میانه روی ما!
بسم الله!
شرکت سهامی با مسئولیت محدود با نگاه فقهی میتونه شرعی باشه یا نه؟
با یه نگاه نباید اشکالی داشته باشه. چون از اول به همه طرف قراردادها اطلاع داده میشه.
با یه نگاه مشکل داره. چون هر سو ی مسولیتی به دنبال داره. هرکس سود برد، باید خسارت رو هم تحمل کنه.
با نگاه سوم اصلا سوال نادرست طرح شده. شرکت تجاری در همه شکلها احکام برده و عبد رو خواهد داشت و همه خسارت های عبد برعهده مالکشه.
✍️#میانه_روی_ما: یادداشتهای اقتصادی مصطفی عبدالهی
https://eitaa.com/eqtesadema
بسم الله!
یه مقدار بحث رو ریشه ای تر مطرح کنیم!
تو بحث #شخص_حقوقی هم فلسفه دانستن مهمه، هم فقه مهمه، هم شناخت درست روابط از نگاه حقوق مهمه!
هرکس یکی از این زاویه ها رو انکار کرد، به همون اندازه از شناخت درست قضیه کم میاره!
البته اعتقاد شخصی بنده است! ممکنه کسی بگه نه! همون شناخت یک زاویه کافیه! حالا #حقوقدان باشه، یا #فقیه مهم نیست. به نظر من باید هر سه زاویه مورد بررسی قرار بگیره!
الان پشت سرم میگن وای به حال اون بندگان خدایی که تو براشون شخص حقوقی درس دادی!😂
✍️#میانه_روی_ما: یادداشتهای اقتصادی مصطفی عبدالهی
https://eitaa.com/eqtesadema
بسم الله!
یه بنده خدایی میاد به مرجع تقلید میگه: اشکالی داره که یه فضایی درست کنیم که هرکسی که کارگاه و کارخونه داره، بیاد بخشی از بنگاه تجاریش رو بفروشه؟ و خریدارها هم بدونن که کجا دنبال خرید سهم بنگاه های تجاری باشن؟ فقیه هم میگه: نه! اشکالی نداره! فقط مراقب باشید که احکام خرید و فروش رو درست انجام بدید و مرتکب حرام نشید.
بعد #بورس رو تأسیس میکنن!
واقعا تجزیه ش خوب بود! ولی ترکیبش چی؟
یه موقعی بورس رو با همین نگاه بررسی میکنیم! نتیجه اش میشه «اشکالی نداره! فقط مراقب باشید که احکام خرید و فروش رو درست انجام بدید»
یه موقعی هم از اول میشینیم با اقتصاددانی که بورس رو جزئی از نظام اقتصادیش تعریف کرده راجع به اهداف و ماهیت بورس صحبت میکنیم.
میگه دنبال این هستیم که سرمایه های پراکنده مردم رو جمع کنیم یه جا!
میگه دنبال این هستیم که اگر کسی تلاش کرد و بنگاه سودآوری تأسیس کرد بتونه به راحتی بفروشه و هزینه تأسیس بنگاه های تجاری کم بشه و نقد شوندگیش زیاد بشه!
میگه دنبال این هستیم که یه جایی برای تأمین سرمایه بنگاه های تجاری که نیاز به سرمایه دارن تأسیس کنیم!
خوب!
این اهداف خوبی هستن! (البته باید جداگانه مورد بررسی فقهی قرار بگیرن! ولی در نگاه اولیه که مشکلی با شریعت نباید داشته باشن!)👇👇👇
حالا با این اهداف چه ساختاری درست کردی؟
میگه: یه کارگزاری داریم!
شرکت ها و بنگاه های تجاری به کارگزاری مراجعه میکنن و بخشی از سهامشون رو برای فروش عرضه میکنن.
افراد عادی هم به کارگزاری مراجعه میکنن و تقاضای خرید میکنن.
فقیه میگه این مقدارش که اشکالی نداره!
(همین مقدارش هم تو بررسی های دقیق فقهی دچار چالش جدی هست!)
دوباره میگه: یه موقع هایی بنگاه تجاری بخشی از سهام رو نمی فروشه! بلکه برگه بدهی منتشر میکنه! یعنی اعلام میکنه که من در تاریخ دو سال بعد یک میلیون به شما بدهکارم! از این برگه هم 1000 عدد چاپ میکنه و به کارگزاری می فروشه به قیمت 800 هزارتومن. یعنی در حقیقت قرض میگیره با شرط 200 هزار در هر یک میلیون بهره!
فقیه میگه این مقدارش ربای قرضیه و اشکال داره!
بعد اقتصاددان میگه بیایم یه کاری بکنیم:
به جای برگه بدهی، برگه سهام بفروشیم، ولی سهامش معنای خاصی داشته باشه! یعنی مالک بخشی از کارخونه نباشه، بلکه صرفا حق در سود بردن داشته باشه!
یا سهم داشته باشه، ولی نسبت به باقی شرکا مزیتی داشته باشه! مثلا ضرر نده، و در هر صورت سود داشته باشه!
یا اصلا برگه مشارکت چاپ کنیم، آخرش سهم مشارکتش رو بخریم!
خلاصه هر کاری بکنیم که این پول رو از طرف مقابل بگیریم، آخرش با سودش بهش پس بدیم.
به نظر شما فقیه چه کار میتونه بکنه؟
یه کار اینه که همین ظاهر رو قبول کنه.
یه کار هم اینه که بگه این ساختاری که شما طراحی کردی مشکل داره!
باید از اول بنویسی!
پ.ن: الان بورس بازها شروع میکنن حمله کردن که تو اصلا نفهمیدی بورس چیه و !!!
ولی احتمالا زرنگ هاشون لابلای همین چند خط انواع اصطلاحات بورسی رو فهمیدن!
✍️#میانه_روی_ما: یادداشتهای اقتصادی مصطفی عبدالهی
https://eitaa.com/eqtesadema