«در نگاه اسلام زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی اند؛ کاملاً متعادل با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی این خصوصیات با هم تفاوت دارند.»
🔻زوجیت، خودش برابری را تجویز میکند!
حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعهشناسی
در ابتدا باید گفت که اصل «زوجیت» یک قانون عام در نظام خلقت در اندیشه قرآنی رهبری است؛ خداوند می فرماید: « وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) از هر چیزی دو گونه آفریدیم، باشد که شما متذکر شوید.
ذاریات، (۴۹)
براساس همین اصل ایشان توضیح میدهند که زن و مرد بر مبنای یک قانون الهی در کنار هم به صورت هم شأن و هم تراز تعریف میشوند؛ قانونی که بر تعادل، توازن و مکمل بودن این دو بنا شده است. به بیان دیگر زوجیت فقط به معنای وجود دو جنس متفاوت نیست، بلکه به معنای هماهنگی و همافزایی میان دو عنصر برابر و البته متفاوت است؛ اینکه هرکدام بخشی از یک کل بزرگتر به نام انسانیتاند.
از این رو زن و مرد در استعدادهای اصیل انسانی با یکدیگر اشتراک دارند و تفاوتهای زن و مرد تنها در کارکردها و عملکردها نمود پیدا میکند. یعنی تفاوتهایی که باعث میشود هر جنس قابلیتهای خاص خود را داشته باشد؛ اما مقاصد کلی سلوک و رشد، تعالی و کسب تقرب الهی برای هر دو جنس یکسان است. اگر مرد مختار و مکلف خلق شده زن هم مختار و مکلف است. هر دو از یک ظرفیت بنیادین برای رشد معنوی بهرهمندند و هر دو میتوانند در مقام انسانی به مراتب والا دست یابند.
هنگامی که از تعادل میان زن و مرد سخن گفته میشود، منظور تنها توزیع وظایف یا تفاوت های نقش آفرینی نیست، بلکه اشاره به این حقیقت است که در مقیاس انسانیت، هر دو در یک سطح قرار دارند. تمایزهای موجود نه موجب برتری یکی بر دیگری میشود و نه باعث کاهش شأن انسانی هر کدام این تمایزات، تنها شکل بروز و تجلی ویژگیهای مشترک انسانی را متفاوت میکند؛ به گونهای که زن و مرد هر دو از ساختار روحی و نفسی و جسمی مشابه برخوردارند اما نحوه ظهور و عمل این ساختار در عرصههای گوناگون میتواند متفاوت باشد. چنین نگاهی زن و مرد را دو گونه متعادل و مکمل میبیند؛ دو جلوۀ متفاوت از یک حقیقت انسانی که هم زمان در کنار تفاوتهای طبیعی شان بر محور مشترک انسانیت حرکت میکنند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئلهی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همینجور.»
🔻عدالت؟ شاید بعداً
فاطمه سادات سجادی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
برای تحقق یک جامعه عادلانه، ضروریست تا نهادها و سازوکارهای اجتماعی بر مبنای عدالت و رعایت حقوق انسانی تدبیر شوند. تجربهٔ اجتماعی غرب، تجربهٔ بیعدالتی محض در ساختارهای حکومتی، فرهنگی و خانوادگی است و زن در این سازوکار با متاثر شدن از بیعدالتی سیستماتیک غربی، علیرغم کوششهای فراوان نیز بدون بهره برابر با مرد، دچار بیتوجهی و نارسبودگی است. درصورتیکه زن دارای ارزش برابری با مرد نباشد، جامعهٔ شکل گرفته بر مبنای این تعارض و نابرابری فاحش، جامعهای ناعادلانه و نامتعادل خواهد بود.
زن و مرد بهعنوان دو عنصر متعادل انسانی، هردو برای ادامه زندگی، تداوم نسل بشری و دستیابی به پیشرفتهای تمدنی دارای وظیفه و نقش اند و حضور آنها محترم شمرده شده است. لذا ضروری است بستر ایفای وظیفهٔ خاص هردوی آنان نیز به عادلانهترین شکل ممکن فراهم شود. در همین راستا، بسط و گسترش مصادیق عدالت اجتماعی و انطباق طرحهای مختلف مدیریتی در تمام ساحات اجتماع با مبانی اصلی عدالت، از اهمیت برخوردار خواهد بود.
از مهمترین مصادیق عدالت اجتماعی، انتفاع زن از ارزشگذاری برابر با مردان است. زنان در جوامع غیرمتعادل غربی، علیرغم حضور در مناصب مشابه و صرف وقت و تلاشهای بعضاً بیشتر و شدیدتری برای کسب جایگاههای موثر اجتماع، از دستمزد پایینتر و امتیازات کمتری از مردان برخوردارند. این وضعیت نابرابر، لزوماً به حالت بیعدالتی محض رسیده و بنای اجتماع را متزلزل خواهد کرد. حال آنکه باید هردوی این عناصر متعادل انسانی از ارزش و احترام برابری برخوردار باشند. درصورتیکه زنان دارای ارزش برابری با مردان باشند و کار و تلاش آنان محترم شمرده شود، جامعه یک قدم به تحقق عدالت نزدیکتر خواهد شد. بیمههای خاص، در نظر گرفتن مرخصیهای ویژه و توجه به امتیازات حکومتی برای زنان، میتواند بستری را فراهم آورد که نهایت آن، به عدالت در عرصهٔ اجتماع منجر شود.
نمود عدالت در دو ساحت خانواده و اجتماع بدین معناست که صرفنظر کردن از هرکدام از اینها، ما را از تحقق ارزش جهانشمول عدالت باز میدارد؛ اگر رفتار با زن در خانواده چیزی غیر از رفتار عادلانه باشد، پای عدالت اجتماعی لنگ میزند و اگر سازوکارهای اجتماعی مبتنی بر عدالت پیریزی نشوند، رکن خانوادهٔ عادلانه محقق نخواهد شد. ضامن اجرای رفتار عادلانه در خانواده، در درجهٔ اول دولت، حکومت و نهایتاً آحاد مردم هستند. این مهم، لزوم تدبیر حکومت نسبت به صیانتِ از عدالت در خانه را پیش چشم واضح میکند؛ عدالت در خانه محقق نمیشود، مگر آنکه حکومت با تعیین سازوکارهای حمایتی و ایجاد موانع بر سر راه ظلم، برای حمایت و پاسداری از اولین حق زن یعنی حق برخورداری از عدالتِ رفتاری در خانواده، قیام کند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
«پوشش... از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن. مسئلۀ پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.
خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً شأن بسیار والایی است[ که من فقط یک اشارهای کردم]؛ ثانیاً کاملاً منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و
منطبق با مصلحت جامعه است.»
🔻معنای ناشناختۀ حجاب
هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر الگوی سوم
برخلاف نگاه تقلیلگرایانهای که فلسفۀ حجاب را صرفاً به مسئله پوشش و کنترل امور جنسی فرومیکاهد و تکلیف آن را عمدتاً متوجه زنان میداند، در منطق ارائهشده، حجاب صرفاً یک پوشش نیست، بلکه مرز و حریمی میان زن و مرد است. این حریم، با خاستگاهی کاملاً منطقی و مبتنی بر تفاوتهای جنسیتی، در واقع مانعی در برابر غلبه نیروی مردانه بر زنان ایجاد میکند؛ غلبهای که در نهایت زن را به «شیء» یا «جنس دوم» تبدیل میسازد.
از این منظر، حجاب عاملی برای مهار یک عامل خطرناک است، اما این خطر صرفاً به فسادهای جنسیِ فردی فروکاسته نمیشود. در نگاهی کلانتر، عملِ خطرزای اصلی، برهمخوردن تساوی و تعادل میان زن و مرد در عرصههای مختلف اجتماعی و انسانی است. این تعادل، همان عاملی است که حرکت تاریخی و تمدنی فرد و جامعه را پیش میبرد. بنابراین، رعایت نکردن این «مرز فطری» (حجاب)، با مختل کردن آن تعادل بنیادین، به عنوان عاملی برای انحطاط جوامع و تمدنها قلمداد میشود.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از رادیو اقلیما
📻 قسمت هشتم:
|دیدارهای نادیده|
چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانونگذار هر روز بیشتر میشود؟
با صدای
فاطمه بهرامی
زهرا ستاری فقیهی
کستباکس | ایتا
@radio_eqlima 🎧
هدایت شده از رادیو اقلیما
Radio EqlimaEpisode_08.mp3
زمان:
حجم:
46.3M
📻 قسمت هشتم:
|دیدارهای نادیده|
چرا فاصلۀ میان گفتار رهبری و رفتار قانونگذار هر روز بیشتر میشود؟
@radio_eqlima 🎧
🔻مهریه ۱۴ سکهای و تضعیف سپر امنیتی زنان
🔁#بازتاب_اندیشهها
سید یاسر جبرائیلی نوشت:
▫️در نگاه اسلام به مسئله زن، نقطهٔ آغاز نه «حق مرد» است و نه «امتیاز مرد»، بلکه «کرامت زن» است؛ کرامتی که خدای متعال آن را پیش از هر نسبت اجتماعی و پیشاز هر رابطه قدرت، در متن خلقت نهاده است.
▫️ هر حکمی که پساز این کرامت میآید -از نفقه تا مسئولیتهای مالی و اخلاقی مرد- اگر درست فهم شود، ابزار سلطه نیست، بلکه سپری است برای حفاظت از امنیت، آرامش و امکان رشد زن در ساختار خانواده و جامعه.
▫️مصوبهٔ اخیر مجلس درباره خارجکردن مهریههای بیش از ۱۴ سکه از شمول پیگرد کیفری، گرچه در ظاهر میکوشد از فشار اقتصادی بر مردان بکاهد، اما در لایهٔ عمیقتر یک جابهجایی خطرناک در «هندسه قدرت» میان زن و مرد ایجاد میکند.
▫️ مهریه در سنت اسلامی یک بدهی تجاری نیست، یک امتیاز قابل چانهزنی هم نیست؛ مهریه تکیهگاه امنیتی زن است در ساختاری که هنوز در بسیاری از لایههای فرهنگی و اجتماعی، مرد از قدرت تصمیمگیری و اختیار بیشتری برخوردار است.
▫️اسلام هرجا امتیازی برای مرد قرار همداده، در برابرش برای زن «ضمانت» گذاشته است. مرد مسئول تأمین مالی خانواده است تا زن زیر فشارهای معیشتی خرد نشود. مرد مسئول مدیریت اقتصادی خانه است تا زن از خشونت اقتصادی در جامعه مصون باشد؛ و مهریه نیز بخشی از همین منظومه است: نقطهٔ اتکای زن در لحظهٔ بحران، اهرمی برای جلوگیری از ظلم و یک بازدارندهٔ حقوقی در برابر سوءاستفاده مرد از قدرت.
▫️وقتی این تکیهگاه تضعیف میشود، زن در برابر مردی که همچنان قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتری دارد، بیدفاعتر میشود. نتیجه آن است که زن در اختلافات، با مردی مواجه است که پشتوانهٔ قدرت دارد، اما خود او از تنها ابزار
حمایتیاش محروم شده است.
▫️خطر جدیتر اما پیام فرهنگی این تصمیم است. گویی امنیت زن که در نگاه اسلام یک اصل بنیادین است، به یک عدد تبدیل شده و از مرزی به بعد «غیرقابل پیگیری» محسوب میشود. این نگاه با روح اسلام که منزلت و امنیت زن را مطلق و غیرمشروط میداند سازگار نیست. کرامت زن را نمیتوان با عدد ۱۴ یا ۴۰ یا هر رقم دیگری وزنکشی کرد؛ کرامت، مطلق است.
▫️اگر نیت قانونگذار کاهش زندانیان مهریه است، راه درست آن حذف ابزارهای حمایتی زن نیست، بلکه اصلاح ساختار تعهدات مالی در ازدواج است. راه منطقی و عادلانه، تبدیل مهریه نامتوازن و نمادین به ضمانتهای مالی تدریجی و واقعی است. یعنی مرد بهجای تعهد سنگین و یکباره که در زمان اختلاف غیرقابل پرداخت میشود، در طول زندگی مشترک -بر اساس درآمد و توان مالیاش- به صورت ماهانه یا سالانه مبلغی معین را در قالب صندوق خانوادگی، حساب مشترک تحت نظارت حقوقی، یا بیمههای ویژه زنان و خانواده تأمین کند؛ منابعی که در زمان اختلاف یا طلاق، برای زن بهعنوان پشتوانه قطعی، قابل وصول و بدون تنش قضایی باقی بماند.
▫️این سازوکار نهتنها فشار غیرواقعی را از دوش مرد برمیدارد، بلکه «حق زن» را از یک عدد نمادین و غالباً غیرقابل وصول، به امنیت مالی پیوسته، واقعی و عادلانه تبدیل میکند؛ امنیتی که با روح عدالت، با کرامت زن، و با فلسفه اسلام در تنظیم رابطه زن و مرد سازگاری بسیار بیشتری دارد.
▫️زن در نگاه اسلام «محور حیات» است، نه حاشیه آن. و قانونی که پشتوانه او را تضعیف کند، حتی اگر نیتش اصلاح باشد، در عمل زمینهساز نابرابری تازه و ظلم پنهان خواهد بود.
▫️این مصوبه، خلاف بندهای متعددی از «سیاستهای کلی خانواده» است. امیدوارم هیئت عالی نظارت بر سیاستهای کلی نظام، رای به مغایرت مصوبه مجلس با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب بدهد. همچنین شورای محترم نگهبان میتواند این مصوبه را مغایر اصل ۲۱ قانون اساسی اعلام نماید که در آن، بر احیای حقوق مادی و معنوی زن تصریح شده است.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن متجدد در مذبح خرد مردانه
🔁#بازتاب_اندیشهها
سعید کریم داداشی نوشت:
▫️ زن در تاریخ زیستهٔ خود شاهد بیلطفیهای بسیاری بوده است ؛ تجدد نیز در استمرار این روند برخلاف طرح نظری خود که برای احیای حقوق فراموش شده تمام انسانها تصویر شده بود در تجربهٔ تاریخی، زن را از انسانیت استثنا میکند و در ادامه، خرد مردانه را نهادینه میسازد.
▫️ایمانوئل کانت سر سلسلهٔ ایدهپردازان تجدد، زن را نماد هواوهوس و خرد را که از ویژگی دوران جدید تلقی می شود از مختصات مردان میداند و حتی زن را چنان پایین میکشد که ناقلیت لقب اشرافی را هم از او سلب می کند.
▫️ توماس کوهن در مقالهای بهنام «نقدى بر فلسفه قانون کانت» این دیدگاه کانت را چنین بهسخره میگیرد:
«کانت فکر مىکند که بنا به حکم خرد، مردان مىتوانند لقب نجیبزادگىِ خود را به همسرانشان انتقال دهند، ولى عکس این امر صادق نیست. چنین برخوردى با مسأله، موقعیت کانت را تا آن جا تنزل مىدهد که این سؤال در اذهان شگفت زده مطرح مى شود که چگونه چنین ذهن قدرتمندى ممکن است حتى در سنین کهولت تا بدین حد پوچ و نامعقول بیندیشد.»
▫️ آنگونه که از پیش گفتهها بهدست میآید روح تجدد با تجربهٔ تاریخی آن هیچ نسبتی ندارد لذا در این میان جریان چپ و انتقادی با تکیه بر ایدهٔ تجدد تلاش میکند با احیای آرمانهای آن که ناظر به رهایی تودهٔ مردم علی الخصوص زنان قدمی بردارد و زن را برای دفاع از حقوق خود در آمریکا، انگلیس، نیوزیلند، آلمان، روسیه و سایر کشورها بهحرکت درآورند.
▫️ متأسفانه امروزه ایدهٔ جنبش احیای حقوق زن که قرار بود حاکی از ساحت انسانی زن متجدد باشد، توسط ضدهای دیگر تجدد _ هویت طبقاتی«سرمایه داری» یا انحلال فردیت یا خودبیگانگی و کالا شدگی _ به انحراف کشیده شده و در نهایت زن با توهم آزادی دگرباره بهدست ضد زن ترین یا به تعبیر دیگر ضدانسانیترین نگرشها مسخ شده است!
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻وقتی فساد بیسقف میماند و حقوق زنان محدود میشود: تحلیلی جامعهشناسانه بر مداخلهٔ قانونگذار در حوزهٔ مهریه
🔁#بازتاب_اندیشهها
یادداشتی از سهیلا صادقی، استاد دانشگاه تهران:
▫️تصویب سقف ۱۴ سکه برای مهریه، بیشازآنکه یک تغییر حقوقی ساده باشد، نشاندهندهٔ رویکرد حکمرانی است که بهجای مواجهه با ریشههای نابرابری و بحرانهای اقتصادی، سراغ سادهترین بخش زندگی مردم میرود.
▫️ در جامعهای که زنان سالهاست در حوزه خانواده، کار و مالکیت با محدودیتها و محرومیتهای منزلتی مواجهاند، چنین سیاستی نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه یکی از آخرین ابزارهای جبرانی آنان را محدود میکند.
▫️شگفتآور است که نمایندگان، که در برابر رانت، اختلاس، زمینخواری، حقوقهای نجومی و تولید خودروهای نامرغوب سکوت اختیار کردهاند، با انرژی تمام سراغ سقف مهریه زنان میروند.
▫️این گزینش موضوعات، نشانهٔ آشکار اولویتبندی عجیب و سوگیری قانونگذاری است؛ جایی که زندگی خصوصی زنان و ابزارهای اخلاقی–اجتماعی خانواده هدف قرار میگیرد، اما فسادهای گسترده اقتصادی همچنان بیسقف باقی میماند.
▫️مهریه؛ نماد محبت، حمایت و توازن قدرت در اسلام، مهریه صرفاً عدد یا قرارداد مالی نیست؛ مهریه وسیلهای برای محبت و وفاداری و ابزاری برای تحکیم خانواده و بازتوزیع عدالت خانگی است.
▫️ مهریه بازتاب تعهد و مسئولیت مشترک زن و مرد است و توازن قدرت را در خانواده برقرار میکند. کاهش سقف آن، بدون اصلاح ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی، آخرین پشتوانهٔ زنان در برابر محرومیت منزلتی را محدود میکند و ارزش واقعی آن را به یک عدد تقلیل میدهد.
▫️محرومیت منزلتی و واقعیتهای اجتماعی
زنان، موجودات بیپناه یا سرکوبشده نیستند؛ آنان فعال، مسئول و کرامتمندند. اما محدودیت دسترسی به مالکیت، فرصتهای شغلی، سهم نابرابر از ارث و فشارهای غیرقابل اندازهگیری در زندگی خانوادگی، محرومیت منزلتی ایجاد میکند. مهریه یکی از ابزارهای بازتوزیع این منزلت و حمایت از زنان در حوزه خانواده است؛ کاهش سقف آن، بدون حمایتهای مکمل، به منزله محدود کردن آخرین ابزار جبرانی است.
▫️یکسانسازی فرمالیستی و نادیده گرفتن معنا
ایران جامعهای پیچیده و چندلایه است؛ معنای مهریه در مناطق، طبقات و فرهنگها متفاوت است. در برخی مناطق، نشانهٔ منزلت زن است؛ در برخی طبقات، پشتوانه اقتصادی و در برخی مناطق، وسیله تنظیم روابط میان خانوادهها.
قانونی که همه این تنوع را نادیده میگیرد و سقف واحد تعیین میکند، نمونهای از یکسانسازی فرمالیستی است که قالب را بر واقعیت ترجیح میدهد و گسست میان نظم حقوقی و نظم اجتماعی ایجاد میکند.
▫️فاصلهٔ حقوقی و اجتماعی؛ تهدید مشروعیت قانون
وقتی شکاف میان قانون و واقعیتهای اجتماعی زنان زیاد شود، مردم نسبت به آن بیاعتنا میشوند. سقفگذاری مهریه بدون اصلاح محرومیتهای واقعی، نه عدالت ایجاد میکند و نه مشروعیت قانون را حفظ میکند، بلکه زندگی واقعی زنان را با قواعد رسمی در تعارض قرار میدهد.
▫️تناقض آشکار قانونگذاری
اگر هدف قانونگذار کاهش فشار اقتصادی بود، چرا تنها مهریه محدود شد و جهیزیه که تمام هزینهاش بر دوش خانواده دختر است، بدون سقف رها شد؟ این گزینش آشکار، نشاندهنده اولویتهای عجیب و سوگیری جنسیتی در سیاستگذاری است. قانونگذار در حالی که فسادهای اقتصادی کلان و بیعدالتیهای گسترده را نادیده میگیرد، با دقت سراغ آخرین ابزار جبرانی زنان میرود.
▫️جمعبندی: عدد یا معنا؟
سقفگذاری مهریه، نشانهای از حکمرانی است که توان مقابله با فساد و نابرابری ساختاری را ندارد، اما زندگی خصوصی زنان و ابزارهای اخلاقی–اجتماعی خانواده را محدود میکند. مهریه، فراتر از عدد، نماد محبت، حمایت و توازن قدرت در خانواده است؛ کاهش آن بدون اصلاح محرومیتهای منزلتی و ایجاد توازن واقعی، نه عدالت میآفریند و نه امنیت خانواده را تقویت میکند. در جهانی که ابزارهای قانونی گاهی بیش از حد به زندگی زنان تحمیل میشود و فسادهای بزرگ همچنان بیسقف باقی میماند، این قانون مانعی جدید بر مسیر برابری و کرامت زنان ایجاد میکند.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻هندسۀ مادرانگی در میدانِ حقیقت
جستاری در باب مادری در الگوی سوم زن؛ از سیرۀ حضرت امالبنین(س) تا مادران شهدا
فاطمه صادقی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
مادری در تاریخ و در بسیاری از نظامهای فکری، همواره بهعنوان نقطۀ تقابل با کنشگری اجتماعی مطرح بوده است. این تصور غالب، زن را به محض ورود در نقش مادری، در تنگنای انفعال یا خدمتگزاری صرف قرار میدهد و او را از آفرینشِ فعالِ تاریخ دور میسازد. اما روایتِ انقلاب اسلامی و مکتبِ عاشورا، حکایتی کاملاً متفاوت را پیش چشم میآورد. حکایتی که در آن، مادرانگی نه یک محدودیت، بلکه سرچشمۀ عظیمترین کنشها و تولیدِ یک هویتِ بیبدیل و سازنده است. این، همان تعریفی است که «زن الگوی سوم» از مادری ارائه میدهد؛ زنی که مادرانگی را به سطح یک انتخابِ آگاهانه و مسئولیتِ تمدنی ارتقا میدهد.
تجلیِ این الگوی متعالی، در ساحتِ انتخابهای حضرت امالبنین (س) میدرخشد. مادری که مادرانگیاش از یک «عاطفۀ غریزی»، فراتر میرود و محورِ آن را بر عشق به حقیقت و ولایتپذیری میگذارد. رفتار تاریخی ایشان—آنجا که پس از شنیدن خبر شهادت فرزندانش، نخست حال امام حسین (ع) را جویا میشود، یک حقیقت کلیدی را به ما میآموزد: در این مکتب، مادر، فرزند را نه برای بقای شخصی، بلکه برای ایستادن در قامتِ حقیقت و عدالت پرورش میدهد.
در الگوی امالبنین (س)، مادرانگی یعنی بالا بردن قامت فرزند برای مواجهه شجاعانه با جهان؛ نه پناه دادن او در حصاری از ترس و آسایش بیهوده.
این سبک از مادری، در تاریخ معاصر، یک سؤال جدی را طرح میکند: اگر مادری کاری تماموقت است، پس چگونه مادرانِ فعالِ جامعه و مجاهد، موفق به تربیت چنین فرزندانی شدند؟ پاسخ، در کمیت زمان نیست، بلکه در کیفیتِ حضورِ وجودی مادر است. مادرِ الگوی سوم، با زیستِ واقعی، ایمان، آرامش و انتخابهای هدفمند خود، یک ایماژ ذهنی باشکوه در خانه خلق میکند و ازاینطریق، جاذبه معنوی به وجود میآورد.
فرزند، این مادر را نه صرفاً یک مراقب، بلکه یک قهرمانِ واقعی میبیند. این جاذبه، کودک را وا میدارد تا برای عقب نماندن از مادر و برای نزدیک شدن به آن مرتبۀ رفیعِ وجودی، پیوسته درحال تلاش و رشد باشد. نفوذ این مادر به قلب فرزند، نفوذی از جنس برکت و مجاهدت است، نه از جنس دستور و تکرار. این نفوذ، هدیهای الهی است که به دلیل صدقِ مجاهدتهای مادر در مسیر حق، به او عطا شده است.
در واقع، کیفیتِ زیستِ مادر، یعنی انتخابهای بزرگِ او برای فرزند، حکمِ یک جاذبۀ بیواسطه را پیدا میکند که فراتر از هرگونه تحمیلِ کلامی است. نفوذ کلامی بر پایۀ دستور، در برابر بحرانها سست است؛ اما نفوذی که ریشه در برکت و مقامِ وجودی مادر دارد، حتی در غیاب او نیز فرزند را در مسیر حفظ میکند.
این زنان همچنین در مواجهه با رنج، یک موضعِ فلسفیِ قاطع دارند. برای آنها، رنج و سختی، حادثهای نیست که باید از آن فرار کرد؛ بلکه میدانِ آزمون و مسیرِ رشد است. مادر شهیدان باقری، با جملۀ معروفش: «آدمیزاد آمده برای رنج کشیدن؛ این دنیا جای راحتی نیست» نهتنها ترس را از دل فرزندانش دور میکند، بلکه آنها را با حقیقتِ حیات و تکامل آشنا میسازد. مادری در این سطح، یعنی تبدیلِ رنج به معنا، و تربیتِ نسلی که در برابر دشواریها، نمیشکند بلکه قد میکشد.
➕مطالعه متن کامل
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻ماراتن کیش و اقتصاد سیاسی کالاییسازی بدن
چگونه توسعهگرایی ایرانی بدن زن را به ابزار جلب طبقۀ متوسط تبدیل میکند؟
رسول لطفی، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات
در سالهای اخیر، رویدادهایی نظیر «ماراتن کیش» درظاهر واجد یک کارکرد فرهنگی و ورزشیاند، اما در سطح ساختاری، بخشی از آرایش جدید پروژۀ توسعهخواهی نئولیبرالی در ایران عمل میکنند؛ پروژهای که با اتکا به تکنیکهای مدیریت ادراک و کالاییسازی نمادین، بدن زن را به متغیری سیاسی ـ رسانهای برای تنظیم رابطۀ خود با طبقه متوسط تبدیل کرده است. این رویدادها در سازوکار واقعیشان، «تکنیکهای حکمرانی توسعهنما» هستند؛ سازوکارهایی برای جابهجایی حساسیتها، برونسپاری بحرانها و تولید رضایت کمهزینه. تلاش پروژۀ توسعه نئولیبرالی در ایران برای بازتولید مشروعیت و جذب حمایت سیاسی ازطریق بازاریسازی بدن زن و اعطای آزادیهای توهمی به طبقۀ متوسط است.
در دو دهۀ اخیر، ایران با نوع خاصی از صورتبندی نظری از توسعه مواجه است که اتفاقاً نسبیت و سنخیتی با توسعۀ واقعی بومی ندارد، بلکه «توسعهنمایی» است؛ نوعی نظم اقتصادی ـ سیاسی که بهجای اقتصاد تولیدمحور، بر اقتصاد تصویر، نمایندگی نمادین و مدیریت روانی جامعه تکیه دارد. این نظم، بهطور خاص طبقه متوسط را هدف میگیرد؛ طبقهای که در وضعیت انسداد اقتصادی، نابرابری ساختاری و فرسایش افقهای آینده، بیشاز هر زمان دیگر به «نشانههای ظاهری توسعه» حساس است. این پروژه بهخوبی فهمیده است که طبقۀ متوسط، درمانده از انسداد اقتصادی و سرخورده از بیعدالتی، حساسترین نقطهاش «آزادیهای سبکزندگی» است. بنابراین آزادی زنانه را بهعنوان «امتیاز نمادین» بستهبندی کرده و از آن بهرهکشی سیاسی میکند: تو آزادیِ نمایشی داشته باش، ما هم مسیر بازاریسازی و خصوصیسازی را ادامه میدهیم.
در چنین نظمی، بدن زن به ابژهای تبدیل میشود که از طریق آن «توهم آزادی و توسعه» بازتولید میشود؛ بدن زن تبدیل میشود به «واحد مبادلۀ سیاسی»، چیزی که قرار است با آن رضایت تولید شود. آنها بازنمایی رسانهای میسازند که در آن «توسعۀ جامعه ایرانی» با نمایش کنترلشده آزادیهای جنسی ـ بدنی زنان گره میخورد. اما این مدرنشدن، یک «ابزار سیاسی» است.
نظام توسعهگرا وقتی نمیتواند یا نمیخواهد این مطالبات سخت را برآورده کند، بهسراغ جایگزینی «آزادی مصرفپذیر» بهجای «آزادی اجتماعی» واقعی میرود که هم کمهزینهتر و هم قابل کنترلتر است. در نتیجه، ساختار قدرت کوچکترین هزینهای نمیدهد، فقط طبقۀ متوسط را با یک «توهم آزادی» آرام میکند. مسئله تبدیل بدن زن به کالایی برای کسب سرمایه سیاسی است. این یعنی تغلیظ امر توسعه در سطحِ سطحیترین لایههای بدنمندی؛ نوعی توسعهنمایی نه توسعهیابی.
پروژۀ توسعه نئولیبرالی در ایران، همانند مشابهاتش در جهان، بهخوبی فهمیده است که بدن زن محل تلاقی «قدرت»، «مصرف»، «سبک زندگی» و «مشروعیت» است. بههمیندلیل، آزادی زنان در این پروژه بهعنوان «متغیر قابل تنظیم» بهکار گرفته میشود. آزادی زنانه در این گفتمان، «امتیاز نمادین» است؛ کالایی که عرضه میشود تا رضایت سیاسی طبقه متوسط را خریداری کند. این «آزادی»، آزادی بدنمند، مصرفپذیر و رسانهپسند است؛ آزادیای که در لحظۀ دیدهشدن عمل میکند اما فاقد قدرت ساختاریسازی است.
➕مطالعه متن کامل
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag