اِغماء☫
قول دادی بارها اما یکی مردانه نیست در زدم هربار اما هیچکس در خانه نیست عشق کاش آنقدر که ساده گرفتی
بهجای شانهام این بار سر بر سینه ام بگذار
ببار و رد پای غصهها را از دلم بردار..
+ فاطمه قمری
امام حسین علیه السلام
زمانی گفتن الهی رضا بقضائک
که هرکس دیگه ای بود شاید
چیز دیگه ای میگفت!
- آیت الله غلامی
اِغماء☫
-
کمی حرف از سحر ۱۰ ام اسفند ماه ./
خبر شهادتشان که رسید ، باور نداشتیم!
مگر میشد آقای ما شهید شده باشند؟
حوالی ساعت ۵:۳۰ صبح
همه چیز تمام شد ..
اینها میگویند یتیم شده اید!
گوشی را به دست گرفتم
تنها سه روز از عمل گذشته بود ،
با چشم هایی که سوسو میزدند
سعی میکردم بخوانم!
اولین مقصد گروه انصارالمهدی..
حتی متوجه نشده بودم
که ناخودآگاه صدای گریه ام سر به فلک کشیده بود!
این مجری چه میگوید؟
یعنی چی؟
نوار مشکی کنار تلویزیون برای چیست ؟
پس چرا آقا نمیآیند تا بگویند :
«ملتِ عزیز ایران آرام باشید .. اینها حوادث
طبیعی یک راه دشوار به سمت قله است»
به تلویزیون نگاه میکردم
انتظار داشتم آن آقای سرو قامت
از پشت پرده ها خارج شوند و جمال بی مانندشان را ببینم ..
حتی نمیتوانم به زبان بیاورم
شهید؟ شهید سید علی حسینی خامنه ای ؟
آقای ما شهید شدند؟ با دهان روزه؟
روز دهم ماه رمضان؟
آجرک الله یا صاحب الزمان ..
دهم ماه رمضان عاشورا شده!
مردانِ ما شبیه زنان گریه میکنند!
چرا پرچم آستان مقدس رضوی به رنگ مشکی در آمده؟
چرا مردم انقدر پریشان اند؟
چرا اینگونه چشمان مردم خونیست؟
چرا مغزم تمام اتفاقات را پس میزند؟
نمیتوانم روی پاهایم بایستم!
من با این چشم هایی که جلوی پایم را
نمیبینم سر به کدام بیابان بگذارم؟
هوای خانه تنگ شد ..
زن عمو با صدای بلند گریه میکرد ..
عطشان دوداخ لاروا قوربان آقا!
یورگون سسون قوربان آقا!😭
اینبار همه یتیم شده بودند ..
چه بر سرمان آمد؟ نمیخواهم باور کنم ..
«علی آبادی»
هر بلائی کز تو آید نعمتی ست
هر که را رنجی دهی آن راحتی ست
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
اِغماء☫
-
کی میدونه؟
شاید ضریحت و دیگه ندیدم
کی میدونه؟
شاید من به محرم نرسیدم ..
#امامحسینم 💔