eitaa logo
سبل السلام
5.6هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.3هزار ویدیو
46 فایل
سبک زندگی اسلامی تمدن اسلامی : (طب اسلامی، اقتصاد اسلامی، شهرسازی اسلامی ، تربیت و ...) @Seyedreza_salehi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سبل السلام
🖤﷽🖤 ادامه پست قبلی... ...مردم کنار دِیر می رفتند. گاهی در طول مدت اگر می خواست یک نفری را بپذیرد از طبقه بالایی یک زنبیلی را پایین می فرستاد نوشته او را بالا می برد. گاهی جواب می داد گاهی نه. 🔸فَصَّاد نزد بختیشوع آمد و گفت که آقا من چیزی را دیدم که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. این آقایی که شما گفتین من بروم برای ، فَصدشان کردم. دوبار آن مقدار خون از ایشان آمد که فکر نمی‌کردم این مقدارخون در بدن یک انسان باشد. حتی یک بار فصد یک انسان هم آن ظرف را پر نمی کند. ولی دوبار ظرف ایشان پر از خون شد و فرداش به جای خون موادی مانند شیر آمد. بَختیشوع خیلی تعجب کرد و گفت من باید چند روز در کتب قدما نگاه کنم ببینم این مطلب سابقه دارد يا نه؟ اما از این راه به جوابی نرسید! بعد بختیشوع گفت من راهی را می شناسم که خیلی خوب است. چون خود بختیشوع هم نصرانی و راهب بود. 🔹بختیشوع همین فَصَّاد را پیش راهب دیر عاقول فرستاد. بالاخره یک علامتی دادند و او آمد. بختیشوع نامه ای نوشته بود و ماجرا را توضیح داده بود. نامه را در زنبیل گذاشتند، بالا برد. بعد دیدند پیرمرد سراسیمه دوید و پایین آمد. گفت کدامیک از شما آن کسی را که از دستش شیر می آمده را دیده است؟ فصاد گفت من هستم. پیرمرد راهب گفت طُوبی لاُمِّک، خوش به سعادت مادری که تو را زاییده که همچنین توفیقی پیدا کرده ای. بعد گفت من را نزد ایشان ببر. با هم راه افتادند و سامرا آمدند. اول سامرا که رسیدند از راهب پرسید برویم منزل استاد بختیشوع؟ گفت نه برویم منزل آن آقایی که از دستش شیر آمده. 🔸ساعتی به اذان صبح بود. همینکه در خانه (علیه السلام) رسیدند غلامی سیاه چهره آمد و پرسید کدامیک از شما راهب دیرعاقول هستید؟ پیرمرد گفت من هستم. غلام گفت تو بیا برویم داخل. قبل از اذان صبح راهب داخل رفت ، صبح هنگام چاشت از خانه امام حسن عسکری(علیه السلام) بیرون آمد در حالی که همه لباس های نصرانیت را بیرون آورده بود و یک لباس بلند سفید، پوشیده بود. همه تعجب کردند. بعد به جوان فصاد گفت حالا برویم خانه استادت. خانه بختیشوع آمدند. گویا این پیر مرد، پیر و مراد بختیشوع بود. تا بختیشوع این راهب را با لباس جدیدش از دور دید، به خاک افتاد و بالاخره با التهاب و اضطراب گفت آقا چه چیز شما را از دین نصرانیت بیرون آورد؟ 🔅پیر مرد راهب گفت که من اسلام آوردم، اما بدست مسیح، مسیح را دیدم، و شدم. بعد بختیشوع این سوال را کرد که آیا در کسی را داشته ایم که به جای خون، شير از دستش بیاید؟ گفت عیسی (ع) یک بار فصد کرد، آن هم مقداری كم نه اینقدر از دستش شیر بیرون آمده بود. این راهب همان جا کنار خانه امام حسن عسکری (علیه السلام) خادم حضرت بود تا فوت کرد. 📚الکافی ج ۱ ص ۵۱۲ 📚بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۲۶۱ ─┅═ೋ❅ عضویت ❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅سبل السلام❅ೋ═┅─
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسکن یا محلی ( زندان ) ─┅═ೋ❅ عضویت❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/erisonteb ─┅═ೋ❅ 🇮🇷 ❅ೋ═┅─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸﷽🌸 امام حسن عسكرى (علیه السلام): سـلام كردن به هر كس كه بر او مى گذرى و نشستن در جايى كه پايين تر از جايگاه توست نشانه تواضـع و فـروتنى اسـت. مِنَ التَواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ 📚بحارالانوار ج 78 ص 372 ─┅═ೋ❅ೋ═┅─ @erisonteb ─┅═ೋ❅ೋ═┅─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 ابوهاشم جعفری از داخل زندان به امام حسن عسگری علیه السلام نامه نوشت که آقا خیلی این زندان تنگه، خیلی این زنجیرها سنگینه... «حضرت پیغام فرستاد که نماز ظهرت را توی خانه‌ات خواهی خواند... » بعد آزاد شد. میگه رفتم خونه نماز و خوندم و گفتم کاش روم میشد به حضرت بگم آقا وضعمون هم خرابه، بجای اینکه کار کنیم همش زندانیم... دیدم در خونه رو میزنن، یه مبلغ قابل توجهی برامون پول آوردن توش یه نامه هم بود! حضرت نوشته بود که: کاری داشتی از ما حیا نکن، معذب نشو، کار ما این است: «نحنُ کهفٌ لِمن إلتجأ إلینا» هرکسی به ما پناه ببرد ما کهفیم پناهگاهیم... @erisonteb
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا