اِغماء☫
از سرِ کویت ببین با چشم گریان می روم؛
دست هایت را بده ، دارم پریشان میروم .
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داری میری و زینبمون یه تنه..
مادر حسنین و پناهِ منه:)
اِغماء☫
داری میری و زینبمون یه تنه.. مادر حسنین و پناهِ منه:)
داد میزد میگفت : خانوم !
دل ماهم مثل پهلوی شما شکسته ، ماهم
الان به نفس نفس افتادیم ، بچههاتو
ببین ، دارن تموم میکنن ، ببین که
صدات میزنن ، ببین که چادرتو گرفتن
و به دست و پات افتادن تا نیم نگاه
کنی بهشون :) .
ولی خودمونیما
من آخرین باری که زندگی کردم
همون یه هفته ای بوده که مشهد و کربلا بودم:)
اونجایی که میگه
دور اِی بَهارین.. گُلِ یاسَمَنی..
دور اِی بَلَشن ؛ قانا پیرهَنی..
کفن یاراشمیر ننه قامَتیوَه!
فَدا اولوم یارَلی صورَتیوَه:)💔
هدایت شده از واگویه ... 🌱
نقی معمولی و خونوادش بیشتر از نیروهای بشار اسد تو سوریه مقاومت کردن!
#مقاومت