🔻ما در حال جنگ با کلوپ اپستین هستیم (۲)
مهدی فدایی مهربانی
🔁#بازتاب_اندیشهها
اکنون پرسش اصلی در مورد پروندۀ اپستین این است که چرا به تعبیر یکی از فعالان رسانهای، کسانی مانند ریچارد داوکینز، لارنس کراوس، استیون پینکر و استیفن هاوکینگ و بسیاری از دانشمندان ناخداباور و مشهور معاصر که عمری بیخدایی و الحاد را تبلیغ می کردند، اکنون نامشان در میان این پرونده به عنوان کسانی وجود دارد که گویی همچون پیرو وفادار فرقهای مخوف، آئین و مناسک مخصوص به خود را انجام میدادهاند؟ این دقیقاً همان سویۀ تاریک این پرونده است که از آن سخن میگوییم. تمام بحث این است که چنین حد بالایی از شرارت و رذیلت نمیتواند بر بنیاد لذتجویی و فساد بنا شده باشد.
میتوان در اینجا از تعبیری از اشتفان تسوایگ بهره برد که تنها یک دین یا چیزی شبیه یک دین میتواند توجیهکنندۀ چنین حد بالایی از شرارت باشد. اگر با نگرهای نقادانه به تعبیر تسوایگ بنگریم، حداقل باید بپذیریم که برای توجیه چنین حدی از شرارت و جنایت، قطعاً نوعی شبه دین یا فرقۀ مخوف نیاز است؛ فرقه یا شبه دینی که خدامحور نیست و به تعبیری فاوستی، قدرت دنیوی را مستلزم عهد با شیطان میداند. شبه دینی که مناسک و آئینهای مخصوص به خود را دارد و آن آئینها، قدرت را نه بر بسط خیر که بر بسط شر و فزونیخواهی و افراط در شر میدانند.
میتوانیم تصور کنیم که چرا آغاز این جنگ با قربانی کردن عمدی 170 کودک خردسال بود. یکی از کاربران امریکایی در مورد هدف قرار دادن مدرسۀ میناب و کشتن این تعداد کودک خردسال به درستی گفته بود این اقدام امریکا حاصل یک اشتباه نبود بلکه تعمداً صورت گرفت؛ این کودکان کشته شدند، چون پرستندگان بعل باید چنین اقدامی را انجام میدادند! به بیان دیگر، این جنگ باید با قربانی کردن شمار زیادی کودک صورت میگرفت تا شکل و شمایل یک آئین فرقهای را به خود بگیرد. ریخته شدن خون بیگناهترین انسانها، بنیاد هر شبه دین یا فرقۀ ناخدامحور است.
شرح این مهم مستلزم بحثی مستوفی است که در این مجال نمیگنجد. من پیشتر به دلیل سالها جستجو در فرقهشناسی، خاصه در سنت یهودی، با مواضع و اعتقادات محیرالعقولی مواجه شدهام که پروندۀ اپستین را به مورد تاریخی جدید و تعجببرانگیزی برایم بدل نکند؛ از همینروی برآنم که نباید حضور سیاستمداران در کانون پروندۀ اپستین را به یک فساد اخلاقی تقلیل داد. تنها اجازه دهید از خوانندگان جوان خود که ممکن است آنها نیز مانند همۀ ما وجودِ تمام مشکلات و کاستیهای زیستن در این جامعه را حس کرده باشند و از بسیاری امور بهحق ناراحت و عصبانی باشند، بخواهم که کمی به این سخن برخی فعالان رسانهای غربی بیندیشند که «تمام افراد حاضر در پرونده اپستین، دشمن ایراناند». ایران چه چیزی دارد که شرورترین انسانهای تاریخ دشمن آنند؟ من به این جوانها خواهم گفت که این یک حقیقت است که ایران، به رغم تمام کاستیهایش، به رغم تمام رنج مردمانش، به رغم خون دل خوردن اهالیاش، در حال جنگ با کلوپ اپستین است و این جنگ، جنگ تمدن اهورایی ایران، مردم ایران، با ناکسان تاریخ است.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️درمسیر فتح قله
باید با اراده حرکت کرد، باید با تصمیم حرکت کرد. جاذبهها برای زاویه ایجاد کردن از این صراط مستقیم کم نیست. همیشه این زاویهها بوده، و امروز بیشتر از همیشه است. ارادهی قوی لازم است تا در مقابل این جاذبههای شیطانی بتوانید مقاومت کنید. اگر مقاومت کردید، آن وقت قلّه را فتح خواهید کرد؛ و به قلّهی حاکمیّت دین خدا، حاکمیّت حق، حاکمیّت عدل، به قلّهی رسیدن به مقصود و غرض از خلقت انسانی که عبارت از تکامل انسان و کمال بشری باشد خواهید رسید؛ کاری که از بعد از زمان رسول خدا تا امروز انجام نگرفته... تلاش کنید در این راه استقامت بورزید: فَاستَقِم کَما اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک؛(۱) استقامت مهم است، ایستادگی مهم است و این کار را شما میتوانید بکنید و انشاءاللّه به برکت توجّه و توسّل به حسینبنعلی (علیه السّلام) خواهید کرد.
۱۴۰۲/۰۶/۱۵ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
💢شمارۀ دوم ویژهنامه «اساس ملت» منتشر شد
زن معاصر و دنیای نوفرعونیان
مطالعهٔ اسرائیل از دریچهٔ جنسیت و نظم جنسیتی
🔻بنابر نحوهٔ تحقق اراده انسانها در جوامع و رابطهٔ آن با منطق حرکت، نظم جنسیتی مخدوش و بهشدت نامتعادلی در اسرائیل پابرجاست که در آن ارادهٔ زنانهای که به بیان امام راحل «اساسملت» و «انسانسازند» و به بیان رهبرشهید به «دین فطری نزدیکتر و معنویترند»، سرکوب شده است. در چنین شرایطی یک جنس به تبع تضعیف جنس مقابل، در انحطاطی اخلاقی فرو میرود که نتیجهٔ آن مسلک فرعون مآبانهای است که زن را از هویت اصیل خود منحرف میکند و در غیرمستقلترین حالت ممکن قرار میدهد.
این ویژهنامه در پی پاسخ به این پرسش است که چه عاملی سبب انحطاط و انحراف میشود و ماهیت وجودی جامعهٔ باطل و شرّمطلق اسرائیلی چیست؟
عناوین یادداشتها:
➖یکتنه بحران میآفریند
➖گرفتار در افق زمین
➖فتذروها کالمعلقه؛ هشداری دربارۀ وضعیت تعلیق زن
➖زنی که هلاک شد؛ از اغوای آدم تا مردآهنین
➖ بازنمایی زن در تاریخ پیدایش یهود
➖دام عسل و پروژۀ تطهیر اشغال
➖به بهانۀ خواهری، قتلعام کردند!
➖آئین تحقیر زنانگی
⬅️دانلود فایل ویژهنامه از کانال فصلنامه اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
zane moaser.pdf
حجم:
5.1M
💢شمارۀ دوم ویژهنامه «اساس ملت»:
زن معاصر و دنیای نوفرعونیان
مطالعه اسرائیل از دریچۀ جنسیت و نظم جنسیتی
سخن سردبیر
یکتنه بحران می آفریند
✍هانیه کثیری
گرفتار در افق زمین
مروری بر کتاب جنسیت و مقاومت در سرزمین منازعه
✍حسامالدین شهرابی فراهانی
فتذروها کالمعلقه؛ هشداری دربارۀ وضعیت تعلیق زن
تعلیق حقوق زن در اسرائیل، پیامد خوی ضد قرآنی است
✍فاطمه سادات سجادی
زنی که هلاک شد؛ از اغوای آدم تا مردآهنین
چگونه تحقیر زن، سرانجام ماموریت تمدن توحیدی را منحرف ساخت؟
✍انسیه برومندپور
بازنمایی زن در تاریخ پیدایش یهود
نقش زن: حاشیهنشینی و ملتسازی
✍مرتضی یگانه امیری
دام عسل و پروژۀ تطهیر اشغال
مردوارگی در خدمت مشروعیتبخشی به جنایت
✍مریم شکیب
به بهانۀ خواهری، قتل عام کردند!
بررسی کتاب زنان در اسرائیل: نژاد، جنسیت و تابعیت
✍حمیده عربسرخی
آئین تحقیر زنانگی
اپستین، پروژۀ قطع اتصال با آسمان از طریق اهانت به بدن زن
✍زهرا ستاری فقیهی
📝 فصلنامهٔ اقلیما
مجلهٔ تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
-5635884484450836735_348487436490912.oga
زمان:
حجم:
2.6M
🔻#صوت | زن و خیابان
بخش هفتم: زن مظهر سکینه
🎙اکبر شهبازی، دانشجو دکتری دانش اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در سپیدهدمان تاریخ، مفهوم اسکان و استقرار بشر، ریشههایی عمیق در نقش بنیادین زنان دارد. واژه اسکان که از مصدر عربی سکینه به معنای آرامش، وقار و سکون مشتق شده است گواه این مدعاست. زن به مثابه نخستین معمار فضاهای زیستی، اضطراب و دغدغهی درونی عمیقی نسبت به حفظ قوام و امنیت خانه دارد.
این دغدغهی بنیادین از دایرهی محدود خانهی شخصی فراتر رفته و به درکی گستردهتر از خانه بزرگتر یعنی وطن تعمیم یافته است. هنگامی که نگرانیهای زنانه نسبت به قوام و بقای این خانهٔ بزرگتر برانگیخته میشود، این اضطراب به شکلی جمعی و در تجلی حضور او در عرصهی عمومی یعنی خیابان بروز مییابد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️فتح قله انقلاب اسلامی به دست زن
انقلاب ما انقلاب زینبی است. از اول انقلاب، زنان یکی از برجستهترین نقشها را در این انقلاب ایفاء کردند. هم در خود حادثهی بزرگ انقلاب، هم در حادثهی بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگینتر و دردناکتر و تحملطلبتر نبود، یقیناً کمتر نبود.
۱۳۸۹/۰۲/۰۱ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 اینجا ایران است...
زنانی کارگزار خداوند!
حجتالاسلام محسن قنبربان
🔁 #بازتاب_اندیشهها
«جهاد» را «مردان» به پا می دارند؛ اما «مقاومت» را «زنان»!
۱. جنگ، «زد» و «خورد» دارد. برنده فقط کسی نیست که بیشتر می زند. اگر وقت خوردن، تاب نیاورد، بازنده است.
جنگهای مدرن دیگر دو صفْ لشکر در یک بیابان نیست؛ زد و خوردش در «شهرها» و «معاش ها» است. تعطیلی، کسادی، بیکاری، گرانی، کمبود و... «ترکش های جنگ مدرن» است.
اینها دقیقاً در «حوزه استحفاظی زنان» است. «ستون فقراتِ تاب آوری» مقابل «ضربات معاشی» آنهایند.
زنان تاب آورتر، کشورشان را پیروز می کنند!
رسول الله(ص) بهترین زنان را «التی إنْ انفقت انفقت بمعروف و إنْ امسک امسک بمعروف: اگر خرج کند به معروف و متعارف و اگر نگه دارد چنین است»؛ خواند. یعنی «کنترل درست خرج و امساک» دست آنهاست. همین ها را «کارگزاران خداوند» خواند که «دچار انسداد و یأس نمی شوند» (فتلک مِن عُمّال الله و عامل الله لایخیب)
۲. «خوردن های جنگ»، جراحتها، شهادت ها، از دست دادن ها، جاماندن ها و... دارد.
اینها «هَمّ» و «غم» می آفریند.
این کارگزاران الهی، «مدیریتِ هَمّ و غم» جامعه را هم برعهده دارند!
رسول خدا (ص) در جواب مرد اعرابی که درباره همسرش می گفت: «وقتی مرا مهموم و محزون می بیند می پرسد از چیست؟ اگر بخاطر رزق و معاش است، من تکفل کرده بر عهده می گیرم و اگر به خاطر آخرت و معاد است، پس خدا بدان بیفزاید!»؛ فرمود: «إنّ للّه عُمّالاً و هذه مِن عُمّاله لها نصف أجر الشهید: برای خداوند کارگزارانی هست که همسرت یکی از آنهاست برای او نصف اجر شهید می باشد».
کشوری که زنانش بتوانند سوگ را حماسه کنند، پیروز است!
۳. اگر جنگ، نابرابر بود، «ناترازیِ نظامی» را «ایمان» باید جبران کند.
ایمان به وعده های الهی، «صبر و استقامت» می آورد. جامعه ایمانی تر ۱۰۰ نفرش بر ۱۰۰۰ و جامعه ضعیف الایمان بر ۲۰۰ کفر پیشه غلبه می کند. (۶۵و۶۶انفال)
زنان، صاحبِ «ایمانِ خود» و در وقت نکاح متکفل «نیم ایمانِ مردان» هم شده اند.(۱)
تو گوئی «زرادخانه ایمانِ جامعه»، زنان هستند!
وقتی آنها «نترسند» و «نترسانند»، مانع لغزشهای مردان بخاطر اشتهاهای کاذب در بزنگاه های حساس شوند(۲)، ناترازی نظامی هم اگر باشد، جبران می شود.
از اینجا بوده که «تشجیع کردن زنان» در جنگها همیشه تعیین کننده بود. در صفین هم امیرالمومنین (ع) از آنان بهره برد: «ام الخیر»، «عکرشه»، «زرقاء»،«سوده» و...
امام صادق(ع) یکی از چیزهای در همه زمان ها عزیز را «الصالحة الألیفة فی دین الله: همسر درستکاری که در دین خدا با شوهر الفت دارد»؛ خواند. چنین زنانی منظور داشت.
۴. جنگ، «سخت» و «نرم» دارد.
میشود زینبی، «صدای همه وجدان خفته» یک جامعه محتضر شود و شکستی ظاهری اما «شهادت» را در کوفه و شام چنان «بشنواند» که «سلسله جنبان قیامها و خون خواهی ها» شود.
و میشود جنگی پیروز هم بخاطر «ناروایتی» و «کج روایتها» به سازش و شکست بکشد!
جامعه ی «علی دیده» ، زنانش، «فقیه و ژرف اندیش» شده اند. معاویه به عکرشه همینجا را گفت (: «هيهات يا أهل العراق فقّهكم ابن أبي طالب»)
فرقی نمی کند تحصیل کرده و زبان دان باشد و زیر بمباران «الله اکبرِ انقلاب اسلامی» را از تقلبهای داعشی برای جهان باز تعریف کند یا پیرزنی بی سواد در منطقه محروم باشد و کنار جنازه فرزند، رجز بخواند و از تبیین های رهبر شهید بگوید.
خامنه ای زنان ایران را فقیه کرد؛ زنان ایران هم او را در جهان سربلند کردند!
..........................
۱. اشاره به روایت معروف: هرکه ازدواج کند نیم ایمانش تضمین شده است.
۲. اشاره به آیه ۱۵۵آل عمران که دلیل گریختن عده ای در اُحد و رها کردن تنگه را «انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا» بیان می کند یعنی: شیطان آنان را به سبب برخی گناهانی (که قبلا) انجام داده بودند، لغزاند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻پیوند روح زنانه با خاطرۀ زینبی
اسما پاداش نیک، ارشد فلسفه و کلام دانشگاه شهید بهشتی
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
فرآیند تبدیل یک رخداد به حماسه، نیازمند خلق معنایی است که آن را از یک واقعه تاریخی صرف بهسمت نمادسازی سوق دهد. معنایی که حضرت زینب(س) از وقایع عاشورا خلق کرد در رأس جریانهای حماسهسازی تاریخی بود.
با تأسی به چارچوب فکری فلسفه اسلامی بهویژه ملاصدرا میتوان اذعان کرد روح زنان زمانه ما امروز در فرآیند تکامل و در امتداد ابعاد وجودی حضرت زینب(س) قرار گرفته و بیشتر از هر زمانی در تلاش برای همراستایی وجودی با ایشان است. چرا که در این چارچوب فکری، وجود انسانها میتوانند در درک حقیقت و دریافت معرفت به هم نزدیک و تا حد زیادی همراستا شوند.
اکنون نیز با نگاهی به حضور حماسهساز و معناساز زنان در وقایع کنونی میتوان گفت تجربه سالها زیست زنان ایرانی در فضای آموزههای حماسه عاشورا و خلق روایات حضرت زینب(س) امروز بیشتر از هر زمان دیگری در وجود آنها متبلور شدهاست.
معنایی که امروز زنان با حضور و نقشآفرینیشان از وقایع فعلی بازتولید میکنند، ذیل همان پارادایم و شبکه معنایی است که حضرت زینب(س) در صدر حماسههای تاریخی خلق کرد.
معناهایی که البته بهطور ذاتی در وجود زنان نهادینه است؛ مانند قدرت حفظ روحیه جمعی، حمایت و پشتیبانی، مؤثر بودن در انتقال ارزشها و تبدیل داغ و سوگ منفعلانه به حماسه، تماما در روند تحولات اجتماعی سهم ویژهای دارند؛ که امروز زنان توانستند با تلاش برای همراستایی وجودی با روح حماسهساز حضرت زینب(س) مؤثرترین نقش خود را در خلق این معنا به منصه ظهور بکشانند.
همان صدایی که آن روز در راستای خلق معنای حماسه در گلوی حضرت زینب(س) بود، امروز در گلوی زنان است. گویی عمری مأنوس بودن با خطابههای تنبه آفرین حضرت زینب(س) امروز همان معنا را در روح زنان بازآفرینی کرده که همان فریاد دیروز را امروز بر سر زبانها بیاورند و با باوری عمیق آن را مجسم کنند که:«فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاسْعَ سَعْيَكَ، وَنَاصِبْ جَهْدَكَ، فَوَاللهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا، وَلَا تُمِيتُ وَحْيَنَا، وَلَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا...» تمام تلاش و کوشش خود را بهکار گیر، به خدا سوگند که نمیتوانی یاد ما را محو کنی که روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است...
و در آخر، این روح عظیم که امروز اینگونه در برابر ظلم قامت مقاومت خود را برافراشته میکند و در مقابل مصائب قد خم نمیکند، از مراتب پایینتر و در امتداد همان وجودی است که آن روز زمام امور ظالمین را به خداوند سپرد و فرمود: فَإِلَى اللَّهِ المُشْتَكَى؛ و چنین مرتبه وجودی است که با معنابخشی به جنگ، حماسه و مقاومت، این روزها آن را در نسبت با زن ایرانی تعریف میکند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
1_24910458897.m4a
حجم:
4M
🔻#صوت | مقاومت خانوادگی با محوریت زن و با طعم زندگی
🎙دکتر زهرا شریف، عضو هیات علمی پژوهشکده زن و خانواده
این روزها زنان جنگ و مقاومت را بهعنوان بخشی از زندگی دنبال میکنند و این اوج درایت و تدبیر زنانه است؛ اینکه یک مسئلۀ به این شدت نامأنوس و مخل زندگی را بعنوان بخشی از جریان زندگی ادامه بدهند. جامعه نیازمند بخشی از مدیریت و حضور است که با ابعاد مختلف خودش را در سطح جامعه پهن میکند. زنان، امر زنانه را در سطح شهرها بسط دادهاند؛ این در کنار فهم عمیق از شرایط سیاسی جامعه است؛ زنان پیام شهادت حضرت آقا را با جان و دل درک کردند و با هویت زنانه خود که تفصیلی و بسطی است، آن پیام را در سطح جامعه بسط دادند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان در جنگ رمضان: تجلی مکتب زینبی در پاسداری از تمدن و معنا ۱
سهیلا صادقی ، استاد دانشگاه تهران
🔁 #بازتاب_اندیشهها
در میانهی جنگ رمضان، خیابانهای ایران به صحنهای از حضور خیرهکننده بدل شده است؛ جایی که زنان، بیهیاهو و بیادعا، ستونهای صیانت از شهر و جبهه معنا را بر دوش گرفتهاند. این روزها، میدان نه تنها عرصه نبرد، بلکه آینهای از نقشآفرینی زن تمدنساز ایرانی است. «کنشگریِ فعالانه» و «جبههداریِ جسورانهی» زن ایرانی در خیابانها و میادینِ عمومی، علیرغمِ وجود ریسک بمباران توسط دشمن، ریشه در «جامعهپذیریِ» او در مکتب علوی دارد؛ مکتبی که ظلمستیزی و عدم سازش با استکبار، ماهیتِ بنیادین آن را تشکیل میدهد. تربیت در چارچوبِ تفکرِ انقلابی، به زن ایرانی چنان آگاهیِ تاریخی و
مسئولیتِ اجتماعی بخشیده است که او برای صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی، در ورای نقشهای سنتی خود وارد میدان عمل میگردد. زنِ ایرانی در این بستر، نه صرفاً مراقبِ کانونِ خانواده، بلکه عنصرِ فعالی در مناسباتِ کلانِ اجتماعی است که با سرمایهیِ فرهنگیِ خود، تفسیرِ نوینی از نقشِ زنِ مسلمان در عرصهیِ عمومی ارائه میدهد.
رسانههایِ غربی سالها ست که بی وقفه تلاش میکنند تا «زنِ مسلمان» را به واسطهیِ حجابش، «موجودیِ سرکوبشده» و «منفعل» به تصویر بکشند، اما حضورِ میدانیِ زنِ ایرانی در «جنگ رمضان»، این روایتِ وارونه را در هم میشکند. او با «حجابِ» خود، که به «خطِ اصیلِ مقاومت» در برابرِ «استعمارِ فرهنگی و تمدنی» بدل شده است، نشان میدهد که زنِ مسلمان قادر است در نقشهایِ متکثر و پویا ظاهر شود و حجاب نه تنها مانعی برای کنشگریِ او در نقشهایِ مختلف، اعم از مادر، همسر، یا رزمندهیِ تمدنساز ، نیست، بلکه بسترِ هویتیِ مستقلی را برای او فراهم میآورد. او
خود را درونِ گفتمانِ مبارزه با استعمار و جلوههایِ ظاهریِ آن تعریف کرده و «سوژهیِ زنِ تمدنسازِ مسلمانِ ایرانی» را، برخلافِ تبلیغاتِ سالهایِ اخیرِ رسانههایِ غربی علیهِ حجاب، به عنوان «نمادِ مقاومتِ پایدار» تثبیت میکند. چنین زنی ، «قابلِ فریب» نیست و «در حصارِ بزکشدگیِ ظاهری» به بند کشیده نمیشود؛ او «معمارِ پنهانِ» تمدن است که «قدرتِ معنایی» خود را از «اصالتِ هویتی»اش استخراج میکند.
در عرصه مراقبت از خیابان های شهر، سه نسلِ زنِ ایرانی قابل روئیت است، زنانی که ریشههایِ تمدن را در دورانِ انقلاب و دفاع مقدس آبیاری کردند، «زنان تمدنسازِ» دهههایِ شصت و هفتاد که «هستهیِ مرکزیِ بازتولیدِ هویت» را بنا نهادند، و «روایتگرانِ آینده» در دهههایِ هشتاد و نود که «تحولات نوظهورِ جامعه» را با «زبانِ رسانهایِ عصرِ خود» در میآمیزند، همگی در یک «پارادایمِ واحدِ کنشگریِ فعال» قرار دارند. به عبارتی، هر سه نسل فصلهای یک روایت بزرگاند؛ روایتی از تداوم و وفاداری به ارزشهای انقلاب اسلامی با عزمی خستگیناپذیر و ارادهای محکم. تمایزِ نسلی، مانع از
همبستگیِ معنایی و هدفمندیِ مشترکِ آنها در پاسداری از ارزشهایِ بنیادین و پیشبردِ پروژهیِ تمدنیِ نوینِ ایران نمیشود. هر سه نسل، با درکِ عمیق از مناسباتِ جهانی و برخورداری از سرمایهیِ فرهنگی «جبههیِ مقاومت» را در «کانتِکسِ جنگِ نرم و سخت» تعریف میکنند.
نسل اول در مقام «حافظه تاریخی جامعه»، گواه روزهایی است که ارزشها به آسانی بهدست نیامدند و اکنون پاسداری از آنها وظیفهای مقدس تلقی میشود. پافشاری او بر ارزشها، نه از سر عادت، بلکه از آگاهی تاریخی و تجربهی زیستهی ارزشهای بنیادین برمیخیزد. او روایتگرِ «تداوم فرهنگی» است؛ یادآور تمنای حفظ میراثی که خون و ایمان در آن مشترکاند. در امتداد او، زنان جوانِ دهه ۶۰ و ۷۰ ایستادهاند؛ عمدتاً با کودکانی در آغوش یا کالسکهای در کنارشان. حضور آنها در میدان، فراتر از کنش فردی، «مادرانگی تمدن ساز » را متجلی میسازد؛ آنجا که مهر، ایمان و خطر، در یک قاب جمع میشوند. او به جهان اعلام میکند که وفاداری به
ارزشها با پرورش نسل تداوم یافته است؛ نه در انزوا، که در دل خطر. او وارث وفاداری به ارزشهای انقلاب است، و فرزندش، فرزندِ استمرار. و در کنار این دو، دختران جوان نسل سوم را میبینیم؛ نظارهگران آگاه و ثبتکنندگان « تحولات اجتماعی» که در حال شکلگیری هستند. دستانشان شاید هنوز بر قلم، بر دوربین، یا بر گوشی است؛ اما نگاهشان حاملِ «خط روایت» است که قرار است فردای این سرزمین را یکپارچه کند. آنان حلقه اتصال «حافظه تاریخی» به «آینده فرهنگی» هستند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان در جنگ رمضان: تجلی مکتب زینبی در پاسداری از تمدن و معنا ۲
سهیلا صادقی ، استاد دانشگاه تهران
🔁 #بازتاب_اندیشهها
بدینسان، سه نسل از زنان ایرانی، چون فصلهای متوالی یک روایت واحد، حضور خود را در جامعه معنا میکنند و سلسلهی پیوستهی حضور زن ایرانی را در پیوندی زنده با زمان و تاریخ مینشانند. در این میدان، حجاب دیگر صرف پوشش نیست؛ بلکه «زبان نمادین» و «ساختار هویتی» است که حضور زن را در سپهر معنا تعریف میکند.
زن، از آن سپر نمادین، رمز هویتی ساخته است که مرز میان «خود» و «دیگری» را روشن میکند. حجاب در اینجا نه محدودیت، بلکه «زیرسیستم فرهنگی»ای است که در مفهوم بزرگتر تمدن معنا مییابد و به «نقشهی جدیدی از زن ایرانی در سپهر مقاومت» تبدیل میشود. این زنان، به معنای دقیق جامعهشناسانه، «سوژههای معنا ساز» هستند؛ نه بازتابی از قدرت. آنان با بازسازی و تطبیق نقشهای تاریخی در شرایط معاصر، معنا را در متن مصیبت و خطر بازتولید میکنند. وقتی یکی از آنان عزیزی را از دست میدهد و در میدان رجز میخواند، این صدا فقط فریاد سوگ نیست؛ بلکه «بازآفرینی معنا در متن مصیبت» است، فرایندی که در آن، رنج به منبعی برای شکلدهی هویت و مقاومت بدل میشود. سخنش تیزتر از هر سلاحی، پیکرهی جهان سست و بیریشه را میشکافد. او در باتلاق غرب نامتمدن که زن را در حد «کالبد» و «ظاهر» فرو کاسته است و در زندان جفری آبستینها گرفتار میسازد، به بند کشیده نمیشود. چون آنها در اوج قلههای معنویت ایستادهاند و با بیان و ظاهرشان، دائماً این حقیقت را مورد تأکید قرار میدهند که اصالت، در عمق جان و ریشههای اعتقادی است، نه در جنبه های ظاهری. جنگ رمضان، در این خوانش، تنها میدان نبرد نیست؛ بلکه «عرصه دگردیسی جامعه» و «آینهای از انکشاف قابلیتهای زن ایرانی» به عنوان «سازنده معنا» و «معمار تمدن» است. زنانی که در میانه خطر، آرام راه میروند، کودکان خود را در آغوش دارند، و با حضورشان مینویسند که تمدن، با مادرانگی آغاز میشود و با ایمان استمرار مییابد.
«حجاب»، برایِ این زنان، نه یک «اجبارِ ظاهری»، بلکه «یک خطِ اصیلِ مقاومت» و «نمادِ استقلالِ هویتی» است که قابلیتِ فریفتنِ آنها را سلب کرده و مانع از حبس شدگی در چارچوبِ بزکشدگیِ ظاهری میشود. این کنشگریِ همهجانبه ، تبیینگرِ جایگاهِ محوریِ زن در کانتِکسِ جنگ است؛ جنگی که در آن، «صیانت از خیابانها» و «تفسیرِ معنا» توسطِ او عملی تمدنساز تلقی میشود.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag