eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
668 دنبال‌کننده
441 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
مجله اقلیـــــــــما
🔻زن و خلق زندگی در میانۀ کویر و جنگل! زن چطور با «ارادۀ معطوف به سرنوشت» «داستان زندگی» را می‌آفریند؟ مهدی تکلو، مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه انقلاب اسلامی را می‌توان «انقلاب زندگی» نامید؛ به این معنا که اصلی‌ترین کانونی که با انقلاب اسلامی منقلب شد، معنا و صورت مقوله‌ای به نام زندگی بود. انقلاب اسلامی مدعی طرحی جدید از زندگی بود که نه‌تنها با کلان‌الگوهای مسبوق به سابقه تمایز داشت، بلکه می‌شد به اتکای آن به نقد الگوهای دیگر از زندگی رفت و یا اساساً آن‌ها را «نازندگی» تلقی کرد. همان‌گونه که این پایگاه معرفتی، تصویری دیگر از متافیزیک زندگی و طرحی جدید برای تحقق زندگی جمعی پیش کشید، از سوی دیگر و به‌طرز جالبی، درک خاصی را از رابطۀ زن و مرد روی میز گذاشت که می‌شود با مطالعه و تقریر هر کدام از این دو موضوع، به نسبت مطابق و هم‌پوشانی میان امر زنانه و حاق معنای زندگی رسید. در این زمینه ادعای این نوشتار کوتاه، این است که جنس زن و انسان مؤنث کانون حیات و برسازنده زندگی است. جایی که زن اراده می‌ورزد، زندگی رخ می‌دهد. در یک صورت‌بندی زوجیت‌مند، جنس مؤنث در وضعیت متعالی خالق زندگی و جنس مذکر در وضعیت متعالی حافظ زندگی است. به عبارت دیگر، زندگی به‌معنایی که در ذیل می‌آید، بیش و پیش از آنکه مردانه باشد، زنانه است. خوانش متمایز انقلاب اسلامی در مورد زندگی ناشی از نسبت خاصی بود که در این الهیات میان «دنیا و آخرت» یا «زمین و آسمان» برقرار می‌کرد. به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای جوهرۀ اصلی اندیشه و مکتب امام‌(ره) تلفیق دین و دنیا بود. حلول دین در ساحت دنیایی انسان، دوگانۀ قدیمی و متضاد زمین یا آسمان را به چالش می‌کشید اما در این صورت تلفیقی و ترکیبی، دین از اعلا درجۀ آسمان خودش را تا نازل‌ترین جنبه‌های ملکی و خاکی می‌کشاند و به آن رنگ دیگری می‌زند و بی‌آنکه خود به‌مثابه امر قدسی، از آسمان تهی و اینجایی و خاکی شود، آسمان و زمین را به هم می‌دوزد. ➕مطالعۀ متن کامل :(https://eqlimamag.ir/asasemellat/) 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔸 با توجه به اتمام موجودی شماره‌های سابق به اطلاع می‌رساند، نسخۀ الکترونیک فصلنامه اقلیما به صورت کامل در کتابخوان طاقچه منتشر شده است. شماره صفر: https://taaghche.com/book/191290 شماره 1 و 2: https://taaghche.com/book/202323 شماره 3 و 4: https://taaghche.com/book/240690 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻حیات در برابر هیبت کدام زن می‌تواند زندگیِ جنگ بیافریند؟ زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت «زندگیِ جنگ»، مفهومی است که ما در این جنگ دوازده‌ روزه به‌عنوان نسخۀ شفا و کلید پیروزی در یک نبرد وجودی، دال مرکزی گفتار و ادبیات‌پردازی خود قرار دادیم؛ دلیل تأکید بر چنین ادبیاتی آن است که شیوۀ زندگی، بازتاب کلی و واقعی وجود ما در دنیاست. پس اگر بتوانیم صورتی جمعی از زیستن بیافرینیم که در آن، جنگ با ظالم به جزئیات زندگی گره خورده باشد، «نحوۀ وجود» خود را در مقیاس وسیع و در قلب نزاعی که ذاتاً اجتماعی و تاریخی است، در برابر دشمن به میدان آورده‌ایم. برای طرف مقابل، اصطلاح جنگ موجودیتی، دستاویزی است برای روا داشتن تحمیل جنگ به کشور‌های منطقه و ارتکاب هر نوع جنایت و خشونتی در مواجهه با دشمنانش تا مطلقاً هیچ التزام به رحم و خویشتن‌داری از او توقع نکنیم. به همین منظور با تمام توان، زور سرنیزه و گلوله و هیبت نظامی‌اش را به رخ می‌کشد و به امکان بیرونی‌اش تکیه می‌کند. اما برای ما که برخلاف او پایه‌هایی مشروع و مبتنی بر ارادۀ عمومی داریم، این جنگ فرصتی است که تنها با آوردن خویشتن حقیقی‌مان به میدان، پاسداشت شیوۀ بودنمان و نمایش اقتدار درونی ملت مغتنم شمرده می‌شود. یعنی ما می‌جنگیم تا از ارادۀ خود دفاع کنیم و مانع به بازی گرفتن سرنوشت دنیا توسط دشمن شویم. وقتی پای «جنگ اراده‌ها»‌ درمیان باشد که هردو نیرو قصد دارند سرنوشت بشر را رقم بزنند و امکان هم‌زیستی‌شان منتفی است، ناگزیر باید ظرفیت‌های اراده‌ساز را دقیق‌تر بشناسیم و برای پیروزی روی آنها حساب باز کنیم؛ از همین رو، سخن گفتن از نیروی زنانۀ تاریخ‌ساز، برای ما کاری زینتی و فرعی نیست بلکه پاسخ به پرسش از «چگونه پیروز شدن» است. به این معنا، وجه زنانۀ جنگ را چنان بسیط توضیح نمی‌دهیم که از حملۀ هوایی دشمن به حریم خانه‌ها، زنانه بودن جنگ را نتیجه بگیریم و با تقلیل نقش زن به خانه و خانواده از او کم بخواهیم. حفظ آرامش فضای خانه، الزاماً آن چیزی نیست که احتیاجات جنگ به امر زنانه را برطرف کند‌. وقتی کلید پیروزی ملت ما در دست زنان و در گرو زنانگی‌ورزیدن حقیقی آنهاست، مجبور نیستیم به‌گونه‌ای آنها را در حاشیۀ روایت جنگ جا بدهیم و روایت زنانه از جنگ را نمایش تداوم روزمرگی‌های ناچیز به دست آنها فهم کنیم. اینکه همچنان نقش‌آفرینی زن را با قلمروی اختصاصی حضورش(خانه) توضیح می‌دهيم، ما را از شناخت هویت واقعی زن و نهایت کاری که او می‌تواند برای جامعه انجام بدهد، محروم می‌کند. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻زندگی با انکار جنگ، «نازندگی» است! تعلیق در زندگی، حاصل تضعیف امر زنانه فاطمه بهرامی، پژوهشگر مطالعات جنسیت جامعه ایرانی پس از تجربه هشت سال دفاع مقدس و زندگی آمیخته با جنگ و جهاد، با روایاتی سیاست‌زدا از زندگی مواجه شد که گویی قصد داشت لکۀ سیاه جنگ را از حافظه و تجربه ملت ایران پاک و از این رهگذر، زندگی را به آن‌ها هدیه کند. این تلاش باعث شد در فاصلۀ میان دفاع مقدس تا جنگ 12 روزه، دشمن از مقابل چشمان ما محو شود و جز خاطره‌ای غبارآلود و غمبار از او چیزی باقی نماند. حال آنکه واقعیت امر از حضور دمادم دشمن در زندگی ما حکایت می‌کرد. عده‌ای برای التیام آلام مردم از جنگ، رو به سوی قبلۀ نفی و انکار دشمن و جنگ سجده کردند و نتیجه، زخم‌هایی عمیق‌تر بر پیکر مردم بود. از آغاز جنگ با رژیم صهیونیستی، گفتمان زندگی با انکار جنگ کار خود را شروع کرد. گمان کردند با انکار جنگ و نادیده‌گرفتن او می‌توان به سادگی در خنکای سایۀ زندگی، ایمن و در آرامش روزگار بگذرانند. فکر کردند وقتی چسب‌ها را به شکل خانه و درخت روی شیشه‌ها می‌چسبانند تا بچه‌ها در خانه نترسند، جنگ در مقابل این کم‌توجهی آن‌ها سپر می‌اندازد و زندگی سابق را به ما بازمی‌گرداند. اما حقیقت این است که هر اندازه جنگ، حامل زشتی و استکبار است، زندگی بی‌نسبت با جنگ و انکار واقعیت‌های موجود، مقام و شأن زندگی را به سطحی از زیست مادی و حیوانی تقلیل می‌دهد. هر زمان که از زندگی سخن می‌گوییم، آنچه حائز اهمیت است، معنایی از زندگی است که نزد ما حاضر است. زندگی به معنای رایج و معمول، پیوستاری از امور روزمره است. ما نام وضعیتی را که در آن فهرستی از کارهای حداقلی انجام می‌شود، زندگی می‌گذاریم؛ اما برای کسانی که در هوای اسلام تنفس می‌کنند، زندگی معنایی متفاوت دارد. زندگی برای آنکه زندگی باشد، نیاز به حرکت دارد و برای آنکه حرکت را در زندگی جاری کنیم، به چیزی بیشتر از تکرار روزمرگی‌ها نیاز داریم. به چیزی که معنابخش باشد و قادر باشد که همان روزمرگی‌ها را به خدمت معنایی متعالی دربیاورد. در وضعیت جنگ باید از زندگی حراست کرد اما نه آنگونه که به انکار جنگ بیانجامد و از زندگی جز وضعیتی حیوانی و سکولار باقی نگذارد. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻جنگ، چهرۀ زنانه دارد! کلیدواژۀ «صلح» چگونه نیروی سیاسی زن را هدر می‌دهد؟ سمیه عالمی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی جنگ در روایت‌های رسمی و کلاسیک، عموماً عرصه‌ای مردانه تصویر شده است؛ جایی که سربازان، فرماندهان و استراتژیست‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کنند و زنان، اگر حضوری داشته باشند، بیشتر در مقام سوگواران، پرستاران یا قربانیان معرفی می‌شوند. عمدۀ تصویر زنان در روایت‌های برآمده از جنگ‌ها، تأثر ناشی از جنگ است. گویا روایت مرسوم در پی خواستن و طلب ترحم بر زخم‌ها و دردهای اوست تا در پی ارائۀ تصویر. کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» نوشتۀ سوتلانا آلکسیویچِ بلاروسی برای اولین‌بار تلاش می‌کند زن این تمدن را از حاشیه به مرکز بیاورد. او صدای زنانی را ثبت می‌کند که در ارتش شوروی به‌عنوان تک‌تیرانداز، خلبان، پرستار یا سرباز شرکت داشتند و با همین دلیل جایزه نوبل ادبی را کسب می‌کند؛ اما این زنان همچنان با زبان بدن، رنج و روزمرگی، جنگ را روایت می‌کنند و باز در تجربۀ گرسنگی، مرگ عزیزان، ترس و حتی خشونت جنسی باقی می‌ماند. زن از پیرامون به مرکز و میدانِ جنگ کشانده شده اما روایت هنوز همان است که بود. گویا تصویر زنِ سوگوار یا رنج‌کشیده و برآمده از الهیات رنج مسیحی، بیشتر به دردِ به صلح کشاندن انسان برآمده از آن می‌آید، در واقع به کار جنگ‌افروزان تا به کار آسیب‌دیدگان از این حمله. روایت رنج و در نتیجۀ آن پیشنهاد صلح برای تمام شدن این رنج یک راهبرد برای مدیریت صحنۀ جنگ است. با همین راهبرد تمدن غرب در دهه‌های اخیر، از طریق نشست‌های جهانی و جنبش‌های فمینیستی، زن را به «ابزار صلح» تقلیل داد. آنها به بهانۀ اینکه باز کردن پای زنان به خطوط مقدم جنگ، اسباب کنترل و کاهش جنگ و تجاوز و غنیمت قرارگرفتن اوست، زن را در مقام برابر مردان تا خط مقدم جنگ پیش کشیدند؛ بلکه آن جایگاه پیرامونی زن را در این سازۀ تمدنی به نقشی مرکزی ارتقا دهند. هرچند این رویکرد در ظاهر بر صلح‌طلبی تأکید می‌کند، اما عملاً زن را از ظرفیت‌های واقعی‌اش تهی کرده و او را در موقعیت انفعال قرار می‌دهد یا پیش برود و رنج را روایت کند یا در خانه بماند و مردان و پسرانش را از جنگ بیرون بکشد. این الگو بیش از آنکه به سود ملت‌های مظلوم باشد، ابزار قدرت‌های سلطه‌گر برای تثبیت موقعیت خود است. با همۀ این‌ها نه‌تنها میزان خشونت در جنگ‌ها کاهش نیافت؛ بلکه گاهی خود زن علی‌رغم ودیعه‌هایی که خداوند در نهاد او برای حفظ نسل بشر قرار داده بود، استحاله و تبدیل به فرماندۀ کشتار شد. آن‌سانگ‌سوچی، رهبر میانمار و ملکه الیزابت مصادیق آن هستند. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻دخترانِ پیروزی نجات از روزمرگی با سلام نظامی بانوان ورزشکار حمیده عرب‌سرخی، پژوهشگر مطالعات جنسیت این روزها، موضوع «سلام نظامی» به پدیده‌ای وایرال و شناخته‌شده در فضای رسانه‌ای و عرصه اجتماعی تبدیل شده است؛ موضوعی که نقطۀ آغاز آن با پیروزی تیم ملی کشتی و موفقیت امیرحسین زارع رقم خورد. انتشار ویدیوی سلام نظامی او باعث شد این حرکت به‌سرعت در سطح جامعه دیده شود و حتی جای خود را بر بیلبوردهای شهری نیز باز کند. با‌این‌حال، اگر اندکی به عقب بازگردیم، می‌بینیم که این رخداد در بستری ویژه شکل گرفت؛ زمانی که تنها چند روز از جنگ ایران و اسرائیل گذشته بود. در چنین فضایی، بسیاری از افراد همچنان در شرایط جنگی به سر می‌بردند؛ زندگی، اندیشه و ذهن آنان با فضای جنگی درهم‌تنیده بود. آنان نه‌تنها در تلاش بودند دریابند چگونه می‌توان از این وضعیت عبور کرد، بلکه بیش از آن، می‌کوشیدند زیست روزمرۀ خود را با این شرایط خاص سازگار و هماهنگ سازند و زندگی خود را به‌گونه‌ای دیگر زیست کنند. پس از گذشت چند روز از جنگ دوازده‌روزه و مبارزات آشکار و پنهان ملت ایران با رژیم صهیونیستی، واکنش‌های متعددی در وضعیت پساجنگ رقم خورد. گروهی جنگ را منتهی به پایان تلقی می‌نمودند و آتش‌بس را صلح می‌پنداشتند و به حیات روزمره خویش مراجعت می‌نمودند. گروهی دیگر آتش‌بس را شکست محسوب می‌داشتند و طالب ایدئولوژی‌های خشونت‌آمیز، نظیر گفتمان بمب اتم بودند. کلیۀ این رویکردها، افراد را به گریز از واقعیت جنگ و یا فراموشی بی‌قیدوشرط دعوت می‌نمود؛ لکن مؤلفه‌ای متمایز در این جنگ برای ملت ایران مطرح گردید: نفی زندگی روزمره. زندگی که تا پیش از آن درگیر روزمرگی بی‌جهت بود؛ اما پس از جنگ، زندگی این مردم تغییر کرده بود و برگشت مجدد به همان سبک سابق، امری غیرعادی به‌حساب می‌آمد. این زندگی همچنان یادآور روزهایی است که شما در جنگی دیگر قرار دارید؛ اما نه همانند آن دوازده روز بلکه در این نوع از زندگی، روزمرگی به معنای فراموشی جنگ و رها شدن در جهانی انباشته از بی‌توجهی وجود ندارد. یکی از تجلیات این زندگی جنگی، سلام نظامی دختران ورزشکار می‌باشد. علی‌رغم گذشت بیش از یک ماه از جنگ دوازده‌روزه و تهاجمات رژیم صهیونیستی، این حرکت نمادین تداوم می‌یابد. سلام نظامی ریشه‌ای کهن داشته و به عصر روم و یونان باستان مراجعت می‌نماید. در قرن بیستم در حوزۀ ورزش به‌مثابه رمز اعتراض سیاسی مورداستفاده قرار می‌گرفت و حتی پیش از آن، عمدتاً برای نظامیان و در مانورهای نظامی و رژه‌ها به‌ کار می‌رفت و مردانه محسوب می‌شد؛ اما در دوران اخیر تبدیل به امری معترضانه شده است و گاهاً برای ابراز مفاهیمی به‌صورت آشکار و پنهان این حرکت انجام می‌شود؛ لکن حرکت دختران ایرانی بارها و مکررا در این مدت واقع گردید و هر گروه از آنان در عرصه‌های بین‌المللی، مفهوم وطن‌دوستی و حمایت از آب‌وخاک خود را به جهانیان ارائه دادند. آنان این حرکت نمادین را به امری هژمونیک مبدل نموده‌اند؛ حضوری پایدار و مقتدر که ایران و زن ایرانی را در نظر جهانیان روشن و آشکار می‌نماید. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻مادران نامرئی! آیا دانشگاه، مادر بودن را به رسمیت می‌شناسد؟ رها پارسا، کارگردان مستند «مرخصی نمی‌گیرم» ایدۀ ساخت این اثر از دل دغدغه‌‌ شخصی و اجتماعی من شکل گرفت؛ دغدغه‌ای که نه‌ فقط از تجربۀ اطرافیانم، بلکه از خلأ روایت اجتماعی و علی‌الخصوص در فضای سیاست‌گذاری نشأت می‌گرفت. بارها با مادران جوانی روبه‌رو شده‌ بودم که در عین حضور در نقش دانشجویی، باید نقش مادری را هم ایفا می‌کردند. این مواجهه نه فقط برای من که برای بسیاری از مخاطبان جامعه امروز، همچنان غریب و ناشناخته است. مستند «مرخصی نمی‌گیرم» تلاشی بود برای به تصویر کشیدن بخشی از واقعیتی که معمولاً در حاشیه قرار می‌گیرد؛ واقعیتی از زندگی زنانی که هم دغدغه‌ تحصیل و دغدغه‌ تربیت نسل آینده را دارند، در برابر هر دوی این مسیرها، با موانعی جدی روبه‌رو هستند. در فرآیند تولید این مستند، هدف ما فقط روایت زندگی نبود. قصد داشتیم چالش‌های مادران دانشجو را به‌صورت دقیق و واقعی نشان دهیم. این چالش‌ها تنها به نبود امکانات رفاهی و مهدکودک در دانشگاه‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه مسئله‌ فراتر از زیرساخت است. وقتی در سیاست‌گذاری نگاه غالبِ نسبت به زن، از منظری صرفاً مادرانه و یا صرفاً نیروی کار تعریف می‌شود، زن دانشجوی مادر، در دو جبهه در حال مبارزه برای اثبات حق تحصیل و برای حفظ شأن مادری است. یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های ما این بود که نشان دهیم مادری نقشی صرفاً فردی نیست؛ بلکه نقشی عمیقاً اجتماعی است. مادری در محیط‌های گوناگون معنا می‌یابد: در دانشگاه، مترو، صف اداری، کوچه، خیابان و هر جایی که زیست اجتماعی شکل می‌گیرد. ما می‌خواستیم این نقش را از انزوایی که توسط بعضی جریان‌ها بازنمایی و به تصویر کشیده می‌شود، بیرون بکشیم و در فضای اجتماعی بازنمایی کنیم. این مستند تلاش می‌کند تا مادر بودن را نه یک مانع، بلکه یک شأن ارزشمند و درعین‌حال پیچیده نشان دهد؛ شأنی که بدون حمایت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، می‌تواند بدل به رنج شود. در کنار مخاطبان عمومی، ما نگاهی ویژه به مسئولان و تصمیم‌گیران داشتیم. آن‌هایی که امروز نگران مسئلۀ فرزندآوری و جوانی جمعیت هستند، باید بدانند این نگرانی صرفاً با شعار و تبلیغ حل نمی‌شود. زنانِ این سرزمین، برای فرزندآوری نیاز به حمایتی واقعی، ملموس و پایدار دارند. اگر زنی بخواهد هم تحصیل کند و هم بچه‌دار شود، نباید او را از هیچ‌کدام محروم کنیم. اتفاقاً نگاه دلسوزانه به انقلاب اسلامی ما را به همین نقطه می‌رساند؛ ما نمی‌خواستیم بگوییم «زن نباید مادر شود» یا «مادری زن را محدود می‌کند»، برعکس، باور ما این بود که اگر نظام اجتماعی و ساختارهای فرهنگی به‌درستی بازطراحی شوند، زنان می‌توانند در چند نقش با عزت و کارآمدی حضور داشته و نقش‌آفرین باشند. متأسفانه، نهادهایی که باید چنین نگاهی داشته باشند، گاهی خود مانع‌اند. طراحی عمومی دانشگاه‌ها، قوانین آموزشی، بی‌توجهی به مهدکودک‌های درون‌دانشگاهی، نبود سیاست‌های تشویقی برای مادران و حتی نگاه قضاوت‌گرانه‌ جامعه به زنانی که همزمان بچه‌دار و دانشجو هستند، همگی نشان ازغفلتی ساختاری دارد. ما با این مستند می‌خواستیم صدای این زنان باشیم؛ زنانی که نه اهل گلایه‌اند، نه دنبال امتیاز ویژه، بلکه تنها خواهان دیده شدن هستند. ➕مطالعه متن کامل 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag