی است که نزد ما حاضر است. زندگی به معنای رایج و معمول، پیوستاری از امور روزمره است. ما نام وضعیتی را که در آن فهرستی از کارهای حداقلی انجام میشود، زندگی میگذاریم؛ اما برای کسانی که در هوای اسلام تنفس میکنند، زندگی معنایی متفاوت دارد. زندگی برای آنکه زندگی باشد، نیاز به حرکت دارد و برای آنکه حرکت را در زندگی جاری کنیم، به چیزی بیشتر از تکرار روزمرگیها نیاز داریم. به چیزی که معنابخش باشد و قادر باشد که همان روزمرگیها را به خدمت معنایی متعالی دربیاورد. در وضعیت جنگ باید از زندگی حراست کرد اما نه آنگونه که به انکار جنگ بیانجامد و از زندگی جز وضعیتی حیوانی و سکولار باقی نگذارد.
➕مطالعۀ متن کامل :
https://eqlimamag.ir/asasemellat/
📝 فصلنامه اقلیما | #ویژه_نامه
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻جنگ، چهرۀ زنانه دارد!
کلیدواژۀ «صلح» چگونه نیروی سیاسی زن را هدر میدهد؟
سمیه عالمی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی
جنگ در روایتهای رسمی و کلاسیک، عموماً عرصهای مردانه تصویر شده است؛ جایی که سربازان، فرماندهان و استراتژیستها نقش اصلی را ایفا میکنند و زنان، اگر حضوری داشته باشند، بیشتر در مقام سوگواران، پرستاران یا قربانیان معرفی میشوند. عمدۀ تصویر زنان در روایتهای برآمده از جنگها، تأثر ناشی از جنگ است. گویا روایت مرسوم در پی خواستن و طلب ترحم بر زخمها و دردهای اوست تا در پی ارائۀ تصویر.
کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» نوشتۀ سوتلانا آلکسیویچِ بلاروسی برای اولینبار تلاش میکند زن این تمدن را از حاشیه به مرکز بیاورد. او صدای زنانی را ثبت میکند که در ارتش شوروی بهعنوان تکتیرانداز، خلبان، پرستار یا سرباز شرکت داشتند و با همین دلیل جایزه نوبل ادبی را کسب میکند؛ اما این زنان همچنان با زبان بدن، رنج و روزمرگی، جنگ را روایت میکنند و باز در تجربۀ گرسنگی، مرگ عزیزان، ترس و حتی خشونت جنسی باقی میماند. زن از پیرامون به مرکز و میدانِ جنگ کشانده شده اما روایت هنوز همان است که بود.
گویا تصویر زنِ سوگوار یا رنجکشیده و برآمده از الهیات رنج مسیحی، بیشتر به دردِ به صلح کشاندن انسان برآمده از آن میآید، در واقع به کار جنگافروزان تا به کار آسیبدیدگان از این حمله. روایت رنج و در نتیجۀ آن پیشنهاد صلح برای تمام شدن این رنج یک راهبرد برای مدیریت صحنۀ جنگ است. با همین راهبرد تمدن غرب در دهههای اخیر، از طریق نشستهای جهانی و جنبشهای فمینیستی، زن را به «ابزار صلح» تقلیل داد. آنها به بهانۀ اینکه باز کردن پای زنان به خطوط مقدم جنگ، اسباب کنترل و کاهش جنگ و تجاوز و غنیمت قرارگرفتن اوست، زن را در مقام برابر مردان تا خط مقدم جنگ پیش کشیدند؛ بلکه آن جایگاه پیرامونی زن را در این سازۀ تمدنی به نقشی مرکزی ارتقا دهند. هرچند این رویکرد در ظاهر بر صلحطلبی تأکید میکند، اما عملاً زن را از ظرفیتهای واقعیاش تهی کرده و او را در موقعیت انفعال قرار میدهد یا پیش برود و رنج را روایت کند یا در خانه بماند و مردان و پسرانش را از جنگ بیرون بکشد. این الگو بیش از آنکه به سود ملتهای مظلوم باشد، ابزار قدرتهای سلطهگر برای تثبیت موقعیت خود است. با همۀ اینها نهتنها میزان خشونت در جنگها کاهش نیافت؛ بلکه گاهی خود زن علیرغم ودیعههایی که خداوند در نهاد او برای حفظ نسل بشر قرار داده بود، استحاله و تبدیل به فرماندۀ کشتار شد. آنسانگسوچی، رهبر میانمار و ملکه الیزابت مصادیق آن هستند.
➕مطالعۀ متن کامل :
https://eqlimamag.ir/asasemellat/
📝 فصلنامه اقلیما | #ویژه_نامه
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag