هربار که برای نماز میایستم
هر سجده طولانی تر میشه
هر آیه عمیق تر میشه
با خودم میگم :
اگر این آخرین باری باشه که تمام قد
ایستادم و با خدا صحبت میکنم چی؟
اگر وقتی صدای الله اکبر اذان بعدی
از مأذنه های شهر بلند شد ، قلبم از تپش افتاده بود چی؟
همینجاست که نماز از عادت
به مکالمه عاشق و معشوق تبدیل میشه..
مکالمه ای که نور رو توی قلب آدم روشن میکنه:)
سکوتِ قبل رفتنت
نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده!
چه حسرتیست بر دلم
که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده:)