eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
667 دنبال‌کننده
441 عکس
4 ویدیو
16 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻نسبت تاب‌آوری، انسجام اجتماعی و حافظه جمعی با یکدیگر چیست؟ 🔁 محمدرضا اخضریان کاشانی تاب‌آوری به مثابه سرمایه اجتماعی بحران: تاب‌آوری فقط ویژگی فردی نیست، بلکه شبکه‌ای از اعتماد، همبستگی و هم‌سرنوشتی است. در جنگ‌ها، کشورهایی موفق‌تر بودند که سرمایه اجتماعی پنهان (اعتماد بین مردم و دولت، هویت ملی مشترک، نهادهای واسط) را قبل از جنگ ساخته بودند. به بیان دیگر، جنگ آینه‌ای است که نشان می‌دهد سرمایه اجتماعی واقعی چه‌قدر است. دوگانه شکاف یا انسجام در لحظات بحرانی: بحران می‌تواند جامعه را متلاشی کند یا آن را یکپارچه‌تر سازد. کلید ماجرا این است که آیا جامعه روایت مشترکی از دشمن و آینده دارد یا خیر. بدون روایت مشترک، مردم جنگ را هزینه بیهوده می‌بینند، با روایت مشترک، جنگ تداوم زندگی و هویت تلقی می‌شود. تاب‌آوری به مثابه مدیریت احساسات جمعی: جامعه فقط با منابع مادی (غذا، اسلحه، پناهگاه) دوام نمی‌آورد، بلکه با امید، معنا و غرور جمعی زنده می‌ماند. جنگ‌ها نشان داده‌اند که مدیریت ترس، خشم و سوگ از مدیریت تدارکات کمتر نیست. جامعه‌شناسی تاب‌آوری باید مطالعه کند که چگونه سوگواری، موسیقی، ادبیات و مناسک مذهبی یا ملی احساسات را بازتولید و به نیروی بقا تبدیل می‌کنند. تاب‌آوری توزیعی در برابر تاب‌آوری متمرکز: برخی کشورها تاب‌آوری را با اتکا به ساختار دولت مرکزی و ارتش تعریف می‌کنند. برخی دیگر بر شبکه‌های مردمی، داوطلبان و جوامع محلی تکیه می‌کنند. تجربه‌ها نشان می‌دهد که مدل ترکیبی (تمرکز + توزیع) در جنگ‌های طولانی پایدارتر است. جنسیت و تاب‌آوری: جنگ‌ها نشان می‌دهد که زنان ستون‌های تاب‌آوری اجتماعی‌اند: مدیریت خانواده، مراقبت از سالمندان و کودکان، سازماندهی شبکه‌های امداد و حتی مقاومت فرهنگی. اما اغلب سیاست‌گذاری‌های رسمی این ظرفیت را نادیده می‌گیرد. تاب‌آوری جامعه نتیجه تاب‌آوری زنان خانواده است. فناوری رسانه و تاب‌آوری روانی-اجتماعی: در گذشته رسانه ملی و منبر نقش اصلی داشتند؛ امروز شبکه‌های اجتماعی می‌توانند هم تقویت‌کننده امید و هم تضعیف‌کننده آن باشند. جنگ‌های آینده بیش از آنکه نبرد توپ و تانک باشند، نبرد روایت‌ها و تصویرها هستند. تاب‌آوری ملی به معنای داشتن توان مدیریت جریان اطلاعات و شایعات است. حافظه جمعی و تاب‌آوری: جوامعی که حافظه تاریخی از بحران‌ها دارند (مثل قحطی، اشغال یا جنگ قبلی)، تاب‌آوری بیشتری نشان می‌دهند. حافظه جمعی نوعی کتاب راهنمای ناخودآگاه برای بحران‌های جدید است. اما اگر این حافظه به زخم باز و کینه تبدیل شود، می‌تواند انسجام اجتماعی را از هم بپاشد. معنویت و تاب‌آوری: در بسیاری از جوامع، ایمان مذهبی یا معنویت مدنی، نقشی کلیدی در بازسازی امید دارد. معنویت می‌تواند رنج را قابل تحمل و معنادار کند و از تبدیل‌شدن بحران به فروپاشی جلوگیری کند. جامعه‌شناسی جنگ باید این بُعد معنایی و قدسی تاب‌آوری را جدی بگیرد. تاب‌آوری و زندگی در بحران: یکی از الزامات بنیادین تاب‌آوری، امکان زندگی طبیعی در شرایط بحران است. هیجان، غم، انگیزه‌های عقیدتی و مسکن‌های مقطعی قدرت اقتصادی موقتی دارند، مردم باید به زیست در بحران و شرایط جنگی عادت کنند. کار و تحصیل و ازدواج و جشن و مهمانی و... مهم‌ترین ابزارهای تاب‌آوری در شرایط بحران است. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️ امام آمد و پرچم انقلاب را به دست زنان سپرد اسلام و انقلاب و امام آمد و در این کشور ، زن را در مرکز فعالیت های سیاسی قرار دادند و پرچم انقلاب را به دست زنان سپرد ؛ در حالی که زن در همان حال توانست حجاب و وقار و متانت اسلامی و عفاف و دین و تقوای خود را حفظ کند. کسی حقی از این بزرگتر بر گردن زن ایرانی و مسلمانان ندارد ... ، امروز ، زن در کشور ما میتواند در میدان سیاست و فعالیت های سیاسی و اجتماعی و جهادی و کمک به مردم انقلاب و حضور در میدان گوناگون ، شخصیت خودش را با حفظ متانت و وقار و حجاب اسلامی نشان بدهد‌‌. ۱۳۶۸/۱۰/۲۶ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از زنان در جنگ 🇮🇷
دهمین روز از روزهای زینبی پیروزی‌ها یک‌به‌یک از راه می‌رسند حالا پس از مشخص شدن جانشین امام شهیدمان، مسیر پیروزی‌های ملت کامل‌تر شد. پیش از این ملت ‌ایران با حضور به‌موقع و مستحکم و مستمر هم خیابان‌ها را حفظ کردند و هم پرچم خون‌خواهی را بالا بردند. ‌پس تسلط بر شهرها و دفع خطر آشوب، مدیریت و کنترل مرز‌ها و دفع خطر تجزیه‌طلبی و ایجاد دست برتر نظامی ‌در مقابل جبهۀ یزیدی با تمام پایگاه‌ها و دارایی‌هایشان، از دیشب پرچم بیعت نیز کنار پرچم خون‌خواهی به ‌دست مردم افراشته شد. بیعت با آیت‌الله سیدمجتبی، ثبات و آرامش و انگیزۀ پیروزی کامل را به «ملت امام ‌حسین(ع)» بخشید.‌ در این ده روز تاریخی دیدیم که مردان غیور چطور مرزهای کشور و حریم شهرها را حفظ کردند و دیدیم که چطور ‌زنان تربیت‌یافتۀ امام شهید قلب ایمانی و معنوی کشور را از خانه تا خیابان گرم نگه داشتند. می‌دانیم همه چیز ‌منوط است به ایمان قلبی و این نقطۀ قدرت زن‌های انقلابی است. در بسیاری از تجمعات حضور زنان به لحاظ ‌کمی و کیفی بیشتر و پرشور بود و این یکی از اصلی‌ترین مزیت‌های جبهۀ حسینی است. جبهۀ حسینی و در ‌حقیقت جبهۀ حسینی-زینبی ما سرشار از زنانی است که امروز مثل همیشه خود را در کالبد و موقعیت زینبی ‌می‌بینند و اجازه نمی‌دهند پرچم توحید، ولایت و عدالت متزلزل شود و دشمن حتی با شهید کردن امام امت ‌احساس فخر و پیروزی کند. زن‌ها عزای قلبی خود را به حماسۀ «ما رأیت الا جمیلاً» تبدیل کردند و حالا در ‌دهمین شب همچنان خیابان‌ها شلوغ و پرشور است.‌ تعجبی ندارد این اعتماد به‌نفس در زن‌ها. زن‌هایی که تا چند دهۀ‌ گذشته هرگز تا این اندازه در مرکز حوادث ‌تعیین‌کننده نبودند. چرا که امام شهید بارها در طول این پنج دهه فریاد زد و توضیح داد که «این زن‌ها بودند که ‌ما را پیروز کردند». این اعتماد به‌نفس از زینب‌مسلکان زمانه برچیدنی نیست و زن‌ها می‌دانند هنوز راه بلندی تا ‌پیروزی دوباره و ان‌شاءالله نهایی دارند. خیابان ترک نمی‌شود. افق‌ها فراموش نمی‌شود. داغ‌ها سرد نمی‌شود. ‌خون‌ها هدر نمی‌شود. فریاد این روز‌های زن‌ها این است: «کلنا زینبک یا مهدی(عج)». ‌ ‌ ⚜️ کنشگری زنانۀ جنگ | قرارگاه مردمی عقیله(س) 📱@Aghilleh
مجله اقلیـــــــــما
🔻زن در میان آتش، روایتی از الگوی سوم دکتر زینب تاجیک، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده شاید اگر قرار باشد یک تصویر، معنای «الگوی سوم زن انقلاب اسلامی» را روایت کند، همین قاب کافی باشد. زنی در میانه‌ی آتش؛ در دل شبی که شعله‌ها آسمان را سرخ کرده‌اند و بوی خطر در هوا پیچیده است. میدان، میدانِ هراس است، اما در میان این التهاب، زنی دیده می‌شود که نه شکسته است و نه گریخته. آرام نشسته، آگاه و مسلط بر خویش؛ گویی می‌داند در کجای تاریخ ایستاده و چرا در این نقطه حضور دارد. ریشه‌ی این ایستادگی در خودآگاهی است؛ در فهم نسبت انسان با خالق هستی و در درک رسالتی که برای او در این جهان معنا پیدا کرده است. وقتی انسان جایگاه خود را در عالم بشناسد و بداند زندگی صحنه‌ای بی‌جهت و بی‌معنا نیست، آرامشی در درون او شکل می‌گیرد که حتی شعله‌های آتش نیز توان برهم زدنش را ندارند. در این تصویر، زنی را می‌بینیم که به چنین فهمی رسیده است. او نقش خود را در جهان می‌شناسد و مسئولیت خویش را در برابر حقیقتی بزرگ‌تر از خود درک کرده است. این شناخت به او نوعی آزادگی می‌بخشد؛ از همین رو نه به حاشیه رانده می‌شود و نه کرامت خویش را در سطحی‌ترین تعریف‌ها از زن بودن جست‌وجو می‌کند. اینجا زنی حضور دارد که زنانگی‌اش را در آگاهی، مسئولیت و پیوند با معنایی عمیق‌تر از زندگی تعریف کرده است؛ حضوری که از ایمان نیرو می‌گیرد و از خودآگاهی استوار می‌شود. حضوری که می‌تواند در متن جامعه، در دل بحران‌ها و حتی در میان آتش، آرام و باصلابت باقی بماند. و شاید راز این آرامش در فهمی عمیق از حقیقت زنانگی نهفته است. زن در بزنگاه‌های سخت تنها یک حضور فیزیکی نیست؛ حضوری است که می‌تواند میدان را از اضطراب به سوی آرامش ببرد. او با قدرت مدیریت عاطفه، با توان پیوند دادن دل‌ها و با لطافتی که در عین استواری معنا پیدا می‌کند، می‌تواند در دل بحران نیز تعادل بیافریند. چنین ایستادگی‌ای ناگهانی پدید نمی‌آید. ثمره‌ی مسیری از آگاهی، تربیت و معناجویی است؛ مسیری که در بستر انقلاب اسلامی شکل گرفته و زن را به درکی روشن از هویت، مسئولیت و جایگاهش در جهان رسانده است. از همین روست که او می‌تواند در سخت‌ترین لحظه‌ها نیز آرام بایستد و نقش تاریخی خود را ایفا کند؛ حضوری که امید می‌آفریند، تعادل می‌بخشد و نشانی از بلوغ زنانگی در دل طوفان است. این تصویر، تجسم عینی همان «الگوی سومی» است که پیش‌تر توسط رهبر شهیدمان تبیین شده بود؛ الگویی که زن را نه در حاشیه‌ی زندگی می‌نشاند و نه در اسارت تصویرهای سطحی از آزادی تعریف می‌کند، بلکه او را انسانی آگاه، مؤمن و نقش‌آفرین می‌بیند؛ زنی که در متن میدان، با حفظ کرامت و هویت خویش، در ساختن معنا و امید برای جامعه سهمی حقیقی و عظیم دارد. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️روحِ شکست‌ناپذیرِ زن زنان هستند که همسران خود را و فرزندان خود را برای حضور در خطرناک‌ترین میدان‌ها و جبهه‌ها آماده می‌کنند و تشجیع می‌‌کنند. رهبر شهید | ۱۳۹۱/۰۴/۲۱ 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 تسلیم شدن در برابر دشمن متخاصم یعنی عقب نشینی از آنچه بدان باور داری. این روزها روز پا پس کشیدن نیست. زنان ایرانی، باید به خیابان‌ها بروید. صحنه را ترک نکنید. شب‌های قدر انقلاب اسلامی همین شب‌ها است. مشت‌هایتان گره کرده و آماده باشد برای شعار دادن. چشمانتان این روزها باید لبریز از خشم و انتقام برای امام شهیدمان باشد. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
تقاطع زن، بیعت و ولایت_compressed.pdf
حجم: 4.9M
🔺 تقاطع زن، بیعت و ولایت 🖊تحریریه اقلیما ◾️خدمات متقابل زن و ولایت(۲) زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت ▫️آتش‌داران ولایت حمیده عرب‌سرخی، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی ◾️از لیلة‌القدر تا شب قدر انقلاب فاطمه بهرامی، پژوهشگر مطالعات جنسیت 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✴️ وجود فاطمی، مظهر «نفس کل» مقام لیلةالقدری حضرت زهرا(س) به چه معنا است؟ حجت‌الاسلام دکتر میثم زنجیرزن حسینی، استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه پیغمبر خاتم(ص) به منزله همان عقل کل است. عقل کلی که دارای تجرد تام است. اگر این عقل کل بخواهند فیض اندماجی خود را به عالم ماده نازل کند، نیاز به یک واسطه فیض دارد. چیزی که بین عالم عقل و عالم ماده واسطه قرار بگیرد و آن نفس کلی است. نفس کلی به منزله حضرت زهرای مرضیه (س) است و اگر این نفس کلی نباشد هرگز فیضی از عالم عِلوی به عالم سِفلی نازل نمی‌شود. چنان‌که لیلة القدر این‌گونه است که اگر فیضی بخواهد از عالم بالا به عالم پایین نازل بشود به واسطه شب قدر است؛ بنابراین در نگاه فلسفی، حضرت زهرا (س) به منزله نفس کلی هستند و این نفس کلی به کل نظام عالم ماده تعلق‌گرفته است و همه نفوس جزئیه در هیمنه نفس کلی است. به همین جهت پیامبر (ص) فرمودند: فاطمه ام‌ابیها است. ➕مطالعه متن کامل 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻بسم الله ایران زنده شد! 🔁 حجت الاسلام مجتبی عرب: کلام آن پیرِ مرادی که با نفَس مسیحایی‌اش این جامعه را زنده کرد، زیاد در گوشم می‌پیچید، اما دلم راضی نمی‌شد: «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود. بریزید خون‌ها را، ملت ما بیدارتر می‌شود.» آن خونِ ته قلب، آن «مُهَجَتَه» را وقتی امام، هدیه به مسیر الهی یک جامعه کند، باید هم جامعه زنده شود. باید هم جریان عمیقِ زیرپوستِ جامعه بیاید، کف‌های پرسر و صدای روی جامعه که خودشان در مَثل ۱۸ دی نشان می‌دهند، بزداید. در این حدود ده روز جنگ، وقتی کف شهر و جامعه را نگاه می‌کنم، انگار دوباره ۵۷ شده! جامعه انقلاب کرده. جامعه «ما بِأَنْفُسِ» خود را تغییر داده، پس خدا هم اراده کرده سرنوشت او را تغییر بزرگی بدهد. همان جامعه‌ای که حوصله مسجدِ پیرمردی و نماز جمعهِ تکرار مکرّرات را نداشت، حالا رفته به زور مسجد را زنده کرده، نماز جمعه را جدی کرده، محله را بیدار کرده. همان جامعه‌ای که حضورش راهپیمایی‌طور در کنار چند استیج مهیج و موکب پُرصدا بود، حالا دارد طرح جدید و نَصاب تازه‌ای از معنی حضور مردم در صحنه را می‌پوشاند. همان جامعه‌ای که امنیت و سرنوشت خودش را روی مسئولین رها کرده بود و برای خودش نقش کاریکاتوری و نمادین تعریف کرده، با حضور مجاهدانه و غیورانه و همان فریاد الله‌اکبر که پیر جماران می‌گفت، دارد سنگر به سنگر را فتح می‌کند. برای همه مسئولین هم خط مشی تعیین می‌کند: من می‌گویم آتش‌بس کی، من می‌گویم حق نداری نجنگیم حتی اگر کنار من موشک می‌خورد و فرزندان من شهید می‌شوند، من می‌گویم خبرگان زودتر تکلیف را روشن کن،... این یعنی «ثارالله» و خون امامی که پسر این «ثارالله» بود، یک جهش نجومی به امت ایران داد. دست‌پاچگی و به‌تناقض‌گویی افتادن دشمن را ببینید! در خوابش هم نمی‌دید ملت چنین کند و این‌طور تمام بازی او و تهدیدات او را بی‌اثر کند. کف صحنه شهر، بیشترین کسانی که این حیات و زندگی اجتماعی را رقم زدند، زنان هستند! باز دقیقاً با همان فرمولی که امام راحل و امام شهید به ما یاد داد! زنان راهبران نهضت‌اند و اگر جامعه نهضت بخواهد، فقط در نگاه اسلامی وقتی برخواهد خاست که زنان پای کار بیایند. جای‌جای صحنه را که نگاه می‌کنم، این زنان هستند که موتور محرک این حضورند. روبه‌روی تنبلی‌های مردانه و بهانه جویی برای جهاد با نهیب ایستادند و به‌زور عقل عاطفی جامعه را پشت عقل مدبّری که باید تصمیم به جهاد و ایستادگی تا پایان بگیرد، ایستاده‌اند. حالا نوبت نخبگان است، از زنان و مردان، که نحوه حضور جامعه را سروسامان دهند و معنادارتر کنند. نگذارند این حضور به استیج‌زنی، افطار آماده‌کردن و موکب‌زدن و پرچم‌چرخاندن محدود شود. نگذارند چهارچوب‌های تنگ شورای هماهنگی تبلیغات و در و دکان دیگر، قد این حضور را قیچی کند. این صحنه هم دست تمام نخبگان، بویژه بانوان نخبه را می‌بوسد که نگذارند حضور مردم به شابلون‌های تنگ بخورد. این اراده اجتماعی باید خیز ابرقدرت‌شدن نهایی ایرانِ جمهوری اسلامی را بسازد. «ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا» 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻آخرین درس ولایت، شهادت است؛ شهادت حمیده عرب‌سرخی، دانشجو ارشد جامعه‌شناسی و پژوهشگر مطالعات جنسیت یکی از بانوان برجسته‌ای که کمتر به او پرداخته شده است، شهیده زهرا حداد عادل، همسر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر و ولی فقیهِ جمهوری اسلامی ایران، می‌باشد. ایشان سال‌هاست که در تلاش برای کسب فیض‌ و شاگردی در محضر ولی فقیهِ شهید خود بوده‌اند. دانش‌آموزان ایشان همواره با نیکی از ایشان یاد می‌کنند. خصایل برجسته‌ ایشان شامل ساده‌زیستی، مهربانی، توکل، توجه به اعمال دینی و تعهد به اصول و مکتب انقلاب اسلامی است. آنچه از شخصیت وی قابل بررسی کرده، زندگی او در کنار آقا سید مجتبی است. در دورانی که آقا مجتبی در تلاش برای کسب درجات علمی و فقهی با علمای متعدد دیدار می‌کردند، ایشان همواره در کنار همسر خود حضور داشتند و گاه در محضر این بزرگان، شرف حضور می‌یافتند. در کنار این همراهی، معلمی فداکار و سخت‌کوش بودند و در پی کسب و تعلیم مبانی و مکاتب انقلاب اسلامی تلاش می‌کردند. گویی که شخصیتی از زنی مجاهد مسلمان ایرانی را تجسم می‌بخشیدند. ایشان مسیر خود را برای کسب درجات علمی در حوزه‌ علوم ارتباطات و جامعه‌شناسی طی نمودند و اراده کردند که به سمت معلمی روی آورند؛ فرآیندی که در تعلیم و تربیت نسل آینده‌ کشور نقش دارد. در مسیر خود، انتخاب‌هایی داشتند که هرچند کمتر از جزئیات آن مطلع هستیم، اما آنچه واضح است، اراده و انتخاب ایشان در مراتب مختلف زندگی‌شان می‌باشد. آنچه در تعالیم دینی و منظومه‌ی فکری رهبر معظم شهید انقلاب اهمیت بسزا دارد، دارا بودن اراده و قدرت انتخاب برای انسان است. زن نیز همانند مرد، دارای این ویژگی بوده و می‌تواند انتخاب کند که چه کند، جهاد خود را کجا ببیند و چه مسیری را برگزیند. خانم حداد عادل نیز مسیر تعلیم و تربیت را به عنوان مسیری برای ساختن آینده‌ ایران انتخاب کردند و در پرورش فضای ذهنی و فکری فرزندان خود کوشا بودند. چنانچه روایات شاگردان ایشان مطرح می‌کند، در زندگی تلاش می‌کردند تا به فرموده‌ امام خمینی (ره)، انسان‌هایی تکلیف‌مدار باشند و مسیر جهاد خود را در گام‌های متفاوتی از زندگیشان جستجو می‌کردند. تلاش می‌کردند تا در کنار همسر خود باشند و از طرفی، اندیشه‌ انقلاب اسلامی را در فضا و بستر مدرسه ترویج دهند. نکته‌ای که از زندگی ایشان حائز اهمیت است، این است که اگر ایشان در قید حیات بودند، همسر سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران بودند. اما نباید نقش ایشان را قبل از شهادتشان نادیده گرفت. شاید بتوان گفت مشابهتی با حضرت خدیجه (س) دارند که در مسیر نبوت پیامبر اکرم (ص) بسیار تلاش کردند. خانم حداد عادل نیز به عنوان یکی از شاگردان خرده‌پای مکتب اهل بیت (ع) و مکتب حضرت خدیجه کبری (س)، در این مسیر گام برداشتند. اگر روزی بخواهیم از فضائل یا دلایل انتخاب آقا مجتبی به عنوان ولی فقیه جامعه مسلمین سخن بگوییم، نباید نقش و حضور خانم حداد عادل را نادیده بگیریم. ایشان انتخاب کردند که گمنام باشند و در اذهان عمومی دیده نشوند، اما محبوب دل‌ها باقی بمانند. ایشان به همسر خود کمک کردند تا مسیر همراهی و یاری ولی خدا را ادامه دهند و نوادگانی را تربیت کنند که بتوانند ادامه‌دهنده‌ فکر و مکتب انقلاب اسلامی باشند؛ همان نهالی که امام راحل (ره) کاشت. همانطور که حضرت خدیجه کبری (س) اموال خود را در اختیار پیامبر (ص) قرار دادند تا دین اسلام گسترش یابد، خانم حداد عادل نیز در این مسیر تلاش کردند و به عنوان یکی از شاگردان کوچک مکتب حضرت خدیجه (س)، در کنار تربیت فرزندان و نوادگان در مسیر رهبری معظم انقلاب، فرزندان ایران را به سوی مکتب و گفتمان انقلاب اسلامی هدایت نمودند. ایشان مسیری همراه با جهاد را پیگیری کردند که از تعلیم و تربیت فرزندان و دانش‌آموزان گرفته تا همراهی با همسر در مسیرهای متفاوت را در بر می‌گرفت. همانطور که گفته‌ها حاکی است، سید مجتبی خامنه‌ای، نیز همراه و یاری‌گر همسر خود بودند؛ این همان اصلی است که رهبر شهیدمان در ارتباط با اصل زوجیت مطرح می‌کنند. مسیری که در آن، حرکت از مرحله‌ای به مرحله دیگر و از نسلی به نسل دیگر اتفاق می‌افتد. ما درگیر با اصل زوجیت هستیم، نه اصل تضاد؛ بلکه افراد در کنار هم رشد می‌کنند و مسیر جهاد را طی می‌کنند. اگر یک نفر با شهادت، زندگی دنیوی‌اش پایان می‌یابد، فرد دیگری این مسیر را ادامه می‌دهد. اکنون این مسئولیت بر دوش ولی امر مسلمین، سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، قرار گرفته است، اما در طول این مسیر، همسر ایشان نیز در کنارشان بودند و فرزندانی را تربیت کردند که می‌توانند ادامه‌دهنده‌ فکر رهبر شهید باشند و دانش آموزانی که در فراغ این زن مجاهد نامه‌هایی می‌نویسند و ابراز دلتنگی می‌کنند. 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️قدرتِ زنِ مسلمان من هرجا که با مادران شهدا مواجه شده‌ام، آنها را حتّی از پدران شهدا هم قویتر دیده‌ام. غالباً نمونه‌اش را در روحیه این مادران بزرگوار و شجاع میتوانید ببینید. این، عظمت زن مسلمان در میدانهای سیاسی و فرهنگی است. ۱۳۷۶/۰۲/۱۷ | 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag