«ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالیترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همهٔ این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمیهایی است، چه ازسوی کسانی که دیندار اند امّا دین را نشناختهاند و همچنین ازسوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند.»
🔻برتریطلبی معنوی ممنوع!
زهرا ستاری فقیهی، سردبیر تارنمای اقلیما
رهبر انقلاب بدون اشارۀ مستقیم در این دیدار بر حقیقت پروژۀ الگوی سوم یعنی «تصویر عمومی از جنس زن» در جامعه ایستادند و هردو گفتمان شرقی و غربی را بهخاطر داشتن تصویر غیرمحترم و غیرمکرم از زن مذمت و نکوهش کردند. چه آن فرد دینداری که حقیقت دین، یعنی «ایمان» را نفهمیده و متوجه نیست که جنس زن بهسبب اینکه قلب مستعدتری دارد، شکلگیری ایمان و طی حرکت معنوی در او سریعتر و بهتر از مرد اتفاق میافتد و چه آن انسانِ غربیای که بهکل دین و حقایق معنوی و قلبانی را کنار گذاشته و زن را از امر معنوی تهی کرده است.
اما وجه اشتراک این دو نگاه غلط نسبت به زن چیست که رهبری آنها را یککاسه میکند؟
هردو زن را یک موجود جسمانی، دنیایی و از لشکر شیاطین تصویر میکنند که یکی برای حفظ خود از این تلۀ دنیایی به کنترل زن از طریق پوشش و محدودیتهای دیگر فرمان میدهد و دیگری زن را برای چشمنوازی و خوشایندی مرد به بازی میگیرد و با تبدیل او به وسیلهای برای هوسرانی، کرامتش را لگدمال میکند.
سال ۱۴۰۲ نیز رهبری در دیدار بانوان با مثال زدن از حضرت مریم و آسیه اذعان کردند که در زمینههای معنوی خداوند جنس زن را ترجیح داده است تا حس برتری طلبی مرد را که ناشی از جثۀ بزرگتر و صدای بمتر است، نفی کند.
در اینجا دیگر زن نیست که از راه تبعیت از مرد به خدا میرسد بلکه بالعکس، مرد باید یک زن را الگوی خود برای رسیدن به رشد و کمال معنوی قرار بدهد.
این زن است که بهخاطر قلبِ مستعد خود، حق را زودتر از مرد، از ولی الهی پذیرا میشود و با نفوذ عاطفی خود در مرد، واسطۀ فیض امر الهی به وجود مرد میشود.
به شهادت تاریخ میتوان گفت هرجا جنس زن در موضع ضعف و مهجوریت قرار گرفت، امر ولایت نیز در جامعه کمرنگ و تضعیف شد و هرجا زنان به میدان ورود کردند, انقلاب و امر ولایی را در جامعه احیاء کردند. علت اهمیت این نیروی عظیم ایمانی برای رهبران دینی همین پیوند ناگسستنی میان احیای امر زنانه و تقویت ولایت است.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«حقِ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهمترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشاندهندهٔ یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد میآید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجهاش] این است. کارهایی میکند، لجبازیهایی میکند، دهنکجیهایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، بهاینصورت درمیآید؛ نفی خشونت بههرصورت.»
🔻به در گفتیم تا دیوار بشنود!
رها پارسا، پژوهشگر مطالعات جنسیت
در بیانات روز گذشته، رهبری صریحاً به دو محور ارزش و حقوقِ زن در جامعه و خانواده پرداختند و پساز تصریح به شأن و منزلت زنان، در بحث حقوق بانوان، اولین نکتهٔ ایشان محبت و احترام به زن در خانه بود. آن بخش از بیانات که بهعنوان تنها نکتهٔ اصلی و پررنگ از نکات ایشان در رسانهها بازتاب داده شد.
درحالیکه ایشان پس از اشارهای کوتاه به این حق به دومین حق مهم و بزرگ زنان در خانه یعنی «عدم خشونت» پرداختند.
حقی که بهصورت مشخص توسط نهاد قانونگذار مستلزم پیگیری است و بهعنوان یکی از تکالیف او در تکریم و پاسداری از حقوق بانوان شناخته میشود.
اما مجلس شورای اسلامی همزمان با برگزاری این دیدار، به تصویب یکجانبهٔ قانون جدید مهریه پرداخت، درحالیکه هنوز پروندهٔ لایحهٔ منع خشونت زنان روی میز مجلس باز است و همچنان پیگیریهای لازم و جدی برای تصویب آن انجام داده نمیشود!
باوجودآنکه در بیانات رهبری بارها و بارها رویهٔ غلط ساختاری، فرهنگی و اجتماعی جهان غرب در نسبت با زنان یادآوری کردهاند و هتک کرامت و پایمالی حقوق زن را جهت مثال تذکر میدهند، ایشان تصریح کردند که چه به لحاظ وضعیت فرهنگی و چه حتی به لحاظ رسانهای باید مراقب بود که دستفرمان غرب در نابودی جایگاه و ارزش زن را پیش نگیریم و در جامعه رواج ندهیم؛ نگاه و نظریهٔ اسلام را به درستی اجرایی و در بطن جامعه عملی کنیم و باعث گسترش آن در شویم.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«اصرار غربیها و سرمایهدارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همهٔ عرصهها پیشرفتهتر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقشآفرین باشد.»
🔻باند تبهکار غربی، مدعی نجات زن!
مهلا تکلو، پژوهشگر مطالعات جنسیت
در تجربهٔ استعمار فرانسه در الجزایر، «کشف حجاب» نقطهٔ آغاز پروژهٔ استعماری بود. استعمارگران برای پیشبرد طرح امپریالیستی خود باید بنیانهای فرهنگی و ظرفیت مقاومت جامعه را هدف میگرفتند. به همین دلیل، زنان مسلمان و بهویژه حجاب آنان در کانون حمله قرار گرفت، زیرا حجاب نهتنها نشانه تمایز فرهنگی، بلکه منبعی برای عزتنفس و هویت جمعی زنان مسلمان محسوب میشد.
عطیه لطیف تأکید میکند که برای ایجاد یک اقدام استعماری مؤثر، استعمارگران باید رابطه سلطه را «موجه» جلوه دهند؛ به همین دلیل، «شرق» را اختراع کردند: دیگریِ وحشی، بدوی و فروتر که بهظاهر نیازمند تسلط غربیها بود.
ازاینرو، استعمار صرفاً اشغال سرزمین نبود، بلکه نبردی روانی با هدف بازسازی ذهنیت و هویت مردم تحت سلطه بود که در مرکز این نبرد، زنان قرار داشتند.
در دیگر کشورهای مسلمان از جمله ایران، تلاش برای ازمیانبردن پوشش زنان یکی از ابزارهای اصلی این نبرد امپریالیستی شد؛ تلاشی که در زمانهٔ ما نیز با روایتهای جدید و در قالب گفتمان «نجات زنان مسلمان» ادامه یافته است.
در خلق روایت زن مسلمان درمانده، حجاب همچنان بهمثابهٔ نماد عقبماندگی یا نشانهای از روابط پدرسالارانه معرفی میشود تا سلطه فرهنگی غرب توجیه شود.
بااینحال، واقعیت جوامع مسلمان داستان دیگری روایت میکند. زنان مسلمان در تجربه تاریخی و معاصر، ظرفیت، توان و انگیزه لازم را برای پیشرفت و نقشآفرینی دارند و میتوانند درعین وفاداری به باورهای دینی خود، مسیر توانمندسازی را طی کنند.
این زنان، برخلاف روایتهای استعماری، نه نیازمند «نجات» غربیاند و نه پیشرفت را در گسست از هویت و پوشش خود میبینند.
تمایل به تأیید گرفتن از غرب، نشاندهندهٔ حقارت درونیشدهای است که باید برچیده شود. زنان مسلمان برای به دست گرفتن قدرت خود به تأیید یا اجازهٔ کسی نیاز ندارند. این در ذات ما است و در رگهای ما جریان دارد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«در نگاه اسلام زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی اند؛ کاملاً متعادل با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی این خصوصیات با هم تفاوت دارند.»
🔻زوجیت، خودش برابری را تجویز میکند!
حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعهشناسی
در ابتدا باید گفت که اصل «زوجیت» یک قانون عام در نظام خلقت در اندیشه قرآنی رهبری است؛ خداوند می فرماید: « وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) از هر چیزی دو گونه آفریدیم، باشد که شما متذکر شوید.
ذاریات، (۴۹)
براساس همین اصل ایشان توضیح میدهند که زن و مرد بر مبنای یک قانون الهی در کنار هم به صورت هم شأن و هم تراز تعریف میشوند؛ قانونی که بر تعادل، توازن و مکمل بودن این دو بنا شده است. به بیان دیگر زوجیت فقط به معنای وجود دو جنس متفاوت نیست، بلکه به معنای هماهنگی و همافزایی میان دو عنصر برابر و البته متفاوت است؛ اینکه هرکدام بخشی از یک کل بزرگتر به نام انسانیتاند.
از این رو زن و مرد در استعدادهای اصیل انسانی با یکدیگر اشتراک دارند و تفاوتهای زن و مرد تنها در کارکردها و عملکردها نمود پیدا میکند. یعنی تفاوتهایی که باعث میشود هر جنس قابلیتهای خاص خود را داشته باشد؛ اما مقاصد کلی سلوک و رشد، تعالی و کسب تقرب الهی برای هر دو جنس یکسان است. اگر مرد مختار و مکلف خلق شده زن هم مختار و مکلف است. هر دو از یک ظرفیت بنیادین برای رشد معنوی بهرهمندند و هر دو میتوانند در مقام انسانی به مراتب والا دست یابند.
هنگامی که از تعادل میان زن و مرد سخن گفته میشود، منظور تنها توزیع وظایف یا تفاوت های نقش آفرینی نیست، بلکه اشاره به این حقیقت است که در مقیاس انسانیت، هر دو در یک سطح قرار دارند. تمایزهای موجود نه موجب برتری یکی بر دیگری میشود و نه باعث کاهش شأن انسانی هر کدام این تمایزات، تنها شکل بروز و تجلی ویژگیهای مشترک انسانی را متفاوت میکند؛ به گونهای که زن و مرد هر دو از ساختار روحی و نفسی و جسمی مشابه برخوردارند اما نحوه ظهور و عمل این ساختار در عرصههای گوناگون میتواند متفاوت باشد. چنین نگاهی زن و مرد را دو گونه متعادل و مکمل میبیند؛ دو جلوۀ متفاوت از یک حقیقت انسانی که هم زمان در کنار تفاوتهای طبیعی شان بر محور مشترک انسانیت حرکت میکنند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئلهی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همینجور.»
🔻عدالت؟ شاید بعداً
فاطمه سادات سجادی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
برای تحقق یک جامعه عادلانه، ضروریست تا نهادها و سازوکارهای اجتماعی بر مبنای عدالت و رعایت حقوق انسانی تدبیر شوند. تجربهٔ اجتماعی غرب، تجربهٔ بیعدالتی محض در ساختارهای حکومتی، فرهنگی و خانوادگی است و زن در این سازوکار با متاثر شدن از بیعدالتی سیستماتیک غربی، علیرغم کوششهای فراوان نیز بدون بهره برابر با مرد، دچار بیتوجهی و نارسبودگی است. درصورتیکه زن دارای ارزش برابری با مرد نباشد، جامعهٔ شکل گرفته بر مبنای این تعارض و نابرابری فاحش، جامعهای ناعادلانه و نامتعادل خواهد بود.
زن و مرد بهعنوان دو عنصر متعادل انسانی، هردو برای ادامه زندگی، تداوم نسل بشری و دستیابی به پیشرفتهای تمدنی دارای وظیفه و نقش اند و حضور آنها محترم شمرده شده است. لذا ضروری است بستر ایفای وظیفهٔ خاص هردوی آنان نیز به عادلانهترین شکل ممکن فراهم شود. در همین راستا، بسط و گسترش مصادیق عدالت اجتماعی و انطباق طرحهای مختلف مدیریتی در تمام ساحات اجتماع با مبانی اصلی عدالت، از اهمیت برخوردار خواهد بود.
از مهمترین مصادیق عدالت اجتماعی، انتفاع زن از ارزشگذاری برابر با مردان است. زنان در جوامع غیرمتعادل غربی، علیرغم حضور در مناصب مشابه و صرف وقت و تلاشهای بعضاً بیشتر و شدیدتری برای کسب جایگاههای موثر اجتماع، از دستمزد پایینتر و امتیازات کمتری از مردان برخوردارند. این وضعیت نابرابر، لزوماً به حالت بیعدالتی محض رسیده و بنای اجتماع را متزلزل خواهد کرد. حال آنکه باید هردوی این عناصر متعادل انسانی از ارزش و احترام برابری برخوردار باشند. درصورتیکه زنان دارای ارزش برابری با مردان باشند و کار و تلاش آنان محترم شمرده شود، جامعه یک قدم به تحقق عدالت نزدیکتر خواهد شد. بیمههای خاص، در نظر گرفتن مرخصیهای ویژه و توجه به امتیازات حکومتی برای زنان، میتواند بستری را فراهم آورد که نهایت آن، به عدالت در عرصهٔ اجتماع منجر شود.
نمود عدالت در دو ساحت خانواده و اجتماع بدین معناست که صرفنظر کردن از هرکدام از اینها، ما را از تحقق ارزش جهانشمول عدالت باز میدارد؛ اگر رفتار با زن در خانواده چیزی غیر از رفتار عادلانه باشد، پای عدالت اجتماعی لنگ میزند و اگر سازوکارهای اجتماعی مبتنی بر عدالت پیریزی نشوند، رکن خانوادهٔ عادلانه محقق نخواهد شد. ضامن اجرای رفتار عادلانه در خانواده، در درجهٔ اول دولت، حکومت و نهایتاً آحاد مردم هستند. این مهم، لزوم تدبیر حکومت نسبت به صیانتِ از عدالت در خانه را پیش چشم واضح میکند؛ عدالت در خانه محقق نمیشود، مگر آنکه حکومت با تعیین سازوکارهای حمایتی و ایجاد موانع بر سر راه ظلم، برای حمایت و پاسداری از اولین حق زن یعنی حق برخورداری از عدالتِ رفتاری در خانواده، قیام کند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«پوشش... از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن. مسئلۀ پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.
خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً شأن بسیار والایی است[ که من فقط یک اشارهای کردم]؛ ثانیاً کاملاً منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و
منطبق با مصلحت جامعه است.»
🔻معنای ناشناختۀ حجاب
هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر الگوی سوم
برخلاف نگاه تقلیلگرایانهای که فلسفۀ حجاب را صرفاً به مسئله پوشش و کنترل امور جنسی فرومیکاهد و تکلیف آن را عمدتاً متوجه زنان میداند، در منطق ارائهشده، حجاب صرفاً یک پوشش نیست، بلکه مرز و حریمی میان زن و مرد است. این حریم، با خاستگاهی کاملاً منطقی و مبتنی بر تفاوتهای جنسیتی، در واقع مانعی در برابر غلبه نیروی مردانه بر زنان ایجاد میکند؛ غلبهای که در نهایت زن را به «شیء» یا «جنس دوم» تبدیل میسازد.
از این منظر، حجاب عاملی برای مهار یک عامل خطرناک است، اما این خطر صرفاً به فسادهای جنسیِ فردی فروکاسته نمیشود. در نگاهی کلانتر، عملِ خطرزای اصلی، برهمخوردن تساوی و تعادل میان زن و مرد در عرصههای مختلف اجتماعی و انسانی است. این تعادل، همان عاملی است که حرکت تاریخی و تمدنی فرد و جامعه را پیش میبرد. بنابراین، رعایت نکردن این «مرز فطری» (حجاب)، با مختل کردن آن تعادل بنیادین، به عنوان عاملی برای انحطاط جوامع و تمدنها قلمداد میشود.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از رادیو اقلیما
📻 قسمت هشتم:
|دیدارهای نادیده|
چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانونگذار هر روز بیشتر میشود؟
با صدای
فاطمه بهرامی
زهرا ستاری فقیهی
کستباکس | ایتا
@radio_eqlima 🎧
هدایت شده از رادیو اقلیما
Radio EqlimaEpisode_08.mp3
زمان:
حجم:
46.3M
📻 قسمت هشتم:
|دیدارهای نادیده|
چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانونگذار هر روز بیشتر میشود؟
@radio_eqlima 🎧
🔻مهریه ۱۴ سکهای و تضعیف سپر امنیتی زنان
🔁#بازتاب_اندیشهها
سید یاسر جبرائیلی نوشت:
▫️در نگاه اسلام به مسئله زن، نقطهٔ آغاز نه «حق مرد» است و نه «امتیاز مرد»، بلکه «کرامت زن» است؛ کرامتی که خدای متعال آن را پیش از هر نسبت اجتماعی و پیشاز هر رابطه قدرت، در متن خلقت نهاده است.
▫️ هر حکمی که پساز این کرامت میآید -از نفقه تا مسئولیتهای مالی و اخلاقی مرد- اگر درست فهم شود، ابزار سلطه نیست، بلکه سپری است برای حفاظت از امنیت، آرامش و امکان رشد زن در ساختار خانواده و جامعه.
▫️مصوبهٔ اخیر مجلس درباره خارجکردن مهریههای بیش از ۱۴ سکه از شمول پیگرد کیفری، گرچه در ظاهر میکوشد از فشار اقتصادی بر مردان بکاهد، اما در لایهٔ عمیقتر یک جابهجایی خطرناک در «هندسه قدرت» میان زن و مرد ایجاد میکند.
▫️ مهریه در سنت اسلامی یک بدهی تجاری نیست، یک امتیاز قابل چانهزنی هم نیست؛ مهریه تکیهگاه امنیتی زن است در ساختاری که هنوز در بسیاری از لایههای فرهنگی و اجتماعی، مرد از قدرت تصمیمگیری و اختیار بیشتری برخوردار است.
▫️اسلام هرجا امتیازی برای مرد قرار همداده، در برابرش برای زن «ضمانت» گذاشته است. مرد مسئول تأمین مالی خانواده است تا زن زیر فشارهای معیشتی خرد نشود. مرد مسئول مدیریت اقتصادی خانه است تا زن از خشونت اقتصادی در جامعه مصون باشد؛ و مهریه نیز بخشی از همین منظومه است: نقطهٔ اتکای زن در لحظهٔ بحران، اهرمی برای جلوگیری از ظلم و یک بازدارندهٔ حقوقی در برابر سوءاستفاده مرد از قدرت.
▫️وقتی این تکیهگاه تضعیف میشود، زن در برابر مردی که همچنان قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتری دارد، بیدفاعتر میشود. نتیجه آن است که زن در اختلافات، با مردی مواجه است که پشتوانهٔ قدرت دارد، اما خود او از تنها ابزار
حمایتیاش محروم شده است.
▫️خطر جدیتر اما پیام فرهنگی این تصمیم است. گویی امنیت زن که در نگاه اسلام یک اصل بنیادین است، به یک عدد تبدیل شده و از مرزی به بعد «غیرقابل پیگیری» محسوب میشود. این نگاه با روح اسلام که منزلت و امنیت زن را مطلق و غیرمشروط میداند سازگار نیست. کرامت زن را نمیتوان با عدد ۱۴ یا ۴۰ یا هر رقم دیگری وزنکشی کرد؛ کرامت، مطلق است.
▫️اگر نیت قانونگذار کاهش زندانیان مهریه است، راه درست آن حذف ابزارهای حمایتی زن نیست، بلکه اصلاح ساختار تعهدات مالی در ازدواج است. راه منطقی و عادلانه، تبدیل مهریه نامتوازن و نمادین به ضمانتهای مالی تدریجی و واقعی است. یعنی مرد بهجای تعهد سنگین و یکباره که در زمان اختلاف غیرقابل پرداخت میشود، در طول زندگی مشترک -بر اساس درآمد و توان مالیاش- به صورت ماهانه یا سالانه مبلغی معین را در قالب صندوق خانوادگی، حساب مشترک تحت نظارت حقوقی، یا بیمههای ویژه زنان و خانواده تأمین کند؛ منابعی که در زمان اختلاف یا طلاق، برای زن بهعنوان پشتوانه قطعی، قابل وصول و بدون تنش قضایی باقی بماند.
▫️این سازوکار نهتنها فشار غیرواقعی را از دوش مرد برمیدارد، بلکه «حق زن» را از یک عدد نمادین و غالباً غیرقابل وصول، به امنیت مالی پیوسته، واقعی و عادلانه تبدیل میکند؛ امنیتی که با روح عدالت، با کرامت زن، و با فلسفه اسلام در تنظیم رابطه زن و مرد سازگاری بسیار بیشتری دارد.
▫️زن در نگاه اسلام «محور حیات» است، نه حاشیه آن. و قانونی که پشتوانه او را تضعیف کند، حتی اگر نیتش اصلاح باشد، در عمل زمینهساز نابرابری تازه و ظلم پنهان خواهد بود.
▫️این مصوبه، خلاف بندهای متعددی از «سیاستهای کلی خانواده» است. امیدوارم هیئت عالی نظارت بر سیاستهای کلی نظام، رای به مغایرت مصوبه مجلس با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب بدهد. همچنین شورای محترم نگهبان میتواند این مصوبه را مغایر اصل ۲۱ قانون اساسی اعلام نماید که در آن، بر احیای حقوق مادی و معنوی زن تصریح شده است.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن متجدد در مذبح خرد مردانه
🔁#بازتاب_اندیشهها
سعید کریم داداشی نوشت:
▫️ زن در تاریخ زیستهٔ خود شاهد بیلطفیهای بسیاری بوده است ؛ تجدد نیز در استمرار این روند برخلاف طرح نظری خود که برای احیای حقوق فراموش شده تمام انسانها تصویر شده بود در تجربهٔ تاریخی، زن را از انسانیت استثنا میکند و در ادامه، خرد مردانه را نهادینه میسازد.
▫️ایمانوئل کانت سر سلسلهٔ ایدهپردازان تجدد، زن را نماد هواوهوس و خرد را که از ویژگی دوران جدید تلقی می شود از مختصات مردان میداند و حتی زن را چنان پایین میکشد که ناقلیت لقب اشرافی را هم از او سلب می کند.
▫️ توماس کوهن در مقالهای بهنام «نقدى بر فلسفه قانون کانت» این دیدگاه کانت را چنین بهسخره میگیرد:
«کانت فکر مىکند که بنا به حکم خرد، مردان مىتوانند لقب نجیبزادگىِ خود را به همسرانشان انتقال دهند، ولى عکس این امر صادق نیست. چنین برخوردى با مسأله، موقعیت کانت را تا آن جا تنزل مىدهد که این سؤال در اذهان شگفت زده مطرح مى شود که چگونه چنین ذهن قدرتمندى ممکن است حتى در سنین کهولت تا بدین حد پوچ و نامعقول بیندیشد.»
▫️ آنگونه که از پیش گفتهها بهدست میآید روح تجدد با تجربهٔ تاریخی آن هیچ نسبتی ندارد لذا در این میان جریان چپ و انتقادی با تکیه بر ایدهٔ تجدد تلاش میکند با احیای آرمانهای آن که ناظر به رهایی تودهٔ مردم علی الخصوص زنان قدمی بردارد و زن را برای دفاع از حقوق خود در آمریکا، انگلیس، نیوزیلند، آلمان، روسیه و سایر کشورها بهحرکت درآورند.
▫️ متأسفانه امروزه ایدهٔ جنبش احیای حقوق زن که قرار بود حاکی از ساحت انسانی زن متجدد باشد، توسط ضدهای دیگر تجدد _ هویت طبقاتی«سرمایه داری» یا انحلال فردیت یا خودبیگانگی و کالا شدگی _ به انحراف کشیده شده و در نهایت زن با توهم آزادی دگرباره بهدست ضد زن ترین یا به تعبیر دیگر ضدانسانیترین نگرشها مسخ شده است!
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻وقتی فساد بیسقف میماند و حقوق زنان محدود میشود: تحلیلی جامعهشناسانه بر مداخلهٔ قانونگذار در حوزهٔ مهریه
🔁#بازتاب_اندیشهها
یادداشتی از سهیلا صادقی، استاد دانشگاه تهران:
▫️تصویب سقف ۱۴ سکه برای مهریه، بیشازآنکه یک تغییر حقوقی ساده باشد، نشاندهندهٔ رویکرد حکمرانی است که بهجای مواجهه با ریشههای نابرابری و بحرانهای اقتصادی، سراغ سادهترین بخش زندگی مردم میرود.
▫️ در جامعهای که زنان سالهاست در حوزه خانواده، کار و مالکیت با محدودیتها و محرومیتهای منزلتی مواجهاند، چنین سیاستی نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه یکی از آخرین ابزارهای جبرانی آنان را محدود میکند.
▫️شگفتآور است که نمایندگان، که در برابر رانت، اختلاس، زمینخواری، حقوقهای نجومی و تولید خودروهای نامرغوب سکوت اختیار کردهاند، با انرژی تمام سراغ سقف مهریه زنان میروند.
▫️این گزینش موضوعات، نشانهٔ آشکار اولویتبندی عجیب و سوگیری قانونگذاری است؛ جایی که زندگی خصوصی زنان و ابزارهای اخلاقی–اجتماعی خانواده هدف قرار میگیرد، اما فسادهای گسترده اقتصادی همچنان بیسقف باقی میماند.
▫️مهریه؛ نماد محبت، حمایت و توازن قدرت در اسلام، مهریه صرفاً عدد یا قرارداد مالی نیست؛ مهریه وسیلهای برای محبت و وفاداری و ابزاری برای تحکیم خانواده و بازتوزیع عدالت خانگی است.
▫️ مهریه بازتاب تعهد و مسئولیت مشترک زن و مرد است و توازن قدرت را در خانواده برقرار میکند. کاهش سقف آن، بدون اصلاح ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی، آخرین پشتوانهٔ زنان در برابر محرومیت منزلتی را محدود میکند و ارزش واقعی آن را به یک عدد تقلیل میدهد.
▫️محرومیت منزلتی و واقعیتهای اجتماعی
زنان، موجودات بیپناه یا سرکوبشده نیستند؛ آنان فعال، مسئول و کرامتمندند. اما محدودیت دسترسی به مالکیت، فرصتهای شغلی، سهم نابرابر از ارث و فشارهای غیرقابل اندازهگیری در زندگی خانوادگی، محرومیت منزلتی ایجاد میکند. مهریه یکی از ابزارهای بازتوزیع این منزلت و حمایت از زنان در حوزه خانواده است؛ کاهش سقف آن، بدون حمایتهای مکمل، به منزله محدود کردن آخرین ابزار جبرانی است.
▫️یکسانسازی فرمالیستی و نادیده گرفتن معنا
ایران جامعهای پیچیده و چندلایه است؛ معنای مهریه در مناطق، طبقات و فرهنگها متفاوت است. در برخی مناطق، نشانهٔ منزلت زن است؛ در برخی طبقات، پشتوانه اقتصادی و در برخی مناطق، وسیله تنظیم روابط میان خانوادهها.
قانونی که همه این تنوع را نادیده میگیرد و سقف واحد تعیین میکند، نمونهای از یکسانسازی فرمالیستی است که قالب را بر واقعیت ترجیح میدهد و گسست میان نظم حقوقی و نظم اجتماعی ایجاد میکند.
▫️فاصلهٔ حقوقی و اجتماعی؛ تهدید مشروعیت قانون
وقتی شکاف میان قانون و واقعیتهای اجتماعی زنان زیاد شود، مردم نسبت به آن بیاعتنا میشوند. سقفگذاری مهریه بدون اصلاح محرومیتهای واقعی، نه عدالت ایجاد میکند و نه مشروعیت قانون را حفظ میکند، بلکه زندگی واقعی زنان را با قواعد رسمی در تعارض قرار میدهد.
▫️تناقض آشکار قانونگذاری
اگر هدف قانونگذار کاهش فشار اقتصادی بود، چرا تنها مهریه محدود شد و جهیزیه که تمام هزینهاش بر دوش خانواده دختر است، بدون سقف رها شد؟ این گزینش آشکار، نشاندهنده اولویتهای عجیب و سوگیری جنسیتی در سیاستگذاری است. قانونگذار در حالی که فسادهای اقتصادی کلان و بیعدالتیهای گسترده را نادیده میگیرد، با دقت سراغ آخرین ابزار جبرانی زنان میرود.
▫️جمعبندی: عدد یا معنا؟
سقفگذاری مهریه، نشانهای از حکمرانی است که توان مقابله با فساد و نابرابری ساختاری را ندارد، اما زندگی خصوصی زنان و ابزارهای اخلاقی–اجتماعی خانواده را محدود میکند. مهریه، فراتر از عدد، نماد محبت، حمایت و توازن قدرت در خانواده است؛ کاهش آن بدون اصلاح محرومیتهای منزلتی و ایجاد توازن واقعی، نه عدالت میآفریند و نه امنیت خانواده را تقویت میکند. در جهانی که ابزارهای قانونی گاهی بیش از حد به زندگی زنان تحمیل میشود و فسادهای بزرگ همچنان بیسقف باقی میماند، این قانون مانعی جدید بر مسیر برابری و کرامت زنان ایجاد میکند.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag