eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
668 دنبال‌کننده
441 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
مجله اقلیـــــــــما
🔻زندگی با انکار جنگ، «نازندگی» است! تعلیق در زندگی، حاصل تضعیف امر زنانه فاطمه بهرامی، پژوهشگر مطالعات جنسیت جامعه ایرانی پس از تجربه هشت سال دفاع مقدس و زندگی آمیخته با جنگ و جهاد، با روایاتی سیاست‌زدا از زندگی مواجه شد که گویی قصد داشت لکۀ سیاه جنگ را از حافظه و تجربه ملت ایران پاک و از این رهگذر، زندگی را به آن‌ها هدیه کند. این تلاش باعث شد در فاصلۀ میان دفاع مقدس تا جنگ 12 روزه، دشمن از مقابل چشمان ما محو شود و جز خاطره‌ای غبارآلود و غمبار از او چیزی باقی نماند. حال آنکه واقعیت امر از حضور دمادم دشمن در زندگی ما حکایت می‌کرد. عده‌ای برای التیام آلام مردم از جنگ، رو به سوی قبلۀ نفی و انکار دشمن و جنگ سجده کردند و نتیجه، زخم‌هایی عمیق‌تر بر پیکر مردم بود. از آغاز جنگ با رژیم صهیونیستی، گفتمان زندگی با انکار جنگ کار خود را شروع کرد. گمان کردند با انکار جنگ و نادیده‌گرفتن او می‌توان به سادگی در خنکای سایۀ زندگی، ایمن و در آرامش روزگار بگذرانند. فکر کردند وقتی چسب‌ها را به شکل خانه و درخت روی شیشه‌ها می‌چسبانند تا بچه‌ها در خانه نترسند، جنگ در مقابل این کم‌توجهی آن‌ها سپر می‌اندازد و زندگی سابق را به ما بازمی‌گرداند. اما حقیقت این است که هر اندازه جنگ، حامل زشتی و استکبار است، زندگی بی‌نسبت با جنگ و انکار واقعیت‌های موجود، مقام و شأن زندگی را به سطحی از زیست مادی و حیوانی تقلیل می‌دهد. هر زمان که از زندگی سخن می‌گوییم، آنچه حائز اهمیت است، معنایی از زندگی است که نزد ما حاضر است. زندگی به معنای رایج و معمول، پیوستاری از امور روزمره است. ما نام وضعیتی را که در آن فهرستی از کارهای حداقلی انجام می‌شود، زندگی می‌گذاریم؛ اما برای کسانی که در هوای اسلام تنفس می‌کنند، زندگی معنایی متفاوت دارد. زندگی برای آنکه زندگی باشد، نیاز به حرکت دارد و برای آنکه حرکت را در زندگی جاری کنیم، به چیزی بیشتر از تکرار روزمرگی‌ها نیاز داریم. به چیزی که معنابخش باشد و قادر باشد که همان روزمرگی‌ها را به خدمت معنایی متعالی دربیاورد. در وضعیت جنگ باید از زندگی حراست کرد اما نه آنگونه که به انکار جنگ بیانجامد و از زندگی جز وضعیتی حیوانی و سکولار باقی نگذارد. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻جنگ، چهرۀ زنانه دارد! کلیدواژۀ «صلح» چگونه نیروی سیاسی زن را هدر می‌دهد؟ سمیه عالمی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی جنگ در روایت‌های رسمی و کلاسیک، عموماً عرصه‌ای مردانه تصویر شده است؛ جایی که سربازان، فرماندهان و استراتژیست‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کنند و زنان، اگر حضوری داشته باشند، بیشتر در مقام سوگواران، پرستاران یا قربانیان معرفی می‌شوند. عمدۀ تصویر زنان در روایت‌های برآمده از جنگ‌ها، تأثر ناشی از جنگ است. گویا روایت مرسوم در پی خواستن و طلب ترحم بر زخم‌ها و دردهای اوست تا در پی ارائۀ تصویر. کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» نوشتۀ سوتلانا آلکسیویچِ بلاروسی برای اولین‌بار تلاش می‌کند زن این تمدن را از حاشیه به مرکز بیاورد. او صدای زنانی را ثبت می‌کند که در ارتش شوروی به‌عنوان تک‌تیرانداز، خلبان، پرستار یا سرباز شرکت داشتند و با همین دلیل جایزه نوبل ادبی را کسب می‌کند؛ اما این زنان همچنان با زبان بدن، رنج و روزمرگی، جنگ را روایت می‌کنند و باز در تجربۀ گرسنگی، مرگ عزیزان، ترس و حتی خشونت جنسی باقی می‌ماند. زن از پیرامون به مرکز و میدانِ جنگ کشانده شده اما روایت هنوز همان است که بود. گویا تصویر زنِ سوگوار یا رنج‌کشیده و برآمده از الهیات رنج مسیحی، بیشتر به دردِ به صلح کشاندن انسان برآمده از آن می‌آید، در واقع به کار جنگ‌افروزان تا به کار آسیب‌دیدگان از این حمله. روایت رنج و در نتیجۀ آن پیشنهاد صلح برای تمام شدن این رنج یک راهبرد برای مدیریت صحنۀ جنگ است. با همین راهبرد تمدن غرب در دهه‌های اخیر، از طریق نشست‌های جهانی و جنبش‌های فمینیستی، زن را به «ابزار صلح» تقلیل داد. آنها به بهانۀ اینکه باز کردن پای زنان به خطوط مقدم جنگ، اسباب کنترل و کاهش جنگ و تجاوز و غنیمت قرارگرفتن اوست، زن را در مقام برابر مردان تا خط مقدم جنگ پیش کشیدند؛ بلکه آن جایگاه پیرامونی زن را در این سازۀ تمدنی به نقشی مرکزی ارتقا دهند. هرچند این رویکرد در ظاهر بر صلح‌طلبی تأکید می‌کند، اما عملاً زن را از ظرفیت‌های واقعی‌اش تهی کرده و او را در موقعیت انفعال قرار می‌دهد یا پیش برود و رنج را روایت کند یا در خانه بماند و مردان و پسرانش را از جنگ بیرون بکشد. این الگو بیش از آنکه به سود ملت‌های مظلوم باشد، ابزار قدرت‌های سلطه‌گر برای تثبیت موقعیت خود است. با همۀ این‌ها نه‌تنها میزان خشونت در جنگ‌ها کاهش نیافت؛ بلکه گاهی خود زن علی‌رغم ودیعه‌هایی که خداوند در نهاد او برای حفظ نسل بشر قرار داده بود، استحاله و تبدیل به فرماندۀ کشتار شد. آن‌سانگ‌سوچی، رهبر میانمار و ملکه الیزابت مصادیق آن هستند. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻دخترانِ پیروزی نجات از روزمرگی با سلام نظامی بانوان ورزشکار حمیده عرب‌سرخی، پژوهشگر مطالعات جنسیت این روزها، موضوع «سلام نظامی» به پدیده‌ای وایرال و شناخته‌شده در فضای رسانه‌ای و عرصه اجتماعی تبدیل شده است؛ موضوعی که نقطۀ آغاز آن با پیروزی تیم ملی کشتی و موفقیت امیرحسین زارع رقم خورد. انتشار ویدیوی سلام نظامی او باعث شد این حرکت به‌سرعت در سطح جامعه دیده شود و حتی جای خود را بر بیلبوردهای شهری نیز باز کند. با‌این‌حال، اگر اندکی به عقب بازگردیم، می‌بینیم که این رخداد در بستری ویژه شکل گرفت؛ زمانی که تنها چند روز از جنگ ایران و اسرائیل گذشته بود. در چنین فضایی، بسیاری از افراد همچنان در شرایط جنگی به سر می‌بردند؛ زندگی، اندیشه و ذهن آنان با فضای جنگی درهم‌تنیده بود. آنان نه‌تنها در تلاش بودند دریابند چگونه می‌توان از این وضعیت عبور کرد، بلکه بیش از آن، می‌کوشیدند زیست روزمرۀ خود را با این شرایط خاص سازگار و هماهنگ سازند و زندگی خود را به‌گونه‌ای دیگر زیست کنند. پس از گذشت چند روز از جنگ دوازده‌روزه و مبارزات آشکار و پنهان ملت ایران با رژیم صهیونیستی، واکنش‌های متعددی در وضعیت پساجنگ رقم خورد. گروهی جنگ را منتهی به پایان تلقی می‌نمودند و آتش‌بس را صلح می‌پنداشتند و به حیات روزمره خویش مراجعت می‌نمودند. گروهی دیگر آتش‌بس را شکست محسوب می‌داشتند و طالب ایدئولوژی‌های خشونت‌آمیز، نظیر گفتمان بمب اتم بودند. کلیۀ این رویکردها، افراد را به گریز از واقعیت جنگ و یا فراموشی بی‌قیدوشرط دعوت می‌نمود؛ لکن مؤلفه‌ای متمایز در این جنگ برای ملت ایران مطرح گردید: نفی زندگی روزمره. زندگی که تا پیش از آن درگیر روزمرگی بی‌جهت بود؛ اما پس از جنگ، زندگی این مردم تغییر کرده بود و برگشت مجدد به همان سبک سابق، امری غیرعادی به‌حساب می‌آمد. این زندگی همچنان یادآور روزهایی است که شما در جنگی دیگر قرار دارید؛ اما نه همانند آن دوازده روز بلکه در این نوع از زندگی، روزمرگی به معنای فراموشی جنگ و رها شدن در جهانی انباشته از بی‌توجهی وجود ندارد. یکی از تجلیات این زندگی جنگی، سلام نظامی دختران ورزشکار می‌باشد. علی‌رغم گذشت بیش از یک ماه از جنگ دوازده‌روزه و تهاجمات رژیم صهیونیستی، این حرکت نمادین تداوم می‌یابد. سلام نظامی ریشه‌ای کهن داشته و به عصر روم و یونان باستان مراجعت می‌نماید. در قرن بیستم در حوزۀ ورزش به‌مثابه رمز اعتراض سیاسی مورداستفاده قرار می‌گرفت و حتی پیش از آن، عمدتاً برای نظامیان و در مانورهای نظامی و رژه‌ها به‌ کار می‌رفت و مردانه محسوب می‌شد؛ اما در دوران اخیر تبدیل به امری معترضانه شده است و گاهاً برای ابراز مفاهیمی به‌صورت آشکار و پنهان این حرکت انجام می‌شود؛ لکن حرکت دختران ایرانی بارها و مکررا در این مدت واقع گردید و هر گروه از آنان در عرصه‌های بین‌المللی، مفهوم وطن‌دوستی و حمایت از آب‌وخاک خود را به جهانیان ارائه دادند. آنان این حرکت نمادین را به امری هژمونیک مبدل نموده‌اند؛ حضوری پایدار و مقتدر که ایران و زن ایرانی را در نظر جهانیان روشن و آشکار می‌نماید. ➕مطالعۀ متن کامل : https://eqlimamag.ir/asasemellat/ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻مادران نامرئی! آیا دانشگاه، مادر بودن را به رسمیت می‌شناسد؟ رها پارسا، کارگردان مستند «مرخصی نمی‌گیرم» ایدۀ ساخت این اثر از دل دغدغه‌‌ شخصی و اجتماعی من شکل گرفت؛ دغدغه‌ای که نه‌ فقط از تجربۀ اطرافیانم، بلکه از خلأ روایت اجتماعی و علی‌الخصوص در فضای سیاست‌گذاری نشأت می‌گرفت. بارها با مادران جوانی روبه‌رو شده‌ بودم که در عین حضور در نقش دانشجویی، باید نقش مادری را هم ایفا می‌کردند. این مواجهه نه فقط برای من که برای بسیاری از مخاطبان جامعه امروز، همچنان غریب و ناشناخته است. مستند «مرخصی نمی‌گیرم» تلاشی بود برای به تصویر کشیدن بخشی از واقعیتی که معمولاً در حاشیه قرار می‌گیرد؛ واقعیتی از زندگی زنانی که هم دغدغه‌ تحصیل و دغدغه‌ تربیت نسل آینده را دارند، در برابر هر دوی این مسیرها، با موانعی جدی روبه‌رو هستند. در فرآیند تولید این مستند، هدف ما فقط روایت زندگی نبود. قصد داشتیم چالش‌های مادران دانشجو را به‌صورت دقیق و واقعی نشان دهیم. این چالش‌ها تنها به نبود امکانات رفاهی و مهدکودک در دانشگاه‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه مسئله‌ فراتر از زیرساخت است. وقتی در سیاست‌گذاری نگاه غالبِ نسبت به زن، از منظری صرفاً مادرانه و یا صرفاً نیروی کار تعریف می‌شود، زن دانشجوی مادر، در دو جبهه در حال مبارزه برای اثبات حق تحصیل و برای حفظ شأن مادری است. یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های ما این بود که نشان دهیم مادری نقشی صرفاً فردی نیست؛ بلکه نقشی عمیقاً اجتماعی است. مادری در محیط‌های گوناگون معنا می‌یابد: در دانشگاه، مترو، صف اداری، کوچه، خیابان و هر جایی که زیست اجتماعی شکل می‌گیرد. ما می‌خواستیم این نقش را از انزوایی که توسط بعضی جریان‌ها بازنمایی و به تصویر کشیده می‌شود، بیرون بکشیم و در فضای اجتماعی بازنمایی کنیم. این مستند تلاش می‌کند تا مادر بودن را نه یک مانع، بلکه یک شأن ارزشمند و درعین‌حال پیچیده نشان دهد؛ شأنی که بدون حمایت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، می‌تواند بدل به رنج شود. در کنار مخاطبان عمومی، ما نگاهی ویژه به مسئولان و تصمیم‌گیران داشتیم. آن‌هایی که امروز نگران مسئلۀ فرزندآوری و جوانی جمعیت هستند، باید بدانند این نگرانی صرفاً با شعار و تبلیغ حل نمی‌شود. زنانِ این سرزمین، برای فرزندآوری نیاز به حمایتی واقعی، ملموس و پایدار دارند. اگر زنی بخواهد هم تحصیل کند و هم بچه‌دار شود، نباید او را از هیچ‌کدام محروم کنیم. اتفاقاً نگاه دلسوزانه به انقلاب اسلامی ما را به همین نقطه می‌رساند؛ ما نمی‌خواستیم بگوییم «زن نباید مادر شود» یا «مادری زن را محدود می‌کند»، برعکس، باور ما این بود که اگر نظام اجتماعی و ساختارهای فرهنگی به‌درستی بازطراحی شوند، زنان می‌توانند در چند نقش با عزت و کارآمدی حضور داشته و نقش‌آفرین باشند. متأسفانه، نهادهایی که باید چنین نگاهی داشته باشند، گاهی خود مانع‌اند. طراحی عمومی دانشگاه‌ها، قوانین آموزشی، بی‌توجهی به مهدکودک‌های درون‌دانشگاهی، نبود سیاست‌های تشویقی برای مادران و حتی نگاه قضاوت‌گرانه‌ جامعه به زنانی که همزمان بچه‌دار و دانشجو هستند، همگی نشان ازغفلتی ساختاری دارد. ما با این مستند می‌خواستیم صدای این زنان باشیم؛ زنانی که نه اهل گلایه‌اند، نه دنبال امتیاز ویژه، بلکه تنها خواهان دیده شدن هستند. ➕مطالعه متن کامل 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻دوگانۀ خانه‌داری و فعالیت اجتماعی؛ برساخته یا واقعیت؟ 🔁 سیده رقیه داودموسوی در کانال بشیر مدیا: یکی از پرسش‌های رایج در حوزۀ زن و خانواده، دوگانه‌ای است که میان «خانه‌داری» و «فعالیت اجتماعی» ترسیم می‌شود. بسیاری از نگاه‌های سنتی، زن را یا در چارچوب خانه و خانواده محدود می‌دانند یا او را صرفاً در عرصه اجتماعی و شغلی معنا می‌کنند. اما آیا این دوگانه واقعاً ریشه‌ای در حقیقت زندگی زن مسلمان دارد؟ یا صرفاً محصول نگاه‌های فرهنگی شرق و غرب است؟ در این مقاله تلاش می‌کنیم با بازخوانی این پرسش، جایگاه زن انقلاب اسلامی را بررسی کنیم و نشان دهیم چگونه می‌توان از دل این تضاد، الگویی نو و مستقل برای زن مسلمان ایرانی ترسیم کرد. دوگانه «خانه یا جامعه» به‌ظاهر زن را میان دو انتخاب متضاد قرار می‌دهد: یا خانه‌داری و ایفای نقش خانوادگی، یا حضور فعال در عرصه‌های اجتماعی. اما بررسی تاریخی و فکری نشان می‌دهد که این تقابل بیشتر محصول دو نظام فرهنگی متضاد است: شرق سنتی که خانه‌داری را امری ثابت و محدودکننده تعریف کرده است. غرب مدرن که جامعه و اشتغال را بر اساس الگوهای مردسالارانه و سودمحور طراحی نموده است. زن مسلمان در این میان نه شرقی است و نه غربی؛ او در پی خلق جهان سومی است که با هویت و ارزش‌های خودش سازگار باشد. خانه‌داری در گفتمان‌های مختلف معنای یکسانی ندارد. برای برخی، تنها به آشپزی، بچه‌داری و رسیدگی به همسر تقلیل یافته است. اما تجربۀ زن انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که خانه می‌تواند کانونی برای تربیت، مدیریت فرهنگی، و حتی خلاقیت اجتماعی باشد. بنابراین خانه‌داری در این معنا، نه محدودیت، بلکه بُعدی از معماری هویت زن مسلمان است. از سوی دیگر، جامعه نیز پدیده‌ای ثابت و تغییرناپذیر نیست. شکل شهرها، نظام آموزشی، الگوهای اشتغال و روابط اجتماعی همگی ساخته بشر و قابل تغییرند. زن مسلمان انقلاب اسلامی با ورود به این عرصه، خود را مقید به ارزش‌های صرفاً غربی نمی‌داند. او در پی آن است که جامعه‌ای متناسب با هویت و آرمان‌های خود بسازد؛ جامعه‌ای که حضور زن را در کنار خانواده و خانه معنا کند، نه در تقابل با آن. زن انقلاب اسلامی در واقع به دنبال «الگوی سوم» است. الگویی که نه در خانه محصور می‌شود و نه در جامعه ذوب؛ بلکه با خلاقیت، هر دو عرصه را بازتعریف می‌کند. او نه صرفاً خانه‌دار به معنای سنتی است و نه فعال اجتماعی به سبک مدرن غربی. بلکه زنی است که با انقلابی‌گری و خلاقیت، خانه و جامعه را رنگ تازه‌ای می‌زند و تعریفی نو از نقش زن مسلمان ایرانی ارائه می‌دهد. دوگانه خانه‌داری و فعالیت اجتماعی، بیش از آنکه بازتاب حقیقت زندگی زن باشد، برآمده از نزاع میان شرق سنتی و غرب مدرن است. زن مسلمان ایرانی، به‌ویژه زن انقلاب اسلامی، این دوگانه را نمی‌پذیرد. او با خلاقیت، هویت مستقل خویش را می‌سازد و جهان سوم خود را می‌آفریند؛ جهانی که در آن خانه و جامعه نه در تضاد، بلکه در تکامل یکدیگر معنا می‌شوند. به همین دلیل، شاخصه زن انقلاب اسلامی نه پذیرش صرف یک نقش، بلکه انقلابی‌گری، خلاقیت و بازتعریف نقش‌های زنانه در خانه و جامعه است. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻مقاومت علیه بزک چرا دختران محجبه از بدن خود راضی‌ترند؟ دکتر دوسانکا دوروویچ، دانشگاه دولتی نووی پازار، صربستان مسئلۀ تصویر بدنی و پذیرش استانداردهای زیبایی، یکی از چالش‌های فرهنگی و روان‌شناختی مهم در جوامع معاصر است؛ به‌ویژه زمانی که این استانداردها از الگوهای غالب غربی نشأت می‌گیرند. در این میان، زنان و دختران مسلمان، با توجه به تنوع سبک پوشش از جمله حجاب، در معرض پیچیدگی‌های بیشتری در مواجهه با این استانداردها قرار دارند. مقاله‌ای با عنوان «آمادگی برای پذیرش استاندارد‌های زیبایی غربی و رضایت از بدن در میان دختران مسلمان با حجاب و بدون حجاب» که توسط دوسانکا دوروویچ و همکاران در یکی از دانشگاه‌های دولتی صربستان انجام شده، به بررسی این مسئله می‌پردازد که آیا تفاوتی در آمادگی برای پذیرش استانداردهای زیبایی غربی که در آن لاغری به‌عنوان معیار زیبایی و جذابیت تلقی می‌شود، میان دختران نوجوان مسلمان محصل در مدارس دینی که مطابق با سنت یعنی باحجاب لباس می‌پوشند و دختران نوجوان مسلمان بدون حجاب که از مدهای معاصر غربی پیروی می‌کنند، وجود دارد یا خیر. نمونه شامل ۷۵ دختر نوجوان مسلمان با حجاب، ۷۵ دختر نوجوان مسلمان بدون حجاب و ۷۵ دختر نوجوان ارتدوکس بود. ابزارهای استفاده شده شامل پرسش‌نامه‌های مرتبط با نگرش‌های تغذیه‌ای و جامعه‌شناختی نسبت به ظاهر و مقیاس رتبه‌بندی ترسیم شده از بدن بود. یافته‌ها نشان داد که نوجوانان مسلمان باحجاب علیرغم داشتن شاخص تودۀ بدنی بالاتر، رضایت بیشتری از بدن خود داشتند. همچنین، دختران نوجوان مسلمان باحجاب، کمتر به پذیرش استانداردهای زیبایی غربی تمایل داشتند. نارضایتی از بدن همراه با وسواس نسبت به ظاهر و وزن کم که در ابتدا تنها به فرهنگ غربی نسبت داده می‌شد، به‌تدریج در دیگر نقاط جهان نیز به مسئله‌ای مهم تبدیل شده است. این مشکل در سراسر قاره‌ها و محیط‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی در حال بررسی است. وسواس نسبت به ظاهر و گرایش به لاغری، به‌ویژه در میان زنان به‌قدری فراگیر شده که یک‌چهارم از بزرگسالان جهان ادعا می‌کنند اگر لاغرتر بودند، احساس خوشبختی بیشتری می‌کردند، حتی اگر معیارهای چاقی را برآورده نمی‌کردند. همچنین، مشخص شده است که نوجوانان نسبت به تصویر بدن خود حساسیت دارند؛ نوجوانان به دلیل تغییرات فیزیکی قابل‌توجهی که در دوران بلوغ تجربه می‌کنند، بیشتر به شکل بدن و وزن خود توجه می‌کنند. رسانه‌ها تصویری از ظاهر ایدئال ارائه می‌دهند و صنعت زیبایی «وعده رسیدن به این ظاهر» را می‌دهد به شرطی که محصولات آرایشی و درمان‌های پزشکی خاصی خریداری شود. برای مثال دانشجویان عرب در لندن در طول تحصیل خود نوعی «اختلال خوردن» پیدا می‌کنند که میزانی بالاتر از کشور مبدأشان است. همچنین داده‌هایی درباره شیوع «بی‌اشتهایی عصبی» نشان می‌دهد این اختلال در کشورهای توسعه‌یافته بسیار رایج‌تر از کشورهای کمتر توسعه‌یافته است. ➕مطالعه متن کامل 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻دعای زنان به استجابت نزدیک‌تر است! 🔁 کانال همبستگی با زن فلسطینی: در روزهایی که مقاومت وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز شده، وظیفه هر فردِ دغدغه‌مند فراتر از تماشا و تأثر است. این لحظه‌ها نیازمند کنشگری هدفمند، انسجام جمعی، و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی ماست. در این میان، زنان به‌عنوان ستون‌های پنهان ولی مؤثر حیات اجتماعی، نقشی بی‌بدیل دارند. در مرحله نخست، حفظ همبستگی بین آحاد مردم از مهم‌ترین اقدامات است. دشمن، نه فقط در این مقطع بلکه در تمام طول مسیر مقاومت، همواره در تلاش بوده تا اراده ملت را سست کند؛ خواه از طریق تحریم، یا اکنون با جنگ. در برابر این تلاش‌ها، مؤمنین سلاحی بی‌بدیل دارند: اتصال به منبع قدرت لایزال الهی و این اتصال از مسیر دعا می‌گذرد. آن‌قدر دعا در پیروزی‌ها نقش دارد که شهید سید حسن نصرالله می‌گوید: «چیزی که ما را پیروز می‌کند، توجه به خدا، نصرت خدا و دعاست.» ایشان تأکید می‌کند که ما همان‌طور که مأمور به جهاد هستیم، مأمور به دعا نیز هستیم. در این‌باره، زنان کارویژه‌ای منحصر به‌فرد دارند؛ چرا که «قانتات» هستند و نقش اتصال‌دهنده بین عالم غیب و عالم عین را ایفا می‌کنند. در واقع، فعال شدن و جاری شدن دعا در عالم، از طریق زنان با اثرگذاری بیشتری رخ می‌دهد. بنابراین، اولین مسئولیت زنان در این موقعیت، ساری و جاری کردن فرهنگ دعا در میان مردم است. به جمع‌خوانی‌ها، قوت‌قلب دادن‌ها، اذکار، و تهجّدهای خود ضریب و جهت بدهید. نکته دوم، حفظ جریان عادی زندگی است. یکی از راهبردهای اصلی صهیونیست‌ها، برهم‌زدن جریان عادی و روزمره‌ زندگی مردم برای ایجاد یأس و در نهایت تسلیم است. برای مثال، یکی از اقدامات آن‌ها – چه در غزه و لبنان، چه به‌نظر می‌رسد در ایران – استفاده بیش از حد از پهپادها برای ایجاد فضای روانی رعب و ناامنی است. در چنین فضایی، زن به‌مثابه حافظ حیات، وظیفه‌ حفظ جریان عادی زندگی و کاهش ترس‌های افراد را بر عهده دارد. اگر در این مرحله موفق باشیم، می‌توانیم به تشویق و تشجیع مردم برای مراحل بعدی هم دست یابیم. نکته سوم، آمادگی برای تداوم احتمالی جنگ و گسترش آن است. این آمادگی باید در سه سطح صورت گیرد: ۱. ذهنی (اقناعی و تبیینی) ۲. نرم‌افزاری (یادگیری مهارت‌ها و برنامه‌ریزی کاربردی) ۳. سخت‌افزاری برای تحقق این آمادگی‌ها، تشکیل هسته‌های تشکیلاتی زنانه بسیار حیاتی است. این هسته‌ها می‌توانند مسئولیت انسجام، آموزش، و اجرای موارد بالا را به‌عهده گیرند و پشتیبان گام‌های عملیاتی آینده باشند. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag