eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
675 دنبال‌کننده
444 عکس
4 ویدیو
17 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ جمعیتی- حجت‌الاسلام بهرامی.oga
زمان: حجم: 3.4M
🔻 | جنگ جمعیتی و راهبرد قرآن 🎙‌حجت الاسلام بهرامی، مسئول مرکز راهبردی احیاء و پژوهشگر حوزه جمعیت و خانواده خداوند در قرآن، لجوج‌ترین دشمنان را کسی می‌داند که ارادۀ نابودی حرث و نسل را دارد. اگر راهبرد اصلی دشمن ما اهلاک نسل جبهه حق باشد، به‌دو‌صورت این هدف را می‌تواند محقق کند؛ حالت اول این است که در جنگ نظامی، ابدان را حذف کند؛ از عموم مردم گرفته تا دختران میناب و حمله به بانک جنین بیمارستان و.. حالت دوم این است که نسل جبهۀ حق را تضعیف کند... 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 تحولات بزرگ با کارهای کوچک درباره نقش زن‌ها در بعثت مردم فاطمه رایگانی در کانال اشارات 🔁 این شب‌ها زن‌ها در اجتماعات خیابان صدرنشین‌اند. این را حتما از زبان خیلی از رسانه‌ها و تحلیل‌گران شنیده‌اید. و البته پرسش از علتش را: این جلوه از بعثت مردم چرا انقدر پررنگ است؟ مثل بسیاری از جلوه‌های دیگر حضور مردم در این ایام و در ایام جنگ تحمیلی دوم، ما با یک پدیده جدید بی‌سابقه روبرو نیستیم، بلکه ظرفیتی همیشگی بنا بر موقعیت تازه‌ای ظهور جدیدی پیدا کرده است. چنانکه رهبری در روز ۱۲ بهمن وقتی حرف از مبعوث‌شدن مردم می‌زند به تکرار پدیده اشاره می‌کند و می‌گوید قبلا چنین شده این بار هم شد و دوباره هم خواهد شد! یعنی اساسا بعثت یک چنین اتفاقی است. در بخش نبوت طرح کلی، رهبر شهید انقلاب در توصیف بعثت گفته کسی مبعوث می‌شود که یک درونمایه قوی دارد که او را برای به دوش‌کشیدن مسوولیت مستعد می‌کند. به‌زعم من یکی از آن استعدادها که در زنان غلبه دارد، امکان خلق اثر بزرگ در میدان‌های کوچک است که پیش از این هم بوده اما چون در خیابان رقم نخورده به چشم نیامده اما دستاوردهای بزرگی داشته است. زن‌ها از خیر کوچک نمی‌گذرند برای همین مشمول سنت الهی هم می‌شوند و مسیر انجام کارهای بزرگ برایشان فراهم می‌شود. مثلا خیلی‌ها در روزهای اول تجمعات خیابانی به کمبود پرچم اشاره می‌کردند. در چنین موقعیتی زنان چه می‌کنند؟ وقتی دیدند هیچ نهادی دستشان را نمی‌گیرد از همان ظرفیت پیرامون با کمک‌های مردمی پول هر تعداد پرچمی که بتوانند را جور می‌کنند و از اولین بازار می‌خرند و با وسواس کامل دانه‌دانه توزیعش می‌کنند. و این کار وقتی ضریب می‌خورد در تعداد بیشتری از جمع‌های زنانه دو اتفاق رخ می‌دهد: افراد از درون احساس کنشگری و اثرگذاری دارند، در میدان هم باری از دوش نهادهای فرهنگی برداشته‌اند. یکی از بهترین مثال‌ها برای نشان‌دادن این ظرفیت که به تمامه ادا شد، اما هرگز صورت‌بندی نشد و به اشاره کامل درنیامد مربوط به ایام بحران کروناست. در آن ایام اغلب کشورهای صنعتی با مشکلات عمده‌ای مواجه بودند از جمله بحران کمبود ماسک؛ و دولت هم منتظر نشسته بود تا با ورود کرونا به ایران با این بحران مواجه شود. زن‌ها چه کردند؟ تا شنیدند ماسک در کشور نایاب شده به این فکر کردند که چطور مشکل را حداقل در خانه خودشان برطرف کنند. چرخ‌ خیاطی‌های خانه را راه انداختند و با پارچه‌های بلااستفاده خانه برای خانواده خودشان ماسک دوختند. الگو را در گروه‌های مجازی گذاشتند و بقیه هم همین کار را در خانه کردند. بعد چرخ خیاطی‌ها منتقل شد به مسجد و کم‌کم پارچه‌ها از بازارهای تعطیل به مسجدهای فعال منتقل شد و مشکل ماسک در حد محله رفع شد. بعد کار به دوختن گان پزشکی هم رسید. و از تجمع این‌ها یک مساله مهم در کشور حل شد. نکته این است که در نقطه صفر کسی نگفته بود چگونه مشکل ماسک مملکت را حل کنم. که اگر می‌گفت هرگز چرخ خیاطی خانه و تکه پارچه توی کمد به کار نمی‌آمد. اما هر زنی اول به محیط خودش فکر کرد، کوچک به کار آمد، بزرگ پشت سرش خلق شد. چنانچه با درمان‌های خانگی بار زیادی از هجوم به بیمارستان‌ها و صف بیماران در پیاده‌روها و تشدید بیماری از همین تجمعات برداشته شد. دولت محل خلق اثرهای کلان است که در مواقع بحران یا جنگ دچار برخی کج‌کارکردی‌ها می‌شود. هرچقدر بارش سنگین‌تر باشد در این مواقع امور بیشتری زمین ماند. اگر در موقعیت غیربحران از ظرفیت‌های کوچک حل مساله حفاظت شود در چنین شرایطی به هم می‌پیوندند و حل مساله می‌کنند. حالا که این استعداد به چشم آمده و در میدان دارد به بهترین شکل خودش را نشان می‌دهد، وقت آن است که بیش از گذشته به رسمیت شناخته شود و برای روزهایی که دیگر دفاع خیابانی لازم نبود مصادیق دیگری پیدا کند و هم‌چنان در امر وطن‌داری امکان مشارکت خلق کند و امتداد داشته باشد. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📌 | قالب‌های مجله اقلیما 📱با زدن بر روی هشتگ‌ها به محتواهای مربوطه دسترسی پیدا کنید: 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻از تحریف تا حقیقت ، پیروزی در میدان شناخت حمیده‌عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه شناسی 🔸️ ویدیویی توجه مرا جلب کرد و تصمیم گرفتم ادامهٔ آن را ببینم. در این ویدیو، یک شهروند آمریکایی دربارهٔ فریب خوردگی خود از تبلیغات و پروپاگاندای رسانه‌های ایالات متحده صحبت می‌کرد. او می‌گفت تا پیش از این نمی‌دانسته که در جمهوری اسلامی ایران، دختران اجازهٔ تحصیل دارند. با دیدن مدرسهٔ «میناب»، تازه متوجه شده که دختران ایرانی به مدرسه می‌روند؛ در حالی‌که پیش از آن تصور می‌کرده دختران صرفاً در فضای خانه زندگی می‌کنند، حق بیرون رفتن و تحصیل ندارند و باید در خانه بمانند. او همچنین دربارهٔ پوشش دختران ایرانی صحبت می‌کرد و می‌گفت تصورش این بوده که دختران در ایران برقع، پوشیه یا نقاب دارند، در حالی‌که نوع پوشش در ایران متفاوت از آن چیزی است که رسانه‌های غالب آمریکایی با تحریف واقعیت نمایش می‌دهند. در پی رویدادهایی که در جریان «جنگ رمضان سوم» رخ داد، دختران ایرانی بیش از گذشته در میان مردم آمریکا و کشورهای اروپایی شناخته شدند. پیشرفت‌های علمی آنان، میزان بالای تحصیلات، و حضور گسترده در دانشگاه‌ها (که بیش از نیمی از دانشجویان را شامل می‌شوند) همه بیانگر نقش مؤثر دختران ایرانی در عرصه‌های علمی، نخبگانی، فیزیک، موشکی و سایر حوزه‌هاست. آنان در جایگاه‌های گوناگون اجتماعی حضور دارند و اثرگذاری چشمگیری دارند. به گفتهٔ یکی از کاربران آمریکایی، درست است که در ایران محدودیت‌هایی برای پوشش وجود دارد، اما جامعهٔ ایران آن‌گونه که در رسانه‌های غربی به عنوان جامعه‌ای «سرکوب‌گر» و «دیکتاتور» تصویر می‌شود، نیست. نوع برخورد با زنان و دختران در ایران متفاوت است؛ این تفاوت در نگاه مردمان و کارشناسان غربی سبب بازنگری در برداشت آنان از جامعهٔ ایرانی شده است. کاربران و پژوهشگران آمریکایی اکنون دربارهٔ جایگاه زن در ایران سخن می‌گویند؛ زن ایرانی در ساحت‌های مختلف اجتماعی حضور دارد، به دانشگاه می‌رود و در عرصه‌های گوناگون نقش‌آفرین است. گویی این رویدادها نوعی بیداری جهانی نسبت به ایران را رقم زده و موجب شده فرهنگ غربی با فرهنگ ایرانی و اسلامی آشنا شود. در میان واکنش‌های کاربران انگلیسی‌زبان، حتی به حوزهٔ موشکی نیز اشاره شده است؛ جایی که نام «بی‌بی مریم بختیاری» به عنوان یکی از مبارزان زن ایرانی ذکر شده و پرتاب موشک‌ها با نام «دختران میناب» یادآور حضور زنان در عرصه‌های مقاومت است. این رخدادها در فضای غربی واکنش‌های گوناگونی ایجاد کرده و بسیاری از آنان شروع به نقد فرهنگ خود کرده‌اند؛ فرهنگی که در آن زن اغلب به عنوان کالایی یا ابزار تبلیغاتی شناخته می‌شود. در مقایسه‌ای قابل توجه، رفتار و تکریم مقام معظم رهبری نسبت به دختران در آیین جشن تکلیف با نوع رفتار نسبت به دختران در پروندهٔ اپستین مورد مقایسه قرار گرفته است؛ مقایسه‌ای که نشان می‌دهد فرهنگ ایرانی‑اسلامی در برابر فرهنگ غربی ایستاده و قدرت و عمق خود را آشکار کرده است. اکنون، در شرایط جنگ، یکی از پیروزی‌های بزرگ ملت ایران نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در عرصهٔ فرهنگی و شناخت جهانی رقم خورده است؛ جهانیان بیدار شده‌اند تا دریابند «دختر ایرانی کیست و چگونه زندگی می‌کند». در حالی که دشمن با حمله به مدرسهٔ میناب تلاش داشت چهرهٔ زن و دختر ایرانی را تحقیر کند، این حادثه موجب بیداری و آگاهی جهانی شد. زنان و دختران ایرانی در مسیر پیشرفت و حرکت به‌سوی قله‌های علمی و انسانی گام برمی‌دارند؛ همان‌گونه که رهبر انقلاب فرمودند: «ما به قله نزدیکیم» و در این مسیر، حضور زنان و دختران ایرانی در این قله روشن و محسوس است. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه دختران جان‌فدا - نقد نقدها و عبور از کلیشه‌های انتقادی و تحلیلی - بخش اول مهدی تکلو در کانال شخصی 🔁 اولین پیش‌فرض معرفتی و اخلاقی در تحلیل «رژۀ دختران جان‌فدا» در نظر گرفتن خاص‌بودگی پدیده است. ‌این خاص‌بودگی در نتیجۀ جنگ به ما گوشزد می‌کند مثل خیلی دیگر از پدیده‌ها، ما در اینجا با هم ‌پدیده‌ای جدید مواجه هستیم. هم جامعۀ ایرانی پیچیده است و همواره دانش اجتماعی را غافلگیر کرده ‌است و هم زن ایرانی به واسطۀ فقر شناختی ما و پیچیدگی شخصیتی ساده‌سازانه به چنگ نمی‌آید. اضافه ‌کنید که در جنگ که «برهۀ تسریع تاریخ است» ما با یک وضع جدید اجتماعی و البته تاریخی در سطح ‌جهانی مواجه هستیم. اگر در یک تحلیل مقدماتی در امتداد پیروزی‌های ملت مبعوث مقابل ابرقدرت ‌فرعونی، قبول کنیم وارد یک وضع و نظم تمدنی جدید شده‌ایم و قطب‌بندی قدرت در حال ویرایش است، به ‌حکم این خاص‌بودگی نمی‌توانیم پدیده‌های این سرآغاز را با کلیشه‌های ذهنی و صورت‌بندی‌های قبلی فهم ‌کنیم و توضیح بدهیم. مفاهیمی از قبیل جنسیت‌زدگی، فانتزی‌زدگی، مصرف‌زدگی، نمایش‌زدگی و... همگی ‌گرفتار انحائی از تقلیل هستند. مسائل زنان ایرانی غالباً گرفتار قضاوت از دورند و در مورد «رژۀ صورتی» هم ‌این ذهن‌زدگی و به عبارتی تحمیل ذهن بر واقعیت تشدید شده است. من در ادامه به برخی از این نقدها و ‌مغالطه‌ها تشکیک می‌کنم:‌ ‌ 1- خروج از هویت زنانه قضاوت دربارۀ اینکه زنان با انجام رژۀ نمادین نظامی از هویت زنانه خارج می‌شوند ‌پیچیدگی‌هایی دارد. باید هم این پیچیدگی‌ها را دید و هم زنانی که راجع بهشان بحث می‌کنیم. دست‌کم یک ‌مولفۀ تعیین‌کننده باید جدی گرفته بشود. اینکه آیا با زنانی مواجه هستیم که اهل اراده و واجد قدرتند یا ‌خیر؟ اینکه آیا با زنانی مواجه هستیم که تا کنون هویت زنانۀ خویش را بازیابی کرده‌اند یا خیر؟ اینکه آیا ‌انجام این رژۀ نمادین تحمیل بر آنان است یا خلاقیت آنان؟ اینکه جهان اجتماعی زنانه تا اندازه که ‌شکوفاکننده و تسهیل‌گر کنش زنان ایرانی باشد وجود دارد یا خیر؟ اینکه ذهن طراح و سیاست‌گذار چه ‌اندازه قادر بوده تمام جزئیات را رقم بزند؟ در یک قضاوت اولیه به گمانم ما داریم راجع به زنانی بحث می‌کنیم ‌که نه‌تنها اهل اراده و قدرتمندند بلکه در بسیار جنبه‌های اجتماعی توانسته‌اند ارادۀ خود را محقق کنند. داریم ‌راجع به زنانی مبعوث بحث می‌کنیم که از گذشته الگوی سایر زنان بوده‌اند، خیابان را تسخیر کرده‌اند و ‌جنگ را به صحنۀ اجتماعی بسط داده‌اند، خانواده را حفظ کرده‌اند و در صحنه‌های خرد و کلان جنگ ‌ایفای نقش کرده‌اند. در مورد چنین زنانی نمی‌توان از غلبۀ «فرم مردانه» بر «هویت زنانه» بحث کرد. اتفاقاً ‌به‌عکس این زنان هستند که دارند تلاش می‌کنند، فرم‌ها و عرصه‌های مردانه را به جهان اجتماعی خود ‌جذب کنند و دلالت‌های آن را ویرایش کنند. زنانی که جنگ را دلالتاً ویرایش کردند با سوار شدن بر چیپ ‌و گرفتن اسلحه مردواره نمی‌شوند بلکه کار جامعه‌شناسی وفادار به متن واقعیت این است که این لحظه و این ‌پدیده را فهم کند. پوشش نمادین نظامی زنان و اسلحه‌دست‌گرفتنشان کاملاً همان معنایی را که در جهان ‌مردانه می‌دهد واگویه نمی‌کند. این زنان دارند به مردان و به دشمن اعلام می‌کنند، «حتی اگر شرعاً دفاع ‌نظامی تکلیف زنان نیست، ما زن‌ها آمادۀ نبردیم». این یعنی مردان که مکلفند به طریق اولی آماده‌اند/باید ‌باشند و این یعنی زن‌ها در سایر جنبه‌های جنگ به‌طریق اولی آماده‌اند.»‌ 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه دختران جان‌فدا - نقد نقدها و عبور از کلیشه‌های انتقادی و تحلیلی - بخش دوم مهدی تکلو در کانال شخصی 🔁 2- صورتی‌بازی و سانتی‌مانتالیسم ما شاهد یک رژۀ نمادین عمومی هستیم. حتی رژه‌های نظامی و حرفه‌ای ‌هم جنبۀ نمادین دارند چه برسد به رژۀ اجتماعی. اما دربارۀ رنگ‌بخشیدن به مناسک رژه باز هم باید از ‌کلیشه‌زدگی اجتناب کرد. در اینجا رنگ‌زنی به نمادها دلالتی هویتی دارد و به منظور تمایزبخشی زنانه به ادوات ‌عرفاً مردانه انجام می‌شود. اجمالاً زن‌ها با این‌کار دارند تلاش می‌کنند اتفاقاً از هضم شدن در جهان مردانه ‌جلوگیری کنند و نشان دهند «در میدان حاضرند، اما این کسانی که در میدان حاضرند زن هستند». در ‌اینجا رنگ صورتی غیر از فانتزی کودکانه و کلیشه‌ای است که در سیاست فرهنگی نهادها رواج دارد. اگر ‌این کار با خلاقیت زنانه انجام می‌شود که به نظر اینگونه است، رنگ صورتی فی‌نفسه موضوعیت ندارد ‌بلکه به‌مثابه یک «استعارۀ نزدیک» برای تبادر امر زنانه است. این رنگ‌افزایی اختصاصی به رنگ صورتی ‌ندارد و در اینجا چیزی که موضوعیت دارد «تغییر فرم ادوات نظامی» به اشکال گوناگون است که در یک ‌قلم با رنگ‌افزایی انجام می‌شود.‌ نکات تکمیلی/‌ ‌1- تحلیلگر یا جامعه‌شناس نمی‌تواند پدیده را بی‌معنا و بی‌زبان درک کند و آن را به ابژۀ صورت‌بندی خود ‌مبدل گرداند. باید به زوایای گوناگون پدیده نزدیک شد.‌ ‌2- همۀ رژۀ خلاصه در نمایش نظامی نمی‌شود و همۀ نمایش نظامی خلاصه در نمادهای رنگی نمی‌شود.‌ ‌3- باید مراقب تأثیر جوک‌ها و هجوهای جنسیتی بود. این هجوها بی‌رحمانه اعتماد‌بنفس زنان را در ‌متمایزبودن می‌زدایند. کارکرد جوک‌های جنسیتی این است که تمایزها و خلاقیت‌های زنانه را به‌مثابه ‌سرپیچی از نظم و انگاره‌های حاکم سرکوب کنند.‌ ‌4- پیش‌فرض من این است که طراح و برگزارکننده قادر مطلق نبوده و بلکه مقدمات برنامه کاملاً عجولانه ‌مهیا شده است. نباید اراده و عاملیت متکثر زنان را نادیده گرفت.‌ ‌5- باید از نقدهای نخبه‌گرایانه که بیشتر حامل سلیقه طبقاتی هستند تا لنز مکاشفه‌گر واقعیت اجتناب کرد.‌ ‌6- رنگ صورتی و البته دنیای رنگارنگ هنوز مطلوب و برانگیزانندۀ زن‌ها در اقشار گوناگون است. نمی‌توان ‌تحت‌تأثیر هنجارها و هجوهای مردانه، دنیای رنگارنگ زنان را به ادا و تجمل و سانتی‌مانتالیسم متهم کرد.‌ ‌7- این رژه به لحاظ دلالت‌های معنایی هنوز بسیاری از ویژگی‌های اختصاصی زن مسلمان ایرانی را بازگو ‌نمی‌کند. اما رژه یا راهپیمایی یک کار نمادین است و نمادها ممکن است توانایی حمل معانی عمیق را نداشته ‌باشند.‌ ‌8- فهم بازنمایی رسانه‌ای رویداد غیر از فهم رویداد است. فهم گفتمان حاکم بر ذهن برگزارکنندگان رویداد ‌غیر از فهم رویداد است. فهم واکنش‌ها به این رویداد غیر از فهم خود رویداد است.‌ ‌9- بازتاب‌های بین‌المللی رویداد هم در فضای عربی و هم در فضای غربی جالب و متفاوت از واکنش‌های ‌داخلی است.‌ ‌10- مقابل بی‌ادبی‌ها و لئامت‌ها در مورد زنان و دنیایشان باید ایستاد.‌ 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️مدعیِ دروغینِ آزادی از من سؤال کردند که شما در مقابل آنچه که غربی‌ها درباره‌ی مسئله‌ی زن در کشور میگویند، چه دفاعی دارید؟ من گفتم: ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئله‌ی زن، از غرب طلبگاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پائین می‌آورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهند؛ آنها باید جواب بدهند. ۱۳۹۰/۰۳/۰۱ | 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۱) تینا چهارسوقی امین مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک 🔸️ در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظه‌ها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که می‌توان آن‌ها را «لحظه‌های جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظه‌هاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقش‌آفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگ‌تر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر می‌یابد. در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه به‌عنوان یک کنشگر حاشیه‌ای، بلکه به‌مثابه یکی از پیشران‌های اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سال‌های نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن به‌عنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار می‌آمد. همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن به‌عنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد می‌شود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصه‌های امنیتی و منطقه‌ای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکه‌های اجتماعیِ جامعه و در کنش‌های روزمره مردم معنا پیدا می‌کند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژه‌شان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفته‌اند. اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار می‌شود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز می‌شود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهم‌ترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهره‌برداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئله‌ای مانند حجاب به‌عنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیل‌یافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه می‌شود. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲) تینا چهارسوقی امین مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک 🔸️ اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقش‌آفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب به‌عنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریف‌شده به سوژه‌ای تقلیل می‌یابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا می‌کند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی می‌کند، روایت تحریف‌شده می‌کوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند. با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی به‌آسانی گسسته نمی‌شود. درست همان‌گونه که در سال‌های انقلاب، زنان با تنوع نگرش‌ها، طبقات، خاستگاه‌های فرهنگی و سبک‌های کنش، در خیابان‌های انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکه‌های امدادی تا زنان پیش‌برنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحران‌های اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقش‌آفرینی می‌کنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است. به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایه‌شان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشان‌دهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدان‌ها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد: زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکل‌دهنده به پویایی تاریخی جامعه. در پایان یاد بریده‌ای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه‌ سیاست به دنیا می‌آیند؛ اما زنان، بر این میدان منت می‌گذارند که پا در آن می‌نهند. هر جا زنی هست که به خاطر عدالت می‌جنگد، آن‌جا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی. ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...» 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻فتح مردانه‌ترین میدان‌ها زهرا ستاری فقیهی در کانال شخصی 🔁 در بخش اول یادداشت قبلی، نوشتم که به پیام رهبری به کنگرۀ هفت‌هزار زن شهید به مثابۀ بیانیۀ گام دوم زنان نگاه کنید. این پیام متنی اگرچه کوتاه است ولی نکات بسیار مهم، تخصصی و دارای مبنا در دل خود دارد که برای تحلیل مسائل امروز و نیافتادن در دام کلیشه‌های جنسیت‌زده راهگشاست. از جمله این مسائل، مربوط به رزمایش اخیر دختران جان‌فدا است که استفادۀ بانوان از ادوات نظامی، برخی را به این نقد واداشت که هویت زنانه دارد به حاشیه می‌رود. فعلاً کار ندارم که اصلاً چه سهمی از آن رویداد به زنانی اختصاص داشت که اسلحه به دست و سوار بر ماشین‌های سنگین بودند و اینکه تا چه اندازه نحوۀ بازنمایی رسانه‌ای آنها ممکن است قضاوت ما را از تمام آن صحنه تحت‌الشعاع قرار بدهد، اما اگر بخواهیم متواضعانه بگوییم سؤالی که مطرح می‌شد این بود که اسلحه دست گرفتن بانوان خلاف ذات زنانۀ آنهاست؟ رهبر شهید در قسمتی از پیام به کنگره نوشته‌اند: «زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند.» جهاد نظامی را می‌توان مصداق بارز همین مردانه‌ترین میدان‌ها دانست. با این وجود رهبر شهید معتقد بود زنان در دفاع مقدس حتی همین منطقه را مال خود کردند بدون اینکه ذره‌ای از زنانگی‌شان کم بشود. چنین چیزی چگونه ممکن است؟ دقت کنید؛ رهبری تنها نمی‌گوید زنانی که به محیط نظامی و عرفاً مردانه وارد شدند از زنانگی خود مواظبت کردند بلکه در گامی فراتر، آنها این عرصه‌های ظاهراً مردانه را فتح کردند و روح زنانۀ خود را در این فضا جاری کردند. یعنی این اقدام زنان نه صرفاً سلبی که ایجابی و فعالانه بوده و چیزی به حقیقت میدان افزوده است. از مصادیق عملی این باور در نحوۀ تعامل رهبران انقلاب با خانم دباغ خودش را نشان می‌دهد. زنی که فرماندۀ سپاه بود، شکنجه‌های بسیاری تحمل کرد، همراه امام به تبعید رفت و مسئول حفاظت از ایشان بود. خلاصه اینکه این زن دستش را به انتهای دیوار فعالیت‌های نظامی و امنیتی زده و برگشته بود. با این حال رهبر شهید در بیاناتشان می‌گفتند تهمت زن‌ستیزی را از جمهوری اسلامی با تصویر خانم دباغ بردارید! و جالب است که واکنش‌های بین‌المللی به رزمایش اخیر چنین تغییر نگاهی را نشان می‌دهد. آیا رهبری تحت‌تأثیر تبلیغات فمنیستی چنین حرفی زد؟ همان کسی که همواره از ریحانگی و لطافت زنانه می‌گفت چرا خانم دباغ را «نمایشگر حقیقت گرایش زن» می‌دانست؟ دوستانی که با تندی پیوند امر نظامی با امر زنانه را طرد و نفی می‌کنند و زن ایرانی را به صرف ظاهر با زن سرباز اسرائیلی مقایسه می‌کنند، باید دید در مقابل این که رهبری فرمودند ما زن می‌خواهیم مثل خانم دباغ، چه خواهند گفت؟ آیا اگر ظاهر کار زن با کار مرد مشترک شد، الزاماً آن کار مشترک تاثیری که در عالم می‌گذارد به یک صورت است؟ چطور خانم دباغ با وجود انجام آن همه کار ظاهراً مردانه از سوی امام «خواهر طاهره» صدا می‌شود و در مقام خواهری‌کردن برای سپاه قرار می‌گیرد؟ چه چیزی زن اسرائیلی سرباز را مردواره می‌کند اما زن ایرانی را نه؟ اصولاً ما در مسئلۀ زن درمورد همین مصداق‌های کلیشه‌شکن به مشکل می‌خوریم و چون نمی‌توانیم به درستی توضیحشان بدهیم آنها را یا خلاف‌قاعده تلقی کرده یا اساساً انکارشان می‌کنیم. از همین نقطه هم هست که تکثرات زنان را نادیده گرفته و آنها را مجبور به هزینه دادن برای حفظ فردیت و تشخیص جهادی‌شان می‌کنیم. اما در شرایطی که ما در جنگ زمینی قرار نداریم و حتی مردان ماهم هنوز به نقطه‌ای نرسیدند که اسلحه به‌دست بگیرند و به سمت میدان‌های نبرد بروند، این رزمایش زنانه چه پیامی دارد؟ قدرت، ظرافت و لطافت روحی زنانه چگونه خودش را در ادوات نظامی که در دست زنان است نشان می‌دهد؟ به‌صورت کلی، وقتی وجوه معنا‌پردازانۀ عالم بر طبق قاعدۀ زوجیت روی دوش زنان می‌افتد، زنان در محقق کردن این هدف و تنظیم‌گری عواطف و اراده‌های عمومی می‌توانند از شیوه‌ها و وسایل مختلفی بهره بگیرند و یکی از آنها می‌تواند تسلیحات نظامی باشد. نه می‌خواهند برای مردان شاخ و شانه بکشند که از آنها بهتر بلندند بجنگدند و نه اصلاً چنین کاری در تضاد با امر مردانه است که اتفاقاً مکمل آن است. آنها حتی اگر لازم نباشد به جنگ بروند، می‌خواهند احساس آمادگی برای جنگ را در جامعه عمومی کنند و مصداق بارز آن حرف امام باشند که می‌فرمود: مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻رژه دختران جان فدا این پدیده با چه زبانی با ما سخن می‌گوید؟ هانیه کثیری در کانال شخصی 🔁 من این پدیده را به امام راحل عرضه می‌کنم جواب‌های قابل تاملی دارند مثلا ایشان نه تنها در مواجه با نظامی‌گری بانوان می‌فرمایند: «ما مفتخریم که بانوان و زنان... آنان که توان جنگ دارند، و آنها که می توانند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است، شرکت [کنند] ما مفتخریم که بانوان... با آزادی شجاعانه خود بر مبنای ایمان، از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و با آشنایی دوستان نسبت از احکام اسلام و مقاصد قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آمده بودند، خارج نموده اند.» و اتفاقا این ورود را برخلاف برخی از تحلیل‌گران که سیطره ابزار مردانه بر هویت زنانه می‌دانند، نه استحاله هویت زنانه بلکه متعادل کردن عرصه‌های نامتعادلی می‌دانند که به معناهای زنانه نیازمندند : «چنانچه يك عده از زن وارد بشوند در يك محلي كه محل جنگ است... پيشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاعي، مسائل جهاد، مسائل كمك كردن به جبهه ها، وارد شدن در هر طريقه اي اسباب اين ميشود كه مردها بيشتر وارد بشوند، مردها هم قويتر بشوند.» من بنا را بر این اصل میگذارم که مواجه ما با رژه‌ی دختران جان فدا باید رنگ و بویی از عمل امام راحل را داشته باشد. امام در ابتدای انقلاب که به برکت آن زن به کرامت فطری‌اش بازگشت به زنان اعتماد کرد البته این کار بی مهابا دل به دریا زدن، نبود. بلکه جوهره‌ای در زن وجود داشت که سبب جلب توجه و اعتماد امام شد جوهره‌ای که تعمد دارم بارها و بارها تکرارش کنم نزدیک بودن زن به معنویت و دین فطری. اعتمادی که ثمره اش رقم زدن ۱۷ دی سال ۵۶ بود که به بیان آقای شهید معجزه‌ی انقلاب نامیده شد‌. آن روز هم زنان در پیشقراولی اولین حرکت عمومی مردم قرار گرفتند و جنگ را اجتماعی کردند. الان هم ما در دل یک نو انقلاب دیگر قرار داریم نو انقلابی که در آن بار دیگر مردم مبعوث شدند و معجزه خیابان را رقم زدند و بسط یدی شدند برای رنگ بخشیدن به ایده‌ی مردم سالاری دینی . در پیشانی این معجزه و بعثت، زن قرار دارد اما چرا مواجه‌ی تحلیلات پیرامون رژه دختران جان فدا و شهادت طلبی آنها بر خلاف امام راحل، رنگ و بویی از حریت و کرامت و استقلال زنان ندارد؟ زیرا : اولا در این برهه زنان جهان دار نشده‌اند: زنان در سال ۵۶ و بلکه قبل تر از آن، خشت‌هایی را برای ساختن جهان زنانه روی هم گذاشتند و در صدد بودند تا ویژگی های زنانه‌شان را بسط دهند؛ نهادها، ساختارها و جامعه زنانه‌ای تشکیل دهند که برکت های فروانی در راستای ملائمت با جهان مردانه و اعتلای انقلاب اسلامی دربرداشت. از حداقل‌ترینشان می‌توان به تحت سیطره مردوارگی قرار نگرفتن زن و محروم نماندن جامعه از نیرو و قدرت زنانه اشاره کرد‌‌. اما ما هنوز از فقر زنانه در جامعه رنج می‌بریم زنانگی که نتوانسته جامعه دار شود و هنوز جهان زن از زبان و نماد و نهاد و.. نحیف است. ثانیا: بنا بر همین نحیفی، تحلیلات پیرامون پدیده های زنانه مانند رژه دختران جان فدا برآمده از معناهای زنانه نیست بلکه درباره‌ی آنهاست‌. وقتی زن خودش درونیات و معناها و اغراض عمل و کنشش را توضیح نمی‌دهد و چون ابژه‌ای از بیرون به او می‌نگرند و در صدد تحلیلش بر می‌آیند این تحلیلات از شکاف های شناختی میان سوژه و ابژه رنج می‌برد که به تفاوت ادراکی دو جنس برمی‌گردد‌‌. این تفاوت ادراکی معنای متفاوتی، ارائه می‌دهد حتی اگر ظاهر آن کنش ها یکشان باشد‌. این تفاوت ضمن اینکه به وارونگی معنا می‌انجامد نسبت به زمینه‌ها و عوامل پیش از کنش هم ناآگاه است به عنوان مثال بعثت که امری درونیست از جمله عواملی در نظر گرفته نشده در این تحلیلات است. این شکاف شناختی آسیب هایی را به همراه دارد؛ این قبیل تحلیلات – که همراه هجو و نقد و استهزا و طنز جنسی است و در نخبگانی‌ترین و مؤدبانه‌ترین حالت همراه محافظه‌کاری و حالت تدافعی و ترس نسبت به دنیای مدرن است – ضمن سلب اعتماد بنفس از زنان، ارتکازات گفتمانی ایجاد می‌کند که مسیر کشف معناهای زنانه و خلاقیت و ابتکارات آنها برای فتوحات بیشتر را مسدود می‌کند. ضرورت به نهایت رسیدن راهی که از ۱۷ دی ۵۶ شروع شده ما را برخلاف این انسدادها راهنمایی می‌‌کند. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻قد کشیدن در صحنۀ نبرد وقتی مادر، خودِ نظریه می‌شود زهرا صادقی‌فرد، پژوهشگر حوزه‌ زنان 🔹️ تصور کنید دو مادر را. اولی هر شب برای فرزندش از شجاعت و مقاومت سخن میگوید، اما در مواجهه با کوچکترین بحرانِ روزمره از هم میپاشد. دومی هرگز مفهوم استکبار را تعریف نمیکند، اما زندگی اش سراسر ایستادگی در برابر فشارهای ظالمانه است. کدام کودک «تربیت» شده است؟ ➕️دانلود فایل شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان در مجله اقلیما 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag